حق بهایی بودن و بهایی صاحب حق بودن
اکبر گنجی :فتوای اخیر آیتالله منتظری درباره حقوق شهروندی بهاییان، در فضای ذهنی فقهای شیعی، یک گام به پیش محسوب میشود. ایشان میفرمایند: «فرقهی بهاییت، چون دارای کتاب آسمانی همچون یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان نیستند، در قانون اساسی جزو اقلیتهای مذهبی شمرده نشدهاند. ولی از آن جهت که اهل این کشور هستند حق آب و گل دارند، و از حقوق شهروندی برخوردار میباشند، همچنین باید از رافت اسلامی که مورد تاکید قرآن و اولیای دین است بهرهمند باشند.»
این فتوا یک بار دیگر فرصت لازم برای نقد نگرش و رفتار ایرانیان، مراجع تقلید، فقها، روحانیون، روشنفکران دینی و دولت جمهوری اسلامی با بهاییان را به آزادیخواهان و حقمداران میدهد. همین فتوا، به خودی خود، از مظالم تأسفباری حکایت میکند (محرومیت از تحصیل، محرومیت از مشاغل دولتی، محرومیت از برگزاری مراسم دینی، حبس و زندان، فشار جهت توبه، قتل. دو نمونه زیر قابل توجه است. یک- جمالزاده در کتاب سر و ته یک کرباس میگوید در ایام کودکی وقتی در بازار اصفهان رد میشدیم، یک دفعه می دیدیم که فریاد میزنند: بابی- بابی. بعد یک ظرف نفت بر سر طرف میریختند و او را آتش میزدند. دو- سرِ خانم سالخوردهای را که خواهر یکی از روشنفکران بنام کشور است، در ابتدای انقلاب به بهانهی بهایی بودن، از بدنش جدا کردند.)
اگر نگاه نادرست و غیر عقلانی، و رفتار غیراخلاقی و غیرانسانی وجود نداشت، نه صدور چنین فتوایی ضرورت مییافت، نه صدور این فتوا از سوی اعلم و افقه فقهای شیعه، شجاعانه تلقی میشد. شجاعانه بودن فتوای آیتالله منتظری به چشم کسی میآید که از فضای فکری مراجع تقلید شیعیان مطلع باشد.
مراجع تقلید، بهاییت را فرقه ضالهای که باید نابود شود، معرفی میکنند. به عنوان نمونه، آقای خمینی در یکی از موارد، درباره آنها مینویسد: «یک گرفتاری بسیار بزرگی که خطر عظیم بنیانکن در پیش دارد، العیاذ بالله تعالی، قضیه نفوذ فرقه ضاله بهاییت است که در غالب تشکیلات، علی المحکی و المعروف، نفوذ دارند و روز به روز دامنهدارتر میشود و من نمیدانم عاقبت کار اینها به کجا ختم میشود و من احتمال میدهم آنها به همین زودی شروع به کار کند، به طور علن و با غفلت مسلمین ایجاد فتنه و خطر عظیم نمایند. پیامهای شدیدی اینجانب به اولیای امور در این امر دادم و از طرف آنها انکار بلیغ شده است، لکن اطمینان نمیشود پیدا کرد.
حقیر در فکر هستم که بلکه بهطوری بتوانیم از توسعه نفوذ آنها بکاهیم.»۱
فتوای آیتالله منتظری شجاعانه است، اگر به مکتوبات جریان روشنفکری دینی نگریسته شود. اگر برخوردهای سرکوبگرانهی رژیم جمهوری اسلامی با بهاییان را بتوان نادیده گرفت، اگر نگاه حوزههای دینی شیعی به بهاییان را بتوان نادیده گرفت، سکوت معنادار بسیاری از روشنفکران دینی نسبت به بهاییان را نمیتوان نادیده گرفت.
روشنفکران دینی در خصوص حقوق بشر بسیار سخن گفته و میگویند. ولی در خصوص یکی از مهمترین موارد نقض حقوق بشر در ایران سکوت اختیار کردهاند. اعتراض به ستمهایی که به بهاییان میشود و دفاع از حقوق اساسی آنها، وظیفهی روشنفکری دینی است.۲
در حاشیهی فتوای نماد مقاومت و مبارزه و پاکی، به عنوان یک مسلمان شیعه ( شیعهی غیرغالی کثرتگرا)، چند نکته را بیان میدارم:
۱- فرقه ضاله بهائیت: انحصارگرا آیین خود را حقیقت مطلق، هدایت و سعادت میداند و دیگر آیینها را باطل، گمراهی و شقاوت به شمار میآورد. انحصارگرایان معتقدند که رستگاری، رهایی، کمال، یا هر چیز دیگر که هدف نهایی دین تلقی میشود، منحصراً در دین آنها وجود دارد و تنها از طریق دین آنها به دست می آید. چون انحصارگرایان تمام ادیان چنین رویکردی دارند، وقتی همه ی انحصارگرایان در نظر گرفته شوند، تمام ادیان، باطل و گمراهی و شقاوت محسوب خواهند شد. از موضع انحصارگرایی، بهائیت همانقدر «فرقهی ضاله» است که دیگر ادیان.
