متن سخنرانی اکبر گنجی در مراسم اهدای جایزه ی جان همفری
خانم ها ،آقایان، مسؤولان محترم بنیاد حقوق و دموکراسی
مایه افتخار است که جایزه ای را دریافت می کنم که به نام جان همفری نگارنده پیش نویس اعلامیه جهانی حقوق بشر نام گذاری شده است. از شما سپاسگزارم که مرا به عنوان یک ایرانی شایسته دریافت این جایزه مهم تشخیص داده اید. برای ما بسیار مغتنم است که جامعه جهانی نسبت به درد و رنج مردم ایران و مبارزاتشان با یک دولت خودکامه سرکوبگر و بنیادگرا ابراز همدلی می کند. آرمانی که الهام بخش جان همفری، حقوق دان برجسته کانادایی، و سایر فعالان حقوق بشر بوده است این است که انسانها به صرف انسان بودن و صرفنظر از رنگ، نژاد، مذهب، جنسیت، و محلّ جغرافیایی که در آن زیست می کنند از حقوقی اساسی و سلب ناشدنی برخوردارند. آرمان حقوق بشر، عدالت، و برابری انسانها همواره برای من نیز الهام بخش بوده است، و فعالیتهای سیاسی من یکسره به شوق تحقق این آرمانهای انسانی صورت گرفته است. مبنای فعالیتها و اقدامات سیاسی و اجتماعی من هرگز ضدیت با دولتی خاص، یا حمایت از یک دولت در برابر دولتهای دیگر نبوده است. آرمان الهام بخش فعالیتهای سیاسی و اجتماعی من همواره این بوده است که انسانها جملگی بتوانند از حقوق برابر در برخورداری از امنیت، آزادی، صلح، و زندگی شرافتمندانه بهره مند شوند.
مایه خوشوقتی است که رفته رفته این باور که انسانها در عین تفاوتهای نژادی، دینی، جنسی، قومی، زبانی، ملّی، منطقه ای، در گوهر انسانیت شریک اند، و درد و رنج یهودیان، مسیحیان، مسلمانان، بوداییان، هندوها و خداناباوران همه به یک اندازه دل آزار و ناخواستنی است، به باوری فراگیر و جهانشمول تبدیل می شود. این تحوّل هم از تکامل عقلانی ما حکایت می کند و هم از تکامل اخلاقی ما. نباید فراموش کرد که بزرگترین شکست رژیمهای سرکوبگر، شکست اخلاقی آنها نزد مردم خود، و جامعه مدنی جهانی است. تجلیل از آزادیخواهان و مدافعان حقوق بشر به معنای اعلام شکست اخلاقی رژیمهای خودکامه و نشانه فقدان مشروعیت آنها در چشم جامعه جهانی است.
به گمان من یکی از مهمترین بنیانهای اخلاقی حقوق بشر این است که انسانها در ذات خود ارزشمند هستند و هرگز نباید به ایشان به چشم ابزاری صرف برای برآوردن نیازها و خواسته های دیگران نگریست. یکی از تراژدیهای تاریخ انسانی این است که ارزش ذاتی انسان واقعی و گوشت و خون دار به آسانی نادیده گرفته می شود و آدمیان در پای آرمانهای مبهم و مشکوک یا آیین ها و ایدئولوژیها قربانی می شوند. ادیان و ایدئولوژیها باید در خدمت انسانها باشند، نه