حسین شریعتمداری :
۱- حضرت امام(ره) بارها بر این نکته تاکید می فرمودند که قدرت های استکباری مفهوم واقعی واژه های ارزشمند را تغییر داده اند و این واژه ها را در راستای منافع سلطه گرانه خود تعریف کرده و به کار می گیرند؛ «الفاظ به کلی از محتوای خود خالی شده. شما- این را من عرض می کنم- شما خودتان بروید دنبالش ببینید کجا یک لفظی از قبیل این الفاظی که متعارف بوده، عدالت، عدالت اجتماعی، طرفداری از حقوق بشر و… محتوای خودش را دارد… اگر پیدا کردید به من هم بگوئید تا استفاده کنم! ولی مطمئن باشید که در قوطی هیچ عطاری این چیزهایی که اینها می گویند نیست». صحیفه امام ، جلد۱۶، صفحه ۴۳۳
امام راحل(ره) در ادامه همین سخنان و به عنوان شاهد مثال از شکست سنگین و پرتلفات ارتش عراق که همان روزها اتفاق افتاده بود یاد کرده و اقدام صدام در اهدای نشان شجاعت به فرماندهان شکست خورده و بی لیاقت بعثی را نمونه زنده ای از این بازیگری می دانند که با هدف تقویت روحیه فرماندهان عراقی و پنهان کردن شکست سنگین ارتش عراق از نگاه مردم این کشور و افکارعمومی جهانیان صورت پذیرفته بود. ایشان می فرمایند؛
«نشان پیروزی هم محتوای خودش را از دست داده، اصلاً کلمه پیروزی، مفاد خودش را از دست داده است، مرتیکه- اشاره به صدام- عقب رانده شده، توی دهنش زده اند و بیرونش کرده اند، می گوید ما پیروز شدیم!»
۲- «کنت تیمرمن» مسئول سابق میز ایران در سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا -CIA- و مدیر اجرایی «بنیاد دموکراسی برای ایران» معتقد است، اهدای جوایز بین المللی به مخالفان جمهوری اسلامی ایران، می تواند القاکننده بی توجهی ایران به موضوعی باشد که جایزه آن به مخالفان این رژیم تعلق گرفته است و در توضیح دیدگاه خود می گوید؛ وقتی به فلان داستان نویس، کارگردان، پژوهشگر و یا فعال سیاسی که به مخالفت با جمهوری اسلامی ایران شهرت دارد، جایزه شجاعت، دفاع از حقوق بشر، آزادی بیان و… داده می شود، این جایزه قبل از آن که نشانه شایستگی و امتیاز ضروری برای دریافت اینگونه جوایز باشد، افکارعمومی جهانیان را متوجه نقض حقوق بشر، سانسور و فقدان آزادی بیان در جمهوری اسلامی ایران می کند!
جین شارپ- تئوریسین کودتاهای مخملی- نیز در کتاب معروف خود با عنوان «از دیکتاتوری به دموکراسی» بر نظریه ای مشابه با دیدگاه «کنت تیمرمن» اصرار می ورزد. و رامین جهانبگلو جاسوس اعتراف کرده «سیا» تاکید می کند که در تماس های پی درپی و دوجانبه با برخی از اصلاح طلبان ایرانی و جرج سوروس و بنیاد آمریکایی وودرو ویلسون، افراد شناخته شده ای از گروه اپوزیسیون را برای دریافت اینگونه جوایز به بنیادهای آمریکایی و اروپایی معرفی می کرده است و…
«ادوارد هرمان» یکی از منتقدان سیاست سلطه جویانه آمریکا طی مقاله ای با اشاره به دهها نمونه مستند می نویسد:«جوایز بین المللی در کنار سازمان های بین المللی و معاهدات بین المللی، از جمله ابزارهای بسط سلطه آمریکا و وارد کردن تعداد هرچه بیشتری از افراد به جرگه کسانی است که برای دفاع از سلطه آمریکا خود را متعهد می دانند.»