یعنی وقتی انحصارگرایان بهائیت را فرقهی ضاله معرفی میکنند، بهائیان انحصارگرا هم متهمکنندگان را فرقهی ضاله به شمار میآورند. این حکم در خصوص مسیحیان، یهودیان و مسلمانها (شیعه و سنی) هم صادق است. هر مسلمانی وقتی میخواهد بهائیان را متهم به ضلالت کند، بهتر است پیش از آن این کلام کیرگگور را با صدای بلند به اطلاع همگان برساند:
«من مسیحی [در اینجا دیندار] نیستم، و بدبختانه میتوانم آشکار کنم که دیگران هم مسیحی [دیندار] نیستند- در واقع آشکار کنم که حتی از من هم کمتر مسیحی [دیندار] هستند. علتش این است که آنها خیال میکنند مسیحی [دیندار] هستند، یا به دروغ میگویند مسیحی[دیندار] هستند… من خودم را مسیحی [دیندار] نمیخوانم (تا آرمان مسیحی بودن[دیندار بودن] را لکه دار نکنم)، اما میتوانم آشکار کنم که دیگران اصلاً مسیحی [دیندار] نیستند.»۳
البته متواضعانه و عقلانیتر از سخن کیر گگور این است که هر کس خود را بیدینتر از دیگران و هدایت نایافته تر از دیگران بخواند تا فضای صلح، گفت و گو و آموختن از یکدیگر باز شود. بهایی همانقدر انسان است، که مسلمان. اثبات عقلی باورهای دینی یهودیان، مسیحیان، مسلمانها، بهائیان و… اگر محال نباشد، بسیار دشوار است.
از این جهت، تفاوت چندانی بین ادیان و مذاهب مختلف وجود ندارد. ضمن آنکه بیدلیلی، فرد، گروه یا آئینی را مستحق اهانت و سرکوب نمیکند. چه چیز جز خود خواهی اجازه میدهد که خود و همکیشان خود را هدایت یافته و بهشتی، و دیگری را گمراه و جهنمی بخوانیم؟ چگونه و با چه روشی میتوان اثبات کرد که ما برحقیم (تمام باورهای ما حقیقت مسلم است) و دیگری، مثلاً بهائیان، باطل است (یعنی باورهایشان کذب محض است)؟
ذکر یک نکته بسیار مهم است. نوشتار حاضر از دو زاویهی خاص (به شرح زیر) به مسالهی بهائیت نمینگرد، بلکه از یک منظر ویژه وارد این مساله شده است: اکبر گنجی
۱-۱- ما وارد نزاعهای تاریخی در خصوص پیدایش ادیان و مذاهب و فرق مختلف و نقش قدرتهای سیاسی در تولید و تثبیت آنها نمیشویم. برای اینکه: الف- همهی ادیان و مذاهب و فرق چنین اتهامهایی به یکدیگر وارد میآورند، ب- یک آیین پرستش و نظام باور را نمیتوان به توطئهی گروهی توطئهگر فروکاست.
مگر سنیهای سلفی شیعه را ساخته ی یهودیان- عبدالله ابن سبأ- نمیدانند؟ و مگر علامه عسگری در دوجلد کتاب، به این شبهه پاسخ نگفته است؟ مگر روزنامه القبس کویت بهتازگی اعلام نکرده است که: ۷۰ درصد شیعیان ایرانی نمیتوانند قرآن را خوب بخوانند، ۹۰ درصد ایرانیان هم معانی قرآن را نمیفهمند؟۴
شیعهای که از طرف اکثریت مسلمین با اتهام دست ساختهی یهودی بودن و قرآن ناشناسی روبروست، بهائیت را دست ساختهی استعمار و صهیونیسم معرفی میکند. آقای خامنهای اخیراً در یک سخنرانی در اشاره به بهائیت میگوید: «سازمان هایی که اسمش دین است، باطنش سازمان سیاسی است»۵/
بهائیان برعکس مسلمین که دین خود را سیاسیترین دین معرفی میکنند (دیانت ما عین سیاست ماست)، دین خود را غیرسیاسی معرفی میکنند. اگر سیاسی بودن یک آیین، عیب آن آیین باشد، مسلمانها نباید اسلام را دین سیاسی بنامند. ولی روشن است که منظور آقای خامنهای از سیاسی بودن باطن بهائیت، این است که بهائیت چیزی جز برساختهای استعماری- صهیونیستی نیست.
۲-۱- ما وارد این بحث کلامی هم نمیشویم که چه کسی (دینی) بر حق و چه کسی (دینی) ناحق است؟ یهودیان دین خود را برحق و بقیهی ادیان را باطل تلقی میکنند. این حکم دربارهی مسیحیان و مسلمانها و… هم صادق است. تاکنون هیچ دین و آئینی نتوانسته است حقانیت خویش و بطلان بقیه را با برهان اثبات کند. در پایان کار حق و ناحق روشن خواهد شد.
فقط انسان انحصارگراست که دین خود را برحق و دین دیگران را ناحق بهشمار میآورد. اما انسان کثرتگرا، با فهم این واقعیت که بحث های کلامی برای غلبهی یک دین بر ادیان دیگر به نتیجه نرسیده و پیروان ادیان مختلف هر چه دلیل و استدلال داشتهاند علیه یکدیگر بکار برده اند و نتیجهای حاصل نگردیده (تکافوی ادله)؛ برای هر دینی حظی از حقیقت قائل است و تمام ادیان و مذاهب و فرق را راههای متفاوت به سوی خدا و سعادت بهشمار میآورد. از منظر کثرتگرایی دینی، مدعیات ادیان، توصیف کمابیش دقیق یک حقیقت واحدند. مقاله و مقالات
هیچیکدام از مراجع تقلید و فقهای ما، پلورالیست نبودهاند و نیستند. برخی از آنان حداکثر تا شمولگرایی جلو آمده و شمولگراییشان فقط شامل یهودیت و مسیحیت میشود۶
اما حتی فقهای شمولگرا هم برای بهائیت هیچ حظی از حقیقت و سعادت و هدایت قائل نیستند. از نظر آنان، بهائیت کذب محض است و اصلاً دین به شمار نمیرود.
