انتخابات، مجال زودگذر آمد و شد نامزدها است. نامزدها می آیند، می گویند، گفته می شوند و با همه هیجان، بسیاری از آنها تمام می شوند ومی روند. نیازی به نام بردن از نامزدها نیست. برگردید و به گذشته نگاه بکنید. فهرست بلندی از چهره ها که گاه حتی نام آنها هم- با وجود نام آوری و سر زبان ها بودن در روزگار نامزدی شان- با زحمت به خاطر می آید. بنابراین فراتر و مهم تر از نامزدها، صحنه ای است که از گذشت روزگار و رقم خوردن حوادث خوب و بد پدید آمده است مانند سیمای امروز همین کره خاکی ما که از تابش آفتاب و ذوب شدن یخ ها و رانده شدن خشکی ها و فشرده شدن آنها در هم یا ارتعاشات و لرزش های درونی زمین و ایجاد شکاف ها و گسل های تازه پدید آمده است. کوه ها در کنار دره ها سر بر آورده و رودها و دریاها، خشکی ها را از هم جدا ساخته اند تا زمین، آن گونه که امروز می بینیم نقش بسته است.
صحنه سیاست ایران که اکنون پیش روی ماست البته می تواند با آمد و شد رجال سیاسی در آینده، نقش های تازه به خود بگیرد اما واقعیت مهم تر آن است که نامزدهای موجود فرع بر واقعیت های این صحنه هستند یا به عبارتی، حداکثر، جریان هایی را نمایندگی می کنند که پیش از این، در صورت بندی صحنه موجود، خوب یا بد، ایفای نقش کرده اند. هیچ نامزدی از خلأ نمی آید و نمی تواند نسبت به این صحنه بیطرف باشد. ملت هم در قبال این صحنه بیطرف نیستند که اساساً طرفداری یا بیطرفی مصادیق متفاوت و گاه متضادی می تواند داشته باشد. بیطرفی یکجا عین اعتدال و انصاف و عدالت است و در جایی دیگر عین افراط و تفریط و بی عدالتی و مصلحت سوزی و ستم. تا آنجا که انتخابات به رقابت سالم، قانونمند و منصفانه نامزدها وحامیان آنها مربوط می شود، قاعده بیطرفی حاکم است اما اگر انتخابات برای فرصت طلبان، پوشش حفاظ گونه ای شد جهت پنجه کشیدن بر مسلمات قانون اساسی، ارزش های اسلامی، و حقوق و منافع ملی، آنجا دیگر موضوع فرق خواهد کرد و حکمش نیز متفاوت خواهد شد.
آنجا تعرض کنندگان بیطرف نیستند اگر چه در برابر هر نوع هوشیاری و تذکر و دفاعی، فریاد بکشند و اشک تمساح بریزند که «آزادی به مسلخ رفت، حق رقابت فدا شد، این دیگر انتخابات نیست، بیطرفی نقض شد و…»؟ جرم بزرگ کیهان را همین جا باید جست.انتخابات بهانه است. همه نوع اتهام و انگی باید به او چسباند چون رسالت دیدبانی خود را در این سال های پرحادثه رها نکرده است. چون عرصه را رصد کرده و بارها بهنگام هشدار داده است. چون مانع خواب زدگی خیلی ها شده یا در دام افتادگان بسیاری را هوشیار ساخته است. کیهان زد و بندهای بزرگ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و دیپلماتیک را رو کرده و از دماغ طرف های این معاملات آلوده درآورده است. چه پروژه های سیاسی- اقتصادی کلانی که از سوی بانیان تمام یافته تلقی می شدند و می شد با آنها خون یک ملت را در شیشه کرد اما ناگهان با روشنگری و فریاد اعتراض کیهان به هم خورده و بی سرانجام مانده است. البته کیهان ادعای عصمت نمی کند و آنها نیز که کینه کیهان را در سینه دارند، از خطای کیهان به خشم نمی آیند بلکه غیض و غضب آنها اتفاقاً از آن روست که این روزنامه بارها در دیدبانی و خط شکنی، درست دیده و به دقت در قلب دشمن زده است. آنها از این خشمناکند که کیهان نه در شناخت دشمن اشتباه کرده، نه مرعوب شده، نه طمع ورزیده و بده بستان کرده، نه غافل شده و نه منفعلانه عمل کرده است. کیهان در این جنگ همه جانبه البته نماینده و دیدبان جبهه ای است به وسعت همه خدمتگزاران اسلام، انقلاب و ملت ایران.
