پرویز ورجاوند از میان ما رفت. آزاده ای ایراندوست. تمام زندگی اش مبارزه در راه آزادی و عدالت و حفظ تمامیت ارضی ایران بود. سربلندی ایرانیان آرزویش بود. درراه این آرزوهای بزرگ زندان رژیم شاه و رژیم جمهوری اسلامی را از سر گذرانید. یک بار که از زندان به مرخصی آمده بودم، به منزل ما آمد. دوستان دیگری هم آنجا حضور داشتند. نگران توطئه های خارجی و سیاست های نادرست دولت ایران بود. می گفت به شدت نگران تجزیه ایران است. در آنجا بحثی در گرفت درباره اینکه زندگی مردم یک کشور در کنار یکدیگر مبتنی بر چه نوع عقد و قراردادی است. آیا لغو و فسخ قرارداد به صورت مسالمت آمیز عملی مشروع است؟ وقتی زن و شوهری نتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند، راهی برای فسخ عقد وجود دارد. آیا اگر مردم یک منطقه از یک کشور زندگی در کنار مردم دیگر مناطق کشور را غیر قابل تحمل تشخیص دادند می توانند به روشی مسالمت آمیز راه جدایی در پیش بگیرند؟ یکی از حاضران در آن جمع می گفت که اگر مردم آن منطقه در یک همه پرسی به جدایی رأی دادند، این عمل مشروع و مقبول است. دیگری می گفت که در همه پرسی باید کلّ مردم کشور شرکت کنند، و اگر مردم دیگر مناطق هم به جدایی آن منطقه رأی دادند، جدایی مشروع خواهد بود. شخص محترم دیگری می گفت که در هر شرایطی حفظ تمامیت ارضی ایران بر هر چیز دیگری، از جمله دموکراسی، اولویت دارد، و در مقابل امپریالیسم باید با استبداد همراهی کرد تا تمامیت ارضی ایران حفظ شود، و اینک که آمریکا به دنبال تجزیه ایران است، باید مسأله دموکراسی و حقوق بشر را به تعویق انداخت، تا آمریکا با سوء استفاده از آن ایران را مورد حمله نظامی قرار ندهد و طرح های تجزیه طلبانه خود را به اجرای نگذارد. اما مرحوم ورجاوند هیچیک از نظرات ارائه شده در آن جلسه را نپذیرفت. می گفت که ما به لحاظ تاریخی هیچگاه با چنین مسأله ای مواجه نبوده ایم، حکومت فعلی بسیار به مردم ایران ظلم و جفا کرده است، اما عدالت و آزادی از همه مردم ایران دریغ داشته شده است؛ تجزیه، راه حل این مشکل نیست، باید مشکلات کلّ کشور را حل کرد. به اعتقاد او برخی دولتهای خارجی با تحریک برخی عوامل داخلی به این مسأله دامن می زنند، و باید نگران توطئه های خارجی و عملکرد نادرست دولت بود. اگر این ملاحظات منظور شود ما با مشکل جدایی خواهی روبرو نخواهیم بود.
ورجاوند تا پایان عمر افتخار آمیزش به این مسائل می اندیشید و برای آنها چاره اندیشی می کرد. همه ما دوستدار ایرانیم و با سیاست های نظامی گرانه دولت آمریکا مخالف هستیم و می دانیم که سیاست های نظامی-امنیتی امریکا در ارتباط با ایران در نیم قرن گذشته، همیشه به زیان دموکراسی و حقوق بشر در ایران تمام شده است. حفظ تمامیت ارضی ایران برای همه ما مهم است. اما کسانی که مانند ورجاورند دل در گرو سرفرازی و استقلال ایران زمین دارند باید اندیشناکانه و از سرخیرخواهی از خود و دیگران بپرسند که آیا یک دولت خودکامه که بدون توجه به منافع ملّی ایرانیان با سیاستهای عظمت طلبانه اتمی اش تن به ماجراجویی های خطرخیز و بی ثمر می دهد، می تواند به شایستگی از تمامیت ارضی این کشور حراست کند؟ آیا یک دولت غیر دموکراتیک که سودای رهبری جهان اسلام را در سر می پروراند و برای این سودا از دست زدن به هیچ اقدام تحریک آمیز در منطقه پروا ندارد، می تواند ایران را از خطر دشمنانی که در گوشه و کنار کمین کرده اند و چنگ و دندان نشان می دهند برهاند؟ آیا این سیاستهای ماجراجویانه نهایتاً به اجماع جهانی علیه ایران نمی انجامد، و ایران را گام به گام به شرایط عراق پیش از حمله نظامی آمریکا سوق نمی دهد؟ ورجاوند در اندیشه ایران بود. و از همین رو دلسوزانه و از سرنگرانی به این پرسش ها می اندیشید. او می خواست ذهن و نظر ما را نیز به تأمل در این مسائل معطوف دارد. مبارزانی مانند ورجاوند که سالهای بلند عمر خود را صادقانه و بی هیچ چشمداشتی صرف استعلا و عزّت این مرزوبوم کرده اند، عصاره حکمت عملی ما در عرصه مبارزات سیاسی و اجتماعی اند، و حساسیت های آنها در کوران تجربه های سالیان بلند پرورده و آبدیده شده است، و از این رو باید دغدغه ها و نگرانی های آنها را بسیار جدّی گرفت. بنابراین، وقتی که این بزرگان پرسشی در پیش روی ما می نهند و از ما توجه و تأمل در آن باره را می طلبند، شرط خردمندی آن است که هشدارباش آنها را جدّی بگیریم، و به سهم خود بکوشیم برای آن پرسشها پاسخی در خور بیابیم. جدّی گرفتن دغدغه ها و نگرانیهای این بزرگان بهترین شیوه حرمت نهادن به آنها و پاسداشت راهی است که در دفاع از این مرزوبوم پیموده اند. فراموش نکنیم که عراق پس از آنکه شورای امنیت ۱۰قعطنامه علیه آن به تصویب رسانید، مورد حمله نظامی قرار گرفت. تحریم های اقتصادی عراق را پیشتر از پای در آورده بود و جامعه عراق را کاملا از درون فروپاشانده بود. امروز اگر نیروهای خارجی عراق را ترک کنند، این کشور در اثر جنگهای داخلی تجزیه خواهد شد. به همین دلیل است که آمریکاییان واسرائیلی ها از سر رضایت تحریم های علیه ایران را کارساز می دانند، و با تمام قوا می کوشند که قطعنامه های بیشتری علیه ایران به تصویب برسانند و بر شدّت آن تحریمها بیفزایند.