به عنوان نمونه، آیتالله منتظری یهودیان و مسیحیان را کافر ذمی و بهائیان را کافر معاهد به شمار میآورند. می فرمایند: «این فرقه جزو کفار محسوب میشوند، اما کافر حربی نیستند و کافر ذمی هم نیستند. چون کتاب آسمانیشان نه تورات است، نه انجیل است و نه زبور. اما (بهائیان) کافر معاهد یا مستأمنند، به این معنی که در امان و عهد حاکمیت اسلامیاند و مادامی که فعالیتی علیه حاکمیت اسلامی انجام ندهند، از حقوق شهروندی برخوردارند. چون به هر حال حق آب و گل دارند، مالیات می پردازند و غیره.»
فتوای آقای خمینی را پیش از این از نظر گذراندیم. فتوای آیتالله بروجردی درباره بهائیان به قرار زیر است: «لازم است مسلمین با این فرقه معاشرت، مخالطه و معامله را ترک کنند، فقط از مسلمین تقاضا دارم آرامش و حفظ انتظام را از دست ندهند.» فتوای آیتالله گلپایگانی به قرار ذیل است: «مخالطه با این طایفه ضالّه مضلّه حرام است.»
همانگونه که مشاهده شد، مسلمانهای انحصارگرا، بهائیت را آئینی ناحق بشمار میآورند، همانطور که بهائیان اسلام را شریعت منسوخ و ناحق به شمار میآورند. اگر مباحث پایان ناپذیر و توافق ناکردنی کلامی – فلسفی نادیده گرفته شود ، تنها چیزی که باقی خواهد ماند، تفاوت چند میلیونی تعداد پیروان تشیع و بهائیت است.
گمان نمیکنم شیعیان، اقلیت و اکثریت بودن را مبنای حق و باطل بودن به شمار آورند. برای اینکه شیعیان در مقابل اکثریت سنیان، اقلیتی بیش نیستند. مسلمین هم در مقابل مسیحیان اقلیت محسوب میشوند.
بدین ترتیب، انحصارگرایان هم اگر خواهان زندگی صلحآمیز باشند، چارهای جز پذیرش «حق ناحق بودن» ندارند. به تعبیر دیگر، میتوان خود را حق و دیگری را باطل به شمار آورد و در عین حال برای زندگی صلحآمیز، دیگری باطل (ناحق) را تحمل کرد.
۳-۱- مسألهی ما، دفاع از حقوق همهی آدمیان به عنوان انسان است. به فرض آنکه اثبات شود آیینی ناحق است، از موضع حقوق بشر، «ناحق بودن» خود یک حق است. حتی اگر اثبات شود آئینی ناحق است، فعال حقوق بشر، از حق ناحق بودن هم دفاع خواهد کرد.
بدین ترتیب، ما بدون آنکه خود را درگیر مباحث تاریخی- کلامی کنیم، از حقوق پیروان تمام ادیان، و بهائیان، دفاع میکنیم. داوری در خصوص صدق و کذب باورهای بهائیان، کار فیلسوفان و متکلمان است، داوری در خصوص تاریخچهی تکوین بهائیت کار مورخان است، اما دفاع از حقوق شهروندی بهائیان، وظیفهی همه ی آدمیان است.
پاورقی:
——————
۱- منبع : http://tabnak.ir/pages/?cid=694
2- در سال ۲۰۰۶ یکی از روشنفکران سرشناس، در یکی از سخنرانیهای من حضور داشت. دوستی با تاکید بر بهایی بودن فرد یاد شده، اعتراض شدید خود و برخی دیگر از دوستان را به من اعلام کرد. به او گفتم هیچکس شرکتکنندگانِ پای سخنرانیهای عمومی را انتخاب نمیکند. این توضیح او را قانع نساخت. اضافه کردم که فرد مورد نظر شما، بهایی نیست، بلکه دینستیز است و با همهی ادیان سر ستیز دارد. برداشت من این بود که پس از این توضیح مسالهی آن دوست حل شد. یعنی خداناباوران از بهائیان قابل تحملترند.
یک استاد ایرانی در یکی از دانشگاههای بنام آمریکا اشتغال دارد. محافل سیاسی و اقتصادی ایران با این استاد روابط گرمی دارند. بسیاری تردید ندارند که او بهایی است، اما آنها که با وی در ارتباطاند، میگویند وی بیدین است. بدین ترتیب مسأله حل میشود. ارتباط با بیدین، موجه و ارتباط با بهایی، ناموجه است.
اگر به نشریات و سایت هایی که متعلق به جریان روشنفکری دینی است نگریسته شود، در آنها مقالات افرادی که در گذشته چریک فدایی خلق (اقلیت و اکثریت)، تودهای و… بودهاند و اینک هم خداناباورند، منتشر میشود، با چپهای خدا ناباور مصاحبه میشود. ولی هیچگاه یک مقاله از یک بهایی در این نشریات و سایتها دیده نمیشود. روشنفکری دینی که این گام مثبت را برداشته است، اگر واقعاً به پلورالیسم اعتقاد دارد، باید بهائیان را هم شامل این نوع رواداری کند.
۳- سوزان لی اندرسون، فلسفه کیرگگور، ترجمه خشایار دیهیمی، طرح نو، ص۳۸.
۴- فردانیوز
۵- ۱۴/۲/۱۳۸۷ شیراز.
آقای خمینی به طور مکرر بهائیان را اسرائیلی خوانده است. می گوید: «اگر دولت ایران رابطه خود را با کشور اسرائیل قطع کند؛ آن وقت روحانیت ایران یکصدا بر تحریکات کشورها… علیه حکومت شیعه ایران قیام خواهند نمود… کسانی که به نام تجدد؛ روحانیت را ضعیف میکنند ،توسعه فساد را دامن می زنند. ما با “اسرائیل” و ” بهائیها” نظر مخالف داریم و تا روزی که مسوولین امر؛ دست از حمایت این دو طبقه برندارند؛ ما به مخالفت با آنها ادامه میدهیم» (صحیفه نور ج۱-ص۷۷).
