بانک مقالات فارسی

مقالات سیاسی

  • لیبرال اما سرسخت/به مناسبت سیزدهمین سالگرد مهندس بازرگان
  • زنده باد آرامش
  • سیمای حقیقی علی خامنه‌ای
  • نقاط ضعف و قدرت مناظره ها
  • دروغ می گویند، پناهنده نشده ام
  • جایگاه اخلاقی خشونت در جنبش مسالمت آمیز
  • جنبش سبز به کجا می‌خواهد برود؟
  • چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود
  • فرصت مغتنم
  • از شما بعید بود
  • دو اصلاح جزیی در پیشنهاد آقای علی مطهری
  • بازگشت به عصر وقف برای اداره حوزه
  • پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر
  • در سوگ استاد
  • تابلوهای جا به جا شده

RSS چهل گیس

  • تخمدان‌هاي تنبل
  • همه چيز درباره كنكور آزاد و دولتي
  • سنوات خدمت سربازي جزء سابقه پرداخت حق بيمه محسوب مي‌شود
  • دخترانی که موی بلوند دارند خشن ترند
  • ۳ مشکل اساسی خانم ها در رابطه ی جنسی
  • روز ولنتاین در تهران چگونه می گذرد؟
  • دختر بدلكار ايراني از دكل 40متري پريد
  • زنان بیشتر دچار عذاب وجدان می‌شوند
  • سه ماه دوم بارداری / ماه دوم حاملگی
  • بیست و پنج ترفند عالی برای لاغر شدن !

آمار سایت مقالات فارسی

  • خانه
  • درباره سایت مقال
طالقانی و منتظری؛ آنها دو تن بودند در سوگ استاد
بهمن ۰۶

جمهوری اسلامی: نظام سلطانی یا فاشسیستی؟

اکبر گنجی نظر دهید

انتشار گزینشی بخش‌هایی از گفت و گوی من با هموطنان ایرانی در دانشگاه تورنتو، واکنش عاطفی برخی از ناقدان محترم را برانگیخت. در آن گفت و گو، ادعاهای زیر از سوی من مطرح شد. بسیار مفید است که منتقدان محترم، با نقد مستدل، نشان دهند کدامیک از این مدعیات نادرست است تا آنها را اصلاح کنم:

۱: رژیم حاکم بر ایران ، یک رژیم غیر دموکراتیک و ناقضِ حقوق بشر است.

۲:رژیم‌های غیر دموکراتیک چند نوع‌اند:
۱-۲- دیکتاتوری‌های نظامی.

۲-۲- دیکتاتوری‌های فاشیستی و توتالیتر.

۳-۲- دیکتاتوری‌های سلطانی.

۳: رژیم جمهوری اسلامی، نه نظام فاشیستی و توتالیتر است، نه دیکتاتوری نظامی، بلکه رژیمی سلطانی است. رژیم سلطانی شاه، فقط حوزه‌ی سیاست را سرکوب می‌کرد، اما رژیم سلطانی جمهوری اسلامی علاوه بر حوزه‌ی سیاست حوزه‌ی اجتماعی را هم سرکوب می‌کند.

۱-۳- برخی از زمامداران حاکم بر ایران، فاشیست‌اند و روایت‌شان از دین هم روایت فاشیستی است. اما ایجاد نظام فاشیستی دیگر محال است. نه اینکه سودای ایجاد “نظام فاشیستی” وجود نداشته یا ندارد، انقلاب ارتباطات، ساختن جامعه‌ی تک‌صدایی و تک‌ساحتی را ناممکن کرده است.

۲-۳- حتی اگر رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم فاشیستی باشد، باز هم یک “رژیم ارتجاعی” نیست، چون فاشیسم، پدیده‌ای مدرن است و در جوامع مدرن (آلمان و ایتالیا و اسپانیا) ظهور کرده است.