انسانها در خدمت آنها. آیین ها و ایدئولوژیها در اصل برای کاستن از درد و رنج انسانها بوده اند، اما به مرور زمان جای خادم و مخدوم تغییر کرده است، و رفته رفته به بهانه ی پاسداری از این برساخته ها، انسانهای واقعی قربانی شده اند. بسیاری از رهبران سیاسی جهان نیز انسانهای واقعی را قربانی ایدئولوژیهای موهوم و ناکجاآبادی خود کرده اند. برای مثال، رهبر جمهوری اسلامی ایران، مردم را به ابرازی صرف برای دستیابی به رهبری جهان اسلام، عظمت طلبی اتمی، و تحقق باورهای بنیادگرایانه اش تبدیل کرده است. بنیادگرایان یهودی، مسیحی، و مسلمان هم زمین را به جهنم تبدیل می کنند تا خود به بهشت بروند. . مرزهای ملّی کشورها هم از جمله امور اعتباری بوده است که میلیونها انسان در طول تاریخ قربانی آن شده اند. انسان واقعی و گوشت و خون دار چندان عزیز و ارزشمند است که مرزهای جغرافیایی و مقوله حاکمیت ملّی هم نمی تواند بهانه ای برای نقض حقوق اساسی او باشد. تمامی مرزهای دینی ، ایدئولوژیک و سرزمینی از جان آدمیان مایه گرفته و به شدت خون آلودند. ما هرگز نباید این اصل مهم را از یاد ببریم که تمام این آیینها، ایدئولوژیها، قراردادها، و از جمله دموکراسی، برای آن است که نهایتاً انسانها بتوانند آزادانه و به صلاحدید خود زندگی کنند، نه آنکه زندگی یگانه و تکرارناشدنی شان قربانی آرمانهای مبهم یا مقاصد و بلندپروازیهای زمامداران پدرسالار شود.
اصل راهنمای(regulative principle) اندیشه، زندگی و عمل سیاسی و اجتماعی من احترام به آزادی و اصل برابری شهروندان است، و به گمان من عدالت نیز فرزند آزادی و به رسمیت شناختن برابری شهروندان است. این اصل راهنماست که مرا به مخالفت و مبارزه با تبعیض و ستمگری الزام می کند. مخالفت و مبارزه ی من با رژیم حاکم بر ایران را باید در چارچوب همین باور و اصل راهنما ملاحظه کرد. اما اصل آزادی و برابری اصل راهنمای موضعگیریها و رفتارهای ما در صحنه بین المللی نیز هست. اقتضای آن اصل فقط مبارزه و مخالفت با رژیم ایران نیست، بلکه لازمه آن مخالفت و مبارزه با تمام اشکال تبعیض نامنصفانه، و نقض حقوق انسانها در جوامع دیگر، از جمله مخالفت با جنگ و اشغال سرزمینهای دیگران در هر نقطه دنیا، و نیز مخالفت با آپارتاید و آواره کردن مردم از سرزمین شان هم هست. کسی که صادقانه پروای حقوق بشر، آزادی و عدالت را دارد نباید از معیارهای دوگانه پیروی کند. نقض حقوق بشر فقط در مرزهای ایران و توسط رژیم حاکم بر ایران بد نیست، در هرکجای دنیا هم که حقوق انسانها نقض می شود، کاری ناپسند و در خور ملامت انجام می پذیرد.
