بانک مقالات فارسی

مقالات سیاسی

  • لیبرال اما سرسخت/به مناسبت سیزدهمین سالگرد مهندس بازرگان
  • زنده باد آرامش
  • سیمای حقیقی علی خامنه‌ای
  • نقاط ضعف و قدرت مناظره ها
  • دروغ می گویند، پناهنده نشده ام
  • جایگاه اخلاقی خشونت در جنبش مسالمت آمیز
  • جنبش سبز به کجا می‌خواهد برود؟
  • چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود
  • فرصت مغتنم
  • از شما بعید بود
  • دو اصلاح جزیی در پیشنهاد آقای علی مطهری
  • بازگشت به عصر وقف برای اداره حوزه
  • پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر
  • در سوگ استاد
  • تابلوهای جا به جا شده

RSS چهل گیس

  • مشکلی هست! خوراک در دسترس نیست. دوباره تلاش کنید.

آمار سایت مقالات فارسی

  • خانه
  • درباره سایت مقال
طالقانی و منتظری؛ آنها دو تن بودند در سوگ استاد
اسفند ۱۹

صدای سلطان و صدای آزادی

اکبر گنجی نظر دهید

اصلاح طلبان طرفدار شرکت در انتخابات بر سر یک نکته اجماع دارند: اصلاح طلبان در مجلس هشتم حداکثر به عنوان ‏یک اقلیت حضور خواهند داشت، برای اینکه سلطان پیشاپیش دوسوم مجلس آینده را از آن خود کرده و خیالش آسوده است ‏که “مجلس سلطانی” دیگری در اختیار خواهد داشت. با توجه به این واقعیت تلخ، این پرسش نیاز به پاسخ دارد: مدافعان ‏آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، برابری و اصلاحات مسالمت آمیز، به چه دلیل یا دلائلی باید در انتخابات شرکت کنند و ‏مردم را هم به شرکت در انتخابات دعوت نمایند؟ آیا شرکت در انتخابات برای فرستادن عده ای به مجلس است تا یک اقلیت ‏در برابر اکثریت مجلس آینده تشکیل دهند؟ این اقلیت قرار است چه کند که برای فرستادن آنها به مجلس مردم باید در “شبه ‏انتخابات تقلبی سلطانی” شرکت کنند؟ نکات زیر راهی است برای پاسخگویی به این پرسش:‏

‏۱-‏‎ ‎مجلس دو وظیفه ی مهم بر دوش دارد.اول قانون گذاری. دوم نظارت بر دیگر قوا. اقلیت اصلاح طلب مجلس آینده ‏امکانی برای عملی کردن این دو وظیفه ی قانونی ندارد. ‏

‏۲-‏‎ ‎وقتی یک حزب یا یک فرد داوطلب نمایندگی مجلس می شود، برنامه ای را به مردم ارائه می کند و به آنها می گوید اگر ‏به ما رأی دهید، این برنامه را تصویب و عملی خواهیم کرد. اصلاح طلبان هیچ برنامه ای برای مجلس آینده به مردم ارائه ‏نکرده اند و هیچ وعده ی عملی مشخصی هم به مردم نداده اند. فرض کنیم سیاست و فرهنگ و اجتماع و علم و آموزش از ‏نظر مردم فاقد اهمیت باشند و آنها فقط به مسائل اقتصادی بیندیشند و رفع مشکلات اقتصادی مسأله ی اصلی آنها باشد. آیا ‏کاندیداهای فعلی اصلاح طلبان می توانند به مردم وعده دهند اگر به ما رأی دهید و ما به مجلس راه یابیم : تورم را کنترل و ‏کاهش خواهیم داد، بیکاری فزاینده را کنترل و سالانه فلان درصد شغل ایجاد خواهیم کرد، با فقر و نابرابری شدید موجود ‏از طریق تصویب این برنامه ها مبارزه خواهیم کرد، قدرت مطلقه ی دولت را با خارج کردن نفت از چنگ اش و سپردن ‏آن به مردم، کاهش خواهیم داد، حجم نقدینگی را فلان درصد کاهش خواهیم داد و غیره. نمایندگان اصلاح طلب برنامه ای ‏برای این مشکلات ندارند، یا اگر هم داشته باشند، به مردم ارائه نکرده اند. دلیل امر روشن است : امکان تصویب هیچ ‏برنامه ای توسط اصلاح طلبان در مجلس وجود ندارد، هیچ وعده ای را نمی توان عملی کرد.‏

