عباس عبدی :
در یادداشت پیشین ( آگاهی جمعی شرط لازم بهبود امور) توضیح دادم که مبارزه با هر مشکل اجتماعی مستلزم وجود آگاهی جمعی است، اما دانش معمول و شناخته شده مسئولین و صاحبان قدرت از مشکلات نیز برای حل مشکلات ضروری است. امروز که تورم به نحو عصبانیکنندهای گریبان جامعه را گرفته و صدای همه را درآورده است، به طوری که حتی متهمین این وضع میکوشند، بجای پذیرش صادقانه مسئولیت ،از جایگاه اتهام کنارهگیری کرده و حتی خود را در کرسی مدعیالعموم بنشانند، لازم است که نگاهی هم به ریشههای فکری بروز این اوضاع تأسفآور داشت.
کسانی که متهم ردیف اول این اوضاع هستند، در توصیف تورم بویژه قیمت مسکن و اجارهخانه مدعیاند که با بازار تبلیغاتی قیمت را به صورت کاذب بالا بردهاند و سپس بجای پاسخگویی در مورد وضع ناهنجار کنونی و اقدام منطقی برای حل بحران، برای جوانان دل سوزاندهاند که چگونه یک زوج جوان با درآمد حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان میتوانند منزلی ۸۰-۷۰ متری را ۲۰ میلیون پول پیش بدهند و ۱۵۰ هزار تومان اجاره پرداخت کنند؟!!
اگر خوب بنگریم ریشه اصلی تورم در ذهنیت مذکور است که آن را کاذب و ناشی از تبلیغ دانسته است. وقتی که دولتی در یک سال نزدیک به ۸۰ میلیارد دلار درآمد نفتی دارد و ارقام قابل توجهی هم درآمدهای ناشی از صادرات گاز، میعانات نفتی و پتروشیمی دارد که متأثر از نفت است و آن را به انحای مختلف وارد جامعه میکند، و در عین حال تورم ناشی از آن را تبلیغاتی و کاذب میداند، دیگر نباید انتظار آن را داشت که در ادامه وضع موجود سیاستی علمی و مناسب برای رفع این مشکل از جانب چنین دولتی اتخاذ شود.
اگر بپذیریم که قیمتها صرفا به دلیل تبلیغات، زیاد شده است، این نکته نه تنها مسئولیت دولت را در بروز این وضع کم نمیکند، که بیشتر هم میکند، زیرا گفته خواهد شد که در این صورت حکومت نه تنها باید بتواند جلوی افزایش قیمت را بگیرد، بلکه باید آن را کاهش هم بدهد، زیرا ۹۹ درصد ابزارهای تبلیغاتی (آن هم از نوع یکطرفه آن) در اختیار و انحصار حکومت است. و حکومتی که نتواند با استفاده از این همه ابزار تبلیغاتی، جلوی تورم را بگیرد و مخالفان آن با یک درصد این ابزار، صد درصد بر تورم میافزایند، آیا بهتر نیست که تمام این اختیارات و امکانات را زمین بگذارند، بلکه مشکل بیش از این نشود؟
کاذب بودن تورم به چه معناست؟ اتفاقاً تورم موجود کاملاً صادق است، چون هر لحظه جیب مردم را خالی و ذوب میکند و مثل کوه یخی است که در وسط صحرای سوزان قرار داده شود. پس چرا چنین تورمی را که حتی از خورشید درخشان سوزانندهتر است و عمق وجود افراد را میسوزاند، باید کاذب نامید؟
