بانک مقالات فارسی

مقالات سیاسی

  • لیبرال اما سرسخت/به مناسبت سیزدهمین سالگرد مهندس بازرگان
  • زنده باد آرامش
  • سیمای حقیقی علی خامنه‌ای
  • نقاط ضعف و قدرت مناظره ها
  • دروغ می گویند، پناهنده نشده ام
  • جایگاه اخلاقی خشونت در جنبش مسالمت آمیز
  • جنبش سبز به کجا می‌خواهد برود؟
  • چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود
  • فرصت مغتنم
  • از شما بعید بود
  • دو اصلاح جزیی در پیشنهاد آقای علی مطهری
  • بازگشت به عصر وقف برای اداره حوزه
  • پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر
  • در سوگ استاد
  • تابلوهای جا به جا شده

RSS چهل گیس

  • مشکلی هست! خوراک در دسترس نیست. دوباره تلاش کنید.

آمار سایت مقالات فارسی

  • خانه
  • درباره سایت مقال
طالقانی و منتظری؛ آنها دو تن بودند در سوگ استاد
دی ۰۵

پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر

محسن کدیور نظر دهید

محسن کدیور:

محل دفن مرحوم آیت الله العظمی منتظری در جنب مقبره فرزند شهیدش در حرم حضرت معصومه در قم به توصیه رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفت. (تابناک، ۱ دی ۱۳۸۸)  این توصیه و پیام تسلیت وی از سوی منصوبین رهبری به عنوان برخورد بزرگوارانه و کریمانه ولایت مطلقه فقیه با مخالفان خود دانسته شده است (موحدی کرمانی، نماینده سابق ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کیهان، ۱ دی ۱۳۸۸). چند سال قبل نیز اعلام شد که پیکر مرحوم دکتر یدالله سحابی علیرغم وصیت آن مرحوم تنها بعد از اجازه مخصوص مقام رهبری در صحن امامزاده عبدالله شهرری دفن شد.
بیشک بر مسئله اختیارات رهبری در آرامگاه شواهد دیگری نیز میتوان یافت. با اینکه سالها درباره ابعاد مختلف قلمرو ولایت مطلقه فقیه مطالعه کرده ام، اما اقرار می کنم به این حوزه از قلمرو ولایت مطلقه توجه نکرده بودم: “ولایت بر قبور”. بر اساس نظریه ولایت انتصابی مطلقه فقیه، رهبر نه تنها بر حیات که بر ممات، نه تنها بر خانه دنیوی که بر آرامگاه اخروی، نه تنها بر منزل زندگان که بر قبر درگذشتگان نیز ولایت دارد. اینکه چه کسی کجا خاک شود، و کدام قبر به کدام میت می رسد، همانند هرآنچه به دنیا و آخرت مردم بستگی دارد، از اختیارات ولی فقیه است بالاتر از اینها هم مسائلی است که مزاحمت نمی کنم.(کذا قیل)
آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه) به لطف خداوند به میزانی از محبوبیت دست یافته بود که هرکجا دفن می شد، مزارش میعادگاه مومنان عاشق و منتقدان استبداد دینی می گشت. حرم امامزاه ها که زیر نظر نمایندگان ولی فقیه اداره می شود، زائران اهل قبور را نیز کنترل خواهد کرد و اجازه نخواهد داد مخالفی دست از پا خطا کند. و اتفاقا اصل مسئله همین بوده است. آن گاه که زنده بود بهره اش از رهبری آیت الله خامنه ای حصر خانگی و توهین و ناسزا و غصب حسینه و دفاتر و دستگیری فرزندان و نوادگان و شاگردان بود، و اکنون که دستش از دنیا کوتاه شده است، مشمول کرامت ملوکانه قرار می گیرد. ای کاش ارباب قدرت در زمان حیات مخالفانشان یادی از کرامت می کردند. کرامت بر جنازه مخالف آن هم از ترس تاریخ و افکار عمومی اگر معنای دیگری ندهد، دلیل مروت و جوانمردی نیست. اگر جناب آقای خامنه ای به یمن دولت زور ولایت بر قبور هم در تیول ولایت مطلقه اش دارد، آیت الله العظمی منتظری بر حوزه ای ولایت داشت که از قلمرو مزدبگیران بسیج و پاسداران استبداد دینی بدور است و آن قلوب ملت ایران بود. از ولایت بر قبور تا ولایت بر قلوب فاصله روش خامنه ای تا روش منتظری است.

