عباس عبدی:
این امر عادی و یا حداقل قابل انتظار است که مسئولین دولتی در مقام تبلیغات مدعی شوند که تحریمها هیچ اثری بر اراده مردم و حکومت ندارد، یا اصولاً فاقد آثار جدی هستند، تا از این راه به مردم امید دهند تا با بیاهمیت دانستن تحریمها، سیاستهای جاری را در تعامل با جهان حمایت کنند. اما نباید این ادعا به باور مسئولان تبدیل شود زیرا که واقعیت خلاف این ادعاست و اگر مسئولین امر این ادعای تبلیغاتی را کمکم باور کنند، طبعاً در برابر تحریم منفعل شده و آثار مخرب آن بیشتر خواهد شد.
واقعیت این است که تحریمهای موجود به طور مستقیم با زندگی مردم ارتباط ملموسی ندارد، و یا بهتر است بگوییم مردم درکی مستقیم از تحریم ندارند. مثلاً فرض کنید که تحریمها مثل تحریم لیبی شود که پرواز هواپیما ممنوع بود. خوب در این صورت میلیونها نفر به طور مستقیم تحریم را حس و درک خواهند کرد، اما تا هنگامی که تحریم به صورت موجود است، فقط تعداد معدودی از مردم، آن هم با واسطه در ارتباط با تحریم خواهند بود، و تحریمها به صورت غیر مستقیم آثار مخرب خود را به جای میگذارد، و از طریق افزایش قیمت کالای وارداتی، اشکال در واردات کالا و در نتیجه عقب افتادن تولید و حتی توقف کار و بیکاری شاغلین، به عقب افتادن زمان بهرهبرداری طرحهای عمرانی و…آثار خود را نشان میدهد. اما نکته اینجاست که علیرغم این تأثیرات مخرب، باز هم نمیتوان جامعه را متوجه این واقعیت کرد که چقدر از مشکلات جاری کشور ناشی از تحریمهاست، گویی که مردم هیچ درک مستقیم یا غیر مستقیمی از تحریمها ندارند و مسئولین هم آثار و تبعات تحریمها را هم به چیزهای دیگر ربط میدهند، و چه چیزی بهتر از مافیا! و در این میان از این واقعیت مهم غفلت میشود که بخشی از شکلگیری مافیا محصول تحریم است، که در ادامه توضیح داده خواهد شد.مقاله و مقالات
برخی افراد از روی سادگی مدعی میشوند که ما از سه دهه قبل تحریم هستیم و این تحریمهای جدید چیزی را تغییر نداده است، اگر این ادعا از روی بیاطلاعی نباشد، حتماً تعبیر دیگری برای آن باید بکار برد، زیرا ماهیت تحریمهای جدید با تحریمهای پیشین به کلی متفاوت است. برای فهم تفاوت آن کافیست که بگوییم در اوج تحریمهای آمریکا، میتوانستیم حتی سلاحهای آمریکایی را تهیه کنیم، اما اکنون باید از نمایشگاه نظامی مالزی هم اخراج شویم. در تحریمهای گذشته، نه تنها هیچ کشوری با آمریکاییها همراهی نمیکرد، بلکه حتی شرکتهای آمریکایی هم راههای دور زدن تحریم را به طرف ایرانی یاد میدادند، اما اکنون نه تنها قریب به اتفاق کشورها(بجز مواردی مثل چین) تحریم را رعایت میکنند، بلکه در بسیاری از موارد شرکتهای خصوصی، پا را از تحریمهای مصوب هم فراتر میگذارند و چیزهایی را هم که در تحریمها نیامده اعمال میکنند. و حتی کالاهایی را هم که در چارچوب تحریم نیست به ایران نمیفروشند یا اگر هم بفروشند چنان قیمت بالایی میدهند که جبران چند برابر افزایش قیمت نفت را بنماید. تاکنون هم آثار غیر مستقیم تحریم با تزریق بیش از حد دلارهای نفتی تا حدی تعدیل شده است و الا ابعاد این آثار بسیار بیشتر از آن است که حس میشود.
