برای جلوگیری از جنگ جهانی سوم ، جامعه جهانی باید به طور یکپارچه به مقابله ی با ایران برخیزد
(جرج بوش ۱۷ اکتبر ۲۰۰۷)
به نظر می رسد که پاره ای از رهبران سیاسی جهان در صددند که ایران را در موقعیت و منزلت آلمان هیتلری و ایتالیای موسولینی قرار دهند. برای مثال، ادعا می شود که دولت ایران همانند دولت هیتلر درصدد نابودی یهودیان است. این ادعا را به سخنان سخیف و نابخردانه احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران مبنی بر نفی تراژدی وحشتناک هولوکاست مستند می کنند. بوش در تاریخ ۱۷ اکتبر سال جاری باز هم بر مبنای سخنان نابخردانه احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران اعلام می کند که دولت ایران در صدد نابودی اسرئیل است. گویی جهان دوباره با شبح فاشیسم روبرو می شود، اما این بار از نوع “اسلامی” آن. بوش در تاریخ ۷ و ۱۰ اگوست ۲۰۰۶ صریحاً از “فاشیسم اسلامی” سخن گفت. از سوی دیگر، تونی بلر، نخست وزیر سابق انگلستان، در تاریخ ۱۸ اکتبر سال جاری، در سخنرانی ای در نیویورک خطر فاشیسم را گوشزد می کند و در این فضا از دولت ایران نام می برد. وی می گوید: “جهان با شرایطی مشابه “ظهور فاشیسم در دهه ۱۹۲۰″ روبرو است، نباید به فشارها برای عقب نشینی تن داد… ایدئولوژی افراطی اسلامی در حال حاضر یک دولت دارد: ایران. دولتی که آماده حمایت و پشتیبانی مالی از تروریسم برای بی ثبات کردن کشورهایی است که مردم آنها دوست دارند در صلح و آرامش زندگی کنند .حتی در حال حاضر و حتی در میان خود ما گرایشی وجود دارد که فکر می کند آنها این طور شده اند چون ما تحریکشان کرده ایم و اگر آنها را به حال خودشان بگذاریم، آنها هم کاری به کار ما نخواهند داشت.من فکر می کنم که این طرز فکر اشتباه است. آنها خیال ندارند ما را به حال خودمان بگذارند.” وزیر دفاع فرانسه هم اعلام کرده است که آن کشور مدارکی دال بر نظامی بودن پروژه ی هسته ای ایران در اختیار دارد.
حساسیت نسبت به ظهور گرایشهای به اصطلاح فاشیستی در جوامع اسلامی البته پدیده تازه ای نیست. من خود ۲۱ سال پیش با انتشار مقاله ای در ایران تاکید کردم که اکنون کسانی در ایران می کوشند تلقی ای فاشیستی از ولایت فقیه عرضه کنند و آن را مبنای عمل سیاسی دولت جمهوری اسلامی قرار دهند. ده سال پیش نیز در ضمن سخنرانی ای در یکی از دانشگاههای ایران ویژگیهای تلقی فاشیستی از اسلام را برشمردم و به سهم خود کوشیدم خطرات این جریان ویرانگر را به جامعه فرهیخته ایرانی گوشزد کنم. البته دادگاه انقلاب اسلامی مرا به دلیل ایراد آن سخنرانی بازداشت و به یک سال زندان محکوم نمود. اما توجه عمومی تا حدّ زیادی نسبت به این خطر جلب شده بود. مقاله و مقالات