کسانی در این میان ترجیح می دادند همیشه اطو کشیده و ادکلن زده، خوش مشرب، پرجاذبه و بی دافعه، لطیفه و لبخند بر لب باشند و کیهان در این میان نمی توانست همیشه و برای همه لبخند بزند. گاه صدایش به فریاد هشدار بلند شد، زمانی که خیانتی دید خشم گرفت، به توصیه ها و هدیه ها و بده بستان های آنچنانی دست رد زد، مجبور شد گریبان هایی را بگیرد و متقابلاً زخم اهل خیانت را بر جان خویش حس کند. ظاهر قصه، سیاست بود و گل و بلبل، و باطن آن یک جنگ تمام عیار و همه جانبه. آنجا که لازم بود با پنبه سر می بریدند و هر جا که ضرورت داشت از تیغ تیز هم دریغ نمی کردند. مگر تهدیدهای علنی آمریکا و اسرائیل و انگلیس به هجوم نظامی در آغاز چالش هسته ای و شمارش معکوس برای آن، دل های برخی مدعیان سیاست را در مجلس و دولت وقت از جای نکند؟ مگر در همان مجلس، از رهبری نظام نخواستند جام زهر تسلیم در برابر فشار دشمنان ملت ایران را سر بکشد؟ آیا جز به پشتوانه آنها بود که طرف مذاکره کننده اروپایی، دیپلمات های ایرانی را به گوشه رینگ می برد و می گفت «نگویید ملت ایران زیر بار پروتکل الحاقی نمی رود، که می دانیم طرح ۳ فوریتی امضای پروتکل در مجلس آماده است»؟
آیا جز کیهان بود که فاش کرد عنصر متنفذ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس وقت در سفر به بروکسل- مقر اتحادیه اروپا و مقر ناتو- وعده حمایت طرف اروپایی را گرفته و در بازگشت به جمعی از روزنامه نگاران زنجیره ای گفته «غرب از ما حمایت می کند. طرف اروپایی گفت نهایتاً شما در ایران، طرف مورد حمایت ما هستید اما شما هم باید کارهایی در مواجهه با محافظه کاران و بنیادگرایان ] بخوانید حامیان انقلاب[ انجام دهید که در اینجا حمایت ما را توجیه پذیر کند»؟! و جز این بود که در پی رد صلاحیت همین ساقیان زهر و دلالان خیانت در میان ملت ایران، اتحادیه اروپا احساس خطر کرد و در مداخله ای بی سابقه- و از سر بی احتیاطی- اعلام نمود به خاطر رد صلاحیت شماری از همین «اصلاح طلبان کلیدی»، انتخابات هفتمین دوره مجلس را در ایران مشروع نمی داند!؟ ملت ایران آیا از خاطر می برد گردن کلفتی لات مآبانه همین جماعت را که کوشیدند با وادار کردن شماری از وزرا و معاونان و استانداران به امضای نامه استعفا، نظام را تهدید به عدم برگزاری انتخابات کنند تا آنجا که رئیس مجلس و دولت وقت خدمت رهبری فرزانه انقلاب رفتند و گفتند با این وضع برگزاری انتخابات مقدور و مصلحت نیست. آنجا فقط تدبیر و شجاعت همان مرد الهی بود که گردن کشان را سر جای خود نشاند؛ «که حتی یک روز تاخیر هم جایز نیست. ما در زمان جنگ هم انتخابات را تعطیل نکرده ایم. سر وقت برگزار کنید و اگر توانش نیست، دیگران این حق ملت را احقاق خواهند کرد» و… چشم فتنه کور شد. مقاله و مقالات
آیا می توانیم از یاد ببریم در بحبوحه فتنه تیرماه ۷۸ که بدخواهان، شماری از دانشجویان و نیروی انتظامی را مقابل هم قرار داده و سپس نیروهای عملیاتی آمریکا در عرصه آفتابی شده بودند تا به بهانه تشنج پیش آمده، با آشوب در پایتخت، کار جمهوری اسلامی را تمام کنند، شماری از همین عناصر منفعت طلب، آدم های میانه را نزد مسئولان ارشد می فرستادند که ما می توانیم بحران را فرو بنشانیم اما شرط آن این است که چند تا خواسته ما از جمله جابجایی برخی مقامات عملی شود!؟ آیا آنها- یا بعضی از آنها- نشان شده دستگاه های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل نبودند و نیستند؟ آقای معاونی که آن روز به نام مهار تشنج به سازماندهی و تحریک آشوبگران می پرداخت، حق دارد به خاطر رو شدن اسناد همدستی برخی مدعیان اصلاح طلبی با محافل اطلاعاتی آمریکا و غرب از سوی کیهان، دکان سفسطه بگشاید و این روزنامه را با طالبان قیاس کند با این صغرا و کبرا که «در باز است، باز پرنده است، پس در پرنده است و… ما هم اصلاح طلب».