برای مقابله با این تهدید هیچ راهی وجود ندارد جز آنکه جامعه مدنی را هرچه بیشتر از طریق متشکل کردن علایق، ترجیحات و منافع گروههای اجتماعی گوناگون قدرتمند کنیم. از منظر لنین مسائل جامعه جز از طریق دولت قابل حل نیست، بنابراین، تمام همّ و غم را باید معطوف به تصرف دولت کرد. اما این تلقی لنینی از دولت و نحوه مواجهه با معضلات یک جامعه در عمل به شکست انجامیده است. در غیاب یک جامعه قدرتمند ، تصاحب دولت، نهایتاً به شکل گیری یک دولت اقتدارگرا می انجامد. متأسفانه این دیدگاه لنینی امروزه در جامعه ما و حتّی در میان گروههای اصلاح طلب رایج شده است. این افراد تمام هدف خود را تصاحب دولت قرار داده اند. این دیدگاه لنینی به دولت را باید کنار نهاد. یک جامعه قدرتمند وسازمان یافته می تواند دولت را به کنترل در آورد، و از طریق آن علایق، منافع و ترجیحات واقعی خود را دنبال کند. دولتی که از دل یک جامعه مدنی قدرتمند برمی آید واقعاً محصول ظرفیت های داخلی جامعه خواهد بود و منافع ملی را دنبال خواهد کرد، نه آنکه از سر بدمستی سوداهای عظمت طلبانه ناممکن را در سربپروراند، و با اتکای به ثروتهای باد آورده نفتی تن به ماجراجوییهایی بدهند که نهایتاً منافع دولت اسرائیل را تأمین می کند، نه منافع ملّی مردم ایران را.
به باور من ورجاوند نیز همچون دیگر مردان و زنان مبارز و آزادیخواه و حق جوی این مرزوبوم چنین اهدافی را دنبال می کرد. او همواره می کوشید که از طریق فعالیتهای حزبی ، گروههای مختلف مردم را سازماندهی و بسیج کند. البته این نکته هم که احزاب موجود تا چه حد امکان، توان، و اراده متشکل کردن مردم را دارند، مسأله ورجاوند نیز بود. دموکراسی یعنی قدرتمند کردن جامعه و کاستن از قدرت بهیموتی و لویاتانی دولت.
روانش شاد باد که همواره در اندیشه پاسداری از ایران زمین و سر بلندی ایرانیان بود.
اکبر گنجی
۲۴خرداد ۱۳۸۶

جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۲۳ ب.ظ
شعارهای پیشنهادی حزب دموکراتیک خران برای راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
شعار اوّل
ما خریم خر سوار میخوایم.
بوش که رفت اوباما رو میخوایم.
استقلال چیه، یونجه های کالیفرنیا رو میخوایم.
جفتک پرانی و عرعر کردن آزاد رو میخوایم
صد جفتک میزنیم، چون گرین کارت آمریکا رو میخوایم.
شعار دوم
مرگ بر استقلال، مرگ بر ازادی، مرگ بر جمهوری اسلامی!
شعار سوم
کاسه لیسیم کاسه لیس
نوکر سفارت انگلیس
شعار چهارم
نه ایران ، نه اسلام
درود بر آمریکا
واحد خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۶ ب.ظ
«اوباما» او با ماست
آگهی مجدّد استخدام
توجّه ! توجّه!
فوری! فوری!
استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
شرایط استخدام شوندگان
۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
افراد زیر در اولویّت میباشند:
۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
چغندر الدوله اکبر گنجی
بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
حقوق و مزایا
به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.
یونیتد استیت آو آمریکا
واشنگتن دی سی
کاخ سفید
دفتر مرکزی حزب خران
« واحد خر یابی»