‏۳-‏‎ ‎اصلاح طلبان گفته اند می خواهند “یک اقلیت قدرتمند و موثر” در مجلس هشتم داشته باشند. اقلیت اصلاح طلب مجلس ‏سلطانی هفتم نه قدرتمند بود و نه موثر. تغییر چه متغیرهایی باعث شده است که اقلیت اصلاح طلب مجلس هشتم به “یک ‏اقلیت قدرتمند و موثر” تبدیل شود؟ آیا کاندیداهای اصلاح طلبی که قرار است به مجلس آینده راه یابند، از جهت خاصی بر ‏نمایندگان اصلاح طلب مجلس هفتم برتری دارند؟ ‏

‏۴-‏‎ ‎در پرتو مقدمات یاد شده باید به یک پرسش پاسخ گفت: مردم به چه دلیل یا دلایلی باید در “شبه انتخابات تقلبی سلطانی” ‏شرکت کنند؟ به نظر برخی از اصلاح طلبان، باید از مجلس به عنوان یک “تریبون” برای طرح نظرات اصلاح طلبان ‏استفاده کرد. رادیکال ترین گروه اصلاح طلب برای توجیه شرکت مردم در انتخابات گفته است : باید در انتخابات شرکت ‏کرد تا برخلاف خواست اقتدارگرایان(یعنی خواست سلطان)، “مجلسی یکدست و یک صدا” شکل نگیرد. ورود نمایندگان ‏اصلاح طلب به مجلس، مجلس را چند صدایی خواهد کرد. فرض کنیم مجلس تریبون طرح نظرات اصلاح طلبان باشد. ‏فرض کنیم مردم باید به عده ای رأی دهند تا به مجلس رفته و نظرات اصلاح طلبان را از تریبون مجلس به اطلاع همگان ‏برسانند. اما عملی کردن این خواست متکی بر دو پیش شرط است:‏

الف- وجود برنامه های مدون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، قضایی، نظامی اصلاح طلبانه.‏
ب- وجود نمایندگانی که حاضر باشند در مجلس به عنوان صدایی در برابر صدای سلطان عمل کنند. یعنی باید نمایندگانی ‏آگاه و شجاع وجود داشته باشد که حاضر باشند این پروژه را دنبال کنند. آری اگر نمایندگان اصلاح طلب و شجاعی وجود ‏داشته باشند که حاضر باشند در مقابل صدای سلطان صدایی حق طلبانه بر آورند، مجلس چند صدایی خواهد شد. آیا چنین ‏افرادی در میان کاندیداهای اصلاح طلبان وجود دارند؟ مقاله و مقالات
‏

نگاهی به لیست اصلاح طلبان در سراسر کشور ما را با پاسخ منفی روبرو می کند. کافی است دوستان از میان کاندیداهای ‏اصلاح طلب فقط چند تن را به مردم معرفی کنند که در طول سه دهه ی گذشته به سرکوب جامعه مدنی، زندانی کردن ‏آزادیخواهان، اعدام ها و تجاوزات دولت اعتراض کرده باشند. کدامیک از اینان حتی یک بار به زندانی کردن ها اعتراض ‏کرده باشد. اعتراض به سرکوب های دهه ی ۶۰ و اعدام ناجوانمردانه ی چند هزار زندانی در تابستان ۶۷ پیش کش، چرا ‏به بازداشت زنان، معلمان، کارگران، دانشجویان، اقلیت های مذهبی، اقلیت های قومی و غیره در دوران پس از اصلاحات ‏اعتراض نکرده اند و نمی کنند؟ کدامیک از اینان در سه دهه ی گذشته از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر دفاع کرده ‏است؟ آیا افرادی که هیچگاه چنین نکرده اند، پس از رفتن به مجلس چنین خواهند کرد؟ کدامیک از اینان جرات و شجاعت ‏آن را خواهد داشت که از تریبون مجلس حکم سنگسار را به دلیل “وهن دین” و “تعارض با حقوق بشر” رد کند و خواهان ‏لغو آن از قانون مجازات اسلامی شود؟ تازه این به شرطی است که واقعاً اینان با این نوع مجازات مخالف باشند و آن را ‏موجب وهن دین و نقض حقوق بشر بدانند. کدامیک از اینان شجاعت آن را دارد که در مقابل گنجاندن حکم ارتداد در قانون ‏مجازات اسلامی بایستد و بگوید: “این حکم شاید به دلائل سیاسی در صدر اسلام توجیه پذیر بوده است، اما مطابق معیارهای ‏بشر کنونی این حکم، حکمی غیر اخلاقی، غیر عقلانی، غیر انسانی، غیر عادلانه و ناقض حقوق بشر است.امروز، ایمان ‏متکی به عقلانیت و اخلاق حافظ دیانت است، نه درفش سلطانی”. شجاعت چیزی نیست که پس از رفتن به مجلس به ‏نمایندگان اصلاح طلب تزریق شود. زندگی و گذشته افراد نشان می دهد که شجاع و اهل مبارزه هستند یا نه. کدامیک از ‏اینان هم اکنون حاضراست به زندانی شدن غیر قانونی منصور اسانلو، احسان منصوری، احمد قصابان، مجید توکلی، و… ‏رسماً اعتراض کند؟