اما میان سخنان بوش و بلر و آنچه من درباره گرایشهای فاشیستی در ایران بیان می داشتم تفاوتهای مهمی وجود دارد. به گمان من تشبیه ایران کنونی به آلمان فاشیستی دوران هیتلر یکسره نادرست و گمراه کننده است. نخست آنکه وضعیت قوای سیاسی، اقتصادی، نظامی، تکنولوژیک، و علمی جهان امروز با آنچه در نیمه نخست قرن بیستم جاری بود شباهتی ندارد: ایران از قدرت و موقعیت آلمان آن دوران بی بهره است، و دولتهای غربی هم بسی توانمند تر از دولتهای رقیب آلمان نازی در آن روزگارند. آلمان با تکیه بر توانمندی های نظامی چشمگیرش درصدد سلطه بر جهان و تسخیر خاک کشورهای دیگر و نابودی انسانها بود. دولت ایران حتّی اگر چنان سودای محالی را نیز در سر بپروراند مطلقاَ توان علمی و عملی چنان کاری را ندارد. ایران حتّی در خوش بینانه ترین پیش بینی ها، ۵ تا ۸ سال با ساختن یک بمب اتمی فاصله دارد، در حالی که دولت اسرائیل در حال حاضر در حدود ۲۰۰ بمب اتمی در اختیار دارد. عظمت طلبی اتمی رهبر جمهوری اسلامی نخست معطوف به حفظ بقای رژیم حاکم بر ایران، و در مرحله بعدی تبدیل نمودن ایران به قدرتی منطقه ای است که پرچم رهبری جهان اسلام را در دست دارد. نظام سیاسی ایران یک نظام فاشیستی توتالیتر نیست. البته بنیادگرایان حاکم برایران همواره مشتاق و علاقه مند به استقرار نظامی توتالیتر در ایران بوده اند، اما در جهان امروز، و با توجه به انقلاب عظیمی که در صحنه ارتباطات رخ داده است، این کار، یعنی تأسیس یک نظام توتالیتر(نظام متمرکز و فراگیری که نه تنها کنترل فیزیکی تمام عیاری را بر مردم خود اعمال می کند، بلکه با انحصار تبلیغات و آموزش عملاً موفق می شود ارزش هایش را از آن مردم کند. شست و شوی مغزی مردم و الوهیت بخشیدن به رهبر بخش مهمی از کارکرد یک نظام توتالیتر است. بنیادگریان می خواستند و می خواهند چنین نظامی درست کنند، ولی شکست خوردند، چون کنترل و دگرگونی اندیشه جامعه ممکن نشد و فضای فکری جامعه خارج از کنترل دولت قرار دارد)ناممکن به نظر می رسد.
دومین تفاوت این است که یهود ستیزی در آلمان آن دوران ،بیماریی بود که همه را فرا گرفته بود.یهودی نماد سرمایه دار/دلال مالی منفور، منادیان رقابت، خارجی ها و غریبه ها تلقی می شد که به طور ناعادلانه همه چیز را در چنبره ی خود داشتند. اعتقاد بر این بود که عیسی مسیح را یهودیان کشته اند.یهودیان بچه های مسیحی را قربانی می کنند. چون به یهودی به چشم “شر”نگریسته می شد، فقط با محو کردن یهودیان از دنیا امکان رهایی از این شر وجود داشت.بیماری یهود ستیزی در ایران وجود ندارد. هم اکنون حدود ۲۵ هزار یهودی در ایران زندگی می کنند.
