خبری که رادیو دویچهوله روز شنبه به نقل از یادداشتهای روزانه رئیسجمهور سوئیس منتشر کرد گمان میرفت به سرعت با تکذیب اداره رسانههای دفتر ریاست جمهوری روبهرو شود، اما عجیب آن است که با گذشت ۴۸ساعت هیچ خبری از تکذیب و توضیح نیست. اداره پرکار رسانهها در دفتر رئیسجمهور که مدام و گاهی بدون دلیل نقد و نوشته روزنامههای تهران را با جملات تند و غیرمعمول تکذیب میکند، چطور باخبر نشده است که روزنامههای اروپا همگی چه خبری از قول رئیسجمهور ایران نقل کردهاند؛ خبری که خلاف عزت کشور است، خلاف عرف و قانون است و کشورهای کوچک و بیغرور هم از آن اکراه دارند. در یادداشتهای هانس رودولف مرتس رئیس دولت فدرال سوئیس، در مورد دیدار وی با رئیسجمهور احمدینژاد قبل از برپایی اجلاس ضدتبعیض نژادی ژنو نوشته شده “احمدینژاد ضمن ابراز امیدواری به سیاست جدید آمریکا گفته است که ایران از وضعیت فعلی ناراضی است و خواهان تغییر آن است، بدین منظور باید گام اول را آمریکا بردارد و تغییری جدی در سیاست خود بدهد.» مقاله و مقالات
نکته اساسی آنجاست که بر اساس این خبر «احمدینژاد همچنین گفته است اگر اوباما بخواهد میتواند این دگرگونی را به انجام رساند. این تغییر از نظر احمدینژاد باید در همین ماهها انجام شود، چون بعدا مشکلتر خواهد شد.» آنچه باعث میشود خواننده ایرانی این کلمات در انتظار تکذیبیه دفتر رئیسجمهور ایران بماند این است که نقل از وثوقالدوله عاقد قرارداد ۱۹۱۹ که نیست، حتی مطابق مدارک موجود کسانی مانند قوام، سپهبد زاهدی و علی امینی که به داشتن روابط حسنه با غرب مشهور بودهاند هم از دخالت دادن روسای کشورهای غربی در مسائل داخلی ایران ابا داشتهاند، اما آیا باورکردنی است که رئیسجمهور کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران از همتای سوئیسی خود بخواهد که واسطه شود اوباما قبل از انتخابات تغییر را بپذیرد. کشوری که مردمش هزینههای گران ضدیت با آمریکا را در ۳۰ سال گذشته پرداختهاند، جنگ ۸سالهای که عراق آغازگرش بود از دید ایرانیان به اغوای دولت ایالات متحده صورت گرفته، تحریم اقتصادی که دستکم سقوط دهها هواپیما و کشته شدن صدها نفر حاصل آن است به پیشگامی آمریکا صورت گرفته و هر سال در سالگرد سقوط هواپیمای مسافربر ایرانی – که به موشک پرتاب شده از رزمناو آمریکایی در آسمان با همه مسافرانش پودر شد – دولتمردان ایرانی شعارها سر میدهند که از خون آنها نخواهند گذشت، حالا چگونه پذیرفتنی است که در حرکتی مانند دهها حرکت بیتوجه به عزت و عرف و قانون که از رئیس دولت نهم سر میزند، آقای احمدینژاد از اوباما بخواهد هر کار دارد در همین ماهها [یعنی قبل از انتخابات] انجام دهد ورنه بعدا [یعنی زمانی که دیگری به ریاست جمهوری انتخاب شد] کار مشکل میشود.