از سوی دیگر، آیا تک تک فعالین سیاسی ایران بیش از تمام نمایندگان اصلاح طلب مجلس هفتم علیه “دولت احمدی و ‏مجلس سلطانی” سخن نگفته اند و صدای خود را به گوش دیگران نرسانده اند؟ سایت عباس عبدی را با مجموعه سخنان ‏تمام اقلیت اصلاح طلب مجلس هفتم مقایسه کنید، این مدعا تثبیت خواهد شد. از عصاره ی تمام کاندیداهای اصلاح طلب یک ‏عیسی سحر خیز بیرون نمی آید تا مجلس هشتم را “چند صدایی” کند. صدای دانشجویان معترض دانشگاه شیراز را با ‏صدای آن کاندیدای اصلاح طلبان در تهران مقایسه کنید که وقتی در دانشگاه مورد اعتراض دانشجویان قرار می گیرد که ‏برای تأئید صلاحیت توبه نامه نوشته ای، پاسخ می دهد :من نوشته ام همیشه به ولایت مطلقه فقیه اعتقاد نظری و التزام ‏عملی داشته ام و خواهم داشت، اینکه توبه نامه نیست. این تازه وضع تهران است که نمایندگانش همیشه نقشی تعیین کننده در ‏سیاست های مجلس داشته اندو چشم نمایندگان شهرستانی به آنها دوخته است.‏

‏۵-‏‎ ‎فرض کنیم نمایندگان شجاعی وجود دارند که حاضرند در مجلس آینده صدایی را در برابر صدای خودکامه گان بلند کنند ‏تا به گوش سلطان برسد و سلطان چاره ای جز شنیدن این صدا و گفت و گو با صدای جامعه ای که تک صدایی نیست ‏نداشته باشد. اما بازهم سلطان این صدا را نادیده خواهد گرفت، همانطور که “صدای ۲۲میلیون نفر”ی را که طی دو دوره ‏انتخابات به خاتمی رأی دادند، نادیده گرفت. نه خاتمی توانای رساندن چنان صدایی بود و نه سلطان حاضر به شنیدن آن. ‏صدایی که هیچ پیامد عملی ای از آن بروز نمی کرد. تردیدی وجود ندارد که اکثریت مردم ایران به دلائل مختلف از نظام ‏سیاسی ناراضی اند و خواهان تحول و دگرگونی مسالمت آمیزاند. اما در نظام سلطانی، صدای فرد یا افرادی که فقط “یک ‏رأی کاغذی” را پشتوانه ی خود داشته باشند، توسط سلطان شنیده نخواهد شد. این صدا وقتی شنیده خواهد شد، که متشکل ‏شود، سامان بیابد، توان بسیج اجتماعی داشته باشد، و در صورت لزوم از طریق نافرمانی مدنی خود را به رخ کشد. پایگاه ‏اجتماعی داشتن چیزی جز این نیست. در این صورت صدای مخالفان شنیده خواهد شد و سلطان مجبور خواهد شد تا در ‏پشت میز با این صدا وارد مذاکره و چانه زنی شود. میز مذاکره محصول پایگاه اجتماعی متکی به بسیج اجتماعی است. ‏دیدارهای فعلی سران اصلاح طلب با سلطان (به گفته همان سران: “مقام معظم رهبری و رهبر فرزانه انقلاب”)، نه مذاکره، ‏که خواهش و تمناست، نه دادن و گرفتن، که بیعت و اعلام دائمی اعتقاد نظری به ولایت مطلقه فقیه و التزام عملی به آن ‏است. امری که همیشه از سوی رهبر مشکوک تلقی خواهد شد و سلطان دوباره از آنها خواهد خواست تا برای اثبات ‏وفاداری، با غیر خودیها (یعنی اصلاح طلبان واقعی) مرزبندی کنند و آنان دائماً چنین می کنند.‏