اما در اینجا پرسش مهمتری وجود دارد که به گمان من در خور توجه ویژه است: آیا بواقع این اسلام است که در برابر غرب قرار گرفته و در صدد نابود کردن تمدن غربی است؟ کسانی که مدعی اند این اسلام است که در برابر جهان غرب صف آرایی کرده است، غالباً به انواع عملیات تروریستی، استشهادی، و خشونت باری استناد می کنند که کمابیش در گوشه و کنار دنیا تحت نام اسلام انجام می پذیرد. اما این افراد فراموش می کنند که عامل این ستیزگریهای خشونت بار “اسلام” نیست، بلکه پاره ای افراد هستند که خود را “مسلمان” می دانند. بسیاری از مسلمانان خشونت را ابزار مناسبی برای تأمین و تحقق اهداف و مقاصد خود نمی دانند. فراموش نکنیم که درک مسلمانان از متون مقدس اسلام (یعنی قرآن و سنت معتبر) یکسان نیست. ما دست کم سه نوع تفسیر اساسی از منابع معتبر اسلامی داریم: تفسیر مدرن، سنتی، و بنیادگرایانه. قرائتهای مدرن از اسلام به کلی توسل به خشونت را مردود می دانند. قرائت سنت گرایانه از اسلام نیز هیچ نسبتی با خشونت ورزی ندارد. تنها قرائت بنیادگرایانه از اسلام است که توجیه گر و مبلغ خشونت است. حتّی تمام بنیادگرایان هم به خشونت متوسل نمی شوند، و آن دسته از آنها که خشونت را ابزار موّجهی برای پیشبرد اهداف خود می دانند، ضرورتاً اهداف دینی را تعقیب نمی کنند. در عین حال نباید فراموش کرد که ایده “خشونت مقدّس” به بنیادگرایان مسلمان اختصاص ندارد. بنیادگرایان تمام مذاهب هوادار این آموزه هستند و به پیروان خود تلقین می کنند که مخالفان را بکشید که به بهشت خواهید رفت. با بنیادگرایی در تمام اشکال آن (اعم از یهودی، مسیحی، اسلامی، هندویی، و غیره) باید مبارزه و مقابله کرد. در عین حال، در مقام مبارزه با موج بنیادگرایی نباید از ریشه های اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی این پدیده در سطح محلی، منطقه ای، و بین المللی غفلت ورزید. ظهور و گسترش پدیده تروریسم و بنیادگرایی معلول عوامل ساختاری متعددی است که شناخت و ریشه یابی آنها محتاج پژوهش و تحلیل جامعه شناسانه دقیق و کارشناسانه است. برای مثال، صلح عادلانه میان اسرائیل و فلسطین، دست برداشتن از تحقیر ادیان و پیروانشان،دست کشیدن از اعمالی که این احساس را در مسلمانان ایجاد می کند که مورد تهاجم غرب قرار گرفته اند ، از میان بردن شرایط استیصال و نومیدی محض، و غیره می تواند از جمله پیش شرطهای مبارزه با بنیادگرایی و تروریسم باشد.
برای ما ایرانیان، طرح مسأله “قرائت فاشیستی از دین” و هشدارباش نسبت به جنبش فاشیستی در ایران (و نه وجود نظام فاشیستی و توتالیتر) موجب می شود که حساسیت جامعه ایرانی نسبت به خطر اقلیتی سازمان یافته در ساختار سیاسی حکومت ایران جلب شود، و این هوشیاری به گذار جامعه ایران به دموکراسی یاری برساند. اما طرح مسأله “فاشیسم اسلامی” از سوی بوش و بلر را باید نوعی آماده سازی ذهنیت جهانی برای حمله نظامی به ایران تلقی کرد.در دهه ی ۱۹۳۰ این عبارت ورد زبان مردم بود:” فاشیسم یعنی جنگ”. بسیج تمام نیروها بر ضد دشمن مشترک(ایران)، در پرتو مفهوم اسلام فاشیستی و ایران هیتلری صورت می پذیرد. مقابله ی با جنبش فاشیستی ضروری است، ولی با قرائت دموکراتیک از اسلام می توان به مقابله ی با آنان رفت. حمله ی نظامی موجب تقویت بنیاد گرایان فاشیست مشرب و تضعیف مسلمانان دموکرات سکولار خواهد شد.
سرچشمه: نیوزویک بین المللی ، ۱۹ نوامبر۲۰۰۷

شنبه ۶ مهر ۱۳۸۷ در ۲:۱۷ ب.ظ
آقای گنجی سلام . دستتون درد نکنه . انصافا بازم گل کاشتی . فوق العاده بود .
شنبه ۶ مهر ۱۳۸۷ در ۲:۲۴ ب.ظ
علم بالا ی دکتر بر هیچکس پوشیده نیست . از آقای دکتر تشکر می کنم .
واقعا متاسفم برای مردم ایران و جهان چرا که اینچنین دولتمردان سرکوبگر و فاشیستی بر ایران حکومت میکنند . جهانیان از دستشان امنیت ندارند و ایرانیان بازیچه ی دستشان هستند .
سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۸۷ در ۳:۰۲ ب.ظ
سلام جناب دکتر.بنده بی نهایت برای افکار شما احترام قائلم.از مقاله پر بارتون ممنونم.
پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ در ۳:۲۴ ق.ظ
درود بر شما / اقای گنجی من مقاله های شما را خیلی دوست دارم / از بچه های منزل دکتر ورجاوند هستم /جبهه ملی ایران.
پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸ در ۱:۱۰ ب.ظ
مردم از بالا نگاه کنید ؟. . .!
در ابتدا باید بگویم که بنده نه طرفدار احمدی نژاد هستم و نه موسوی بنده تنها تفکراتی واقع بینانه دارم و
دلسوز مردم ساده دل که بی گناه کشته میشوند و خونشان به هدر میرود و نه در راه آزادی بلکه در راه رسیدن امپریالیسم جهانی به اهدافش.
میر حسین کیست ؟
آیا میر حسین موسوی خامنه برای آزادی ایران آمده است و کسی است ، که سوار بر اسب سفید شده و بر جباران زمانه قصد تازیدن دارد .
مردم!
ساده نباشید !…؟
همه بد بختی ما ایرانیها از بی فکری و ساده نگریست؛ از این ساده نگریها دست بردارید .
اگر امپریالیسم را نمسشناسید مطالعه کنید و ببینید که انگلیسیهای مهاچر امریکا که امروز در صدر قدرتند چگونه کشورهای جهان سوم را، صفحه شطرنج خود کرده اند.
آیا این میر حسین با میر حسین ۲۰ سال پیش که خون مردم را در شیشه کرده بود تفاوت میکند .
نه . . .به خدا نه . . .
این همان میر حسین است که جوانان را در بیانیه ی سال ۱۳۶۴ خود در بند کرده بود دختر ها را درچادر اجباری و حتی کسی جرات پوشیدن لباس آستین بلند را هم نداشت و زنان مانتوهای رنگی.
کسی که امروز رنگ سبز را به واسطه داشتن همسر هنرمند و تئوری پرداز و باهوشش نماد تبلیغاتی خود کرده است حتی حق پوشیدن همین رنگرا نیز به زنان نمی داد.
منتهی امروز امپریالیسم جهانی ازو چنین خواسته است تا به صحنه آید تا جمهوری اسلامی بار دیگر در حیات ۳۰ ساله خود مخالفان را شناخته و آنها را تار و مار کند و حداقل ۸ سال دیگر به حکومت خود اضافه کند تا شروع بازیه دیگر .
به صحنه آمدن امروز میر حسین باعث به قدرت رسیدن اصو گرا ها در چهار سال آینده خواهد شد و حداد عادل ؛لاریجانی؛رضایی؛و . . . باید خود را برای ان روز اماده کنند و این همان خواسته حکومت محترم بود.
چه شد که امروز دیگر در نماز جمعه کسی مرگ بر امریکا نمیگوید و نگاه ها همه به سمت انگلیس است و یک شبه امریکا کشوری دوست و انگلیس خبیث شد.
اینها همه بازیهای کثیف سیاسی است ومردم در این وسط گوشت قربانی .
کسانی که ندانسته جان ارزشمند خود را در راه احمدی نژادها و موسوی ها به خطر می اندازند ساده دلانی فریب خورده هستن؛ چرا که سیاست گذاران جمهوری اسلامی را دست کم گرفته اند و نمیدانند هزاران هزار فارغ التحصیل دانشگاه های وابسته به دولت که در رشته های علوم سیاسی و . . . در حال تحصیلند چگونه یاد میگیرند که برای تداوم یک حکومت؛ مردم را چطور به بازی بگیرند و مهره ها را در بالا جابه جا و مخالفان را در زیر سرکوب کنند.
۸ سال آن می آید و مردم را به بند میبندد ؛مردم که خسته شدند مهره ای دیگر با وعده آزادی می آید و مردم ساده دل به او دل میبندند به همین صورت حکومت اسلامی ۸ سال ۸ سا ل به جلو می رود تا ظهور امام زمان (ع).
و اما اعتراضات اخیر بخشی از سناریو های امپریالیسم جهانیست که مردم عزیز شریف ودلاور و ساده ایران ندانسته در آن نقش اصلی را ایفا کردند.