۲- ادب رهبری از خطابه ۱۳۷۶ تا تسلیت ۱۳۸۸
آنگاه که تشییع کنندگاه مرجع رشید پیام تسلیت آیت الله خامنه ای را از بلندگوهای رسمی حرم حضرت معصومه شنیدند، یکصدا فریاد زدند “تسلیت کینه ای / عقده ای نمی خواهیم، نمی خواهیم”. وی در پیام تسلیت خود که منصوبینش آنرا نشانه کرامت حضرت ایشان با مخالفان نظام دانسته اند همانند شاهان از خود با ضمیر جمع یاد کرده است: “اطلاع یافتیم که فقیه بزرگوار آیت الله آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری رحمۀ الله علیه دارفانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافته اند. ایشان فقیهی متبحّر و استادی برجسته بودند و شاگردان زیادی از ایشان بهره بردند. دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختی های زیادی در این راه تحمل کردند”. این فقیه اگر بزرگوار بود چرا بیست سال از شما دشنام و ناسزا شنید؟ از روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده وقیح شما اداره می شود نمی گویم، فقط یک نمونه ازسخن خودتان را بیادتان می آورم خطاب به نیروی مقاومت بسیج در تاریخ ۵ آذر ۱۳۷۶ دقیقا ۱۲ سال قبل (به نقل از سایت رسمی خودتان).
شما این فقیه بزرگوار را اینگونه توصیف فرمودید: “دشمن گاهى با ده واسطه یک فرد ساده لوح و بیچاره‏اى را تحریک مى‏کند که حرفى را بزند و یا موضعگیرى غلط و ناشیانه‏اى را انجام دهد؛ و ممکن است چنین فردى، حتى خودش هم نداند که عامل دشمن است.” شما این فقیه متبحر را متهم کردید که “به راحتى بتوانند ذهن او را عوض کنند و او را به اشتباه بیندازند”. شما مدعی شدید که “کسانى که امروز این گونه به زبان خشن حرف مى‏زنند و ناجوانمردانه سیل تهمت و افترا را روانه مى‏کنند، در حیات حضرت امام (رض) نیز دل ایشان را از خون پر کردند.” آنگاه در تعریض به همین استاد برجسته گفتید ” مرجعى که فریب نمى‏خورد و تبلیغات دشمن، ذهن او را نمى‏سازد و مرجعى که تحلیل سیاسى خود را از رادیو اسرائیل نمى‏گیرد، خیلى ارزش دارد.”
آنگاه شما از تخریب بیت و حمله مأموران بسیج و سپاه به دفتر این فقیه بزرگوار که با دستور مستقیم خودتان به عنوان فرمانده کل قوا صورت گرفته بود این گونه یاد کردید ” اینجانب در مقام عمل به تکلیف شرعى خود یعنى دفاع از نظام و رهبرى و نیز ولایت فقیه که ستون فقرات نظام است، از همه کسانى که در این برهه قدم در میدان گذاشتند تا حرف دشمن را در گلوى او خفه کنند و مشت به دهان او بکوبند، صمیمانه تشکر مى‏کنم.” شما یک طرفه به قاضی رفتید و همانجا فرمان حصر اعلم فقیهان قم را صادر کردید و همانند همه مستبدان تاریخ در دفاع از تاج و تختتان پشت نام مردم خود را پنهان کردید: “مطلقا از حق مردم اغماض نخواهم کرد و کسانى که مردم را هدف گرفتند و خواستند ذهن مردم را مغشوش کنند، امنیت مردم را برهم بزنند و مردم را در مقابل یکدیگر قرار بدهند، در حق مردم، انقلاب و کشور خیانت کرده‏اند و باید طبق قانون و در چارچوب قانون با آنها رفتار شود”.
شما بر خلاف قانون بدون اینکه دادگاهی تشکیل شده باشد فرمان شداد و غلاظ صادر کردید: “این کارها غیر قانونى و خیانت به مردم است و مسؤولان اجرایى و قضایى باید وظایف خود را درباره آنها انجام دهند و هیچگونه سستى در این زمینه وجود نخواهد داشت”. آن فقیه بزرگوار، آن استاد برجسته و آن فقیه متبحر را بواسطه انتقادی که از شما و شیوه مدیریتان کرد بدون تشکیل دادگاه، بطور غیرقانونی پنج سال و چند ماه در خانه خود محصور کردید. و زمانی که او سن هشتاد سالگی بشدت بیمار شد بر اساس گزارش پزشکی برای رهائی از ننگ مرگ در حصر رهایش کردید. اما به لطف خداوند این فقیه بزرگوار هفت سال بیشتر از خداوند عمر گرفت تا به اسلام و تشیع بیشتر خدمت کند و مبارزه خود را علیه استبداد دینی به سرانجام برساند.

۳- ولایت فقیه و ابتذال مرجعیت
آیت الله العظمی منتظری در سخنرانی ۱۳ رجب سال ۱۳۷۶ از شیوه مدیریت آیت الله خامنه ای انتقاد کرده بود و وی را از شیوه شاهنشاهی برحذر داشته بود. این “فقیه بزرگوار و متبحر و استاد برجسته” صریحا به جناب آقای خامنه ای گفته بود: “شما که در شأن و حد مرجعیت نیستید”. ادعای مرجعیت و صدور فتوا از کسی که صلاحیت افتا ندارد “معنایش مبتذل کردن مرجعیت شیعه” است. دقیقا ۱۲ سال از آن سخنرانی گذشته است. جناب آقای خامنه ای با اینکه در میان پیروانش عنوان آیت الله العظمی را یدک می کشد، هنوز رساله عملیه و حاشیه بر العروة الوثقی ندارد و هیچ کتابی در فقه استدلالی یا  فقه فتوائی از وی منتشر نشده است و تنها مجموعه ای سوال و جواب شرعی به ایشان نسبت داده می شود. برای ارزیابی دانش فقهی ایشان کافی است  چند مسئله از همین کتاب انتسابی بنام اجوبة الاستفتائات را بررسی کنیم.

نکته اول: در این کتاب نوشته شده است که «ولایت فقیه در رهبری جامعه اسلامی و اداره مسائل اجتماعی در هر عصر و زمان‌، از ارکان مذهب حقه اثنی عشری است که‌ ریشه‌هایی در اصل امامت دارد.»(سؤال ۶۴) و «ولایت فقیه از شئون ولایت و امامت و از اصول مذهب است و احکام راجع به ولایت‌، مثل سایر احکام فقهی از ادله شرعی استنباط می‌شود.» (سؤال ۷۰)
اما اگر مسئله‌ای از ارکان و اصول مذهب قلمداد شود لوازم ذیل بر آن ‌مترتّب می‌شود: اوّل‌. اصول دین یا مذهب از احکام عقلی است نه از احکام شرعی ‌تعبدی‌. دوّم‌. چنین مسئله‌ای یقینی است نه ظنّی (و لو ظن معتبر). مراد از یقین‌ اعتقاد جازم مطابق با واقع است‌. سوّم‌. چنین مسئله‌ای غیر قابل تقلید است‌، بلکه هر مُکلّفی موظف ‌است در آن تحقیق کند و به آن یقین پیدا کند. چهارم‌. التزام عملی به آن کافی نیست‌، اعتقاد نظری به آن لازم است‌. پنجم‌. برای اثبات چنین مسئله‌ای برهان (با تمامی قیود دقیق منطقی‌)لازم است و ادله غیر یقینی کافی نیست‌. ششم‌. انکار و یا جهل به آن باعث خروج از مذهب می‌شود.

