بانک مقالات فارسی

مقالات سیاسی

  • لیبرال اما سرسخت/به مناسبت سیزدهمین سالگرد مهندس بازرگان
  • زنده باد آرامش
  • سیمای حقیقی علی خامنه‌ای
  • نقاط ضعف و قدرت مناظره ها
  • دروغ می گویند، پناهنده نشده ام
  • جایگاه اخلاقی خشونت در جنبش مسالمت آمیز
  • جنبش سبز به کجا می‌خواهد برود؟
  • چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود
  • فرصت مغتنم
  • از شما بعید بود
  • دو اصلاح جزیی در پیشنهاد آقای علی مطهری
  • بازگشت به عصر وقف برای اداره حوزه
  • پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر
  • در سوگ استاد
  • تابلوهای جا به جا شده

RSS چهل گیس

  • مشکلی هست! خوراک در دسترس نیست. دوباره تلاش کنید.

آمار سایت مقالات فارسی

  • خانه
  • درباره سایت مقال
طالقانی و منتظری؛ آنها دو تن بودند در سوگ استاد
اسفند ۱۱

مجلسی تاریخی و نه جغرافیایی

عباس عبدی نظر دهید

ارزیابی واقعی از عملکرد هر پدیده‌ای، مستلزم توجه به مأموریت و هدف و کارکرد تعیین شده آن و مقایسه نتیجه و آنچه رخ داده با انتظارات پیش از این مأموریت و کارکرد است. ترجیح می‌دهم که زبان تمثیل سود جویم تا منظورم دقیق‌تر بیان شود.
فرض کنید فردی را به عنوان معلم ریاضی استخدام کرده‌اید. اگر این معلم به عنوان یک انسان خیلی دوست داشتنی باشد و کمک‌های تربیتی و اخلاقی بسیاری هم به دانش‌آموزان خود بنماید، اما قادر به تدریس ریاضی نباشد و در نهایت هم دانش‌آموزان کلاس وی در امتحانات نهایی مردود شود، طبیعی است که علی‌رغم تمام ویژگی‌های مثبت وی که بجای خود قابل ستایش و احترام است، مجبورید عذر او را از این شغل بخواهید و احیاناً او را مربی تربیتی کنید. از این رو باید ابتدا وظیفه و کار ویژه اصلی مجلس ششم را روشن کرده و سپس براساس این تحلیل عملکرد آن را قضاوت نمود.
مجلس ششم گام سومی بود که پس از انتخابات دوم خرداد و شوراهای اول برداشته می‏شد، گامی مهم که وظیفه اصلی‌اش نهادینه و غیر قابل بازگشت کردن مردم‌سالاری بود. ظرفیت مردمسالاری که درون ساختار بود به هر علتی در دوم خرداد ۱۳۷۶، فعلیت یافت، اما روشن بود که این ظرفیت فعلیت‌یافته، ناپایدار و برگشت‌پذیراست. قتل‌های زنجیره‌ای و کوی دانشگاه نمونه روشن این ادعا بودند، و لذا برای برگشت‌ناپذیر کردن آن می‌بایست مشارکت اجتماعی و آزادی‌های مدنی بسط یابد، که تشکیل شوراها و گسترش مطبوعات آزاد و نهادهای مدنی، مصادیق تحقق یافته این ضرورت بودند، اما این مسأله کفایت نمی‌کرد، بلکه باید با تمهیدات قانونی و نظارتی، جنبش مردم‌سالاری نهادینه و پایدار شود، از این رو انتخابات مجلس ششم گام بعدی چنین هدفی می‌توانست باشد تا انعکاس این خواست در ساختار سیاسی و قدرت هم عینیت یابد.