۴:جمهوری اسلامی، رژیمی ارتجاعی نیست. جمهوری اسلامی یک رژیم بنیاد‌گراست و بنیادگرایی، پدیده‌ای مدرن است. بنیاد گرایی در دوران مدرن، در واکنش به فرایند سریع مدرنیزاسیون، پدید می‌آید. ارتجاعی نامیدن جمهوری اسلامی نادرست است.

۱-۴- بنیادگرایان، عموماً افرادی تحصیل کرده‌اند. بسیاری از رهبران حماس در بهترین دانشگاه‌های آمریکا تحصیل کرده‌اند. بمب‌گذاران یازده سپتامبر، مهندسانی بودند که استفاده‌ی از تکنولوژی مدرن را به خوبی در مراکز علمی غرب آموخته بودند. اکثر بنیاد‌گرایان، مهندس و پزشک هستند. ایمن الظواهری، نظریه‌پرداز القاعده یک پزشک مصری است. دکتر بلال عبدالله و مهندس کفیل احمد که با اتومبیل جیپ حامل مواد آتش‌زا به فرودگاه بین المللی گلاسکو در اسکاتلند حمله بردند، کار خود را از سال ۲۰۰۵ در شهرک دانشگاهی کمبریج آغاز کردند. دکتر محمد حنیف یکی دیگر از اعضای پژشکان جهادی، در بریتانیا و استرالیا مشغول به کار بود.

۲-۴- بنیادگرایان علاقه‌ی زیادی به “علوم تجربی طبیعی” و “تکنولوژی مدرن” دارند. “عظمت‌طلبی اتمی” رهبر جمهوری اسلامی را هم در همین چارچوب می‌توان تحلیل کرد. خرید و ساخت سلاح‌های موشکی پیشرفته، با ارتجاع سازگار نیست. اگر در سه دهه‌ی گذشته جهان غرب فروش تکنولوژی مدرن را به ایران ممنوع نکرده بود، اینان هر چه بیشتر و بیشتر تکنولوژی مدرن را به ایران وارد می‌کردند. کما اینکه اینک جامعه ایران را پر از جدیدترین گوشی‌های همراه، کامپیوتر، فکس، ماشینِ سواری و … کرده‌اند. تکنولوژی مدرن، برساخته‌ای خنثی نیست. زندگی با این تکنولوژی، پیامدهای فرهنگی- معرفتی بسیاری دارد. معماری کنونی ایران، چه ارتباطی به سنت (بازگشت به گذشته) دارد؟ خانه‌های شهر لندن را که دارای قدمت چند صد ساله‌اند، با خانه‌های شهر تهران مقایسه کنید که پس از دو تا سه دهه تماماً تخریب و به مدرن‌ترین شکل ممکن از نو ساخته می‌شوند.

۳-۴- رشد علم در ایران‌: به نوشته‌ی مجله ساینس‌: “بودجه علمی به طور پیوسته از حدود ۲/۰ درصد از تولید ناخالص ملی در سال ۱۹۹۹ به حدود ۵۶/۰ درصد در امسال (۲۰۰۵) در حال افزایش بوده است… خروجی‌های علم از سال ۱۹۹۳ در حال جهش بوده است. در سال ۲۰۰۳ محققان داخل ایران ۳۲۷۷ مقاله ی علمی‌، ۳۰ برابر سال ۱۹۸۵‌، در مجلات علمی منتشر کرده‌اند که این میزان، ایران را در جایگاهی جلوتر از پاکستان و در کنار مصر قرار می‌دهد. از سال۲۰۰۰ میزان همکاری‌های بین‌المللی در رشته‌های شیمی، مهندسی و فیزیک ۳ برابر شده است . [۱]