و زمانی این موضوع مشخص می شود که . . . .
خدا داند.
سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸ در ۳:۰۸ ب.ظ
با تشکر از آقای گنجی عزیز واقعا باعث افتخار ایران هستید مرسی از مقاله عالیتون
یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸ در ۱:۴۸ ب.ظ
من شدیدا با موضع گیری شما مخالفم.اونچه که باید مواخذه بشه دولت و نظامه ولی شما از ایران نام می برید
جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۳۷ ق.ظ
جناب گنجی
اگر چه بی اهمیت تر از آن هستی که پاسخت را کسی بدهد. اما تو و استادت حاج فرج دباغ در زیر دُمب آمریکا چه میکنید؟!
رفته ای به پیروی از نیچه در روده بزرگ کثیف ترین نظامی که در عالم هستی تا کنون بوجود آمده است نشسته ای و سر خود را از زیر دمب آن بیرون آورده ای و همراه با فعل و انفعالات شکم بزرگ و جهانخوار این ابر قدرت رذل سرو صداهایی هم آهنگ با آنچه از آن بیرون می آید در می اوری و ادعاهای سخیف بر ضد ملتی میکنی که فداکارانش در زیر کثیف ترین شکنجه های صدام این ولیده اربابانت، حسرت یک آخ را بر دل آن بی اصالت گذاشتند.
شما سست عنصر ترین سست عنصرها هستی. شما یک استفراغ عفن و چرک یک زخم میباشید. شما بی حیثیتی بی شرافت و وطن فروش و خائن هستی که برای یک گرین کارت صد هزار معلق زده ای و برای یک حقوق ماهانه دلاری صد هزار لایه شرافت خود را فروخته ای.
چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۲ ق.ظ
نظراقای گنجی مانند نظر هرفرد دیگر محترم است ولی اظهارات او دمیدن در شیبور رسانه های غربی است و به نوعی بازیچه ی دست رسانه ها شده
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۱۰ ب.ظ
گوگوروش ( گوگوش + سروش)
فلسفه زیستن در قرن بیست و یکم!!
شاگردان مکتب:
حجت ال( اسلام آمریکایی) محسن کدیور
اکبر گنجی
محسن مخملباف
عطا مهاجرانی
عباس عبدی
علیرضا علوی تبار
و یک طویله پر از خر
به واحد تشکیلات اجتماعی این حزب بپیوندید
واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۱۱ ب.ظ
تو سوراخ زیر دمب شیطان بزرگ پنهان شده اید و رجز میخونید!؟
فراریهای بی حیثیت! اگر خاصیتی داشتید، در کشور میماندید و جان خود را فدای عقایدتان میکردید، نه جان بی خاصیت خود را بر میداشتید و میرفتید به سبک نیچه تو سوراخ زیر دمب شیطان بزرگ و سرتان را با ذلت و خواری بیرون می آوردید و از هوای عفن آنجا تنفس میکردید و به فکر جنبش سبز درست کردن می افتادید.
یک از یک خبیث تر هستید. یک از یک بی شرافت تر و منافقتر.
ننگ پشت کردن به ملت ایران با بیانیه و ادعا پاک نمی شود.
شما با دشمنان ملت ایران ساخته اید تا شاید بعد از سرکوبی انقلاب اسلامی به شما هم حکومت ری بدهند.
شما به جو آن هم نخواهید رسید. عمر سعد های پست .
سزایتان همین است که همنشین گوگوش و یزید و شمرهای زمانه باشید.
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۵ ب.ظ
«اوباما» او با ماست
آگهی مجدّد استخدام
توجّه ! توجّه!
فوری! فوری!
استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
شرایط استخدام شوندگان
۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
افراد زیر در اولویّت میباشند:
۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
چغندر الدوله اکبر گنجی
بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
حقوق و مزایا
به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.
یونیتد استیت آو آمریکا
واشنگتن دی سی
کاخ سفید
دفتر مرکزی حزب خران
« واحد خر یابی»