عباس عبدی :
احتمالاً تا حالا این سوال برای شما هم پیش آمده که چرا حکومت قادر به جلوگیری از روند رو به افزایش تورم نیست؟ آیا تورم پدیده ناشناختهای است؟ آیا برخلاف اظهارات جاری و رسمی، آنان علاقهای به کاهش تورم ندارند؟ یا علت دیگری مطرح است؟
به نظر میرسد که پدیده تورم چنان ناشناخته و پیچیده نیست که متولیان امر در ایران عوامل ایجادکننده آن را نشناسند. زیرا هم ادبیات علمی این پدیده در علم اقتصاد وجود دارد و هم تجربه و موضوعیت داشتن تورم برای جامعه ما کارشناسان را با آن به خوبی آشنا کرده است. افراد باید ضریب هوشی بسیار پایینی داشته باشند که عامل اصلی تورم را نشناسند. البته برخی افراد طرفدار یا مجری سیاستهای جاری در تحلیل خود مواردی را میگویند که شنونده تصور میکند آنان هیچگونه آشنایی با مباحث اقتصادی ندارند، اما به نظر من آنها صرفا آگاهانه و از روی عمد قلب حقیقت میکنند و خلاف درک خود را میگویند، تا برخی عوام و ناآگاهان را قانع کنند. بنابراین علل و عوامل عمده پدیده تورم که همان افزایش نقدینگی است موضوعی شناخته شده نزد همه است.
پاسخ به سوال دوم هم منفی است. به عبارت دیگر تصور میکنم که مسئولین علیالظاهر علاقهمند به کاهش تورم هستند، اما این مسأله صرفاً در حد علاقه است. مثل کسی که علاقهمند به سلامت خود است و صادقانه هم به این خواست علاقه دارد، اما در عین حال حاضر نیست از خوردن زیاد غذاهای چرب، شیرین و بانمک و کشیدن سیگار دست بکشد.خوب طبیعی است که تامین سلامتی با این رژیم غذائی جور در نمیاید.مقاله و مقالات
پس علت چیست؟ چرا علیرغم مسلم بودن تأثیر استفاده از منابع صندوق ذخیره ارزی در افزایش تورم، کماکان تمامی مساعی دستاندرکاران تسلط بر اختیار مصرف این منابع است؟ چرا برای مقابله با خشکسالی طرح استفاده از دو میلیارد دلار از این منابع ارایه میشود؟ چرا برای حل مشکل بنزین دو میلیارد دلار اضافه بر سهمیه و از این درآمدها واردات میشود؟ چرا خارج از بودجه، از دلارهای نفتی وزارت نفت برای طرحهای عمرانی هزینه میشود، چرا هیأت امنای صندوق ذخیره ارزی منحل و اختیارات آن به کمیسیونی در دولت سپرده میشود؟ و خیلی چراهای دیگر…
مشکل اصلی این است که سیاستهای اتخاذ شده حکومت، راه بازگشتی را باقی نمیگذارد، آنان که میگویند از درآمدهای ارزی استفاده نشود، زیرا تورمزاست، خود را چندان مقید به بیان راههای جایگزین هم نمیدانند، راهحلهایی که پذیرش آن برای جامعه و بویژه حکومت کنونی، بسیار تحملناپذیرتر است. استفاده از منابع ارزی کشور برای درمان دردهای کشور و یا پر کردن چالهچولههای اقتصادی موجود، به صورت عادت درآمده است، درست مثل مصرف مواد مخدر که موجب کاهش دردها و رنجهای جسمی و روانی فرد معتاد است. اما همه میدانند که پس از قطع اثر این مواد، دردهای قبلی با شدت و فشار بیشتری ظاهر میشود و تنها راه برای تسکین آن استفاده بیشتر از مواد مخدر است، با این امید که این دردها درمان شود، میزان استعمال مواد هم بیشتر و بیشتر میشود و به جایی میرسد که فاصله مصرف باید کمتر و دوز آن هم بیشتر شود.
راه دیگر تحمل درد و رنج طاقتفراست تا بدن خود را برای درمان قطعی بیماری آماده کند و انتخاب چنین راهی نیازمند ارادهای مستحکم و قوی در فرد است. و اگر چنین ارادهای را بتوان با سختی در افراد معدودی بوجود آورد، ایجاد آن در جامعه بسیار سختتر و مشکلتر است، و پیش از ایجاد آن، ابتدا باید به ضرورت چنین تفکری رسید. اما وقتی میبینیم که گروه اصلی قدرت، نه تنها به چنین ایدهای معتقد نیست که خلاف آن را عقیده دارد، بنابراین تا رسیدن به گام اول نیز با دشواری روبرو هستیم. بنابراین دوای درد مشکلات از نظر آنان کماکان تزریق بیشتر دلارهای نفتی و افزایش نقدینگی و تخصیص غیر بهینه منابع کشور و به تأخیر انداختن بحران است. نکته مهم این است که هزینههای مصرف منابع ارزی، در آینده و از دید حکومت احتمالی است، اما منافع مصرف آنها، مقطعی و حتمی است. ذهنیتهای کوتاهمدت در این معادله همیشه منافع مقطعی و حتمی را برخواهد گزید و هرگونه اصرار بر تغییر نگرش آنان نتیجهای معکوس خواهد داشت. افراد صاحب این ذهنیتها تصور میکنند که در پس پیشنهاد عدم مصرف تسکیندهنده و تخدیر کننده ارز، نوعی توطئه و دشمنی نهفته است، البته شاید این تصور چندان بیراه هم نباشد، زیرا منتقدین طبعاً میخواهند با قرار دادن مسئولین در وضعیت خطیر، شکست آنان را جلو بیاندازند، اما مشکل اینجاست که عدم توجه به این هشدارها هم مآلاً به تشدید بحران خواهد انجامید .
سایر مقالات عباس عبدی >>

یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۸:۱۱ ب.ظ
یه ستون هم برای مقالات اکبر اعلمی بزار
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۳ ب.ظ
پس مقالات آقای اعلمی کو!؟
پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷ در ۵:۲۹ ب.ظ
طرح اقتصادی دولت وشرایط حمایت از آن
باتوجه به اوضاع کنونی کشور ودر حالی که دولت در سال آخر از چهار سال خدمت به مردم وتوسعه عدالت است طرحی را ارائه کرده ومصرانه دنبال اجرا شدن بی قید وشرط آن است همه حامیان دولت در هفته های گذشته اعلام حمایت کرده اند از طرفی بسیاری از روشنفکران همچون –حجاریان- نبوی و… خیل عظیمی از روشنفکران که عمدتا به جناح مقابل تعلق دارن خواهان تفکر وکارشناسی بر روی این طرح را دارند وبراین باورند که این طرح در این برهه زمانی برگه برنده ای برای تبلیغات در دست رقیب است اما فارغ از این مورد لحاظ کردن این موارد در این طرح وکا رکارشناسی همه جانبه بر آ؟ن واجماع روشنفکران می تواند سبب موفقیت آن شود تجربه نشان داده لحاظ کردن سلایق وانفرادی کارکردن عواقبی خوب ندارد وبارها دراین سه سال به وضوح دیده شده است درشرایط کنونی که حلقه تحریم ها تنگ شده است عجولانه کار کردن عاقلانه نیست لذا توجه به موارد زیر در ارا وعملیاتی کردن طرح بسیار مفید است