من امیدوارم که دولتهای غربی با مسأله حقوق بشر بر مبنای معیارهای دوگانه عمل نکنند. من دموکراسی های غرب را بهترین گزینه واقعی از میان اشکال واقعاً موجود حکومت و نحوه سازمان دهی قدرت می دانم. اما به عنوان یک فعال حقوق بشر از دولتهای غربی متوقعم که از معیارهای دوگانه پیروی نکنند. معیارهای دوگانه برتری اخلاقی دموکراسی های واقعاً موجود را از میان می برد، و به حاکمان خودکامه در سراسر جهان از جمله منطقه ی خاورمیانه و نیز ایران این امکان را می دهد که بتوانند در مبارزه تبلیغاتی علیه نیروهای دموکرات خود را در وضعیت بهتری قرار دهند. چگونه می توان حاکمان خودکامه را به رعایت حقوق بشر الزام کرد وقتی که حقوق بشر توسط قدرتهای مسلط جهانی نقض می شود؟ آزادیخواهان جوامع پیرامونی چگونه می توانند از دیکتاتورهای مسلط بر کشورشان توقع داشته باشند که قواعد دموکراتیک را رعایت کنند وقتی که ارزشهای دموکراتیک توسط رهبران جوامع دموکراتیک نادیده گرفته می شود؟ دولتهای غربی نقض گسترده حقوق بشر و دموکراسی را توسط متحدان خود نادیده می گیرند، اما نقض حقوق بشر توسط دشمنان خود را با حساسیت و گاه بزرگنمایی تعقیب می کنند. سیاست دفاع از حکومت های استبدادی منطقه ی خاورمیانه به دلیل اتحاد آنها با دولت های غربی اقدام نادرستی است که نتایج زیانبار آن را امروز آشکارا مشاهده می کنیم. یکی از پیامدهای فاجعه بار این سیاست نادرست این است که در بعضی کشورها بنیادگرایان به تنها گزینه ی بدیل دولت های منطقه تبدیل شده اند و حتی در یک انتخابات کاملاً آزاد بر رقبای سکولار خود پیروز می شوند و دولت هایی به مراتب فاسد تر و خودکامه تر را بنیان می نهند که علاوه بر حوزه سیاسی، تمام ساحات اجتماعی را سرکوب خواهد کرد.
ما نباید فراموش کنیم که در جهانی کاملاً به هم پیوسته زندگی می کنیم، و آنچه در گوشه ای از این جهان رخ می دهد مستقیم یا غیر مستقیم سایر نقاط جهان را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد. بنابراین، یکی از عواملی که پیشرفت دموکراسی را، برای مثال، در ایران به مخاطره می اندازد، برخورد دوگانه دموکراسیهای غربی با مسأله نقض حقوق بشر است. اما این تنها چیزی نیست که در عرصه جهانی مانع گسترش دموکراسی در کشورهای پیرامونی از جمله ایران می شود. یکی از مهمترین عواملی که در جهان به هم پیوسته امروزین مانع گسترش دموکراسی و رعایت حقوق بشر است، بی عدالتی دامن گستری است که در جهان وجود دارد. گسترش صلح و دموکراسی در گرو تحقق عدالت در رابطه میان ملّت- دولتها و نیز در روابط بین الملل است. مقتضای عدالت در سطح ملّی این است که آزادیهای پایه، یعنی آزادیهای سیاسی (مانند حقّ رأی دادن، و حقّ اشغال مناصب عمومی)، آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی وجدان، آزادی اجتماعات، آزادیهای شخصی (مانند آزادی از سرکوب روانی و تعرض جسمانی)، حقّ تملک شخصی، و آزادی از بازداشت خودسرانه، به طور برابر میان همه افراد جامعه جامعه توزیع شود. برابری فرصتها از جمله ارکان عدالت است. بر این مبنا، فرصت احراز مناصب و مشاغل امتیازآفرین اقتصادی و اجتماعی باید به روی همگان گشوده باشد. منابع ثروت، قدرت، اطلاعات، و منزلت باید به طور مساوی میان تمام آحاد جامعه توزیع شود مگر آنکه توزیع نابرابر آنها گروههایی را که کم نصیب تر هستند در موقعیتی بهتر قرار دهد. بنابراین، در سطح ملّی ساختار پایه جامعه باید به نحوی سامان یابد که منابع کمیاب، یعنی قدرت، ثروت، معرفت، و منزلت، در جهت کاستن از درد و رنج محرومترین اقشار اجتماعی به کار گرفته شود. اما این اصل تبعیض مثبت را باید در سطح روابط بین الملل و به نفع کشورهای جنوب نیز حاکم کرد.