نشریه‌ی نیچر هم می‌نویسد: “درصد انتشار مقالات علمی توسط دانشمندان ایرانی در نشریات بین‌المللی طی یک دهه‌ی گذشته چهار برابر شده است. هر چند این رقم هنوز پایین است‌، اما ضریب تاثیر‌گذاری مقالات علمی ایرانیان نیز افزایش یافته است. اما بخش اعظم این بهبود از شمار کوچکی از محققان سرچشمه می گیرد[۲] در سال ۱۹۹۰ ایران بعد از اسراییل بیشترین تولیدات علمی را در خاورمیانه داشته است. بر اساس آمار institute for scientific information در سال ۲۰۰۵ حدود ۴۰۰۰ مقاله ی علمی از ایران منتشر شده است ، در حالیکه در سال ۱۹۹۵ این رقم حدود ۵۰۰ مقاله بوده است[۳]

۴-۴- اگر چه نظام حقوقی، تبعیض جنسی ناروایی برقرار کرده است، اما بر اساس شاخص‌های گوناگون، زنان در سه دهه‌ی گذشته در ایران بسیار پیشرفت کرده‌اند. در سال ۱۳۵۵‌، ۲/۱۱ درصد زنان شاغل بودند (یعنی ۴۶۰۰۰۰نفر از ۴۱۱۲۶۳۶شاغل کشور)، اما در سال ۱۳۸۵، ۱/۱۲ درصد زنان شاغل هستند (یعنی ۲۷۸۲۰۰ نفر از ۲۰۴۶۰۰۰۰شاغل کل کشور). طول عمر متوسط زنان به ۸/۷۱ سال افزایش پیدا کرده است. ۸/۷۶ درصد زنان ایران باسوداند (مصر ۴/۵۹). ۶/۳۸‌درصد زنان ایران در فعالیت‌های اقتصادی مشارکت دارند (ترکیه ۷/۲۷‌، مصر‌۱/۲۰). تعداد دختران دانشجو بیش از پسران دانشجوست. با همه‌ی اینها، وضعیت زنان در ایران، با وضعیت زنان در جوامع توسعه یافته، فاصله ی بسیار دارد. زنان ایران درگیر مبارزه‌ی بی‌امان برای برابری تمام عیارند.مقاله و مقالات

۵-۴- پوشش (حجاب) زنان، مساله‌ای است مربوط به زنان و تصمیم شخصی آنها. زنان ایران در انتخاب سطح و نوع پوشش آزاد نیستند، این یکی از نشانه‌های غیر دموکراتیک بودن نظام سیاسی است. دولت دموکراتیک، همچون جمهوری اسلامی‌، به زور مردم را با حجاب، یا همچون رضا‌شاه، بی‌حجاب نمی‌کند. از سخنان برخی ناقدان محترم این طور استنباط می‌شود که گویی حجاب، علامت ارتجاع است. به گمان من حجاب را نمی‌توان به ارتجاع تحویل کرد. اگر این حکم صادق باشد، در آن صورت‌، هر زنی، در هر جای دنیا، آگاهانه و آزادانه، حجاب فقهی را انتخاب کرده باشد،‌ مرتجع خواهد بود. امروز در نیویورک‌، در محله‌ی یهودیان، زنان یهودی با‌حجابند و کسی آنان را مرتجع نمی‌آمد. تمام مساله این است که دولت نباید در این خصوص که متعلق به حوزه‌ی خصوصی است، دخالت کرده و پوشش خاصی را به دیگران تحمیل کند.

۶-۴- بازگشت به دوران ماقبلِ مدرن، ناممکن است. حتی اگر کسی بخواهد، نمی‌تواند یک جامعه کنونی را به گذشته، مثلاً دوران صدر اسلام، باز گرداند. دولت، یک پدیده‌ی متعلق به دوران مدرن است. ایدئولوژی‌، یک پدیده‌ی متعلق به دنیای مدرن است. بنیادگرایان برای حکومت در دوران جدید، دین را به ایدئولوژی تبدیل کرده‌اند. انقلاب هم یک پدیده‌ی مدرن است. “انقلاب اسلامی”، “دولت اسلامی”‌، “ایدئولوژی اسلامی”‌، “دانشگاه اسلامی”‌، “مجلس شورای اسلامی” ، “بانک‌های اسلامی”‌، و دهها پدیده‌ی مدرن دیگر که فقط یک پسوند اسلامی بر خود افزوده‌اند، اما هیچیک به دورانِ ماقبل مدرن تعلق ندارند.