انتخابات مجلس ششم براساس تداوم جنبش سیاسی و اجتماعی مذکور انجام شد. اگرچه رد صلاحیت‌ها کماکان ولی با شدت کمتری ادامه یافت، و در ادامه نیز درباره اعتبار نتایج برخی حوزه‌ها نظراتی اعمال شد (مثل بندرعباس) و در مورد تهران هم تا مدت‌ها کشمکش ادامه یافت، که اگر چنین مواردی نبود، قطعاً جناح حاکم بیش از تعداد انگشتان دست و پا، نمی‌توانست نماینده به مجلس بفرستد، با وجود این، ترکیب کلی مجلس با قاطعیت عددی طرفدار اصلاحات بودند. ‏مقاله و مقالات
چند ویژگی مهم در فعالیت انتخاباتی و لیست اصلاح‌طلبان بود، اول اینکه آنان برنامه‌ای مدون را برای اقدامات خود در مجلس ارایه کردند‌، و به همین دلیل انتخابات به نوعی برنامه محور و حزبی شد و از معدود مواردی بود که مردم عموما بجای رأی به افراد به برنامه‌ها نظر داشتند، ویژگی دیگر، ائتلاف حداکثری اصلاح‌طلبان بود، دلیل این امر هم روشن بود، زیرا تا این مرحله مردم‌سالاری و حاکمیت قانون به نحوی نهادینه نشده بود که بازگشت‌پذیر نباشد و تا رسیدن به چنین مرحله‌ای، اتحاد و انسجام طرفداران مردم‌سالاری در برابر جناح مخالف اصل و ضروری بود. البته بعد از تشکیل و تثبیت اوضاع، جناح‌بندی‌های درون مجلس می‌توانست بر پایه‌های دیگر از جمله پایه اقتصادی شکل بگیرد. تعهدات حزبی نمایندگان و انتخاب‌شدگان ،و نیز موفقیت آنان در ذیل حضور جنبش اجتماعی و سیاسی، این توقع و انتظار را ایجاد کرد که مجلس ششم از خلال دو وظیفه اصلی خود (قانونگذاری و نظارت)، رسالت خود را در نهادینه کردن مردم‌سالاری به سهولت انجام دهد، اما طرف مقابل پس از دیدن نتایج مجلس ششم، ماهیت راهکار خود را در مواجهه با اصلاحات تغییر اساسی داد موضوعی که قبلا تصور نمی‌شد.جناح مقابل پیش از آن تصور می‌کردند که با ادامه وضع جاری و حضور نیروهای دیگرشان در انتخابات بتوانند به مرور زمان جنبش اصلاحی را از درون با مشکل و تشتت مواجه کنند، اما تیزبینی اصلاح‌طلبان مانع از موفقیت این برنامه شد. چرا که با وحدت و انسجام و حتی گذشتن از مطالبات و سهم‌خواهی‌های مرسوم، لیستی متحد و ائتلافی را ارایه کردند، که نتیجه کلی را به نحو غیر قابل تصوری به نفع آنان رقم زد. از این رو پس از ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ نحوه مواجهه با اصلاحات تغییر کرد و از حالت نسبتا نرم به حالت سخت متحول شد . نپذیرفتن نتایج انتخابات تهران و ابطال آرای صندوق‌های فراوان و جابجا شدن افراد پایانی در لیست، ترور آقای حجاریان، اتفاقات پس از کنفرانس برلین و سپس بسته شدن مطبوعات آزاد معرف این تغییر رفتار بود.