این درست است که منطقه خاورمیانه به دموکراسی و صلح نیازمند است. اما انسانی که با فقر و گرسنگی دست و پنجه نرم می کند و درحال مرگ است تا چه حدّ می تواند دموکراسی و حقوق بشر را جدّی بگیرد، و در راه تحقق آنها بکوشد؟ انسانی که در نهایت فقر و فلاکت زندگی می کند، این قبیل مفاهیم را تزیینی و دستمایه دعواهای بی حاصل روشنفکرانه تلقی خواهد کرد. جامعه ای که در آن فقر و بی سوادی یا کم سوادی غوغا می کند محصولی جز دیکتاتوری به بار نخواهد آورد. فقرزدایی و گسترش سواد به تمام اقشار اجتماعی بخش مهمی از فرایند گذار به دموکراسی است. البته این درست است که یکی از مهمترین عوامل فقر و گرسنگی در کشورهای پیرامونی سوء مدیریت حاکمان بومی است. اما این نکته را هم نباید فراموش کرد که دولتهای غربی در غالب موارد از طریق حمایت مستقیم یا غیر مستقیم از این حاکمان نالایق در پیدایش فقر و فلاکت در آن جوامع نقش مؤثری ایفا کرده اند، و لذا تاحدّ قابل ملاحظه ای در پیدایش آن وضعیت ناگوار مسؤول هستند.
اما علاوه بر همه این موارد، امروز مسأله دیگری هم وجود دارد که جنبش دفاع از حقوق بشر و دموکراسی خواهی را در ایران بشدّت به مخاطره انداخته است. آن مسأله به موضوع سلاحهای اتمی مربوط است. من شخصاً با تسلیح ایران به سلاحهای اتمی مخالفم. اما چون در این مخالفت خود از معیارهای دوگانه پیروی نمی کنم، با مسابقه تسلیحاتی، گسترش سلاحهای اتمی، و تحمیل سیاستهای یکجانبه با اتکای به قدرت ناشی از تهدیدات هسته ای، به طور مطلق و در هر گوشه دنیا که رخ می دهد مخالفت دارم. برای برقراری ثبات و امنیت در منطقه خاورمیانه باید به مسابقه تسلیحاتی در این منطقه خاتمه داد، و برای ایجاد خاورمیانه ای عاری از سلاحهای هسته ای، میکروبی، و شیمیایی کوشید. پایبندی کامل به معاهده ان.پی.تی. نقطه آغاز خوبی برای تمام کشورهای جهان است برای آنکه از پدید آمدن قدرتهای هسته ای جدید جلوگیری کنند و نیز سلاحهای هسته ای موجود را از میان ببرند.
اما خطر جنگ که اکنون به بهانه احتمال دستیابی ایران به سلاحهای اتمی بر ایران سایه افکنده است، نهایتاً به زیان جریانات طرفدار دموکراسی و حقوق بشر در ایران می انجامد. دولت ایران هر انتقادی را که از سوی مخالفانش ابراز می شود “خیانت”، “براندازی نرم”، و “انقلاب مخملی” قلمداد می کند. در شرایطی که جامعه جهانی خطر حمله نظامی به ایران را احتمالی جدّی ارزیابی می کند، بنیادگرایان جمهوری اسلامی با دست گشوده تری می توانند قدرت را در قبضه خود بگیرند، و به بهانه خطر “دشمن” جامعه مدنی نوپای ایران را سرکوب نمایند. جنبش دموکراسی خواهی ایران، در وضعیت امنیتی – اضطراری ، در شرایطی که خطر جنگ هر لحظه می تواند به واقعیت تبدیل شود، در شرایط کاملاً دو قطبی سیاسی که حکومت می کوشد همه مخالفان خود را “مزدور دولت آمریکا” معرفی کند، به شدت آسیب خواهد دید. در چنین شرایطی، مدافعان حقوق بشر و فعالان جامعه مدنی خود را در موقعیت ناخواسته ای می یابند که آنها را ناگزیر می کند میان حکومت خودکامه و بنیادگرای حاکم بر ایران و وضعیتی نظیر آنچه در عراق می گذرد یکی را برگزینند. کوبیدن بر طبل جنگ، حتی در حدّ یک سناریوی روی میز، لاجرم