با توجه به نکات ششگانه فوق نظر آیت الله خامنه ای به سه مشکل جدی مبتلاست‌:
اوّلاً اگر ولایت فقیه از اصول مذهب است نمی‌تواند در عین حال ‌حکم شرعی تعبدی‌ باشد (”ولایت فقیه حکم شرعی تعبدی است‌، که مورد تأئید عقل نیز می‌باشد” سؤال ۵۹). چرا که اصول اعتقادات از امور یقینی است ودر امور عقلی و یقینی تعبد راه ندارد.
ثانیاً واضح است که اگر ولایت فقیه از اصول مذهب باشد از فروع‌ اصل امامت است و اصل مستقلی نیست (اصل ششم‌). اما فرع‌ِ اصل‌، اصل نیست‌، عدم جواز سهوالنبی از فروع عصمت است و ریشه در اصل ‌نبوت دارد، با این همه از اصول دین نیست‌. جزئیات پرسشهای نکیر ومنکر در شب اول قبر از فروع اعتقاد به روز جزاست و ریشه دراصل ‌معاد دارد، اما نمی‌توان گفت از اصول دین است‌. نحوه محاسبه اعمال حسنه و سیّئه در سرای دیگر از فروع مسئله عدل است و ریشه‌هایی دراین اصل مذهب دارد، با این همه از اصول مذهب شمرده نمی‌شود، کرامات عترت طاهره‌  از فروع اعتقاد به ولایت ائمه‌  است و ریشه در اصل امامت دارد، با این همه از اصول مذهب محسوب ‌نمی‌شود. حتی اگر ولایت فقیه را در عصر غیبت از شئون ولایت و امامت به حساب آوریم و بپذیریم که ریشه در اصل امامت دارد، باز نمی‌توان‌ نتیجه گرفت که «ولایت فقیه از اصول مذهب است‌.»
ثالثاً چگونه می‌توان امری را که بسیاری از فقهای امامیه آن را باورندارند،( آیت‌الله سید ابوالقاسم موسوی خویی در اول کتاب المسائل وردود، «معظم‌الفقهاء الامامیه لایقولون بالولایه المطلقه للفقیه‌.» و نیز صراط النجاة فی‌ اجوبة الاستفتاءات‌) از اصول مذهب دانست‌؟ چگونه مجتهدانی که حتی از شناخت‌ اصول مذهب خود عاجز و در عین حال معذور تلقی می‌شوند در فروع‌ فقهی جایزالتقلیدند؟ آیا به رسمیت شناختن اختلاف نظر در اصول ‌مذهب مخاطره‌آمیز نیست‌؟ با توجه به اینکه اصول مذهب از ذاتیّات ومقوّمات‌ِ مذهب و محقق هویت آن مذهب است‌، صدور اذن ورود به یک ‌مسئله اختلافی‌ از قبیل ولایت فقیه (آیت الله خمینی‌، کشف الاسرار، ص ۱۸۵) به سرای قدسی اصول اعتقادی‌ِ مذهب بشدت قابل تأمل‌است‌. بالاخره منکر چنین اصلی اگر خارج از مذهب نیست‌، پس چگونه ‌آن را «اصل‌» می‌نامند؟ اگر معنای دیگری از اصول مذهب و ارکان آن ‌اراده شده است مناسب است برای رفع ابهامات فوق تبیین شود. من سالها پیش این نکات را در فصل پانزدهم کتاب حکومت ولائی به رشته تحریر در آوردم. (ص ۲۳۷ تا ۲۴۱ چاپ پنجم)
حاصل بحث‌: بر خلاف نظر آیت الله خامنه ای ولایت فقیه از ارکان یا اصول مذهب تشیع یا از احکام شرعی تعبدی در عین حال مورد تأیید عقل نیست. ولایت فقیه مطابق ‌نظر اکثریت قریب به اتفاق فقها از فروع فقهی است و اثبات آن در گرواقامه ادله اربعه (کتاب‌، سنت‌، اجماع و عقل‌) است‌. آیت الله خامنه ای معنای ارکان یا اصول مذهب و نیز احکام شرعی تعبدی را به درستی درک نکرده است و الا در ضمن چند سطر نزدیک به هم اینگونه متناقض اظهار نظر نمی کرد.

۴- ولی امر مسلمین جهان و فقیهان ارجح

نکته دوم: آیت الله خامنه ای در مسئله ۶۵ همین کتاب نوشته است: ” اطاعت از دستورات حکومتى ولى امر مسلمین بر هر مکلفى ولو این که فقیه باشد، واجب است. و براى هیچ کسى ‏جایز نیست که با متصدى امور ولایت به این بهانه که خودش شایسته‏تر است، مخالفت نماید. این در صورتى است که ‏متصدى منصب ولایت از راههاى قانونى شناخته شده به مقام ولایت رسیده باشد. ولى در غیر این صورت، مسأله به طور ‏کلى تفاوت خواهد کرد.‏”
این رأی آیت الله خامنه ای به سه اشکال مبتلاست: اولا وجوب اطاعت از ولایت فقیه فرع بر اثبات فقهی آن است. فقیهی که به چنین مسئله ای قائل نیست و مقلدان وی با کدام دلیل فقهی موظف به اطاعت از موجودی بنام ولی امر مسلمین هستند؟
ثانیا اگر مدعی ولایت امر مسلمین در ضوابطی از قیبل فقاهت، عدالت، تدبیر و رضایت عامه نسبت به دیگران مرجوح باشد، به کدام دلیل شرعی اطاعت از مرجوح بر راجح واجب است؟
ثالثا اگر مسئله شرعی دائر مدار راههای قانونی شود، و قانون نیز مبتنی بر شریعت باشد، حاصل مسئله دور است. اعتبار مسئله شرعی دائر مدار ادله معتبری از کتاب و سنت و عقل و اجماع است. وقتی در دیدگاه ولایت مطلقه فقیه قانون عین اراده ولی امر باشد و اعتبار و مشروعیت قانون ناشی از ولایت امر باشد نه برعکس، در این صورت مسئله شرعی را تابع قانون دانستن یعنی مسئله شرعی را با اراده شخص ولی امر شناور دانستن و این همان زنگ خطری است که آیت الله العظمی منتظری به صدا درآورد: ابتذال مرجعیت شیعه. وقتی فرد فاقد صلاحیت فقهی در حوزه صدور فتوا دخالت می کند ارتکاب چنین خطاهای فاحشی دور از انتظار نیست.