۵:سطح مدرنیزاسیون ایران، خصوصاً از نظر فکری و فرهنگی، از تمام کشورهای عربی خاورمیانه بالاتر است. “تحمل” جامعه‌ی دینی ایران، بسیار بیش از جامعه‌ی دینی عربی خاورمیانه است. آرای دین‌شناسانه‌ی روشنفکری دینی ایران، کاملاً دگراندیشانه (برخلاف باورهای دینی عموم مسلمین)است‌. با این حال، این آرا در ایران منتشر می‌شود. جامعه‌ی دینی مصر و کویت و سودان، نواندیشانی چون نصر حامد ابوزید و خالد ابوالفضل و عبدالهی النعیم را تحمل نکرد، اما جامعه ی دینی ایران، نه تنها عبدالکریم سروش‌، مصطفی ملکیان، محمد مجتهد شبستری و … را براحتی تحمل می‌کند، بلکه آرای اینان‌، پذیرش بسیار دارد.

کتابهای این افراد با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتشار یافته است. از سوی دیگر، ترجمه‌ی آثار مدرن به فارسی، طی سه دهه‌ی گذشته رشد چشمگیری داشته است. آثار دکارت، کانت‌، هگل، مارکس، هایدگر، نیچه، فروید، دورکهایم، وبر، هابرماس، رورتی، چارلز تیلور، دریدا، پوپر، هایک، گیدنز، و دهها متفکر مدرن و پست مدرن و فمینیست و غیره به فارسی ترجمه شده و می‌شود. سیمای جمهوری اسلامی تمام فیلم های هالیودی ضدِ آمریکایی را به نمایش در می‌آورد تا نشان دهد آمریکا در چه وضعی قرار دارد.
۱-۵- ترکیه از نظر سطح مدرنیزاسیون از ایران جلوتر است. از نظرِ سطحِ آزادی و دموکراسی و حقوق بشر نیز از ایران بسیار جلوتر است. اگر ایران در وضعیت ترکیه قرار داشت، بسیار مطلوب بود‌. برای اینکه در آن صورت می‌توانستیم خود را با رقبای اتحادیه اروپا مقایسه کرده و تمام سعی خود را مصروف رسیدن به دیگر اعضای اتحادیه اروپا قرار دهیم.

۲-۵- اگر در هر یک از کشورهای عربی منطقه‌ی خاورمیانه‌، انتخابات کاملاً آزاد و رقابتی و منصفانه برگزار شود، بنیادگرایان پیروز انتخابات آزاد خواهند بود. یکی از دلایل این امر آن است که تنها بدیل حکومت‌های استبدادی سکولار فاسد مورد حمایت آمریکا، بنیادگرایانند که از طریق انواع و اقسام خیریه‌ها در میان توده‌های محروم برای خود پایگاه درست کرده‌اند. این نظام‌ها فاقد بدیل دموکراتند. درایران پس از سه دهه حکومت استبدادیِ فاسدِ بنیادگرایان، تنها بدیل نظام موجود، نیروهای دموکرات مدافع آزادی و حقوق بشر هستند. لذا اگر در ایران یک انتخابات کاملاً آزاد با شرکت تمام مخالفان برگزار شود، نیروهای دموکرات در آن انتخابات پیروز خواهند شد.

۳-۵- وجود پیش‌ شرط‌های اجتماعی دموکراسی (شهرنشینی، رشد باسوادی و تحصیلات عالیه، رشدِ طبقه متوسط، اجماع نخبگان بر سر دموکراسی و آزادی و حقوق بشر، وجود یک طبقه روشنفکری قوی و…) در ایران، علت پیروزی دموکراتها در یک انتخابات آزاد است. بدین ترتیب اگر رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم ارتجاعی است که جامعه را به قرون وسطی عقب رانده است، دموکراتیک شدن چنین جامعه‌ای سودای محال خواهد بود. دشمنی با جمهوری اسلامی نباید به انکار واقعیات اجتماعی منتهی شود.