خون کیهانیان مباح است به هزار و یک دلیل! به کیهانیان چه که دیگر عضو ارشد سازمان منافقین جدید، در فلان شرکت نفتی ثبت شده در انگلیس چه می کند و از چه رانت هایی برخوردار است ولو آن رانت ها صدای یکی مثل علی اکبر محتشمی رئیس فراکسیون دوم خرداد در مجلس ششم را هم درآورده باشد؟! کیهانی ها، حکم مرگ خود را امضا کرده اند که در لانه افعی ها دست کرده و قرارداد ننگینی مانند کرسنت و فروش تقریباً مجانی گاز ایران به امارات برای ۲۵ سال را رسوای عام و خاص کرده اند؟! خون کیهانیان را باید ریخت، آبرو که جای خود! چرا جرئت کردند پای پرونده مفسد اقتصادی مانند شهرام جزایری که گله ای از سیاستمداران را آلوده و رام خود ساخته بود، بایستند و بی هیچ ترسی نام همه آنها را که از وی پول گرفته بودند، در صفحه اول خود درج کنند؟ نمی دانستند هزینه دارد ولو سال ها بعد در چنین روزهایی؟
کیهان همان قدر در لو رفتن و سوختن پروژه آژاکس در تیرماه ۷۸ مقصر است که در لو دادن برخی زد و بندهای کشورهای مرتجع منطقه با رژیم صهیونیستی و آمریکا، همچنان که مقصر است به خاطر حمایت موثر از جبهه بزرگ جهاد اسلامی در لبنان و فلسطین و عراق. کیهان همان قدر که مغضوب منافقین قدیمی است، در کانون کینه منافقین جدید قرار دارد. مهاجمان سیاسی اگر از کیهان کینه به دل دارند و عقده های ناگشوده قدرت را زیر سر کیهان و امثال کیهان که این روزنامه فقط آنها را نمایندگی می کند می بینند بیش از آنها، راهزنان و عوامل شبیخون هستند که کیهان را یکی از خاکریزهای نفوذناپذیر مقاومت یافته اند. زراندوزان و عافیت طلبان را استثنا نکنید، آنها که از یک جایی به بعد، ابتدا در خلوت خود و سپس در جلوت گفتند که نقش در انقلاب داشته اند و حالا سهم و امتیاز ویژه قدرت و ثروت می خواهند ولو به مسخ هویت ملی و اسلامی نظام منجر شود و به تداول انحصاری قدرت میان گروهی خاص بینجامد. نه، کیهان با هیچ یک از اینها- پس از اتمام حجت و اندرز و سفارش و امر به معروف و نهی از منکر خارج از اندازه- نتوانسته کنار بیاید و برایشان لبخند بزند. آنها نمونه واقعی احزاب جنگ خندقند. بارها در این ۶ انتخابات گذشته و از جمله انتخابات ریاست جمهوری گذشته گردنشان شکست و بارها کوشیدند این گردن شکستی خود را به پای نامزدهای محترم بنویسند. اما آثار سرشکستگی از سیمای آنها گم نخواهد شد ولو کینه های بدر و خیبر را با خود داشته باشند و به بهانه، نام نامزدهایی را سرنیزه کرده باشند.
ما سر نیزه را هم می نگریم اما نیزه داران و فرماندهان آنها را از افق چشم و تیررس گم نمی کنیم. عمرو عاص ها و فرزندان امیه تا همیشه تاریخ خار چشم ما هستند. و مگر خار در چشم خلیده، فراموش کردنی است؟آنها هم ما را از یاد نخواهند برد. آنها نشاندارند و در شلوغی گم نمی شوند.
سایر مقالات محمد ایمانی >>

یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۶:۱۰ ب.ظ
پوچ ..شعار…بی محتوا
شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۸ در ۹:۱۲ ق.ظ
سلام ، وقت بخیر
وب جالب و پر محتوایی دارین امید وارم همیشه موفق و سربلند باشید.