۳- هفته گذشته بنیاد تازه تاسیسی به نام «گفت وگوی جهانی» اعلام کرد اولین جایزه خود را به آقای محمد خاتمی و داریوش شایگان اختصاص داده و این دو که به طور مشترک برنده این جایزه شده اند در ژانویه سال ۲۰۱۰ طی مراسمی در کپنهاگ، پایتخت دانمارک جایزه خود را دریافت خواهند کرد. اهدای این جایزه- آنگونه که خواهد آمد- قبل از آن که نشانه شایستگی ها و امتیازات دریافت کنندگان جایزه در موضوع مورد اشاره باشد، نشانه شکست سنگین توطئه اخیر آمریکا و متحدانش علیه ایران اسلامی است و از این روی اهدای این جایزه مشترک به رئیس جمهور سابق و داریوش شایگان- یکی از مهره های شناخته شده و تابلودار در ضدیت با اسلام و انقلاب اسلامی- بی آن که اهداکنندگان خواسته و یا متوجه باشند، اعتراف به اقتدار جمهوری اسلامی ایران و پای بندی نظام به آموزه های اسلامی و انقلابی و اقرار به ناتوانی آمریکا از مقابله با آن است… موارد زیر در این باره گفتنی است؛مقاله و مقالات
الف: داریوش شایگان که به طور مشترک با آقای خاتمی نامزد دریافت جایزه «گفت وگوی جهانی»! شده است، سوابق زیر را در کارنامه خود دارد؛
مشاور دفتر فرح پهلوی، عضو کد دار ساواک، مسئول دفتر رضا پهلوی در آمریکا، سردبیر نشریه «ایران نامه» اشرف پهلوی، دارای دهها سخنرانی و نوشته در حمایت از رضاخان پهلوی، همکار بنیاد آمریکایی وودرو ویلسون، داریوش شایگان به فحاشی علیه حضرت امام(ره) معروف است. او در نوشته ها و سخنرانی های متعدد خویش- مراجعه کنید به جلد هشتم کتاب نیمه پنهان از انتشارات دفتر پژوهش های کیهان- بارها به صراحت از اسلام به عنوان دینی که فاقد کارآیی است یاد کرده! و بر ضرورت تسلیم در برابر آمریکا تاکید ورزیده است. داریوش شایگان طی مقاله ای در روزنامه زنجیره ای جامعه- ۲۸اردیبهشت ماه ۷۷- می نویسد: «… اصطلاحی در بین اروپاییان رایج شد که: اگر نمی توانیم با آنها بجنگیم، پس به آنها ملحق شویم… ممکن است گفته شود پیوستن به آنها و همراه شدن با آنها وابستگی است. اما باید توجه داشت که مشکل وابستگی بحث کاملا کهنه شده است…»
ب: بنیاد تازه تاسیس «گفت وگوی جهانی» می توانست جایزه یاد شده را تنها به آقای خاتمی اهداء کند و یا نفر مشترک را از میان کسانی برگزیند که به دشمنی و کینه توزی آشکار با اسلام و انقلاب و امام و حمایت بی پرده از وابستگی ایران به آمریکا مشهور و معروف نباشد، ولی با انتخاب داریوش شایگان و اهدای جایزه مشترک به خاتمی و او، به گونه ای آشکار علت اصلی اهدای این جایزه را برای افکار عمومی جهانیان توضیح می دهد و آن، اعلام صریح و بی پرده این نکته است که جایزه یاد شده نشانه پایان موفقیت آمیز پروژه استحاله خاتمی و شکار قطعی وی برای به کارگیری در اردوگاه دشمنان اسلام، انقلاب و امام(ره) است. آیا اهدای مشترک جایزه مزبور به خاتمی و شایگان می تواند تعریف و مفهوم دیگری غیر از این داشته باشد؟!