۴-۵- دینداران در هر دورانی، دین خود را با سطح معرفت و معیشت آن دوران متناسب می‌کنند. ما در دوران تجدد (مدرنیته) و نظام اجتماعی مدرن زندگی می‌کنیم. دینداران هم دین خود را با چنین دنیایی سازگار می‌کنند. نواندیشان دینی، تلاش می‌کنند تا از نظر معرفتی، دینی سازگار با دوران مدرن بسازند. اما بنیادگرایان حاکم بر ایران، به مقتضای قدرت، اسیر پراگماتیسم شده و عملاً مجبور شده‌اند که احکام معارض با دوران مدرن را رفته رفته کنار بگذارند.

آقای خمینی می‌گفت حکومت بر تمام احکام اولیه اسلام تقدم دارد و نظام سیاسی، اگر مصلحت تشخیص دهد، می‌تواند هر حکم شرعی را تعطیل و کنار بگذارد. در ماجرای شطرنج هم آقای خمینی در دهه‌ی اول انقلاب خطاب به یکی از فقهای سرشناس نوشت، بر مبنای دستگاه نظری شما، باید به دوران چادر نشینی و قبایلی بازگشت و تمام تمدن جدید را نابود کرد، اما ما در دوران جدید زندگی می کنیم و باید احکام فقهی را با دنیای جدید سازگار کرد. سازگاری دین با دنیای جدید در نظام اندیشگی آقای خمینی، از طریق “تابع مصلحت‌سنجیِ قدرت سیاسی شدن” به دست می‌آید.

او دولت را دینی نکرد، بلکه دین را دولتی کرد. بنیادگرایان حاکم بر ایران، زندگی ایرانیان را به زندگی “منونایت‌های کانادا” یا “آمیش‌های آمریکا” تبدیل‌نکردند.

۵-۵- فرایند “مدرنیزاسیون اقتدارگرایانه” پهلوی و جمهوری اسلامی، مسایل بی‌شماری برای جامعه‌ی ایران آفریده است. شکاف طبقاتی همچنان وجود دارد. شاخص نابرابری (ضریب جینی) در حال حاضر حدود ۴۲/۰ است. اگر به فرایند سه دهه‌ی گذشته نگریسته شود، تفاوت چندانی مشاهده نمی‌شود.

مساله این است که در ذهن برخی دو قطبی مدرن‌- ارتجاع به دو قطبی خوب- بد فروکاسته می‌شود. از اینرو تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی فرایند “مدرنیزاسیون آمرانه” را همچنان ادامه داده است، به معنای این است که این رژیم ، رژیمی خوب(دموکرات؟) است. در حالیکه این رژیم، رژیمی خودکامه و سرکوبگر است که می‌خواهد کشور را از بالا آباد کند.

۶-۵- ایران دارای “ساختار جمعیتی جوان” است. حدود هفتاد درصد جمعیت کشور زیر ۳۰ ساله‌اند. بیست و نه سال از انقلاب ۵۷ گذشته است. این نسلی است که در جمهوری اسلامی به دنیا آمده‌، در آنجا به مدرسه و دبیرستان و دانشگاه رفته و زیر سیطره‌ی تبلیغات یک سویه‌ی ایدئولوژیک رژیم قرار داشته است. اما نه تنها گذشته‌گرا (مرتجع) نیست، بلکه به شدت طالب زندگی مدرن است . سبک‌های زندگی عجیب و غریبی که در میان این نسل رایج است، هیچ نشانی از گذشته‌ی دور ندارد. هیچ آتوریته‌ای (دین، سنت، اخلاق، ایدئولوژی، دولت‌، پدر و مادر) را به رسمیت نمی‌شناسند. اگر مدرن بودن، آنگونه که مارکس در مانیفست کمونیست به تصویر کشیده‌،‌ به معنای “تغییر مداوم”، “نفی مستمر”، “عدم یقین و تلاطم پایان‌ناپذیر”، “منسوخ شدن تمامی روابط تازه شکل یافته”، “از دست رفتن هاله‌ی تقدس”، “دنیوی شدن تمام مقدسات”، “نابودی جذبه‌های ملکوتی”، “به حاشیه رفتن عقاید کهنه و محترم” و “سود عریان” باشد، این نسل به شدت مدرن است.