یا حق
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ در ۵:۱۸ ق.ظ
سلام و درد دل من،
این کاندیداها را کیانتخاب کرده. من که یادم نمیاد دستیدر انتخاب اینها داشتم.دولت میگه هر کیمیخواد میتونه نامزد انتخابات ریاست جمهوری بشود ولیهمه میدونیم که این حرف است. مگه شورای محافظان یا نگهبان میذاره هر کیخواست نامزد بشه خیلی جالب و با نمک هست این حرفهایی که دولت میزنه.باز هم ما را خر کردند که دنیا بگن ما آزادی داریم و در ایران دمکراسی هست. یک بچهٔ دوازده ساله هم کاندیدا شد دولت فکر میکنه ملت ایران خرند شاید هم باشیم چون سیساله هر کار خواستند کردند و ما حرف نزدیم. از ما مردم بدبخت تر توی دنیا نیست اول که شاه رفت گفتند آخوندها خوبند اینها هم که دزد و جنایت کار در آمدند یادتون نره دزد و جنایت کار از لقبها یه اون مرتیکه شاه بود این آخونها القاب اون شاه رو هم دزدیدند. این آخوندها همه چیز رو میدزند حتی خود دزدی رو.
الان که لیست نامزدها به چهار تا رسیده باید فکر کنیم این اشخاص قبلا چکار بودند آیا برای حقوق بشر احترام داشتند آیا برای مردم ایران دلشون میسوزه یا نه ، یا فقط به فکر آخوندها و اونها چیمیخواند باشه.باید دقیقا به گذشته این نامزدها نگاه کنیم . ما هیچ دستیدر انتخاب این کاندیدها نداشتیم و هیچوقت هم نخوایم داشت ولیاقلاً با رای درست دادند میتونیم بگیم کیباید انتخاب بشه شاید بالاخره یه امیدی باشه.
در پایان چند نکته از سخنان امام عزیزمون امام خمینی براتون مینویسم که چقدر امام گفتند رای دادن مهم است و وظیفهٔ ما هست. نه گفت نماند که این دزدن و جنایتکارها آبروی اسلام رو هم بردند در کشورهای خارج میگند ایرانیها نه میگند ایرانیهستند و نمیگند مسلمانند و خیلیهشون به دینهای دیگر رو آوردند. البته اینها همه حساب پس میدهند خدا از ظلم این اخوندهای اسلام نما نمیگذره.
sheevaa@ymail.com
« انتخابات در انحصار هیچ کس نیست
این یک وظیفه اسلامی است که ما حفظ کنیم این جمهوری اسلامی
ر هر صورت ما تکلیف داریم ،تکلیفی که به همه ملت واجب است ، به زن ، به مرد واجب است
انتخابات سرنوشت یک ملت رادارد تعیین می کند مرد و زن ایرانی مکلف به شرکت
مرد و زن ایرانی مکلف به شرکت
رای نشانه برابری هرفرد
رضای خدا را در نظربگیرید و توجه به خدا داشته باشید
ممکن است که اگر شما ها سستی کنید برای همچین امر مهمی و طوری باشدکه بنظر بیاید بی تفاوتید
شخاص را هم ملاحظه سوابقشون را بکنید که قبل از انقلاب چه بودند، درحال انقلاب چه بودند
اشخاص را هم ملاحظه سوابقشون را بکنید که قبل از انقلاب چه بودند، درحال انقلاب چه بودند
عذری ندارید که بروید کنار بشینید،
انتخابات جوری باشد که مردم پسند باشد .>>
«شرکت کنید دراین انتخابات ،مقدرات کشورتان را دست کسانی بدهید که برای کشورتان مفیدند … »
«اگر خدای نخواسته از عدم مشارکت شما یک لطمه ای بر جمهوری اسلامی وارد شود بدانید که احاد ما که این خلاف را کرده باشیم مسئول هستیم …»
«اشخاص را هم ملاحظه سوابقشون را بکنید که قبل از انقلاب چه بودند، درحال انقلاب چه بودند»
«وقتی بنا براین است که سرنوشت یک ملتی در دست خودش باشد که به حمد الله به اینجا رسیدید …»