این تورم نه کاذب است و نه تبلیغاتی. آیا مسئولین از خود پرسیدهاند افزایش قیمت خانهای که در سال پیش ۶۰ میلیون تومان بود و حالا مردم تا حدود ۱۵۰ میلیون پول باید برای خرید آن پرداخت کنند، چگونه ناشی از تبلیغات است؟ اگر خریدار فعلی پول موجود (۱۵۰ میلیون) را داشت، چرا با این پول دو سال قبل خانهای دو و نیم برابر آنچه که امروز میخواهد بخرد، نخرید که امروز مجبور شود، همان خانه را با ۱۵۰ درصد افزایش بخرد؟روشن است که وی دو سال پیش چنین پولی را نداشت و امروز دارد لذا در این فاصله این حجم زیاد پول از جایی وارد بازار شده است که به دست او رسیده و این منبع ورود، جایی غیر از حکومت نیست یعنی همان تزریق نقدینگی دولتی منبع ورود این پول است که البته نابرابر هم توزیع میشود، همان عنصری که مسئولین دولت به نقش تورمزای آن اعتقادی نداشته و آن را مسخره میکردند. و این نقش مخرب هنوز هم به تمام معنا ظاهر نشده است و کافیست، به دلایل متعددی وقفهای در روند کنونی واردات رخ دهد، تا معلوم شود وقتی که این حجم عظیم آب (نقدینگی) پشت سد سیاستهای وارداتی دولت جمع شده بر اثر فشار دیوارههای سد را با خطر تخریب مواجه کند و مسئولین مجبور به باز کردن دریچههای متعدد آن شوند، چه خسارت بزرگی را به اراضی زیر سد یعنی مردم و جامعه وارد خواهد کرد. مقاله و مقالات
اگر تورم ناشی از تبلیغات بود، قطعاً دستاندرکاران میتوانستند، قیمت اجناس را به صفر یا نزدیک به آن برسانند، زیرا در این حوزه انحصار و آشنایی کافی دارند، اما چه میشود کرد که تورم از جمله متغیرهایی است که کمتر تحت تأثیر تبلیغات و عوامل روانی است و اگر هم اندکی تاثی پذیرد، بسیار موقتی و گذراست.
مشکل اینجاست که باید نگاه به وظیفه صاحبان قدرت را اصلاح کرد. تورمی که جامعه ما از آن رنج میبرد، در تمام دنیا شناخته شده و تحت کنترل است، و تنها مردم کشورهای معدودی مثل زیمبابوه و ونزوئلا و امثالهم از آن رنج میبرند، و اگر در اکثر کشورها حل شده، به معنای آن است که هم پدیده شناخته شده است و هم اراده برای حل آن قابل حصول است. در مقابل وقتی که فریاد جامعه ما از این پدیده بلند است ولی نه تنها بهبودی حاصل نمیشود که عقبگرد را شاهدیم، چه نتیجهای میتوان گرفت؟ جز اینکه یا مسئولین ،پدیده تورم را که برای جهان شناخته شده است نمیشناسند، یا اراده حل آن را ندارند و یا هر دو؟ در هر حال این سوال مطرح خواهد شد که چنین مسئولینی که قادر به شناخت و حل این پدیده شناخته شده نیستند، چرا و چگونه میتوانند داعیه اصلاح جهان را داشته باشند؟ خوب شاید ضروری باشد بجای اکتشافات فضایی و سیر در ستارهها و آسمانها، قدری هم به اموری که در خانه میگذرد بپردازیم شاید مشکلات عاجلتری در آنجا باشد که وظیفه ما حل این مشکلات است.
اداره جهان را باید پیشکش کسانی نمود که با قدرت و عقلانیت بسیار بسیار بیشتر ،اکنون در این گرداب فرو رفتهاند، ما باید بر اداره کشور خود کوشا باشیم، و شرط اول آن اداره امور اقتصادی در حد و اندازههای پذیرفتنی است. اقتصاد را هم نمیتوان در قالب شعارهای تبلیغاتی مثل طرحهای ضربتی اداره کرد. گرچه مشاوره اقتصادی دادن وظیفه نویسنده نیست، اما فکر میکنم اگر کسانی در صدد خرید یا تعویض خانه هستند، قبل از اجرای طرحهای ضربتی مورد نظر حکومت در این زمینه اقدام کنند، چرا که طرحهای ضربتی در اقتصاد نتایجی جز تورم بیشتر نخواهد داشت، نتیجهای که به ضرر مردمان کمدرآمد و فقیر است.
سایر مقالات عباس عبدی >>

شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸ در ۵:۲۲ ب.ظ
سلام،
سایت شما بسیار مفید بود برای من،
متشکرم.