اینها خصوصیات نسلی است که بنیادگرایان در ایران ساخته‌اند.به تعبیر درست‌تر، اینها “پیامدهای ناخواسته”‌ی مجموعه اقدامات آنان بوده است. داوری ارزشی در این خصوص‌، ربطی به مدعای ما ندارد. این دستاورد، ارتجاع نام نمی‌گیرد، این بخشی از تجربه‌ی مدرنیته است.

۶:انسان آزادیخواه و دموکرات نباید در مبارزه‌ی سیاسی دروغ بگوید. هر کس از راه دروغ به قدرت برسد‌، “حکومت دروغ” تاسیس خواهد کرد.

۱-۶- در زمان شاه، مبارزان به دروغ در تمام دنیا تبلیغ می‌کردند که شاه یکصد هزار زندانی سیاسی دارد و چند هزار زندانی سیاسی را به قتل رسانده است.

۲-۶- رژیم جمهوری اسلامی، مخالفان سیاسی و عقیدتی را زندانی و حقوق آنها را نقض می‌کند. زندانیان در دهه‌ی شصت، در بدترین وضعیت قرار داشتند. وضعیت زندانهای امروز ایران نسبت به دهه‌ی شصت بسیار تغییر کرده است. رشد اندیشه دموکراسی و آرمان حقوق بشر، به علاوه‌ی مبارزه‌ی غیر‌خشونت آمیز مخالفان، تاثیر بسیاری در این تحول داشته است.

۳-۶- رژیم بنیادگرای حاکم بر ایران، به دلیل نقض حقوق اساسی مردم ایران، محکوم است. اما برای محکومیت این رژیم، نباید دروغ گفت و تحولات ساختاری ایران را منکر شد.

می‌توان چهره‌ای کاملاً قرون وسطایی از زنان ایران به تصویر کشید. اما این تصویر ایدئولوژیک (شعور کاذب)، نه تنها هیچ سودی به حال فرایندِ گذار ایران به دموکراسی ندارد، بلکه اهانت به تمام زنانی است که آگاهانه در حال مبارزه برای آزادی و برابری و دموکراسی‌اند.

تورنتو ۳ بهمن۱۳۸۶

پاورقی:
[۱] اصل مقاله را در اینجا بخوانید.

[۲] برای اصل مقاله رجوع شود به اینجا و اینجا.

[۳] رجوع شود به : Nature 442, 719 - 720 (2006

ارسال به بالاترين

۷ پاسخ به “جمهوری اسلامی: نظام سلطانی یا فاشسیستی؟”

  1. سانسور « علی رضا محمد ظاهری گفت:
    یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۷ در ۳:۵۲ ب.ظ

    [...] قانونی برای قدرت حکومت و و سعت دامنه ی قدرت خودسرانه در جمهوری اسلامی منجر به پیدایش حکومتی استبدادی شده که حتی “حقوق [...]

  2. اکبر گنجی - روشنفکری فقیهانه « اکبر گنجی akbar ganji گفت:
    شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ در ۵:۴۸ ق.ظ

    [...] جمهوری اسلامی: نظام سلطانی یا فاشسیستی؟ [...]