مشکل اول از همین جا بوجود آمد. مجلس ششم در فضای قبل از ۲۹ بهمن شکل گرفت، و اما اکنون باید براساس فضای اسفند ۱۳۷۸ و فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۹ فعالیت می‌کرد. به معنای دیگر این نهاد براساس راهبرد پیشین طرف مقابل ایجاد شده بود، اما اکنون باید بار و هزینه راهبرد جدید را بر دوش می‌کشید. اگر امکانش بود در همین فاصله باید تصمیم مناسب را در برابر تغییر راهبرد طرف دیگر اتخاذ می‌کردند، اما نه به لحاظ تشکیلاتی و نه به لحاظ روانی جامعه، امکان اتخاذ چنین کاری را نداشتند. هنگامی که مجلس ششم در خرداد ۱۳۷۹ تشکیل شد، برخلاف سه ماه قبل از آن که انتخاب شده بود در این فاصله چند گل خورده بود، در نتیجه از یک سو و براساس تصور پیشین، خود را برای اجرای راهبرد نهادینه کردن و تثبیت مردم‌سالاری آماده می‌کردند، اما از سوی دیگر چند گام به عقب برداشته شده بود و باید آن چند گام را جبران می‌کردند تا ابتدا وضع گذشته بازسازی شود. عملاً میان این دو هدف نوعی تعارض و ناهماهنگی بوجود آمد، و نمود آن در انتخاب رئیس مجلس بود که از همان ابتدا کدورت ایجاد کرد. اگر قرار بود شروع مجلس ششم با نقطه بازگشت‌ناپذیر دموکراسی قرین شود، طبعاً باید جناح‌بندی‌های گذشته به دلیل تحقق هدف اصلی‌اش به جناح‌بندی‌های جدید متحول می‌شد، و لزومی به ائتلافی مشابه لیست انتخاباتی نبود. در این صورت جناح پیشروتر می‌بایست محمدرضا خاتمی را رییس مجلس می‌کرد. اما اگر قرار بود که گام‌های عقب افتاده جبران شود، باید مجدداً همان ائتلاف پیشین تداوم می‌یافت تا عقب‌نشینی‌های دولت جبران شود. در این صورت باید شخصی ائتلافی یعنی آقای کروبی انتخاب می‏شد. این دو نگرش دو تبعات مختلفی هم داشت. اما در عمل التزام به این تبعات به دلیل چالش میان این دو نگرش چندان رعایت نشد. بویژه آنکه راهبرد طرف دیگر در تقابل با نهاد جدید(مجلس) ادامه یافت و هیچ جایی برای تغییر باقی نگذاشت. در اینجا باید مجموعه جنبش اصلاحی اعم از دولت و مجلس و شوراها و نیز جنبش اجتماعی راهبرد مذکور را به چالش می‌کشیدند، اما نه از طریق تقابل در ساختار اجرایی و مدیریتی، چنین تقابلی جز استهلاک نهادهای رسمی نتیجه دیگری ندارد و مادر اصلی۱ این نهادها بازنده خواهد بود.
مجلس ششم برای تحقق اهداف خود عملاً در وضعیت متعارضی قرار گرفت. از یک سو تقابل نهادهای دیگر، آن را زمین‌گیر نموده بود، ‌از سوی دیگر بجای حل این زمین‌گیری اقدام به انجام وظایف تقنینی و نظارتی خود کرد در حالی که این وظایف فقط در ذیل نوعی هماهنگی یا حداقل عدم تقابل نهادهای دیگر حاصل می‌شد و پیش از هر کاری باید این مسأله را حل می‌کردند.