۵- قضاوت برخلاف اجماع فقیهان

آیت الله خامنه ای اخیرا مدعی شده است ” اعتراف و اقرار هر متهم در دادگاه و در مقابل دوربین ها و بینندگان میلیونی، “شرعاً، عرفاً و عقلاً” حجت، مسموع و نافذ است اما سخنان متهمان درباره اشخاص دیگر، حجیت شرعی ندارد و مسموع نیست” (خطبه های نماز عید فطر، ۲۹ شهریور ۸۸)
در حالی که “فقیه متبحر و استاد برجسته” مرحوم آیت الله العظمی منتظری بر اساس ضوابط مسلم اجماعی فقهی چندین بار متذکر شد: “این گونه اقرارها و اعتراف گیرى ها که متأسفانه سالهاست در جمهورى‏ ‏اسلامى رائج شده و در زندان هاى غیر قانونى و در شرایط کاملا‏ ‏غیرعادى و با فریب و تهدید زندانى و قطع نمودن رابطه او با‏ ‏واقعیت هاى جامعه و با وارد نمودن فشارهاى روحى و جسمى گرفته‏ ‏مى‎شود، بکلى فاقد وجاهت شرعى و قانونى بوده و از منکرات و گناهان‏ ‏بزرگ به حساب مى‎آید; و از نظر شرعى و قانونى جرم قطعى خواهد بود.‏ ‏که مباشران و متصدیان و آمران آنها باید محاکمه و تعزیر شوند، و از‏ ‏طرفى هیچ محکمه صالحى نباید و نمى تواند کسى را بر اساس این گونه‏ ‏اعترافات و مصاحبه ها محکوم به حکمى نماید. همه فقهاى شیعه اقرار و اعتراف با‏ ‏زور و تهدید و در شرایط غیر عادى را حتى علیه خود متهم شرعا حجت و‏ ‏نافذ نمى دانند.” (‏‏۱۳‏‏ مرداد ۸۸)
بر خلاف نظر آیت الله خامنه ای اولا پخش تلویزیونی جلسه دادگاه “در مقابل دوربین ها و بینندگان میلیونی” خلاف نص آئین دادرسی است. معنای علنی بودن دادگاه آزاد بودن حضور افراد در آن است نه پخش تلویزیونی آن.
ثانیا اگر در زندانهای کشوری متهمانی زیر شکنجه کشته شدند، (البته مراد اوین و کهریزک نیست!) و یا متهمانی ماهها در بی خبری نگاه داشته شدند و به آنها خلاف واقع گفته شد و بعد در برابر دوربین ها و بینندگان میلیونی و بدون امکان دسترسی به وکیل اختیاری و در غیاب هیأت منصفه اقرار کردند، اقرار و اعتراف این متهمان شرعا، عرفا و عقلا حجت، مسموع و نافذ نیست.
ثالثا نه تنها اعتراف متهمی که در چنین شرائط جانکاهی اقرار کرده شرعا و عرفا و عقلا مسموع نیست، بلکه مباشر و متصدی و آمر چنین اعترافات خلاف شرعی می باید محاکمه و تعزیر شوند. به عبارت دیگر آیت الله خامنه ای به حکم اجماعی فقه شیعه به دلیل آمریت در اقاریر تحت فشار زندانیان متعدد سیاسی مستوجب محاکمه و تعزیر و به این معنا علاوه بر فقاهت ساقط از عدالت نیز هست.
اطلاعات فقهی و دانش حقوقی کسی که به کمتر از حضرت آیت الله  و مقام معظم رهبری و ولی امر مسلمین جهان رضایت نمی دهد در این مستواست که چند نمونه از آن به اختصار اشاره شد.

۶- خط امام در تشییع جنازه مرجع منتقد
به هر حال به اقرار جناب آقای خامنه ای “فقیهی بزرگوار و متبحر و استادی برجسته” دار فانی را وداع گفت. جمعیتی انبوه بیش از حد انتظار حاکمان در مراسم تشییع معظم له شرکت کردند. مردم قدرشناس خادمان واقعیشان هستند. این تشییع جنازه در تاریخ قم بی سابقه بود و جمعیت مشایعین از تمام مشایعین مراجع تقلید سابق در قم بیشتر بود. اگر محدودیتهای امنیتی مداخل ورودی شهر قم نبود جمعیت بیشتر از اینها هم می شد. علیرغم دو دهه تبلیغات ناجوانمردانه و خلاف شرع و قانون و اخلاق رسانه های حکومتی شخصیتهائی که در کشور به خط امام مشهورند از اعضای بیت مرحوم آیت االه العظمی خمینی و نوادگان وی گرفته تا اعضای مجمع روحانیون مبارز و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی و نمایندگان وی در نهادهای مختلف (همانند عبدالله نوری و مهدی کروبی) در این تشییع جنازه بسیار معنی دار بود.
شعار “اگر امام حالا بود ، شک نکنید با ما بود” تلقی مشایعت کنندگان جوان از بنیانگذار جمهوری اسلامی بود. کسانی که در سال ۱۳۶۷ برای فقیه عالیقدر در تأیید رنجنامه مرحوم احمد خمینی نامه عتاب به آیت الله العظمی منتظری نوشتند، امروز بیش از بقیه متأثر و پشیمان به سر و صورت می زدند. آنها به تازگی حقانیت نزاع کلان بیست و یک سال پیش را دریافته و به اشتباه عمیق خود پی برده بودند. منتظری از زمان خود جلوتر بود. او به وضوح در اواخر دهه اول در اوج نفوذ کاریزماتیک بنیانگذار جمهوری اسلامی انحراف روش حکومتداری فقیهان به قدرت رسیده را دریافت و با شجاعت با نصیحت به ائمه مسلمین پرداخت و البته تاوان سنگین آنرا هم با عزل از بالاترین منصب دنیوی و دو دهه اهانت و تحقیر چشید.
البته در تشییع جنازه دومین معمار جمهوری اسلامی، رهبر جمهوری اسلامی و روسای سه قوه اش غائب بودند. هیچکدام حتی برای حفظ ظاهر هم که شده نماینده هم نفرستاده بودند. رئیس جمهور غاصب حتی پیامهای نیمدار کتبی شفاهی برادران متصدی قوای تقینینی و قضائی را نیز لازم ندید ارسال کند. بیشک روح آن مرحوم از حضور اعوان ظلمه در کنار تابوت خود معذب می شد. رئیس مجلس خبرگان رهبری که عمری شاگردی فقیه عالیقدر کرده بود هم همانند رئیس جمهور اصلاحات نماینده فرستاده بودند. تشییع کنندگان از خود می پرسیدند راستی چه کسی باید بمیرد تا حضرات آقایان قدم رنجه کنند و خودشان تشریف بیاورند؟ ملت ایران از آنها که آمدند و پیام درخور دادند سپاسگزار است و از آنها که نیامدند و پیام تسلیت هم ندادند یا حق مطلب را ادا نکردند، دلگیر است و به سیره آن مرحوم می فهمد و می بخشد و به خدا واگذار می کند.