نتیجه: شرکت در انتخابات و فرستادن کاندیداهای فعلی اصلاح طلبان به مجلس، مانع تشکیل “مجلسی یکدست و یک صدا” ‏نخواهد شد. “تحریم انتخابات شبه تقلبی سلطانی”، صدایی است در برابر صدای سلطان که بدنبال شرکت گسترده ی مردم ‏در فریضه جهاد دشمن کوب خویش است. به جای بیعت با سلطان، باید به سلطان گفت: “نه”.‏

ارسال به بالاترين

۱۴ پاسخ به “صدای سلطان و صدای آزادی”

  1. کوروش گفت:
    دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ب.ظ

    آقای گنجی با همه احترامی که براتون قائلم باید به عرضتون برسونم شما روشنفکران هنوز به این امر توجه نکردید که ایران و ایرانی , هیچوقت (به معنای مطلق , هیچوقت ) به دمکراسی نخواهد رسید ما ایرانیها همه جا نماز آبکشیم و این ویژگی در طول تاریخ به همراه خودمان مدرنتر شده است , سعی نکنید که به من و امثال من ثابت کنید در اشتباه هستیم بلکه خودتان قدری تامل نموده فکر کنید تا به نتیجه برسید چنانچه به نتیجه ای نرسیدید قدری از محفل دوستان خارج شده و در میان همین مردم کوچه و بازار قدری زندگی کنید تا بفهمید ما همه عصبانی, بد دهن, بد اخلاق , کینه ای, فرصت طلب, نارو زون , دروغگو , بد پندار, منفی گرا و…….. هستیم . ما ایرانیها حکومت دیکتاتوری میخواهیم اما دیکتاتوری که در آن فقط دیکتاتور و خانواده اش تنها بخورند(مثل شاه) , ایرانی باشند و به ایرانی بودن خود افتخار کنند(مثل شاه) , برای ایران و ایرانی دل سوزی کنند(مثل شاه),برای مدرنیزه کردن مملکت افراد واپس مانده و غیرقابل تغییر را قربانی کنند(مثل شاه),و اما ما ایرانیها دیکتاتوری نمیخواهیم که حتی به نوع لباس پوشیدنمان هم دخالت میکند , غارتگران بیت المال از حد یک و دو خانواده گذشته و سر به میلیونها خانواده میزند, ایرانی نیستند و به ایرانی بودن خود افتخار نمیکنند , برای ایران و ایرانی دلسوزی نمیکنند و برای مدرن نشدن مملکت افراد آگاه و دلسوز را فراری و اعدام میکنند. پایان سخن شنو که ما را چه رسد : مملکتها به دستور کارشناسان محترم دولت فخیمه بریتانیای کبیر (که هیچ تناسبی با نامش ندارد) برای برقراری نا امنی مجدد در خاور میانه که قلب دنیاست میبایست به قومیتهاشان تجزیه و تقسیم شده و سپس به جان هم افتاده و کشت و کشتاری برقرار شود تا هم جمعیت انسانها کم شود هم اینکه خودشان دخالت نمی کنند که تلفات دهند هم اینکه زرادخانهاشان فعال میشوند هیچ وقت فراموش نکنید که چه بلائی بر سر روسیه و یوگوسلاوی آمد , ایران و عراق و چین وترکیه و پاکستان و هندوستان و…… مقصدهای آتی هستند , باز هم فراموش نکنید که برنامه های استعمار گرانه دولت فخیمه انگلیس دراز مدت و صد در صد منجر به اجراست و هچ خدائی نمیتواند جلویش را بگیرد چون مردم احمق خاور میانه هیچ وقت کینه ها و حسادتهای تاریخی خود را نسبت به هم و بخصوص نسبت به ما ایرانیها از دست نخواهند داد , کمی نسبت به حوادث اطراف خودمان و دنیا توجه کنیم , فقط کمی توجه البته با دانستن تاریخ .
    دمکراسی همان است که اسکندر گجستک با نابودی کردن تمدن ایران از ایران به غرب بردو جز هرج و مرج برای ایران چیزی باقی نگذاشت , دمکراسی ما ایرانیها داشتن اسطوره است و عشق به نام ایران , دمکراسی ما ایرانیها در وجود در یک شاهنشاه است , شاهنشاهی که به ایران و ایرانی افتخار کند بقیه اش حل است , دولت فخیمه انگلستان چشم دیدن امپراطوری با قدمت و تاریخ ایران را ندارد و همان بهتر که کشوری با این نام نباشد, تمام اسناد تاریخی هم که نزد خودشان است و…. بقیه اش را خودتان پیشبینی کنید