  3. کنکاش از مشهد گفت:
    دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۰۰ ق.ظ

    خوب جناب اقای گنجی اومدیم شما نشستید اون طرف میز و شما شدید زهبر( نعوذبالا…) حتما این حرفها را باز میزنید؟ درسته؟ یا باز یک فاز بزای خودت باز میکنید که این فلان خاصیت را داره و فلان برتری را داره من خشکه مقدس نیستم ولی داداش تو هم مثل بقیه نگران این سفره پر برکت نفت هستی که دیگران دارند بالا میکشند و به تو یا نرسیده یا اگر رسیده کمه و الا این همه سکو لا ر مکولار به ناف صحبتات نبند و اعتصاب غذا نکن مگه نرفتی خارج عرضه داری کفن تنت کن از خارج بیا ایران با کفن خدا حافظیت را هم اونجا با روزنامه نگاران بکن بگو من میرم یا ملت را نجات میدم یا خودم میرم زیر زمین که این وضع را نبینم اونوقت ببین چند ملیون طرفدارت هستند ؟ بد بختی این ملت اینه شدند گوسفند بی چو پان و هر گرگی به گله بزنه زده و هر کی هم میاد برای خودش و اجدادش تلاش میکنه داداش بفول معروف هر که امد عمارتی نو ساخت من طرفدار اینا نیستم ولی اینقدر جرئت داشتند که بمونند و مقابله کنند و بموقعش هم کفن پوش شوند حالا دارند قلپی سر میکشند اونم مزد جرئت و ببخشید بی ادبی نباشه مزد خایشونو دارند میخورند و الان ایران دو طبقه شده یه طبقه سواری میده( ملت) و یک طبقه سواری میگیره ( دولت - اقا زاده ها- بادمجون دور قاپچین ها -و نیرو های نظامی و انتظامیشون) هز کی به فراخور عرضش که همشون از پانزذه درصد بیشتر نیستند حقیقته داداش و بدا به حال علماء و مجتهدین که با سکوت خودشون مهر تایید بر این دزدی ها و چپاول ها میزنند شاید هم دارند همون اصل مهم حفظ جون در مقابل دشمن را میکنند ایا علی (ع) اگر بود با این دزدان اینطور سکوت میکرد؟ به خدا دل علی و اولادش از همه اینها خونه و ببینید دین چطور شده باریچه تعدادی که مردم دیگه دارند از دین بیزار میشوند چه گویم که ناگفتنش بهتر است زبان در دهان پاسبان سر است

  4. امیر گفت:
    یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ در ۷:۰۲ ب.ظ

    دا ش مشهدی برو طوقی رو ببین نمیخواد درباره سیاست بحث کنی
    دین هیچ پایگاه علمی نداره که شما سنگشو به سینه بزنی یا سندیتی مبنی بر ادعای شما و به زودی دیر یا زود از همه دنیا رخت بر میبنده بستگی به شعور جوامع و میزان علم اونها داره اینکه چرا جامعه ما این جوریه به خاطر سواد بسیار بالای فرهیختگان و روشنفکران این جامعه است که از بس سواد دارند این شکلی شده اند
    به امید روزی که مردم ما همچون دیگر افراد جوامع مترقی بیشتر مطالعه کنند حداقل مثل آنها روزی نود دقیقه نه کمتر از روزی دو دقیقه و با این همه ادعا
    ببخشید آقای گنجی نتوستم چیزی نگم

  5. ناشناس گفت:
    جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۳۵ ق.ظ

    جناب گنجی
    اگر چه بی اهمیت تر از آن هستی که پاسخت را کسی بدهد. اما تو و استادت حاج فرج دباغ در زیر دُمب آمریکا چه میکنید؟!
    رفته ای به پیروی از نیچه در روده بزرگ کثیف ترین نظامی که در عالم هستی تا کنون بوجود آمده است نشسته ای و سر خود را از زیر دمب آن بیرون آورده ای و همراه با فعل و انفعالات شکم بزرگ و جهانخوار این ابر قدرت رذل سرو صداهایی هم آهنگ با آنچه از آن بیرون می آید در می اوری و ادعاهای سخیف بر ضد ملتی میکنی که فداکارانش در زیر کثیف ترین شکنجه های صدام این ولیده اربابانت، حسرت یک آخ را بر دل آن بی اصالت گذاشتند.
    شما سست عنصر ترین سست عنصرها هستی. شما یک استفراغ عفن و چرک یک زخم میباشید. شما بی حیثیتی بی شرافت و وطن فروش و خائن هستی که برای یک گرین کارت صد هزار معلق زده ای و برای یک حقوق ماهانه دلاری صد هزار لایه شرافت خود را فروخته ای.