چنان دوراهی ای را بر مردم ایران، از جمله فعالان جامعه مدنی، مدافعان دموکراسی، و آزادیخواهان، تحمیل خواهد کرد. و از قضا این دقیقاً خواست و آرزوی زمامداران بنیادگرای حاکم بر ایران است که از آن سوی دیگر مدام بر طبل جنگ می کوبند. از این روست که به گمان من باید حمله نظامی به ایران را تحت هر عنوان و بهانه ای محکوم کرد. آزادیخواهان و دموکراسی خواهان ایرانی از دولت کانادا انتظار دارند که تصمیم عاقلانه و شجاعانه ی عدم ورود به جنگ عراق را،با در دست گرفتن پرچم مخالفت با حمله ی نظامی به ایران تکرار کند و نشان دهد که با ویرانی زیرساخت های یک کشور و کشتار زنان و کودکانش نمی توان به صلح و دموکراسی دست یافت. در عین حال، ما با هرگونه تحریمی هم که بر درد و رنج مردم بی گناه ایران بیفزاید مخالف هستیم. نباید به جای مجازات زمامداران بنیادگرای حاکم بر ایران، مردم ایران مجازات شوند. در عوض می توان کیفرخواستی علیه تمام زمامداران حاکم بر ایران که در شکنجه، ترور، و قتل عام دگراندیشان و دگرباشان دست داشته اند، تشکیل داد، و آنها را در اوّلین فرصت ممکن بازداشت کرد و در دادگاهی بین المللی به جرم جنایت سازمان یافته علیه بشریت محاکمه نمود. جامعه جهانی باید به دولت های سرکوبگر برای رعایت حقوق بشر و گذار به دموکراسی فشار وارد آورد، اما این فشار، مجموعه ای از تشویق ها و تنبیه هاست. بسته پیشنهادی اتحادیه اروپا به دولت ترکیه ، آنقدر می ارزید که دولت آن کشور برای عضویت در اتحادیه اروپا، چند هزار قانون خود را تغییر داد، مجازات اعدام را لغو کرد، و به شهروندان ترکیه این حق را داد اگر در دادگاهی در ترکیه محکوم شدند، از دادگاه اروپا درخواست تجدید نظر در حکم صادره را بنماید. سرمایه گذاری گسترده در ایران، ارسال تکنولوژی پیشرفته به ایران ، در نظر گرفتن منافع منطقه ای ایران و پذیرش نقش فعال ایران در جامعه جهانی، می تواند بخشی از بسته پیشنهادی برای رعایت حقوق بشر و گذار به دموکراسی باشد. از سوی دیگر اگر حاکمان ایران به رعایت حقوق بشر و روند دموکراتیک کردن ایران تن ندادند می توان مجازاتهای متعددی را برای ایشان درنظر گرفت. مقاله و مقالات
حکومت ایران، حکومت اقلیتی است که اراده خود را بر اکثریت جامعه ایران، از جمله جوانان، زنان، و کارگران به زور تحمیل می کند. این حکومت حقوق دموکراتیک مردم ، تنوع سلیقه ها و عقاید دینی و سیاسی و سبک های زندگی را نادیده می گیرد و عقاید ، سلیقه ها و رفتارهای متفاوت با الگوی مورد تجویز خود را سرکوب می کند. این حکومت مخالفان سیاسی خود را که حامی برابری همه شهروندان (صرف نظر از مذهب، قومیت، جنسیت، وعقیده سیاسی) و خواهان آزادی بیان و عقیده و حذف امتیازات ویژه حاکمان و اقلیت اندک طرفدار حکومت هستند، سرکوب می کند. این حکومت حقوق برابر زنان در عرصه های سیاسی و اقتصادی و حقوقی و حق برخورداری برابر از قدرت تصمیم گیری در امور خانواده را نادیده می گیرد. حکومت بنیادگرای حاکم بر ایران نوعی آپارتاید سیاسی را به نام حقّ نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان منتخب رهبر جمهوری اسلامی اعمال می کند. این منتخبان رهبری هم قدرت سیاسی را حق ویژه و