«وای براین مملکت؛ وای براین هیات حاکمه! وای بر این دنیا! وای بر ما! وای بر این علمای ساکت! وای بر این نجف ساکت! این قم ساکت است. این تهران ساکت است. این مشهد ساکت! این سکوت مرگبار اسباب این میشود که زیر چکمههای اسراییل؛ به دست همین بهائیها؛ این مملکت ما ؛ این نوامیس ما ؛ پایمال شود… اگر همه علمای اسلام یک مطلبی را بگویند؛ حالا که خطر بر اسلام وارد شده و آن خطر یهود است و حزب یهود- که همین حزب بهائیت است- این خطر که حالا نزدیک شده؛ اگر آقایان؛ علمای اعلام؛ خطبا؛ طلاب؛ همه با هم همصدا بگویند که آقا ما نمی خواهیم که یهود بر مقدرات مملکت ما حکومت کند» (صحیفه نور- ج۱-ص ۲۱۳ و ۲۱۶). «دین شما مردم مسلمان در معرض مخاطره و هجوم قرار گرفته است. دولت شما میخواهد به دست بهاییها و اسرائیلیها شما را از بین ببرد. بدانید که دولت شما به دو هزار بهایی، هر یک پانصد دلار کرایه داده که به لندن بروند، جمع شوند و علیه قرآن و پیغمبر شما تصمیم بگیرند» (صحیفه نور، ج ۱، ص ۲۷۷).
۶- انحصارگرایی (exclusivism)، شمولگرایی (inclusivism) و کثرتگرایی (pluralism) سه رویکرد مختلف نسبت به تنوع ادیاناند که نجاتبخشی و حقیقتمندی ادیان مختلف را تبیین میکنند.
بخش دوم و پایانی مقاله را از اینجا بخوانید >>
سایر مقالات اکبر گنجی >>

دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ در ۱:۳۴ ق.ظ
با سلام و تشکر از تلاش بی وقفه تان. یاد آوری در خور ستایشی است که می کنید.
یکشنبه ۲ تیر ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ق.ظ
همه انسانها حق حیات دارند .
سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ در ۹:۱۱ ب.ظ
مرسی ازانتقادات خوب وبه جایتان.همانطور که ایت الله منتظری فرمودند بهاییان بایستی از حقوق شهروندی برخوردار باشند.تاریخ وتجربه نشان داده است که زندنی کردن ومحرومیت از حقوق اجتماعی وشکنجه هیچ نوع کاری را حل نمیکند.پس بایستی با طرز فکر بازو برنامه ریزی علمی جامعه را به نحوی اداره کنیم که مردم ودولت به سوی ترقی وپیشرفت حرکت کنند وبه ان برسند.زهی خیال باطل…
جمعه ۲۸ تیر ۱۳۸۷ در ۱:۴۵ ب.ظ
درود و فراوان درود به خاطر همت والا و شناساندن راه و طریق بر ما جوان ها تا که باشد مسیری سبز در فراراهمان قرار گیرد تا خود به روشنی بتوانیم آنچه که آرزویمان است ببینیم و بدانیم .
جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۸ ق.ظ
سوال من از آقای گنجی عزیز:
بهائیان که خود را پیرو مذهب بهایی میدانند؛ برآمده از کدام دین و کتاب هستند؟ کسی که در زیر لوای مذهبی قرار میگیرد یعنی به دنبال خذف حقوق مذهبی دیگر است.به یاد آوریم که دوبرادر مبلغ بهاییت(میرزا یحیی و میرزا حسینعلی) سالها به خاطر قدرت مذهبی با یکدیگر در مملکت عثمانی سر جنگ و اختلاف داشتند.
کسی که حقوق مذهبی را پایمال میکند چگونه میتوان امید داشت که حقوق شهروندی دیگران را پایمال نکند.اولین شرط ورود به دایره حقوق شهروندی این است که فرد خود را بری از هر گونه تعصب مذهبی معرفی کند.آیا بهائیان ( و یا هر پیرو مذهب دیگر) حاضر به این شرط هستند؟
من دشمن بهائیت یا هر مذهب دیگری نیستم.چونکه دشمنی و جدال، در دایره کثرت گرایی معنا ندارد.اما از کانال مذهبی نمیتوان پا در دایره حقوق شهروندی گذاشت.
یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۸ ق.ظ
بهاییان باید از حقوق شهروندی برخوردار باشند. اما کدام بهایی دین است ؟بهایی که خود را از صهونیسم بدتر میداند که دین نیست ولی ادم که هست
یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۲۶ ب.ظ
جناب m.a.t:
مسیحیان خود را مسیحی میدانند ولی مسیحی نمیخوانند.صحبت من است که بهایی یا پیرو هر مذهبی که به دنبال بسط مذهب خود و حذف مذهب دیگر باشد؛ نمیتواند پا در دایره حقوق شهروندی گذارد.صحبت این است که هر فرد مذهبی باید رخت مذهب خود را در مسجد و دیرش پهن کند نه در کوچه و خیابان و حقوق شهرنشینی و شهروندی.آیا بهائیان حاضرند این بهاء را بپردازند؟
سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۶ ق.ظ
به هیچ عنوانم نمی توانم این دری وری ها رو بپذیرم……………!!!!!!!!!!
یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۸ ب.ظ
۱- اصلا بهائیت چیت ۲- بهائی کیست ۳- آیا واقعا وجود دارند ۴- تا حالا کجا بودند ۵- زیر کدام پرچم فعالیت می کنند ۶- خوب بروند زیر همان پرچم و از حقوق شهروندی آنها استفاده کنند ۷- اسرائیل که به آنها هم جا داده حقوق شهروندی هم بدهد (ضمنا منتظری هم آیت الله نیست) من هم بسیجی نیستم اما با مطالعاتی که درباره پیدایش این گروه دارم و عقاید و افکار آنها را تا اندازه ای شناخته ام حقوق شهروندی آنها با حقوق شهرمندی کشور ایران به عنوان یک کشور مسلمان کاملا مغایر است .
یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۸:۵۳ ق.ظ
جناب من بهاییت یعنی جامع جمیع کمالات انسانی. بهائی کسیست کخ حضرت بهاءالله را بشناسد و دستورات ایشان را در زندگی خود به کار ببرد.بله وجود دارند الان قریب به ۱۶۵ سال است که این دین الهی بر روی کره ارض به دنیا آمده است. تا حالا هم جایی نبودند در همه کشورها وجود دارد اما شما فقط ایران را در نظر می گیرید و در ایران هم همه از همان ابتدا شاهد استقامت های ایشان در مقابل اذیت و آزارها بودند.بهائیت زیر هیچ پرچمی فعالیت نمی کند و همه پرچمهای دنیا به چشم آن یکی است چون در دیانت بهائی هدف صلح عمومی و وحدت عالم انسانی است و زمانی که این دین مقدس به عرصه ظهور رسید اصلا اسرائلی وجود نداشت و این عادی است شما تاریخ را نگاهی بیندازید در هر دوره که دین جدیدی از طرف خدا فرستاده شده بزرگان با آن مخالفت می کنند چون مقام و منسبشان در خطر می افتد اما بهائیت دینی نیست که با شمشیر و تفنگ با این مخالفتها بجنگد بلکه با محبت که هدف اصلی آفرینش است آنها را به صلح و وحدت ئعوت می کند چون الان لازمه بقاء صلح و وحدت بین ادیان و افراد بشر است
یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۹:۰۲ ق.ظ
جناب لطیف دین بهائی کتاب آسمانی دارد کتابی به نام کتاب مستطاب اقدس. اما شما فرموده اید که میرزا یحیی و میرزا حسین علی نوری سر جنگ داشتند به عرضتان برسانم که میرزا یحیی برادر ناتنی میرزا حسین علی نوری ، یکی از ناقضین دین است که امیدوارم معنی ناقض را بدانید در ثانی این در همه ادیان وجود داشته که فردی بعد از پیامبر خدا ادعای رهبری و پیامبری کند تا به اهداف خود برسد مثلا در اسلام نیز سلمان رشتی جزوی از ناقضین شد حتما که تاریخ را مطالعه کرده اید . در ضمن دین بهائی دارای ۱۲ تعالیم اساسی است که یکی از آن ترک تعصبات است یعنی یک بهائی نه تنها باید تعصی مذهبی نداشته باشد بلکه باید تعصب نژادی، تعصب جنسی، تعصب قومی و قبیله ای و …. نداشته باشد
جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴ ب.ظ
سلام یکی از ببندگان در نظریه اش نوشته دو برادر بهائی در دولت عثمانی بنامهای میرزا یحیی و میرزا حسینعلی سالیان سال جنگ داشتند.
برادر محترم مگر در صدر اسلام پسر عموها با هم دعوا نداشتند؟ ابو جهل چکاره پیامبر بود؟ عایشه که جنگ جمل را مدیریت کرد دختر ابوبکر صدیق و زوجه پیامبر نبود . مگر پیامبر نمیفرمود کلمنی یا حمیرا. ای سرخ رو با من صحبت کن.بنابراین در تصاحب قدرت بین پدر و پسر و برادر و برادر هم نزاع است مگر هارون به مامون نگفت : پسرم قدرت چیزی است که برای تحصیل آن اگر لازم باشد من تو را میکشم.
من را به حقانیت و تاریخ تحلیلی بهائیت کاری نیست اما بعنوان شهر وند آنانرا صاحب حق زندگی و کار و آزادی مشروط میدانم.
یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ در ۷:۴۲ ب.ظ
به ما ایرانی ها باید نوبل جستجوی حقیقت را داد!
جالب است هموطنان مسلمان ما برای اینکه راجع به دیانت بهایی تحقیق کنند همگی می روند “ردیه” می خوانند . مثل اینکه یک مسیحی بخواهد مسلمان شود و برای تحقیق و مطالعه برود کتاب آیات شیطانی را مطالعه کند!
البته که همگی می دانیم که خیلی حال وحوصله مطالعه نداریم و برای راحت شدن کار می رویم و کورکورانه از یکی نادان تر ازخودمان تقلید می کنیم اما نکته بسیار جالب اینجا است که :
مثلا یک مسیحی برای کشف حقیقت دیانت اسلام از کشیش خود سوال میکند و ناگفته پیدا است که جواب چیست. و یک مسلمان هم برای کشف حقیقت دیانت بهایی از علما و یا ملایان سوال می کند و باز ناگفته جواب پیداست.
بسیار جای تاسف است حقیقتی که در مقاله اشاره شده بود ۹۰% ایرانیان معانی قران را نمی فهمند!
کاش برای کشف حقیقت فقط و فقط به قران مراجعه می کردیم نه به مراجعی که خود قران به حال وروز انها و مخالفتشان با ایین الهی در زمان ظهور بسیارسخن رانده است.
در نهایت اینکه روحیه حقیقت طلبی و انصاف آقای اکبر گنجی برای منی که یک بهایی هستم و تحری وجستجوی حقیقت یک از تعالیم ام محسوب می شود یک الگو و مثالی ایده ال تلقی می گردد.
شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۸ در ۲:۲۲ ب.ظ
پاسخ به جناب من:
خواهشا شما ابتدا بروید تحقیق کنید که چه کسی آیت اله هست یا نیست بعدا بیایید در مورد بهاییت نظر خواهی کنید!