وظیفه نظارتی مجلس به طور کلی فشل شد و در حدی هم که اجرا می‌شد، موردی بود و نه تنها به نتیجه‌ای موثر و در جهت وظیفه اصلی این مجلس نمی‌رسید، بلکه تقابل را تشدید می‌کرد. کوشش‌ها در ظاهر جذاب و جالب و برای برون‌رفت از بحران بود، اما در عمل به تشدید این بحران و فرو رفتن بیشتر در آن منجر می‏شد.
مشکل این بود که تقنین و نظارت تا حدودی کلیت‌های تجزیه‌ناپذیر هستند، نمی‌توان یک بخش را تحت نظارت داشت ولی بخش‌های دیگر را خیر. در این صورت بی‌انضباطی‌ها و خطاها از بخش‌های دیگر سر خواهد زد. در تقنین هم چنین قاعده‌ای حکمفرماست. مثل ساختمانی است که نمی‌توان دو یا حتی سه پایه آن را محکم کرد، اما پایه‌های دیگرش را نادیده گرفت. این مجلس به وضعی درآمد که حتی حق نوشتن بودجه هم از او سلب شد، و در پایان باید افتخارش این می‌بود که بخشنامه‌های نهادهای مقابل خود را قانونی می‌کرد.
مجلسی که راهبرد خود را فراموش و به تاکتیک‌های موردی بسنده کرد، غافل از این که اعمال تاکتیک در غیاب راهبرد و استراتژی، جز خسارت نتیجه دیگری ندارد. در مجلس ششم نطق‌های خوبی می‌شد، و حتی ملجأ روانی بسیاری از افراد ستم‌دیده شده بود اما اینها کارکردهای یک مجلس قانونگذار نیست، حتی می‌توان گفت مجلس ششم در برخی زمینه‌ها قوانین خوبی هم تصویب کرد، اما این قوانین هم چون فاقد کلیت راهبردی مورد نظر هستند، در خدمت توسعه و تثبیت مردم‌سالاری قرار نمی‌گرفتند و این عقب‌گرد آن قدر ادامه یافت که در قالب رد صلاحیت، گریبان اکثریت آنان را هم گرفت اما دیگر برای اقدامی موثر دیر شده بود، زیرا در تصور عامه مردم، مخالفت آنان با رد صلاحیت عموماً مربوط به منافع شخصی و نه عمومی تلقی می‌شود و چندان همراهی و همدلی دیگران را برنمی‌انگیزد.
حتی در این مرحله هم که استعفای فردی جانشین دسته‌جمعی شد، بیش از آنکه موثر در اصلاح امور باشد، به صورت نمادین و برای ثبت در تاریخ بود. اما نکته‌ای که به آن پاسخ داده نمی‌شود این است که اگر کسی حضور خود را در مجلس ششم با آن ترکیب و قدرت و با آن دولت، برنمی‌تابد و استعفا می‌دهد، چگونه می‌تواند در مجلس هفتم و هشتم با وضع فعلی خود را نامزد نمایندگی کند؟ اگر نتیجه آن مجلس و دولت، این مجلس و دولت است، چرا باید مجدداً خواهان تشکیل همان مجلس و دولت حتی در سطوح بسیار کمرنگ‌تر و ضعیف‌تر آنها شد؟
مجلس ششم، نمایندگان خوبی داشت، شجاعت هم داشتند، اما گویی که برای ثبت در تاریخ عمل می‌کردند، در حالی که مردم آنان را برای بهبود جغرافیای خود انتخاب کرده بودند.
……………………………..