مادام العمر همان رهبر می دانند. حکومت ایران مخالفان سیاسی و عقیدتی خود را خودسرانه بازداشت می کند، به مدت نامحدود در بازداشت نگاه می دارد و آنها را از حق دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده های خود محروم می کند. بسیاری از بازداشت شدگان در سلول های انفرادی نگهداری می شوند، و مورد آزار جسمی و روحی قرار می گیرند تا علیه عقاید و دوستان خود و نیز سایر فعالان سیاسی مخالف حکومت “اعتراف” کنند. بر این فهرست می توان از جمله نقض حقوق اقلیت های قومی، دینی ، و جنسی را نیز افزود.دخالت بشر دوستانه ی بین المللی باید تقویت جامعه و مردم ایران را در برابر این اعمال سرکوبگرانه مد نظر قرار دهد تا نگرانی درباره تغییر موازنه ی قوای نظامی به ضرر این یا آن قدرت منطقه ای یا جهانی در خاورمیانه. ایران قدرتمند دموکراتیک، موازنه ی قوا را به نفع دموکراسی در کل خاورمیانه تغییر خواهد داد.مجازات ایران، برای تأمین برتری نظامی و استراتژیک دولت اسرائیل در منطقه، بر شکاف جهان اسلام و جهان غرب خواهد افزود و موجب گسترش بنیادگرایی در منطقه خواهد شد.اما مجازات شدید رژیم بنیادگرای حاکم بر ایران، زمانی که زنان مدافع برابری حقوقی را به زندان می اندازد، یا کارگران را به خاطر تشکیل اتحادیه ی مستقل کارگری مجازات می کند، یا دانشجویان را با نیروهای نظامی و شبه نظامی سرکوب و در زندانها شکنجه می کند ،یا در شبه انتخابات غیر رقابتی و غیر آزادش هم صلاحیت هزاران رقیب اصلاح طلب را رد می کند، به گسترش دموکراسی و حقوق بشر در ایران یاری می رساند. ایران کلید منطقه است، دموکراتیزاسیون ایران، دموکراتیزاسیون منطقه را به دنبال خواهد آورد.
حمایت از دموکراسی و حقوق بشر در ایران وظیفه اخلاقی دولت ها و نهادهای جامعه مدنی در کشورهای غربی است. من از حمایت اخلاقی- معنوی ای که نهادهای مطبوعاتی، سازمانها و نهادهای مدافع حقوق بشر، و نمایندگان مردم در همه سطوح سیاسی در کشورهای غربی (خصوصاً نهادهای مدافع حقوق بشر کانادایی) از جنبش دموکراسی خواهی در ایران ابراز داشته اند به سهم خود تقدیر و تشکر می کنم. بزرگترین قوّت دمکراسی، نیروی الهام بخش و برتری اخلاقی آن است. از مؤسسه حقوق و دمکراسی و همه کسانی که به پایدار ماندن این نیروی الهام بخش و این قدرت برتر اخلاقی یاری می رسانند از صمیم قلب تشکر می کنم.

جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۷ در ۹:۵۴ ب.ظ
salam aghay ganji
omid varam dar harkoja hastid
khodavand yar va yavare shoma bashad
doroste enja hava bas najavan mardane sard ast
enja garche shab tarik ast del ghavi dar sahar nazdik ast
mojasamey azadi movafagh bashid
چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در ۱:۰۵ ق.ظ
بازهم گنجی در این مقاله نشان داد که از اروپایی وامریکایی ها هم علاوه بر حاکمان ایران انتقادات جدی دارد که میتومه اینطوربرداشت کرد که در نقد حاکمان ایران بیغرضانه وبرای ارمانهایش عمل میکنه.
دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۷ در ۲:۲۰ ب.ظ
حالم ازت به هم میخوره وطن فروش اطلاعاتی.یادت رفته تو سپاه چه سنگی به سینه میزدی.