پنجشنبه ۴ تیر ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۱ ب.ظ
هر که جدا شد از تو لعنت حق شامل اوست مهدی جان //////////////// اساس بهاییت از روسیه و انگلیس با هدف نابودی تشیع می باشد . سواد دارید اگر مدعی اندیشمندی هستید پس با یک مطالعه ساده و نه عمیق میتوانید این صحبت به خودتان را اثبات کنید و بهتره بیخود توی فکر این مزخرفات بهایی و بابی نروید اما انصافا یک خوبی که این ملعونان بهایی در حق اسلام ناب محمدی داشته اند این است که نام اسلام و نام مهدی موعود را تا قیام منجی بشریت مهدی موعود زنده نگه داشته اند و خواهند داشت .
چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۸ در ۶:۴۹ ب.ظ
از منتظری جز این انتظار نمی رفت بهائیت دشمن خدا و مسلمان است بهائی یاور صهیونیست است انها تا وقتی ما مسلمانان و شیعیان هستیم به رسمیت شناخته نخواهند شد بهائیت فرقه ساختگی انگلیس برای اهداف شوم استعماری است . مرگ بر دشمن خدا و اسلام
یکشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۸ در ۹:۱۳ ق.ظ
شمشیر حضرت علی ع بر بدن افرادی که به حقوق شهروندی احترام نمی گذارندانشاءالله
یاعلی
یکشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۸ در ۱:۵۵ ب.ظ
همه اش چرت است
سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۷ ق.ظ
ایت الله العظمی درست وحسابی است نه آیت الله کیلویی
جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۸ ق.ظ
آقای گنجی.چرا این قدر به آیت الله منتظری علاقه دارید؟ایشان قرآن شناس وفقیه هستند و شما قرآن را کلام بشری میدانید.وفقها را دکاندار.واز نظر اسلام و قرآن شما مرتد هستید.دیدگاه شما چه قرابتی با ایشان دارد؟
جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۸ ق.ظ
آقای گنجی.چرا این قدر به آیت الله منتظری علاقه دارید؟ایشان قرآن شناس وفقیه هستند و شما قرآن را کلام بشری میدانید.وفقها را دکاندار.واز نظر اسلام و قرآن شما مرتد هستید.دیدگاه شما چه قرابتی با ایشان دارد؟
چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ در ۳:۵۵ ب.ظ
این جناب به اصطلاح آیت ا… آنقدر فهم و شعور دارد که بفهمد این فرقه ی ضاله چه نظریاتی دارد ؟ می داند آنها ازدواج با مادر و خواهر را مباح می دانند یا این که خودش هم از همان فرقه است در قالب آیت ا.. خداوند لعنت کند هرکس را که از این فرقه حمایت می کند به هر طریقی که ممکن است . در ضمن کمی بروید مطالعه کنید شاید آدم شدید .
چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ در ۳:۵۷ ب.ظ
گنجی تو که قرآن را کلام بشر می دانی و مثلا اهل علمی برو مطالعاتت را کمی بیشتر کن شاید سر عقل آمدی البته از گمراهان چنین انتظاری نمی رود ولی شاید …
یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ در ۸:۴۰ ق.ظ
در کشور سوئد بیان هر نظری به هرگونه که باشد آزاد است و فقط در مواردی که عقاید دینی گروهی زیر سوال برود و به آن بی احترامی کند اجازه بیان ندارد ، وقتی خودمان را با آنها مقایسه می کنم تاسف می خورم .
نکته اول : لا اکراه فی دین ، تو این آیه و تو آیه های دیگه نگفته اگه فرد دین تو را قبول نکرد بکشش یا انواع تهمت ها را به او بزن .
نکته دوم : کلام کیرگگور را ۱۰۰ بار بنویس و ۲۰۰ بار برای خودت زمزمه کن تا در خاطرت حک شود تو وظیفه ای در دیندار کردن بقیه نداری .
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۰ ب.ظ
مرگ بر دشمنان سید علی. مرگ بر منتظری
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۴ ب.ظ
ایول به برو بچس لرستانی که اینقدر رهبرشون رو دوس دارن. منم میگم پیشباد
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۷ ب.ظ
رهبرا،سیدا،ازتو به یک اشاره ،ازما به سر دویدن. مرگ بر ضد ولایت فقیه
چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۸ ب.ظ
آخه منتظری آشغال تو خودت به زور تو این مملکت داری چرا میکنی ،حالا از حقوق شهروندی بهایی ها دفاع میکنی. در ضمن اون نامه احمقانت در مورد آقای خامنه ای رو خوندم ،به این نتیجه رسیدم تو یه بیسواد کلاشه،احمقی که شاءن ومنزلت رهبر رو درک نکردی بعد میگی که ایشون صلاحیت رهبری نداره. انتر آشغال دفعه آخرت باشه از این غلطا میکنی.
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۵ ق.ظ
بابا دم جنب و جوش گرم، عجب نظر سنجی جالبی شده، قبل از جنب و جوش من زودتر از اینا به خریت منتظری پی بردم.
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۸ ق.ظ
به نظر من باید امثال منتظری رو از کشور مثل سگ بیرون انداخت تا درس عبرتی بشه واسه همه.
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۱ ق.ظ
من یه پیام برای منتظری دارم، ریدم به اون هیکل قناصت. آشغال،وطن فروش،کله خر
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۵ ق.ظ
۷۰میلیون لعن ، به تعداد مردم ایران، نثار وجود بی وجودت منتظری. بگین پیش باد
راستی داشت یادم میرفت، آقا سید علی زندگیم فدات…..
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ در ۱:۱۰ ب.ظ
منتظری حیا کن ، این کشور رو رها کن.