ج: خاتمی اگرچه طی چند سال گذشته و مخصوصاً در جریان فتنه اخیر نشان داد که رویکردی نه فقط متفاوت، بلکه متضاد با نظام و انقلاب و امام(ره) پیدا کرده است ولی کماکان داعیه همراهی با نظام اسلامی را دارد و هنوز به صراحت، خروج قطعی خود از اردوگاه انقلاب را اعلام نکرده است. پذیرش جایزه مورد اشاره و قبول اشتراک با یکی ازجرثومه های پلید و دشمنان تابلودار حضرت امام(ره) نظیر داریوش شایگان می تواند به مفهوم اعلام خروج کامل وی از اردوگاه ایران اسلامی تلقی شود. سایت های داخلی و خارجی وابسته به کودتای مخملی و روزنامه های زنجیره ای با آب و تاب از اهدای جایزه «گفت وگوی جهانی» به خاتمی و شایگان یاد کرده اند و بی آن که به اهداف شناخته شده از اهدای این جایزه اشاره کنند و یا درباره هویت داریوش شایگان چیزی به روی خود بیاورند، به این جایزه افتخار!! نیز کرده اند. و اما، اگر آقای خاتمی با اعلام خروج کامل خود از اردوگاه نظام و انقلاب و امام(ره) موافق نیست، باید به صراحت- که در مقابله با دشمنان کمتر از ایشان دیده شده- از دریافت این جایزه خودداری کند… این گوی و این میدان!
۴- اهدای جایزه یاد شده به آقای خاتمی در حالی که فتنه اخیر با شکست رسوایی برانگیزی روبرو شده است، پیام حمایت آمریکا و متحدانش از سران فتنه نیز تلقی می شود و قبل از هرچیز نشانه ناامیدی کامل دشمنان بیرونی از کارآمدی فتنه ای است که طراحی کرده و به صحنه آورده بودند. چرا که وقتی دشمن به اهرم های بی ارزش و دم دستی نظیر اهدای جایزه فلان از سوی فلان بنیاد تازه تاسیس و بی نام و نشان به دست اندرکاران فتنه اخیر متوسل می شود، کمترین تردیدی باقی نمی ماند که طراحان فتنه به آخر خط رسیده اند.
۵- دانمارک طی چند سال اخیر با انتشار دهها کاریکاتور موهن علیه رسول خدا(ص) و اصرار دولت این کشور بر ادامه این اقدام به عنوان یکی از کینه توزترین کشورهای اروپایی نسبت به اسلام و ملت های مسلمان شناخته می شود. تا آنجا که در بسیاری از کشورهای اسلامی و از جمله ایران شاهد اعتراض ها و تظاهرات فراوان و گسترده ای علیه این کشور بوده ایم. انتخاب دانمارک برای تاسیس بنیاد «گفت وگوی جهانی» و اهدای اولین جایزه آن به خاتمی و شایگان نمی تواند با دشمنی اعلام شده دولت این کشور علیه اسلام عزیز بی ارتباط باشد. می تواند؟!
۶-اهدای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی نیز از یکسو با استناد به حمایت وی از رژیم شاه در قتل عام مردم مسلمان و از سوی دیگر به خاطر مقالات او علیه رزمندگان اسلام در جریان جنگ تحمیلی بود. شیرین عبادی در آن مقاله ها، همصدا با صدام، جمهوری اسلامی ایران را به اعزام اجباری کودکان به جبهه! متهم کرده بود. بنیاد نوبل طی توضیح مختصری درباره علت اهدای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی آورده بود«این جایزه به دلیل فعالیت های خانم عبادی در زمینه حقوق بشر و حمایت از حقوق کودکان به ایشان تعلق گرفته است»! و به محتوای مقالات مورد استناد کمترین اشاره ای نشده بود.
گفتنی است که قرار بود جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳ به پاپ ژان پل دوم داده شود ولی کمیته نوبل اعلام کرد؛ مخالفت پاپ با همجنس بازی، مخالفت وی با روابط جنسی قبل از ازدواج و اعتراض او به سقط جنین مانع از اعطای جایزه صلح نوبل به پاپ شد و این جایزه به خانم شیرین عبادی تعلق گرفت»!!
سایر مقالات حسین شریعتمداری >>

پنجشنبه ۷ آبان ۱۳۸۸ در ۱:۳۳ ق.ظ
برای آقای شریعتمداری متاسفم! آخرتشان را به بهای لذت تهمت زدن به دیگران و توهم بافتن فروخته اند.
شنبه ۵ دی ۱۳۸۸ در ۸:۵۵ ب.ظ
اگر یک مرد برابر اصلاحاتی ها باشد همین حسین آقا است دمش گرم ، آووردوم