بدبخت برو دست به دامن آمریکایی ها شو ببینیم کجارو میگیری
دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۷ در ۷:۲۱ ب.ظ
فرزنم
اکبر جان
تو و آمریکا هر چه کنید نخواهید توانست
افسوس که تو نیز گرفتار آنان شدی
در چه به خود بنگری و ببینی که ظاهرا سالمی…
دل تو را برده کرده اند ، اندیشه تو را برده کرده اند…
همچون کوزه خالی شده ای که هر چه می دهند می آشامی
دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۷ در ۷:۲۳ ب.ظ
شرم آور است چنین بیانانتی
برای کدام دل هاست که می گویی ؟ دل های باطل ! دل های یکه نمی دانند اسلام چیست تنها می دانند که چون این آخوند ها این گونه اند باید گریخت…
به کشور دشمن جهانی گریخته ای ! نه ایران و نه مردم آسیا
آمریکا کشوری است که دشمن کل هستی و جهان است
در چه ایران نیز در اندازه خود است و اما نه در حد آمریکا
چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۰ ق.ظ
درود مردم ایران بر تو
جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۳۶ ق.ظ
جناب گنجی
اگر چه بی اهمیت تر از آن هستی که پاسخت را کسی بدهد. اما تو و استادت حاج فرج دباغ در زیر دُمب آمریکا چه میکنید؟!
رفته ای به پیروی از نیچه در روده بزرگ کثیف ترین نظامی که در عالم هستی تا کنون بوجود آمده است نشسته ای و سر خود را از زیر دمب آن بیرون آورده ای و همراه با فعل و انفعالات شکم بزرگ و جهانخوار این ابر قدرت رذل سرو صداهایی هم آهنگ با آنچه از آن بیرون می آید در می اوری و ادعاهای سخیف بر ضد ملتی میکنی که فداکارانش در زیر کثیف ترین شکنجه های صدام این ولیده اربابانت، حسرت یک آخ را بر دل آن بی اصالت گذاشتند.
شما سست عنصر ترین سست عنصرها هستی. شما یک استفراغ عفن و چرک یک زخم میباشید. شما بی حیثیتی بی شرافت و وطن فروش و خائن هستی که برای یک گرین کارت صد هزار معلق زده ای و برای یک حقوق ماهانه دلاری صد هزار لایه شرافت خود را فروخته ای.
شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸ در ۱:۴۷ ب.ظ
سلام
مقاله شما را خواندم و لذت بردم که چگونه با صراحت و شجاعت سخن راندی ازآرمانهایت . به امید موفقیت شما و همرهان شما .
کاش مخالفان شما هم کمی نزاکت داشتند و رعایت ادب در نگارش نظراتشان را فراموش نمی کردند .
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۱۹ ب.ظ
شعارهای پیشنهادی حزب دموکراتیک خران برای راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
شعار اوّل
ما خریم خر سوار میخوایم.
بوش که رفت اوباما رو میخوایم.
استقلال چیه، یونجه های کالیفرنیا رو میخوایم.
جفتک پرانی و عرعر کردن آزاد رو میخوایم
صد جفتک میزنیم، چون گرین کارت آمریکا رو میخوایم.
شعار دوم
مرگ بر استقلال، مرگ بر ازادی، مرگ بر جمهوری اسلامی!
شعار سوم
کاسه لیسیم کاسه لیس
نوکر سفارت انگلیس
شعار چهارم
نه ایران ، نه اسلام
درود بر آمریکا
واحد خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۴ ب.ظ
«اوباما» او با ماست
آگهی مجدّد استخدام
توجّه ! توجّه!
فوری! فوری!
استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
شرایط استخدام شوندگان
۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
افراد زیر در اولویّت میباشند:
۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
چغندر الدوله اکبر گنجی
بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
حقوق و مزایا
به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.
یونیتد استیت آو آمریکا
واشنگتن دی سی
کاخ سفید
دفتر مرکزی حزب خران
« واحد خر یابی»