  2. 23 گفت:
    یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    خائن

  3. 656544 گفت:
    یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۵ ق.ظ

    سلطان کیست و سلطانی یعنی چه؟

  4. محمد گفت:
    دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۰ ق.ظ

    من واقعا خوشحال میشم وقتی با افرادی مثل آقای گنجی مواجه میشم…ما باید به دنبال دموکراسی باشیم..اگر فرهنگمون با دموکراسی جور در نمیاد دلیل نمیشه که حکومت سلطنتی رو به هر نحوش ( چه شاه چه رهبر ) بپذیریم..باید سعی کنیم فرهنگ عمومی رو با دموکراسی همراه کنیم…خودمون رو تغییر بدیم…
    این خود ما و فرهنگ عقب مونده ماست که باعث عقب موندگیمونه…بایذ تغییرش بدیم

  5. vahid گفت:
    شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۸ در ۲:۰۲ ق.ظ

    akbar jun duset darammmmmm\

  6. بابل گفت:
    یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۸ در ۸:۲۰ ق.ظ

    مرگ بر کلیه باصطلاح روشنفکر نماهای غرب پرست همچون گنجی که عزت و شرف ایرانی خود را به آمریکا و اسراءیل فروخته اند

  7. مژده گفت:
    جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ در ۳:۰۳ ب.ظ

    ما باید به دنبال آزادی باشیم و آزادی رو بدست بیاریم

  8. ناشناس گفت:
    جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۳۳ ق.ظ

    جناب گنجی
    اگر چه بی اهمیت تر از آن هستی که پاسخت را کسی بدهد. اما تو و استادت حاج فرج دباغ در زیر دُمب آمریکا چه میکنید؟!
    رفته ای به پیروی از نیچه در روده بزرگ کثیف ترین نظامی که در عالم هستی تا کنون بوجود آمده است نشسته ای و سر خود را از زیر دمب آن بیرون آورده ای و همراه با فعل و انفعالات شکم بزرگ و جهانخوار این ابر قدرت رذل سرو صداهایی هم آهنگ با آنچه از آن بیرون می آید در می اوری و ادعاهای سخیف بر ضد ملتی میکنی که فداکارانش در زیر کثیف ترین شکنجه های صدام این ولیده اربابانت، حسرت یک آخ را بر دل آن بی اصالت گذاشتند.
    شما سست عنصر ترین سست عنصرها هستی. شما یک استفراغ عفن و چرک یک زخم میباشید. شما بی حیثیتی بی شرافت و وطن فروش و خائن هستی که برای یک گرین کارت صد هزار معلق زده ای و برای یک حقوق ماهانه دلاری صد هزار لایه شرافت خود را فروخته ای.

  9. سید گفت:
    جمعه ۲۷ آذر ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۲ ب.ظ

    مرگ بر فتنه اندازان چون موسوی وکروبی

  10. محسن از اهواز گفت:
    سه شنبه ۱۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۷ ق.ظ

    آقا سید خشک مغز! حیف گنجی که تو خوانندشی

  11. واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۵۲ ب.ظ

    اوباما، او با ماست
    فوری! فوری!
    توجه! توجه!.

    آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

    با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا جهت انجام اعمال دموکراتیک در راهپیمایی ۲۲ بهمن نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال ( اسلام آمریکایی) محسن کدیور و شلغم الدوله اکبر گنجی و افرادی چون سه یار خبیث دیگر آنان عبدالکارل پوپروش، عبدالقلقلی بازرگان و عطاءالسطنه مهاجرانی رهبران خارج نشین جنبش سبز و هر خر دو پایی که تمرین اعمال دموکراسی نموده و میتواند به خوبی لگد پرانی و عرعر کند و با توجه به نزدیک بودن چهار شنبه سوری بتواند زباله دانی آتش بزند، در اولویّت قرار دارند.
    واحد خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران

  12. دفتر مرکزی حزب خران « واحد خر یابی» گفت:
    یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۱ ب.ظ

    «اوباما» او با ماست
    آگهی مجدّد استخدام
    توجّه ! توجّه!
    فوری! فوری!

    استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
    حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
    شرایط استخدام شوندگان
    ۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
    ۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
    ۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
    ۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
    ۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
    افراد زیر در اولویّت میباشند:
    ۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
    ۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
    محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
    دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
    چغندر الدوله اکبر گنجی
    بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
    عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
    ۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
    ۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
    ۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
    حقوق و مزایا
    به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
    به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
    ۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
    ۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
    ۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
    ۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.

    یونیتد استیت آو آمریکا
    واشنگتن دی سی
    کاخ سفید
    دفتر مرکزی حزب خران
    « واحد خر یابی»

  13. محمودزاده گفت:
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۵۹ ق.ظ

    اکبر گنجی شعبان بی مخ جبهه اصلاحات!
    نقش او همین است.
    این بدبخت دنبال این است کودتایی البته از نوع مخملی آن بر پا شود و به این هم مثل شعبان جعفری ، تاجبخش بگویند و یک زور خانه هم ( یعنی یک روزنامه!) کنار پارک شهر به او بدهند.
    شعبان بی مخ بازوش کلفت بود و این قورباغه هم زبان درازیش کلفت است.
    نه سواد دارد ونه معلومات. فکر کرده مردم یابو هستند اینها را بر سر کار بیاورند.
    ببین انها یی که با این اطلاعیه مشترک میدهند چقدر ساقط هستند که حاضرند نامشان کنار این بیاید .
    وجنبشی که به این گونه افراد نیاز داشته باشد ببین چه جنبشی هست.
    و ماهیتش چیست.

  14. سبز طلب گفت:
    سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۰۶ ب.ظ

    درود بر تو

نظر دهید

Powered by web abzar . آپلود عکس & by N.Design Studio , columnized by MangoOrange & phpkar.com

مقاله نویسان سیاسی

  • آرش نراقی
  • احمد زید آبادی
  • احمد قابل
  • احمد مظلومی
  • امید معماریان
  • اکبر اعلمی
  • اکبر گنجی
  • بی نظیر بوتو
  • جواد طباطبائی
  • حبیب اله پیمان
  • حسین باستانی
  • حسین بشیریه
  • حسین شریعتمداری
  • حمید رضا مسیبیان
  • داریوش آشوری
  • داوود هرمیداس باوند
  • رسول جعفریان
  • سعید حجاریان
  • سعید شیرکوند
  • شیرین عبادی
  • عباس امیرانتظام
  • عباس عبدی
  • عبدالله مومنی
  • عطاالله مهاجرانی
  • علی افشاری
  • علی شکوری راد
  • علیرضا علوی تبار
  • عمادالدین باقی
  • عيسي سحرخيز
  • فرید زکریا
  • محسن رضایی
  • محسن صفایی فراهانی
  • محسن کدیور
  • محمد ايماني
  • محمد باقر قالیباف
  • محمد رضا شیبانی
  • محمد قوچانی
  • محمدتقي مصباح يزدي
  • مرتضی کاظمیان
  • مسعود بهنود
  • مسیح علی نژاد
  • مصطفی تاج زاده
  • مهرانگيز کار
  • موسی غنی نژاد
  • يورگن هابرماس
  • کوروش زعیم

پیوندها

  • اخبار داغ هفت تیر
  • تالار گفتگو - حتما عضو شوید

آرشیو بانک مقالات سیاسی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • بهمن ۱۳۸۶
  • دی ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶

بانک مقالات سیاسی

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

بانک مقالات فارسی

مقاله حسین شریعتمداری سایت محمد قوچانی سایت اکبر گنجی مقالات سیاسی حسین شریعتمداری وبلاگ مسعود بهنود سایت عباس عبدی بانک مقالات سیاسی مقالات فارسی مقاله سایت مقال وبلاگ اکبر گنحی وبلاگ محمد قوچانی وبلاگ عباس عبدی دانلود مقاله pdf
سایت هفت تیر
تالار گفتگو هفت تیر