«مردم حاضر می شوند درانتخابات برای اینکه کشور را حالا ازخودشان می دانند»
پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۲ ق.ظ
خودتون قضاوت کنید ببینید آیا میخواهید چهار ساله آینده مملکتمون مثل چهار ساله گزشته باشد. آمار واقعیتها را نشان میدهد .اگر ما ملت ایران در انتخاب نامزدها دستی نداشتیم اقلا در انتخاب یکی از اینها برای ریاست جمهوری میتونیم دست داشته باشیم البته اگر انتخابات را مثل تمام دزدیهای دیگرشون غارت نبرند. هر چیزی یک حدی دارد. باز هم میگم ، برای آینده رای بدهید ، برای آزادی واقعی رای بدهید، برای نجات از بد بختیها رای بدهید برای یکی رای بدهیم که عقلش سالم باشه مسلمان دیوانه ممکن است از شیطان بهتر باشد ولی چه منفعتی برای مسلما نان دیگر خواهد داشت تنها مسلمان بودند دلیل بر توانایی مدیریت کشور نمیشود. اینهمه تو کشور خودمون دردسر و بدبختی داریم این آقا غصهٔ حماس،حزب الله و طالبان را میخوره و مال مملکت را خرج اینها میکند. خدا من را ببخشد اگر بد حرف زدم ولی خدا از کسی که دلش برای مملکت خودش نمیسوزه بیشتر نمیبخشد. با احترام به هموطنان عزیزم لطفا این لینکها را نگاه کنید. ایمیل من در اختیارتان هست.
http://www.amar-iran.com http://www.mojaakhar.com
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در ۳:۴۰ ب.ظ
سلام
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در ۴:۲۰ ب.ظ
سلام . خسته نباشید.
خدایرا بشهادت میطلبم که نوشته ام برای خوشامد کس یا گروهی نیست و توقع ندارم که منفعتی در رهگذر ان از جانب ثالثی نصیبم شود پس نامم را نمی نویسم تا شک کسب سودی به ذهن متبادر نشود.
بهر دلیل و توجیهی که نگاه میکنم باید در روز جمعه به اقای احمدی نژاد رای میدادم اما روی برگه تعرفه ام کس دیگری را نوشتم. چرا؟ خلاصه داستان را عرض میکنم.
الف - از سی سال گذشته تا قبل از روز جمعه در تمام انتخابات و جریانات سیاسی اعم از شورای شهر. مجالس خبرگان و شورا و ریاست جمهوری اراء اینجانب با نام نامزدهای روحانیت مبارز مزین بوده وچون در سایه خدمات و فرمانبری مردم دارای حرمت و اعتباری هستم که در دو شهرستان دوستان و اشنایان برای نظر و رایم حرمتگذارند و تاسی میکنند همواره تعداد معتنابهی رای همسو دارم.
ب -بازنشسته ام و در دولت آقای احمدی نژاد حقوقم دو برابر شده است ( گرچه لایحه خدمات کشوری در زمان دولت آقای خاتمی تصویب شد ).
ج - از گروه و یا جناح چپ خسارت فراوان دیده ام که علیرغم توان مدیریتی و بدون داشتن ذره ای ضعف مالی و فرهنگی و اجتماعی به مستمسک عدم صلاحیت ( عدم توازن با تشخیص آنان : صراحت لحن مسئول سیاسی استان در آن روزها) سالیان سال حکم سرپرستی داشتم و امروز که باز نشسته ام از مزایای مدیریت بهره مند نیستم.
ج - چون زادگاهم روستاست پس با حرمان و رنج و محرومیت کسی مانند آقای احمدی نژاد اخت و همدرد هستم.
د- بلحاظ منش و تربیت مکتبی و دینی در نزد پدرم با هر نوع دست درازی به اموال و آبرو - نان و مال و مقدار- مردم مخالفم بنابراین وجه مشترکی با ادعا های رئیس جمهور دارم که آمده اند دزد را بگیرند .
اما چرا علیرغم موارد فوق الذکر رایم را به آقای احمدی نژاد ندادم.