پنجشنبه ۷ آبان ۱۳۸۸ در ۸:۴۶ ب.ظ
خدا را شکر می کنیم که امام قبل از رحلتش این منتطری خبیث را برکنار کرد
اگه این کار نمیشد الآن مملکت دست منتطری و بهائیان بود
دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸ در ۲:۲۶ ب.ظ
جناب آقای اکبر گنجی ، بهتر است بروی و در دهانت را بگذاری ، حسینعلی منتظری یک خائن خودفروخته است و این سخنان او نشانگر دشمنی ایشان با اسلام است و ایشان سب می شوند احمق هایی چون شما این سخنان را درباره ی کسانی که قصد نابودی ما مسلمانان را دارند بیان کنید ، بهتر است توبه کنید و به راه این انسان های خبیث نروید .
شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۵ ق.ظ
امیدوارم همه ما ایرانیان شجاعت و شهامت ازدست رفته خودمون رو پیدا کنیم و بفهمیم که زندگی کردن با زنده بودن فرق داره وبخواهیم زندگی کنیم به عنوان یک انسان آزاد و دارای شعور انسانی.وشهامت ابراز خواسته هامون رو پیدا کنیم و به هم احترام بگذاریم.ای کاش به دنبال تحری حقیقت میرفتیم و بدون آگاهی در مورد مذهب یا عقیده ای ابراز نظر نمیکردیم.
شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۰ ق.ظ
زنده باد گنجی ها و زنده باد شهامت. حقیقت مثل خورشید هست همونطور که نمیتوان از طلوع خورشید جلوگیری کرد مانع از آشکار شدن راستی وحقیقت هم نمیتوان شد
شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۴ ق.ظ
اگه همین فردا امام زمان ظهور کنه کی باور میکنه؟ ایشان باید چه نشانه ای ارائه بدهند؟اکثر افرادی که بهاییان رو دشمن و باطل میدونند هیچ ارتباط نزدیکی باهاشون نداشتند.اگه از مطالعه خوشتون نمیاد پس باهاشون رابطه نزدیک داشته باشید اگه واقعا اسلام ودینتون براتون مهمه پس دنبال حقیقت باشید. یکی از خصلتهای خوب انسانی همون انعطاف پذیری هست.پس اینقدر تعصب به خرج ندهیم و غرض ورزی نکنیم تا هم خدا خوشش بیاد هم بنده خدا.
شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۰ ق.ظ
من بهایی نیستم اما رابطه خویشاوندی با بهاییان دارم.هیچکدوم از مطالب زشت و ناروایی که اشاره شده در قسمت نظریات شامل حال اونها نمیشه من سالها باهاشون مراوده داشتم و چیزی جز خوبی و متانت و تواضع و پاکی ازشون ندیدم
یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۶ ق.ظ
الحمدلله شیخ ساده لوح شرش کم شد!
یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۹ ب.ظ
ننگ بر آنها که وجود در بند شده اش را هم تاب نمی آوردند
آیت الله سبزمان ما را در در زمستانی تیره تر از همیشه تنها گذاشت
تا خود خدا خوانده ها بر سنگینی گناهانشان زودتر بیفزایند
یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ در ۲:۱۵ ب.ظ
منتظری رفت با کوله بار پراز……گناه خداییش رحم کند
یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ در ۲:۴۰ ب.ظ
عزیزان هموطن
آنچه مانع درک واقعیات موجود میشود، تعصب کورکورانه است. بیایید بدوراز تعصبات وجانبداری از طیف خاص مذهبی، آزاداندیش باشید . آنگاه است که واقعیات را درک خواهید نمود.چرا تحمل وجودافکارمخالف را ندارید. بیایید نظرات همه را بشنوید وبا دید باز تصمیم بگیرید. آنچه در ایران لگد مال شده است آزادی است عزیزان میدانم زمانی به این تفکر خواهید رسید که خود نیز آزادیتان را از دست بدهید.
یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ در ۶:۱۳ ب.ظ
اکثرا نظر دهندگان محترم در دایره کثرت گرایی سیر میفرمایند که دچار تزکزل است
یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ در ۶:۱۴ ب.ظ
اکثرا نظر دهندگان محترم در دایره کثرت گرایی سیر میفرمایند که خوددچار تزلزل است
دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۰ ق.ظ
رحلت مجاهد راه حق ، حضرت آیت الله منتظری را به همه مسلمانان تسلیت عرض می نمایم .
دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸ در ۲:۳۵ ب.ظ
۷۰ میلیون ایرانی وطن پرست و غیور تف و استفراغ کردن به ریش و دهن اون رهبر چلاقت مرتیکه چرا داری چرت و پرت میگی . وقتی منطق نداری همینه دیگه .
به بقیه دوستان هم میخوام اینو بگم وقتی کسی از دنیا میره حالا چه بد و یا خوب از خدا براش طلب مغفرت باید کرد نه اینکه همینطوری هر چی از دهنمون در بیاد بگیم . آخه مثلا ما ایرانی هستیم و دارای شعور و فرهنگ خیلی زیادی هستیم .
( آره جون خودمون ) متاسفم . ولی سلام و صلوات به روح حضرت آیت الله منتظری
لعنت خدا و تمام اولیاء خدا بر خامنه ای دجال کثافت
دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸ در ۳:۳۷ ب.ظ
اگر کسی حق زندگی نداشت چرا آفریده می شد
مگه می شود کسی را مجبور به انتخاب یک دین یا نظر کرد اگر هم بشود ظاهری است
خواهشاً اسلام و شیعه را با هر مساله ای یا برای حل هر مساله ای جلو نندازید و باعث نابودی این ارزش بزرگ با کارهای بی ارزشتان نشوید .