۱-اشاره به داستان ادعای مادر بودن دو زن درباره یک کودک که امام علی (ع) حکم به نصف کردن کودک داد.

ارسال به بالاترين

یک پاسخ به “مجلسی تاریخی و نه جغرافیایی”

  1. ناشناس گفت:
    جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۵۴ ق.ظ

    جناب سروش
    ای ابوالحکم تمدن غرب و ای ابو جهل تمدن اسلام ناب محمدی!
    بیانات جنابعالی پیرامون جشنی که قرار است پس از سرنگونی استبداد دینی! بگیرید را خواندم.
    مرحوم نائینی در کتاب تاریخی خود پیرامون حکومت در اسلام بنام تنبیه الامه و تنزیه المله اصطلاح استبداد دینی را برای علمای درباری به کار برده است.
    جنابعالی که نان ابر قدرتها را میخوری وتمجید ظالمان زمانه را میفرمایید و آمریکا و صهیونیسم بین الملل را ولی نعمت خود میدانید و نام خود را به همین دلیل از «فرج» به «عبد کریم!» مبدل نموده اید شایسته ترین فرد برای اصطلاح مرحوم علامه نائینی میباشید.
    خداوند هر گاه بخواهد آبروی کسی را ببرد او را با نیکان در می اندازد. و اینک تو با نیک مردی عالم و شجاع و شهیدی زنده و جانبازی که ولیده های ارباب جنابعالی قصد جانش را نمودند در افتاده ای ، خداوند قصد بردن آبرویت را نموده است و طشت رسوائیت را از آسمان هفتم بر زمین خواهد زد.
    ظاهرا همگام با صهیونیسم بین الملل و آمریکای جهانخوار و ولیده های داخلی آن و دوستان خود در سازمان جهنمی و منافق مجاهدین انقلاب اسلامی! « جاحدین لحق محمد و آل محمد) و حزب کثیف و لا ابالی مشارکت( شاکین فی حق محمد و آل محمد) و ساده دلی بی اطلاع و فریب خورده، آماده برگزاری جشن پیروزی باطل بر حق شده اید. اما نمیدانید که خداوند اراده نموده است که دین خود را پیروز گرداند اگرچه کافران را خوش نیاید.
    شما و تمام اربابانتان با تمام امکاناتتان و تمام ناجوانمردیتان و تمام خباثتتان در حق زنان و کودکان نتوانستید چند جوان حزب اللهی را در جنوب لبنان شکست دهید و نتوانستید اندکی زن و مرد و جوان و کودک فلسطینی را که دو سال در غزه در محاصره یارانتان بودند را با تمام ناجوانمردیهایی که نموده بودید به زانو در آورید و ذلت و خواری را با تا اعماق سلولهایتان احساس کردید، حال چگونه است که قصد جان ملت ایران! نموده اید.
    ظاهرا شما مانند همان شیری هستید که از یک سو فریاد میزد و از سوی دیگر از ترس باد از او خارج میشد! معلوم نیست این کلام شما از کدام ….. خارج شده است!

    ای مگس این عرصه نه جولانگه توست، عرض خود میبری و زحمت ما میداری.

نظر دهید

Powered by web abzar . آپلود عکس & by N.Design Studio , columnized by MangoOrange & phpkar.com

مقاله نویسان سیاسی

  • آرش نراقی
  • احمد زید آبادی
  • احمد قابل
  • احمد مظلومی
  • امید معماریان
  • اکبر اعلمی
  • اکبر گنجی
  • بی نظیر بوتو
  • جواد طباطبائی
  • حبیب اله پیمان
  • حسین باستانی
  • حسین بشیریه
  • حسین شریعتمداری
  • حمید رضا مسیبیان
  • داریوش آشوری
  • داوود هرمیداس باوند
  • رسول جعفریان
  • سعید حجاریان
  • سعید شیرکوند
  • شیرین عبادی
  • عباس امیرانتظام
  • عباس عبدی
  • عبدالله مومنی
  • عطاالله مهاجرانی
  • علی افشاری
  • علی شکوری راد
  • علیرضا علوی تبار
  • عمادالدین باقی
  • عيسي سحرخيز
  • فرید زکریا
  • محسن رضایی
  • محسن صفایی فراهانی
  • محسن کدیور
  • محمد ايماني
  • محمد باقر قالیباف
  • محمد رضا شیبانی
  • محمد قوچانی
  • محمدتقي مصباح يزدي
  • مرتضی کاظمیان
  • مسعود بهنود
  • مسیح علی نژاد
  • مصطفی تاج زاده
  • مهرانگيز کار
  • موسی غنی نژاد
  • يورگن هابرماس
  • کوروش زعیم

پیوندها

  • اخبار داغ هفت تیر
  • تالار گفتگو - حتما عضو شوید

آرشیو بانک مقالات سیاسی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • بهمن ۱۳۸۶
  • دی ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶

بانک مقالات سیاسی

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

بانک مقالات فارسی

مقاله حسین شریعتمداری سایت محمد قوچانی سایت اکبر گنجی مقالات سیاسی حسین شریعتمداری وبلاگ مسعود بهنود سایت عباس عبدی بانک مقالات سیاسی مقالات فارسی مقاله سایت مقال وبلاگ اکبر گنحی وبلاگ محمد قوچانی وبلاگ عباس عبدی دانلود مقاله pdf
سایت هفت تیر
تالار گفتگو هفت تیر