- در جراید می بینیم که متهمان به جنایت و دزدی و آدمکشی را هنگامیکه عکس میاندازند نواری سیاه روی چشمان آنان میکشند و یا صورتشان را شطرنجی میکنند تا قبل از اثبات گناه با آبرویشان بازی نکرده باشند و نامشان را مثلا” حسن . ش و یا احمد ق و.. مینویسند حالا چرا آقای احمدی نژاد در رسانه ملی بدون حضور افراد سه نفر را که هم اکنون در بالاترین نهاد قانونگذاری کشور مسئولیت و عضویت دارند متهم میکنند و بعد اگر روایت ایشان درست باشد گناه فرزند را پدر چه معصیتی دارد؟ گیرم پدر تو بود فاضل - از فضل پدر تو را چه حاصل و مگر اسماعیل فرزند امام نبود که فرقه درست کرد و اسماعیله نامیده شدند؟ مضافا” زمان اعلام هم برای جلب اراء بود زیرا اگر در همین ایام قریب آقای رئیس جمهور از این داستانها با خبرشده گفتمان یکسال پیش و تهدید نام آوردن از مفسدین چه بود؟ و اگر از قبل میدانسته چرا اینقدر تعلل؟ آیا فکر نکرد ممکن است رای نیاورد و دیگر فرصتی نداشته باشد که این اسامی را افشا کند؟جز آنکه حرف مخالفین را بپذیریم که ازقبل تعداد رای هم میدانسته است.
و بالاتر تنها و تنها همین دو سه نفر مفسد و رانتخواران اینهمه منابع و ثروت میباشند؟. گر امر شد که مست گیرند . در شهر هر آنچه هست گیرند . آیا شائبه ای که حکایت دارد در بین حامیان بلند مرتبه ایشان اعم از معمم و مکلا افرادی هستند که فرزندانشان گوی سبقت را از این آقا زاده ها ربوده اند راست است یا دروغ ؟ میتوانیم امیدوار باشیم که ماه دیگر نام و نشان کسانی که انحصار واردات شکر و صادرات خشکبار را دارند بر ملا شود؟ میتوان امید داشت نام افرادی که منابع گرانبهای سنگ معدن در استان فارس را برای بیست و پنجسال با ارزانترین اجاره بهاء قرار داد بسته اند از زبان رئیس جمهور شنید؟ امیدوار باشیم اسامی کسانی که کارخانه های بزرگ را به قیمت موجودی انبارهایشان برداشتند و حتی پول سفته وامهایشان را از خزانه و کیسه دولت گرفتند به سمع ملت با نجابت برسد؟
در مورد آمارهای تورم و بیکاری حرفی نمیزنم که آقای رضائی با امار مستند از بانک مرکزی ادعای رئیس جمهور را نفی کرد و با طرح ضریب فلاکت باعث سکوت ایشان شد.
مهمترین حرکتی که به ضرر ایشان در مناظره ها شد تهدید و سپس ارائه فتو کپی مدرک همسر آقای موسوی بود که دون شان یک رئیس جمهور مینمود.
آقای احمدی نژاد برای مرعوب کردن هر سه رقیب با یک تاکتیک اما سه مضمون سعی در راندن آنان به گوشه رینگ داشت .
- چون از خود موسوس مدرکی نداشت اتصالی ایجاد کرد بین ایشان و بعض هوادارانش.
- آقای رضائی را با ادعای نداشتن تجربه در مدیریت اجرا.
- آقای کروبی را بدلیل کارشناس ارشد نبودن.
در موخره عرض میکنم . بقول حافظ رند وهوشیار:
نکته دانا نند در عالم بسی - واقفند از کار و بار هر کسی.
از خداوند قادر متعال عاجزانه استدعا دارم مشیت الهی مقدر بر حفظ امنیت و آرامش ایران و انقلاب بزرگ اسلامی قرار بگیرد .
وبرای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در آینده افرادی حاضر شوند که امثال اینجانب به همان خط و مشی سابق مراجعه داشته باشیم . والسلام
یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ در ۳:۳۸ ب.ظ
مریض الحالی
دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸ در ۲:۵۶ ق.ظ
دشمنان قسم خوردة ما از تجربة ما در غزه استفاده کردن و متآسفانه با مزدوران داخلی شان می خواستند ایران اسلامی را تبدیل به غزه کنند ولی کور خوندند ! ما از قدرت ایمان کسانی برخوردارند که وضو گرفته و قربة الی الله رآی می دهند و از دستآورد شهدا دفاع می کنند . ودشمنان داخلی و خارجی بدانند ما که با دست خالی از نظام نو پا در دهة عشق و ایثار دفاع کردیم راکنون که به همت امت اسلام وتدبیر رهبر متقی و دولت مردان متعهد به سلاحهای پیشرفته دست یافته ایم و ایمان به مراتب قویتر با آگاهی لازم داریم هیهات منا الذله . هیهات
جمعه ۲۶ تیر ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷ ق.ظ
;,/,/