۷- رو سفید و سربلند در ابتلائات دنیوی
آیت الله خامنه ای در انتهای تسلیت خود به اصل مدعای خود اشاره کرده است: “در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد که از خداوند متعال میخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند  و ابتلائات دنیوی را کفاره ی آن قرار دهد”. دومین رهبر جمهوری اسلامی به درستی واژه های ابتلاء و امتحان دشوار و خطیر را برای اواخر دوران حیات مرحوم آیت الله العظمی خمینی انتخاب کرده است. دو فقیه طراز اول شیعه در اداره کشور دیدگاههای متفاوتی داشتند، مرحوم خمینی حفظ نظام را اوجب واجبات می دانست و برای آنچه مصلحت نظام می دانست حاضر بود احکام شرع (از قبیل نماز و روزه وحج و مضاربه و مزارعه و مساقات) و جان چند هزار مخالف را فدا کند، در مقابل مرحوم منتظری مصلحت نظام را واجب نفسی نمی دانست آنرا واجب مقدمی و طریقی برای اقامه عدالت می دانست و برای حقوق انسان از آن حیث که انسان است احترام قائل بود و به رعایت دقیق ضوابط شرع در مورد زندانیان و مخالفان به شدت پای بند بود.
مرحوم منتظری در برابر اعدامهای بی رویه سال ۶۷ در زندانهای جمهوری اسلامی به شدت به استاد خود اعتراض کرد. به نظر وی این اعدامها بر خلاف ضوابط مسلم شرعی و بر خلاف قوانین موضوعه صورت گرفت. او به موضع خود به آن حد اطمینان داشت که حاضر شد بخاطر پافشاری بر آن از رهبری نظام که بیش از چند ماه با آن فاصله نداشت، چشم پوشی کند. در آن امتحان دشوار و خطیر حسینعلی منتظری نجف آبادی رو سفید و سربلند بدر آمد. فرزند فاضل روستائی باصفا مرحوم حاج علی منتظری نجف آبادی در مرأی و منظر اکثر ملت ایران مظفر و منصور شد. در این ابتلاء الهی بر اساس موازین مسلم قرآنی بزرگانی مردود شدند که علیرغم خدمات فراوانشان باعث و بانی انحراف بنیادی جمهوری اسلامی هستند.
جناب آقای خامنه ای خود یکی از محصولات آن انحراف بنیادی است. ایشان از کجا اینگونه با اطمینان قضاوت می کنند که مرحوم منتظری در آن امتحان رفوزه شد و رنجهائی که توسط  او (خامنه ای) بر وی (منتظری) روا رفت کفاره گناهان اوست؟ این موضع ربوبی است که بهشت و جهنم و ثواب و عقاب و کفاره تعیین می کند. البته ولایت مطلقه فقیه با تعابیر شبه عرفانی فقیه مبدع آن چیزی از موضع ربوبی کم ندارد. موضعی خدایگانی است. بجای خدا در عرشش در فرش زمین برای خلائق تعیین تکلیف می کند. جان می ستاند. بر حیات و ممات، بر زندگی خصوصی و حتی در قبر مردم هم دخالت می کند. اما اگر از زور ناچاری قرار است بنی بشری از چنین موضعی سخن بگوید حداقل مقادیری دانش اجتهادی و فقاهت سنتی به شیوه سلف صالح و فقه جواهری لازم دارد. کسی می تواند در نزاع علمی و اختلاف تخصصی دو مجتهد مسلم داوری کند و حکم به خطای یکی و فتوا به صواب دیگری صادر کند که خود بهره ای وافر از دانش طرفین و حتی برتر از آنها داشته باشد. آقای خامنه ای به تبحر علمی و استادی مرحوم منتظری اقرار کرده است. ایشان با کدام دانش و با اتکا به کدام فقاهت و اجتهاد این فقیه بزرگوار و استاد برجسته را به ارتکاب خطا در ابتلای عظیم بیست سال قبل محکوم می کند؟ من میزان کم اطلاعی و عدم صلاحیت فقهی و کلامی آیت الله خامنه ای را به استناد تنها اثر فقهیش پس از نزدیک هفتاد سال مستدلا تشریح کردم.