سه شنبه ۱ دی ۱۳۸۸ در ۳:۰۵ ق.ظ
ریدم تو دهن منتظری
سه شنبه ۱ دی ۱۳۸۸ در ۹:۲۹ ق.ظ
سلام.اصلا فک نمی کردم که در بین مردمی که این همه سال پیشینه ی فرهنگی و تمدن تاریخی دارند افرادی پیدا بشن مثل لیلا خانم که انگار بویی از ادب و فرهنگ ایرانی نبردن و حتی تحمل شنیدن اینکه هر شهروندی حقی داره رو ندارن.امیدوترم خدا قدرت تفکر و تاملتو زیاد کنه.به امید فردایی انسانی تر
سه شنبه ۱ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۰ ق.ظ
نمیدونم ولی میدونم آیت الله منتظری یه فقیه ساده لوح به تمام معنا بود خدایش بیامرزاد و رحم کناد!
چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸ در ۹:۰۹ ق.ظ
منتظری یک جاه طلب وطن فروش بود.به خاطر شهرت و مقام همه چیز را زیر پا گذاشت.خدا لعنتش کند
چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۹ ب.ظ
خدا شر این آخوند های مستکبر را از سر ما کوتاه کن و بر طول عمر افرادی چون آیت الله منتظری بیافزا
چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۲ ب.ظ
خامنه ای حیا کن ای کشور رو رها کن
چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸ در ۲:۳۸ ب.ظ
ای مرجع سبز من اسوده بخواب جنبش سبز تا پیروزی بیدار است وراهت را ادامه خواهد داد.
پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸ در ۹:۳۸ ق.ظ
در جامعه اسلامی حق حیات انسانی برای همه مساوی میباشد اما خطر فرقه بهاییت را نباید نادیده گرفت امیدوارم در این موارد هیچ کس افراطی عمل نکند
پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸ در ۳:۲۲ ب.ظ
درود و سلام فرشتگان به روح مطهر قائد عظیم الشان ،حضرت آیت الله العظمی منتظری که همواره دغدغه بشریت داشت .
پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸ در ۳:۲۸ ب.ظ
منتظری ، حقیقت را فدای مصلحت نکرد .
شنبه ۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۲ ب.ظ
عزیزان من خیلی فکر کردم…من همیشه در افکارم به مصر اسرار آمیز میرسم..حقیقت یابان عزیز شما هم قدری درباره مصر فکر کنید..اینجا تاپیک بدید من میخونم..اگه بخندید گول میخورید ..یه وقت به حرفام نخندی
شنبه ۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۲ ب.ظ
عزیزان من خیلی فکر کردم…من همیشه در افکارم به مصر اسرار آمیز میرسم..حقیقت یابان عزیز شما هم قدری درباره مصر فکر کنید..اینجا تاپیک بدید من میخونم..اگه بخندید گول میخورید ..یه وقت به حرفام نخندی
شنبه ۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۹ ب.ظ
در ضمن اینها همه وسیله اند…درود ها و سلام ها همه مال ذات باری تعالی است که نگهبان همه ماست….با فلانی یا بی فلانی..او خودش میداند چه کند….خدایا بشریت چگونه گردنه های تاریک تاریخ را پشت سر گذاشته است؟..یا به زبان ساده من روی کول چه کسی به اینجا امده ام؟ یا الله دوستت دارم……
یکشنبه ۶ دی ۱۳۸۸ در ۶:۲۰ ب.ظ
عوض این چرت وپرتا برید بچشبید به عزاداری اقا و سرورمون حسین (ع)
یکشنبه ۶ دی ۱۳۸۸ در ۶:۲۳ ب.ظ
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش از بس که کرم دارد و اقاست حسین
دوشنبه ۷ دی ۱۳۸۸ در ۲:۱۳ ب.ظ
سلام خدمت دوستان عزیز
بودا یه جمله قشنگ داره میگه: به یاد بیار قبل از به دنیا آمدن پدر و مادرت چی بودی و کجا بودی
مشکل بشریت اینکه مسیحی مسیح نیست یهودی موسی نیست مسلمان محمد نیست و بودائی بودا اگر اینطور بود همه انسانها به راحتی کنار هم زندگی میکردن بدون جنگ و درگیری و بدون ضاله خواندن هم.
من مسلمان و شیعه هستم اما در مورد رفتاری که با بهائی ها میشه ناراحتم و حتی باورم هم نمیشه که چگونه مدعیان عدل علی حیدر کرار با بهائی ها برخورد میکنن و این باعث تعجب منه اما من به عنوان یه انسان بهائی ها را انسان و دارای حق شهروندی میدونم و از برخوردی که با آنها میشه ناراحتم.
همه انسانها ازیک مبد هستند ملکوتی و بازگشت همه هم به همان مبدااست.
سرشت همه موجودات الهیست و همه آنها محترم هستند و حق زندگی دارند.
یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۵ ب.ظ
ای کاش افرادی که در این مملکت با این فرهنگ غنی زندگی می کنند سعی می کردند حداقل جلوی زبان خود را می گرفند وتوحین نمی کردندایا ما به این نتیجه نرسیده ایم که حرمت امامزاده را می بایستی متولی آن حفظ کند بله زمانی که به فقیه همیشه عالی قدرحضرت آیت اله منتظری ودلسوز ایرانیان توحین شد حال به اقای خامنه ای هم توحین می شود و اب ریخته شده بر نمی گرددپس بیائیم وحرمتها را حفظ کنیم
دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۸ در ۶:۲۱ ب.ظ
ای کاش منتظری نمیمرد حالا ما بدون اون چکارکنیم کاش
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۹ ب.ظ
«اوباما» او با ماست
آگهی مجدّد استخدام
توجّه ! توجّه!
فوری! فوری!
استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
شرایط استخدام شوندگان
۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
افراد زیر در اولویّت میباشند:
۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
چغندر الدوله اکبر گنجی
بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
حقوق و مزایا
به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.
یونیتد استیت آو آمریکا
واشنگتن دی سی
کاخ سفید
دفتر مرکزی حزب خران
« واحد خر یابی»