این کدام عزتجویی است که چنین کاری را توجیه میکند. اگر خبری که به نقل از میزبان سوئیسی آقای احمدینژاد در رسانههای اروپایی پخش شده صحت ندارد که به قاعده باید چنین باشد، چرا دولت تکذیب نمیکند هر چه زودتر. تاکنون از رهگذر حضور رئیسجمهور در مجامع بینالمللی که به ظاهر ایشان نه سابقهای نه تجربهای در آن ندارد، زیانهای سهمگینی نصیب مردم شده است. تظاهرات مردمی که از توهین به رئیسجمهور [بخوان نمایندهشان] به فغان میآیند نباید به معنای تایید تبلیغات و روایت واژگونه دولتی گرفته شود. مردم وقتی میبینند در دانشگاه کلمبیا میهمان چنان بیمقدار گرفته میشود که میزبان بدترین کلمات را بر او میبارد البته که عصبانی میشوند و راهپیماییشان از عصیان است نه چنان که در تبلیغات وانمود میشود برای تایید. غرور ندارد فحش شنیدن. چنین بود ماجرای اجلاس ژنو که به قول آقای کروبی معلوم نیست آقای احمدینژاد برای چه به آنجا رفته بود [جواب به کوری چشم دشمنان به همه اجلاسها میروم که کودکانه و دهانکجی است و پاسخ درخور یک مقام عالی نیست]. خروج ۴۰ هیات نمایندگی از اجلاسی که دیگر روسای دولت حاضر در آن از توگو و مونتهنگرو آمده بودند و فریادهای ناسزاگویی حاضران و محکومیت سخنان آقای احمدینژاد توسط مرتس و دبیرکل سازمان ملل، بعد هم تاکید بر نکاتی خلاف سیاست و نظر ایران در قطعنامه اجلاس، درست همانطور که در اجلاس شورای همکاری کشورهای حاشیه خلیج فارس اتفاق افتاد که برای نخست بار بیانیه ادعای سه جزیره این بار با حضور رئیس دولت ایران صادر شد، اینها هیچگونه به ضرب هیچ تبلیغی نشانه عزتجویی نیست. حالا سوال این است که کدام مصلحتاندیشی ایجاب میکند نمایندگان مجلس که موکلانشان با شعارهای غرورفروشانهشان آشنا هستند نسبت به این خبر بیاعتنا بمانند و بگذرند. کسانی که تشکیل کمیته صیانت از آرا را عملی مطابق میل خارجیها توصیف میکنند، آنها که دعوت از ناظران خارجی برای نظارت بر انتخابات را وهن به ملت ایران میخوانند چرا در مورد این خبر که اگر صحت داشته باشد دعوت آشکار به شرکت [نه نظارت] رئیس یک دولت خارجی به نفع یکی از نامزدهاست، ساکتند. کلمات پشت جمله «باید در همین ماهها انجام شود وگرنه مشکلتر میشود» درخواستی است که بیهزینه اجابت نمیشود. هزینهای که مردم و نظام باید آن را پرداخت کنند، همانها که امروز حق دارند بپرسند چه خبر است. به باورم این خبر اگر تکذیب نشود به مراتب بزرگتر و خفتآورتر از آن اخباری است که از گفتوگوهای آقای جواد لاریجانی با نیک براون درز کرد و مردم مغرور و عزتطلب ایران در دوم خرداد به خاطر آن آقای ناطق نوری را جریمه کردند. این بار گوینده همان کس است که میخواهد رای بگیرد و برای این رای گرفتن به هر دری میزند. مگر آنکه تکذیب شود چنین خبری.
سایر مقالات مسعود بهنود >>

شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۸ در ۳:۳۲ ب.ظ
من نمی دونم چرا آقای بهنود سعی داره احمدی نِژاد را داخل آدم نشون بده
دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ در ۱:۳۲ ب.ظ
با سلام
آقای بهنود حیف قلم وزین شما نیست که درباره … مطلب می نویسید
شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ در ۵:۱۰ ب.ظ
ساعت نزدیک به ده و بیست دقیقه شب است. هنوز در حیاط حوزه افراد زیادی منتظر رای دادن هستند. به دستور فرمانداری در ورودی حوزه را می بندند تا فقط از افرادی که داخل حوزه هستند رای گیری شود. افراد زیادی در می زنند ولی اجازه ورود نمی گیرند . حتی عروس و دامادی که مراسم عروسیشان را به امید شرکت در انتخابات ترک کرده اند هم بی نصیب می مانند!
ساعت یازده و بیست دقیقه کار جمعیت درون حوزه تمام می شود که یکدفعه موبایل نماینده آقای احمدی نژاد ( که به گفته خودش یک بسیجی بی کله و موجی است ) به صدا در می آید. بلند فریاد می زند جدی می گویید ، جدی می گویید، رفت تو !! الله اکبر رفت تو!! من می پرسم چی رفت تو!!!؟ می گه دکتر احمدی نژاد کار رو تمام کرد!! او و زنی که نبسیار محجبه است سجده شکر به جای می آورند! زن می گوید به لطف خدا و فضل امام زمان انقلاب سوم کردیم و نگذاشتیم به رهبری و خون شهدا آسیب ببینند!!