۸- نصیحت به ائمه مسلمین
به عنوان کوچک ترین شاگرد آیت الله العظمی منتظری متواضعانه عرض می کنم که شما (رهبر جمهوری اسلامی) به لحاظ علمی کوچکتر از آن هستید که در نزاع علمی دو فحل عالم فقاهت وارد شوید. “استاد برجسته و فقیه بزرگوار و متبحری” (به قول خودتان) حکم به عدم صلاحیت شما برای تصدی منصب افتا و مرجعیت کرده است. حد و اندازه شما ترجمه کتاب سید قطب و راضی آل یاسین و نگارش مقاله “چهار کتاب اصلی علم رجال” است. شما را همان به که با غور در کتاب الاغانی ادبیات عرب جاهلی را مرور کنید. به نصیحت آن فقید سعید گوش فرا دهید و بیش از این خود را “مبتذل” نکنید.
آیت الله مکارم شیرازی هم در تداوم سیاست یکی به نعل یکی به میخ خود در ضمن تسلیت کوتاهش نوشت “آن مرحوم مقامات علمی و مجاهدت هایی قبل و بعد از انقلاب داشتند هر چند بخشی از مواضع ایشان مخصوصا در اواخر حیات امام راحل قدس سره مورد قبول نبود” (سایت معظم له ۲۹/۹/۸۸). به عنوان خواننده قدیمی (در دوران نوجوانی) مجلات نسل جوان و مکتب اسلام و کتاب فیلسوف نماها خدمت “آیة الله فی الارضین” با احترام معروض می دارد که بخش اعظم مواضع سیاسی شما نیز مورد قبول ملت رشید ایران نبوده و نیست، بویژه سکوت معنادارتان دربرابر ظلمی که در چند ماه اخیر از سوی حکومت بر معترضان سبز روا رفت. البته وقتی فقیهی در مبنا رأی مردم را در انتخاب رهبر تنها از باب حکم ثانویه برای دفع تهمت استبداد و دفع وسوسه های شیاطین بداند (انوار الفقاهة ج۱ ص ۵۱۶) واضح است که به چه میزان به رضایت مردم در حوزه عمومی بها می دهد.
اعلامیه تسلیت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که افتخارتاریخی تشیع در استقلال مرجعیت از حکومت را ملکوک کرد و به “جامعه وعاظ السلاطین” تبدیل شده است گرته برداری ناشیانه از پیام تسلیت مقام معظم است، کم ارزش تر از صرف وقت در نقدش است.

۹- تبرک عُشّ آل محمد به شعار های ابراهیمی موّحدان
شهر قم به کرات به خاطر دارد که مراجع تقلیدی از دنیا رفتند و مقلدان و علاقه مندانشان مجاز به برگزاری مراسم ترحیم و ختم برای آنها نبودند. این تنها فعالان سیاسی و روشنفکران و تحصیل کرده های دانشگاهی نیستند که با رژیم منحرف جمهوری اسلامی مشکل دارند، جمع کثیری از متدینان سنتی هم به دلیل تضییقات فراوانی که این رژیم برای مراجعشان ایجاد کرده است از آن ناراضیند. رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر اثبات کرد که برخلاف وعده اولیه اش که حتی مارکسیستها هم آزادند فعالیت کنند (مصاحبه پاریس بنیانگذار) در سی امین سال حکومت خود بجائی رسیده است که اجازه برگزاری مجلس ترحیم و ختم و بزرگداشت به دومین معمار خود هم نمی دهد. شما اجازه برگزاری مجلس ترحیم به فقیه مجاهدی را ندادید که خودتان اعتراف کردید “دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختی های زیادی در این راه تحمل کردند”. مقاله و مقالات
یکی از مراجع حکومتی – که استعداد شگرف معظم له در تولید و تعلیم شعار به نفع مقام عظمای ولایت به طلاب در هفته گذشته عالمگیر شد - متأسفانه از هتک حرمتهایی که مزدوران بسیجی و ماموران بدنام لباس شخصی شما در این چند روزه در تداوم مظالم دو دهه اخیر انجام دادند حمایت و تشویق کرد، از کسی که منفردا بین المراجع به متقلبی همچون محمود احمدی نژاد تبریک می گوید جز این انتظاری نیست. سردسته اراذل و اوباش در حمله به بیوت مراجع عظام (اعلی الله کلمتهم) آخوند دربار و منبری حسینیه شماست. مردم ایران این همه ظلم را از چشم شما می بینند و الا هیچ فرد متدینی اسائه ادب به مرجع تازه درگذشته و پرتاب سنگ به بیت او و منزل بستگانش و بیت مرجع منتقد دیگر را روا نمی دارد. شما از شعارهای تشییع کنندگان خشمگین شده اید. این برای اولین بار بود که این شعارهای ابراهیمی استبداد شکن عشّ آل محمد را متبرک کرد و طلاب حوزه های علمیه پیام رسای ملت ایران را شنیدند:
ما اهل کوفه نیستیم، پشت یزید بایستیم؛ مرگ بر ستمگر،چه شاه باشه چه رهبر؛ دیکتاتور قاتله، ولایتش باطله؛ این همه لشکر آمده، علیه رهبر آمده،؛ دیکتاتور، دیکتاتور،عزت خدادایه؛ منتظری نستوه راهت ادامه دارد، حتی اگر دیکتاتور بر ما گلوله بارد؛ عزا عزاست امروز، ملت سبز ایران صاحب عزاست امروز؛ منتظری مظلوم، آزادیت مبارک؛ تسلیت کینه ای /عقده ای نمی خوایم، نمی خوایم؛ عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، فقیه نستوه ما پیش خداست امروز؛ عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، مرجع سبز ایران پیش خداست امروز؛ تجاوز، جنایت، مرگ بر این ولایت؛ وصیت منتظری، مرگ بر این دیکتاتوری؛ اوین شده دانشگاه، ایران شده بازداشتگاه؛ منتظری زنده است، مرجع پاینده است؛ مرجع آزادگی، آزادیت مبارک؛ مرگ بر دیکتاتور.
روزنامه ها رسما از انعکاس اخبار مراسم تدفین و تشییع و ترحیم فقیه آزاده منع شدند. هیچ روزنامه ای اجازه نیافت مطلبی درباره مرحوم منتظری را در صفحه اول کار کند. صدا و سیمای حکومتی  هم که در این مصیبت نمک بر زخم می پاشید. شما می توانید خوشحال باشید. هیچ جریده ای و هیچ رادیو تلویزیونی در ممکت محروسه از آنچه در مراسم تدفین و تشییع اتفاق افتاده بود چیزی گزارش نکرد و از سبب عدم برگزاری مراسم برگزار نشده پرده برنداشت. هیچکدام شعارهائی که تا عمق استخوان مقام معظم رهبری را سوزاند منعکس نکردند. شهر در امن و امان است. مهم نیست که در این چند روزه تمام مطبوعات و رادیو تلویزیونهای معتبر دنیا اولین خبرشان درگذشت دومین معمار جمهوری اسلامی بود. شما می توانید سرتان را همانند کبک در برف فرو ببرید و کماکان همانند شاه معدوم صدای اعتراض شهروندان ایرانی را نشنیده بگیرید.