  6. واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۱۰ ب.ظ

    گوگوروش ( گوگوش + سروش)
    فلسفه زیستن در قرن بیست و یکم!!
    شاگردان مکتب:
    حجت ال( اسلام آمریکایی) محسن کدیور
    اکبر گنجی
    محسن مخملباف
    عطا مهاجرانی
    عباس عبدی
    علیرضا علوی تبار
    و یک طویله پر از خر
    به واحد تشکیلات اجتماعی این حزب بپیوندید
    واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران

  7. دفتر مرکزی حزب خران « واحد خر یابی» گفت:
    یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۳ ب.ظ

    «اوباما» او با ماست
    آگهی مجدّد استخدام
    توجّه ! توجّه!
    فوری! فوری!

    استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
    حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
    شرایط استخدام شوندگان
    ۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
    ۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
    ۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
    ۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
    ۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
    افراد زیر در اولویّت میباشند:
    ۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
    ۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
    محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
    دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
    چغندر الدوله اکبر گنجی
    بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
    عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
    ۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
    ۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
    ۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
    حقوق و مزایا
    به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
    به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
    ۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
    ۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
    ۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
    ۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.

    یونیتد استیت آو آمریکا
    واشنگتن دی سی
    کاخ سفید
    دفتر مرکزی حزب خران
    « واحد خر یابی»

نظر دهید

Powered by web abzar . آپلود عکس & by N.Design Studio , columnized by MangoOrange & phpkar.com

مقاله نویسان سیاسی

  • آرش نراقی
  • احمد زید آبادی
  • احمد قابل
  • احمد مظلومی
  • امید معماریان
  • اکبر اعلمی
  • اکبر گنجی
  • بی نظیر بوتو
  • جواد طباطبائی
  • حبیب اله پیمان
  • حسین باستانی
  • حسین بشیریه
  • حسین شریعتمداری
  • حمید رضا مسیبیان
  • داریوش آشوری
  • داوود هرمیداس باوند
  • رسول جعفریان
  • سعید حجاریان
  • سعید شیرکوند
  • شیرین عبادی
  • عباس امیرانتظام
  • عباس عبدی
  • عبدالله مومنی
  • عطاالله مهاجرانی
  • علی افشاری
  • علی شکوری راد
  • علیرضا علوی تبار
  • عمادالدین باقی
  • عيسي سحرخيز
  • فرید زکریا
  • محسن رضایی
  • محسن صفایی فراهانی
  • محسن کدیور
  • محمد ايماني
  • محمد باقر قالیباف
  • محمد رضا شیبانی
  • محمد قوچانی
  • محمدتقي مصباح يزدي
  • مرتضی کاظمیان
  • مسعود بهنود
  • مسیح علی نژاد
  • مصطفی تاج زاده
  • مهرانگيز کار
  • موسی غنی نژاد
  • يورگن هابرماس
  • کوروش زعیم

پیوندها

  • اخبار داغ هفت تیر
  • تالار گفتگو - حتما عضو شوید

آرشیو بانک مقالات سیاسی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • بهمن ۱۳۸۶
  • دی ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶

بانک مقالات سیاسی

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

بانک مقالات فارسی

مقاله حسین شریعتمداری سایت محمد قوچانی سایت اکبر گنجی مقالات سیاسی حسین شریعتمداری وبلاگ مسعود بهنود سایت عباس عبدی بانک مقالات سیاسی مقالات فارسی مقاله سایت مقال وبلاگ اکبر گنحی وبلاگ محمد قوچانی وبلاگ عباس عبدی دانلود مقاله pdf
سایت هفت تیر
تالار گفتگو هفت تیر