مدیریت
اولین محوری که باید در دولت آینده مد نظر قرار گیرد ، اصلاح و تحول در مدیریت کشور است . در حال حاضر مدیریت کشور ، مدیریتی گفتمانی و شعاری است و باید تبدیل به مدیریت تعاملی و عملیاتی شود . کارها باید بدست افرادی باتجربه که متخصص و مردمدار هستند ، باشد . تحول در مدیریت کشور، غیر از تحول در مدیران است . سبک مدیریت باید از شکل پشت میزی تغییر کند . ما نیازمند مدیریت عملیاتی هستیم . مدیر باید در خط مقدم کار قرار بگیرد و استانداران ، فرمانداران و وزرا باید جلوتر از کارمندان حرکت کند . یعنی باید در مدیریت کشور نقش داشته باشند . قدرت در طی سالهای اول چشم انداز باید به نسل دوم و سوم منتقل شود و این دو نسلی که بایستی این چشم انداز را تحقق ببخشند ، باید محور اصلی اداره کشور شوند و نظام از آنها بخواهد این چشم انداز را تحقق بخشند .
طرح من این است که از مشاوره نسل اول ، تجربه نسل دوم و انرژی و توانایی نسل سوم در دولت آینده استفاده کنم %۳۰ مدیریت کشور را به نسل سوم خواهم سپرد و آنها را وارد صحنه می کنیم تا در ۱۰ سال آینده بتوانند کشور را از نسل اول و دوم تحویل بگیرند وخودشان قادر به اداره کشور باشند .
مدیریت دنیای امروز ، مدیریت چالشی است . مدیریت ثبات ندارد . کسانی که می خواهند در ثبات پیشرفت کنند هیچ پیشرفتی نخواهند کرد . مدیریت اصلی ، مدیریت چالشی است . منتهی نه چالشی که به نزاع و دعوا کشیده شود . مدیریت چالشی یعنی موضوعی به عبث گذاشته شود . افراد ، با صداقت ، حقیقت و عقلانیت کامل با این موضوع روبرو شده و این موضوع را خوب کارشناسی کنند . مدیریت چالشی باید باشد ولی چالشی که موجب پیشرفت شود .
مردم
یکی از ویژگیهای امام (ره) تکیه بر عامه مردم بوده است . در دوحادثه ای که در زمان ایشان اتفاق افتاد ، یکی انقلاب و دیگری جنگ ، ما این تکیه را می بینیم . طی یکصد سال اخیر ، تنها یک نهضت موفق شده است و آن نهضت امام بود که آنرا بیداری ایرانیان می گوییم . دلیل این پیروزی تکیه امام به عامه مردم بود . توسعه بر محور مردم ، اولین گام انقلاب است که می تواند بر اساس اندیشه امام ( ره ) پیاده شود . اولین ویژگی توسعه برمحور مردم این است که تمام مردم و گروههای اجتماعی اعم ا ز خانواده ها ، اقوام ، قبایل ، شهرها و روستاها ، سازمانهای حقوقی مثل شرکتها ، موسسات ، تعاونیها ، بنگاهها و … را به صحنه می کشاند : وسایل و امکاناتی را فراهم می کند که هم افراد به صورت فرد و هم گروهها بصورت سازمان یافته ، اعم از رسمی و قانونی و هم سازمان یافته اجتماعی مثل شهرها و روستاها ، همه را محور توسعه می بیند . در توسعه بر محور مردم ، مسائل امور زیر بنایی، بزرگراهها ، اتوبانها ، جاده ها و … هست ، اما همه در اختیار مردم است . یعنی هم تولیدات مردم است و هم برای مردم . رویکرد توسعه باید بر محور مردم باشد وگرنه ما نمی توانیم به سمت چشم انداز حرکت کنیم . این رویکرد با برداشتهای پوپولیستی از مردم فرق می کند . مردم در این مدل سازمان یافته اند وحضور فعال دارند از این دیدگاه با رویکرد پوپولیستی متفاوت است . ما مردم را درجریان انقلاب سازمان دادیم . حتی شعارها را هم کنترل می کردیم . در سیستم مردمی یک تعامل دوطرفه وجود دارد . دراین سیستم ، حاکمان ، نمایندگان بر اراده مردم نیستند و از طرفی مجال استبداد ورزیدن بر مردم را هم پیدا نمی کنند و نمی توانند نظرات شخصی خود را اعمال کنند . این مدل را ما درجنگ و انقلاب پیاده کردیم .