اما یکی از نتایج و آثار فرعی و مهم تحریم، شکلگیری و تقویت باندهای مافیایی است، یعنی همان چیزی که دولت مدعی مبارزه با آن است. چرا تحریم موجب شکلگیری چنین باندهایی میشود؟
وقتی که تحریم صورت میگیرد، کشور تحت تحریم، برای خنثی کردن آن دست به اقداماتی میزند، و میکوشد از مجاری غیر رسمی تحریم را خنثی کند. مثلاً شرکتها و افراد صوری شکل میگیرند، معاملات با واسطههای ناشناخته صورت میگیرند، شبکههای غیر رسمی و بدون رعایت ضوابط مناقصه و استعلام قیمت و… وارد معاملات میشوند و از آنجا که حجم معاملات بسیار کلان است، حتی افزایش درصدهای اندک هم میتواند ارقام عمدهای باشد. افراد و شرکتهای معتبر و باسابقه از ورود به این روابط پرهیز میکنند، در نتیجه تحریم نه تنها موجب شکلگیری فرآیندهای فسادآفرین میشود، بلکه افرادی هم که وارد این فرآیندها میشوند از اعتبار و وجاهت کافی برخوردار نیستند. و برای آنکه کارهای خود را پیش ببرند، به انواع و اقسام ترفندها و تخلفات رو میآورند، و همین امر موجب شکلگیری گروههای خلافکار و سوءاستفادهگر و اصطلاحاً مافیایی میشود.
بنابراین آنچه که در خصوص آثار تحریم کمتر مورد توجه قرار میگیرد، این است که حکومتها برای خنثی کردن تحریم، به بازار سیاه معاملات رو میآورند، و این بازار مستعدترین زمینه برای شکلگیری فساد و گروههای مافیایی است. و نه تنها افراد حاضر در این بازار ناسالم هستند بلکه به سرعت اعجابآوری بقیه افراد جامعه و دولت که در ارتباط با آنها هستند را نیز فاسد میکند و در نهایت فساد را نه تنها نهادینه میکنند، بلکه امری رایج و گریزناپذیر معرفی مینمایند.
سایر مقالات عباس عبدی >>

جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۵۳ ق.ظ
جناب سروش
ای ابوالحکم تمدن غرب و ای ابو جهل تمدن اسلام ناب محمدی!
بیانات جنابعالی پیرامون جشنی که قرار است پس از سرنگونی استبداد دینی! بگیرید را خواندم.
مرحوم نائینی در کتاب تاریخی خود پیرامون حکومت در اسلام بنام تنبیه الامه و تنزیه المله اصطلاح استبداد دینی را برای علمای درباری به کار برده است.
جنابعالی که نان ابر قدرتها را میخوری وتمجید ظالمان زمانه را میفرمایید و آمریکا و صهیونیسم بین الملل را ولی نعمت خود میدانید و نام خود را به همین دلیل از «فرج» به «عبد کریم!» مبدل نموده اید شایسته ترین فرد برای اصطلاح مرحوم علامه نائینی میباشید.
خداوند هر گاه بخواهد آبروی کسی را ببرد او را با نیکان در می اندازد. و اینک تو با نیک مردی عالم و شجاع و شهیدی زنده و جانبازی که ولیده های ارباب جنابعالی قصد جانش را نمودند در افتاده ای ، خداوند قصد بردن آبرویت را نموده است و طشت رسوائیت را از آسمان هفتم بر زمین خواهد زد.
ظاهرا همگام با صهیونیسم بین الملل و آمریکای جهانخوار و ولیده های داخلی آن و دوستان خود در سازمان جهنمی و منافق مجاهدین انقلاب اسلامی! « جاحدین لحق محمد و آل محمد) و حزب کثیف و لا ابالی مشارکت( شاکین فی حق محمد و آل محمد) و ساده دلی بی اطلاع و فریب خورده، آماده برگزاری جشن پیروزی باطل بر حق شده اید. اما نمیدانید که خداوند اراده نموده است که دین خود را پیروز گرداند اگرچه کافران را خوش نیاید.
شما و تمام اربابانتان با تمام امکاناتتان و تمام ناجوانمردیتان و تمام خباثتتان در حق زنان و کودکان نتوانستید چند جوان حزب اللهی را در جنوب لبنان شکست دهید و نتوانستید اندکی زن و مرد و جوان و کودک فلسطینی را که دو سال در غزه در محاصره یارانتان بودند را با تمام ناجوانمردیهایی که نموده بودید به زانو در آورید و ذلت و خواری را با تا اعماق سلولهایتان احساس کردید، حال چگونه است که قصد جان ملت ایران! نموده اید.
ظاهرا شما مانند همان شیری هستید که از یک سو فریاد میزد و از سوی دیگر از ترس باد از او خارج میشد! معلوم نیست این کلام شما از کدام ….. خارج شده است!
ای مگس این عرصه نه جولانگه توست، عرض خود میبری و زحمت ما میداری.