پناه بر خدا!!!!!!!! ما هنوز شمارش آرا را شروع نکرده ایم و آنها از پیروزی قطعی سخن می
گویند! من از مرد ناظر آقای احمدی نژاد می پرسم از چه منبعی اطلاعات کسب کردی ؟ او ادعا می کند که همسرش جزء حوزه اطلاعاتی است که ناظر بر فرمانداری است و این خبرها محرمانه است ! من که او را باور نمی کنم .خبرگزاری ایرنا ، رجانیوز و فارس هم هنوز کار شمارش آرای ما شروع نشده خبر از
پیروزی بزرگ ۶۰ تا ۷۰ درصدی احمدی نژاد می دهند. مرد بسیجی بدون این که بخواهد بداند کاندیداها چه میزان رای آورده اند عازم جشن در ستاد مرکزیشان در فلکه گاز می شود!! این قضایا به نظر من سه حالت بیشتر ندارد. یا ذهن مردم را برای باور تقلبهای گسترده احتمالی آماده می کنند ، یا دارند یارانشان را به این باور می رسانند که احمدی ناد برنده واقعی است که اگر نتیجه جز این بود اغتشاش کنند !و یا اینکه واقعا نادان و بی کله اند!!
بهتر است بیش از این از اینترنت حوزه استفاده نکنم . آمار هم که مشخص شد نزدیک به ۸۰ درصد آرای حوزه ما به آقای موسوی ، ۱۰ درصد به آقای احمدی نژاد، ۶ درصد به محسن رضایی و ۴ درصد به آقای کروبی تعلق داشت. اشک در چشمانم حلقه می زند. به خاطر مردمی که ۲-۳ ساعت جلوی آفتاب در صف ایستادند و بسیاری از آنها بار اولی بود که رای می دادند . گمان کنم بر خلاف عقیده من که احمدی نژاد این بازی را خواهد برد مجبور به پذیرش برد موسوی باشند!تا ببینیم چه خواهد شد!؟؟؟
چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۶ ب.ظ
چه خاطره تلخی را گفت سعید، یادش نخیر، تا صبح نخوابیدیم، همه شوکه بودیم، نمی دانستیم که این اول ماجراست قرار است شوکه تر هم بشویم….
جمعه ۵ تیر ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۷ ق.ظ
وقتی تمام شب بیدار بودم تا میمونی را از سرو آزاد کشورم پایین بیاریم ونشد
دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۲ ق.ظ
با این کارها نمی شه ننگ همکاری اصلاحطلبان با غربی ها به خصوص انگلیس را پاک کرد!!!!!
دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸ در ۴:۲۳ ب.ظ
بر روشنفکران ابله و متعصب لعنت، این احمدی نژاد بود که ساعت ۲۱:۳۰ جمعه ۲۲ خرداد گفت پیروزم و خاتمی به او تبریک گفت یا موسوی؟! قبلاً به بیسجی ها می گفتن متعصب، الان این کلمه رو باید به حامیان و خود موسوی نسبت داد، تا آنجا که حتی شامل دکتر و فوق لیسانس های حامی او هم می شود به عنوان مثال از یه فوق لیسانس شنیدم که در مناظره صدا و سیما روی صدای موسوی افکت گذاشته و صداشو لرزونده بود!!!!!
پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۸ در ۴:۱۰ ب.ظ
اگر همکاری با انگلیس ننگ است التماس به سوئد برای پادرمیانی ننگی بس عظماست.ابله و متعصب هم که سعی در پنهان کردن خود در ورای بی طرفی دارد سرمست از شادی تحقق وعده های پوپولیستی محمود افغان دوم است که چنین یک کله می تازد.حق هم دارد چون این قشر همگی رفتاری مشابه هم دیوانه وار و نا معقول دارند.اینهارا از نو هم خلق کنند ادم نمیشوند
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۴ ب.ظ
«اوباما» او با ماست
آگهی مجدّد استخدام
توجّه ! توجّه!
فوری! فوری!
استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
شرایط استخدام شوندگان
۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
افراد زیر در اولویّت میباشند:
۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
چغندر الدوله اکبر گنجی
بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
حقوق و مزایا
به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.
یونیتد استیت آو آمریکا
واشنگتن دی سی
کاخ سفید
دفتر مرکزی حزب خران
« واحد خر یابی»