اگر دولتمردان به مردم اعتقاد نداشته باشند ، هیچ اصلاحاتی در کشور انجام نخواهد شد . ما باید خودمان را مورد پرسش قراردهیم که چقدر به مردم اعتقاد داریم و آنرا سرلوحه کار مدیران قرار دهیم .
عدالت
در جامعه ی ما رویکرد عدالت باید عوض شود . عدالت باید در دو حوزه بحث شود . یکی تولید و دیگری توزیع . عدالت در توزیع یعنی فرصتهای برابر به همه داده شود و از آن روستایی که هیچ ارتباطی با شهر ندارد تا فردی که در این شهرهای مدرن زندگی می کند باید دریک فرصت برابر باشند . فرصتها نباید به انحصار افراد خاصی دربیاید . فرصتها نباید درانحصار شهرها ، قبایل و قومیت های خاصی دربیاید . فرصتها باید بصورت عادلانه و برابر دراختیار همه قرار بگیرد .این همان عدالت توحیدی است .
عدالت در توزیع هم وجود دارد . عدالت در توزیع یعنی اینکه اگر انسانهایی که در کشورمان زندگی می کنند و نمی توانند امرار معاش کنند ما با حکم اینکه ثروت نتیجه تمام فعالیتهای اجتماعی است باید بدانیم که حتی آنهانیز درثروت و تولید ملی نقش و سهمی دارند و این ثروت نیست . عدالت د ر تولید و هم در توزیع باید بر موازات همدیگر پیش رود . اگر این طور شود ، کارآیی ، ثروت و تولید را خواهیم داشت و از طرف دیگر با فقر مقابله خواهد شد . مقاله و مقالات
در صورت پیروزی در انتخابات ، مهم ترین کارم برداشتن ذوالفقار علی (ع) و پیاده کردن عدالت و از بین بردن فقر است .
ما بعد از گذشت ۲۵ سال از انقلاب ، هنوز هم از عدالت سخن می گوییم ولی از تجارب خود در این زمینه استفاده ای نمی کنیم در حالیکه انقلاب و جنگ به ما آموخت اگر می خواهیم به گوهر عدالت و موفقیت دست یابیم ، باید ازاندیشه های خود جوانان و نخبگان مان در اداره امور کشور استفاده بهینه را داشته باشیم و بر اندیشه های خودمان که از جان و دلمان برمیخیزد ، تکیه بزنیم .
قومیت ها
قومیت ها پایه اساسی جامعه ما را تشکیل می دهند . هم فرهنگ و هم جامعه ما بر پایه قومیتها شکل گرفته است . مهم این است که ما باید عدالت را درکشور برقرار کنیم و نگاه اعتماد آمیز به آنها داشته باشیم . متاسفانه برخی تعابیری درمرکز راجع به قومیتها مطرح می شود که اصلا درست نیست . مثلا برخی می گویند که آذری ها قصد تجزیه دارند ، عربها و کردها می خواهند مستقل شوند و…
به نظر من بی اعتمادی بسیار مضر و خطرناک است . تجربه نشان داده که اگر اقوام ایرانی به دنبال تجزیه بودند در این چند صد سال گذشته که بارها ایران اشغال و ضعیف شده بود . این قومیتها می توانستند ایران را تجزیه کنند ولی ایرانیها درطول تاریخ درکنار یکدیگر و در برابر تهاجم بیگانه ایستادند و برادرانه درخانه ای بزرگ به نام ملت ایران زندگی کرده اند .
بنابراین ، چیزی که ما امروز بیشتر نیازمند آن هستیم مسئله عدالت میان قومیتهاست واینکه عده ای نورچشمی نباشند و عده ای دیگر شهروند درجه دو .اگر آذری ها ، لرها ، بلوچ ها و کردها شهروند درجه دوم محسوب نشوند ، مهربانی و اعتماد ملی را در داخل این خانواده بزرگ تقویت کرده ایم .
من در دوران گذشته ، چه در زمان دفاع مقدس و چه در زمان انقلاب ، نیروهای همه قومیتها را بکار می گرفتم . پیش از آن به علت بی اعتمادی که نسبت به قومیت ها بود به این استانها اجازه تشکیل یک نیروی نظامی را نمی دادند . در اقتصاد هم به دنبال یک تقسیم کار عادلانه و منطبق با واقعیتهای منطقه ای هستم و د ر حقیقت یک اقتصاد مردمی ، یعنی اقتصادی که همه قومیتها بطور فعالانه دراین اقتصاد درگیر شوند و از پتانسیل ها و توانایی های آنها بطور یکسان استفاده شود .