۱۰- ‏مکتب سیاسی منتظری
اگر زمانی از مرحوم آیت الله العظمی خمینی همانند لنین در شوروی، مائو در چین و کاسترو در کوبا یاد می شد؛ منتظری را تا قبل از درگذشتش می شد با تروتسکی در شوروی مقایسه کرد. اما خلوص، انصاف، شجاعت، دانش، تقوا و حریت منتظری بویژه رهبری معنوی او در جنبش سبز اخیر مردم ایران نام او را از حد یک مرجع سنتی تقلید یا یک فقیه متضلع حوزه های علمیه یا یک انقلابی معترض بسیار فراتر برده است. در تاریخ فقه شیعه نام او در عداد آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و میرزای نائینی یاد خواهد شد. در مقایسه با دیگر شخصیتهای معاصر بین المللی نام منتظری در عداد نام گاندی رهبر صلح طلب هند و مارتین لوتر کینگ و نلسون ماندلا در حد ایران یادکردنی است. اما در این مقایسه ها از منظر اکثر ایرانیان آیت الله خامنه ای قرینی جز استالین نیافته است. عزاداران حسینی مویه کنان او را نشانه گرفته اند: محرم ماه خونه، یزید سرنگونه.

منتظری در مرگش شکوفا شد. او صاحب یک مکتب است: اسلام سیاسی رحمانی. او خطای قراردادن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی را به بهترین وجهی جبران کرد. در این باره بیشتر خواهم نوشت. اندیشه منتظری گریبان استبداد دینی را در ایران رها نخواهد کرد. راه منتظری راه حسینی و علوی و محمدی است. او با زندگی خود تجسم این حدیث معتبر سیدالشهدا از جدش رسول خدا (ص) بود: “افضل الجهاد کلمة عدل عند امام جائر” (با ارزش ترین جهادها ابراز سخنان عدالت خواهانه در پیشگاه پیشوای ستمگر است). راه منتظری پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر است. متبرک باد نام او، پر رهرو باد راه او.

سایر مقالات محسن کدیور>>

ارسال به بالاترين

۶۷ پاسخ به “پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر”

  1. محمدزاده گفت:
    سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۸ در ۱:۱۱ ق.ظ

    ای بیچاره روحانی نما چطورحرکت یکپارچه مردم قم چشم تنگت را پر نمیکند ولی حرکت تعدادی اززنهای فاسدواوباش رپی والواط که تمام وجودشان حاکی از بی بندوباری بودبه عنوان ملت ایران برات جلوه کرده؟حرم حصرت معصومه (ع)جای دفن هر عنصری نیست واجازه آقا ودستور ایشان اگر نبود نمی گذاشتندمنتظری در آنجا دفن شود مطلب دیگراینکه امثال تو بی سر وپای بی سواد چطور به رهبر انقلاب توهین میکنی بازهم متهم به دیکتاتوری میکنی اگرمثل زمان شاه بودمادرت بعزات نشسته بودوالله لا یهدی القوم الظا لمین

  2. حسین گفت:
    سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۸ در ۴:۴۷ ق.ظ

    مردک این اراجیف چیه که به هم بافتی ، من که خودم روز تشییع جنازه اونجا بودم ، با دو تا چشمم دیدم که جمعیت خیلی کمی اومده بودند ، و حتی نتونستند در مقابل مردمی که به صورت خود جوش علیه شون برخاستند مقاومت کنند چه برسد به حرفا…

  3. مهدی گفت:
    سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۸ در ۹:۵۰ ق.ظ

    پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد فلک به مردم نادان دهد زمام مراد تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

  4. ناشناس گفت:
    سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۸ در ۱:۰۶ ب.ظ

    درود بر روح مرجع همیشه یبز ایران آیت الله منتظری و سپاس از محسن کدیور که باز هم حقایقی را بر ملا ساخت که برای عده ای سنگین است. همیشه حق پاینده است و باطل رفتنی

  5. حمید گفت:
    چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۹ ب.ظ

    اولا شایسته بود که از الفاظ زیبا تری برای نام بردن از رهبری استفاده میکردی تودر حدی نیستی که با رهبر اینگونه صحبت کنی ووقتی رهبر یک مملکت اینگونه در شان مخالف خود صحبت می کند تو باید درس بگیری .مقاله ی تو اشکالات زیادی داشت ولی چون وقت خود را مهمتر از ان می دانم که به تو جواب دهم فقط به چند نکته جهت بیدار کردن ذهن تو اشاره می کنم
    ۱تسلط یک فرد در مورد مسائل فقهی به معنای تسلط بر همه ی مسائل دیگر از جمله مسائل سیاسی نیست
    ۲رهبری به دلیل سختیها که در اداره اموراست وقت نوشتن کتاب دراین زمینه ها راندارند
    ۳وقتی رهبری ازضمیر جمع برای مطالب خود استفاده می کند در حقیقت از طرف جمیع مردم ایران سخن می گویدکه او را برای رهبری انتخاب کرده اند
    ۴خوشحال باش که در جامعه ای زندگی می کنی که تا این حد به امسال تو اجازه انتقاد می دهند که درباره ی شخص اول مملکت اینگونه صحبت کنی در صورتی که اگر امسال تو بر ایران مسلط شونداز طرز صحبت و دروغ هایت معلوم بود چه وضعی برای جامعه بوجودمی آمد
    مسائل ومشکلات زیادی در صحبت هایت وجود دارد که مجاال گفتن ان را ندارم

  6. داود گفت:
    چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۹ ب.ظ

    ماکه می دانیم کجای شما می سوزد اقای کدیور

  7. بخشایی گفت:
    چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ در ۱:۲۲ ب.ظ

    اقای کدیور بفرمایید که چه کسی بود که فرمان حصر آیت الله روحانی را داد بعد از آنکه با قائم مقامی اقای منتظری مخالفت کرد؟ حافظه تاریخی ما پاک نمی شود این اقای منتظری بود که فرمان حصر ایشان را صادر کرد. دنیا دار مکافات است اقای عزیز، چیزی که عوض دارد گله ندارد.

  8. افشین گفت:
    چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ در ۵:۲۹ ب.ظ

    امروز با شمایم و فردا بر علیهتان
    چرا پس اینگونهه .منتظری مرد بزرگی بود اما رفت یادم نیست هیچگاه اینگونه که شما سخن گفتهاید درباره اقای خامنه ای سخن گفته باشد

  9. فاغفقفغفافاتفغ گفت:
    چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ در ۸:۴۶ ب.ظ

    باسلام.
    اتفاقا ما هم میدانیم که کجای شما میسوزد(همانجاییتان میسوزدکه هرچه اب رویش میریزید سرد نمیشود؟!)البته که عوض گله ندارد.اگر منتظری چنین کرد لااقل ان گناه را بادفاعش ازحقوق مردم مظلوم جبران کرده است.لااقل به اشتباهاتش درگذشته اعتراف کرده است وگفته است که ولایت فقیه انی نیست که ما گفتیم(چون ولی فقیه قرار بودعادل باشد!)اقای منتظری دریادها میمانند.وشما اگرخدابخواهد وزنده باشیداین روز راخواهی دید.والسلام ورحمت خدا بربندگانی بادکه شجاعانه وباصداقت تمام (نه بادروغ وکلک وریاوظلم وزیربانهادن همه ارزشهای اخلاقی و…)ازحق دفاع کردند وهدف راتوجیه کننده وسیله های زشت وخدانا÷سندوظالمانه قرارندادند.

  10. فاغفقفغفافاتفغ گفت:
    چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ در ۸:۴۷ ب.ظ

    خواستم بگویم اگر منتظری هم چنین کرداشتباه کرد.

  11. زهره گفت:
    پنجشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۰ ب.ظ

    شماها چقدر بیکار هستید که دستور اصلی دین خود رافراموش میکنید وان تحمل کردن همدیگراست بعد ماایرانیها توقع داریم به ممللکتی ازاد واباد برسیم درکنار اینجورافکار مرحبابرهمه شما عزیزان

    به امید روزی که هموطن خود رادوست داشته باشیم باهرمرام وعقیده ای

  12. ناشناس گفت:
    جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۲ ق.ظ

    جنبش سبز ایران خواهان اعطای «جایزه صلح نوبل» به بزرگترین متفکر قرن عبدالکریم پوپروش، این فیلسوف بزرگ جهان و مغز متفکر این جنبش میباشد.
    لازم به تذکر است که این فیلسوف بزرگ به پیروی از استاد خود کارل پوپر که او نیز تحت تأثیر افکار نیچه متفکر بزرگ قرون میباشد، اعلام نموده است که زندگی زیباست اگر چه انسان در روده یک خر بخصوص یک خر بزرگ زندگی کند و تنها سرش از سوراخ زیر دم او برای تنفس بیرون آمده باشد . به همین دلیل و تحت تأثیر این دو بزرگ فیلسوف جهان این متفکر بینظیر در تاریخ بشر که دکترای خود را در رشته داروسازی گرفته است و دنیای تفکر را نیز با آن اشتباه گرفته است و فکر نموده است میتوان با تولید فکر داروهای توهم زای تئوریک ساخت، بیان داشته است که باید در رودة بزرگ شیطان بزرگ با همزیستی با آن زیست و از سوراخ زیر دمب او سر را بیرون آورد و نفسی هم در آن فضای عفن کشید و از زندگی لذّت برد و شکر گزار آنان نیز بود. جنبش سبز ایران نیز با تأسی به این متفکر بزرگ که تمام دستگاههای تبلیغی دول معظم غربی تنیز او را به این صفت میشناسند خواهان اعطای جایزه به او میباشد.
    در ضمن حجتالاسلام آمرییی جناب حضرت آیت العظمی فیلسوف و علامه دهر محسن کدیور را شایسته این مقام و نیز دریافت جایزه نوبل صلح میداند.

  13. ناشناس گفت:
    جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۴ ق.ظ

    فلسفه پوپروش ابن نیچه
    زندگی یعنی دو کار:

    ۱ - زیستن در روده بزرگ شیطان بزرگ و سر را از زیر دم آن بیرون آوردن
    ۲ - تنفس در عطر خوشبوی فضولات خارج شده از شکم شیطان بزرگ و همزیستی با آن

  14. ناشناس گفت:
    جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ق.ظ

    جنبش سبز ایران خواهان اعطای «جایزه صلح نوبل» به بزرگترین متفکر قرن عبدالکریم پوپروش، این فیلسوف بزرگ جهان و مغز متفکر این جنبش میباشد.
    لازم به تذکر است که این فیلسوف بزرگ به پیروی از استاد خود کارل پوپر که او نیز تحت تأثیر افکار نیچه متفکر بزرگ قرون میباشد، اعلام نموده است که زندگی زیباست اگر چه انسان در روده یک خر بخصوص یک خر بزرگ زندگی کند و تنها سرش از سوراخ زیر دم او برای تنفس بیرون آمده باشد . به همین دلیل و تحت تأثیر این دو بزرگ فیلسوف جهان این متفکر بینظیر در تاریخ بشر که دکترای خود را در رشته داروسازی گرفته است و دنیای تفکر را نیز با آن اشتباه گرفته است و فکر نموده است میتوان با تولید فکر داروهای توهم زای تئوریک ساخت، بیان داشته است که باید در رودة بزرگ شیطان بزرگ با همزیستی با آن زیست و از سوراخ زیر دمب او سر را بیرون آورد و نفسی هم در آن فضای عفن کشید و از زندگی لذّت برد و شکر گزار آنان نیز بود. جنبش سبز ایران نیز با تأسی به این متفکر بزرگ که تمام دستگاههای تبلیغی دول معظم غربی تنیز او را به این صفت میشناسند خواهان اعطای جایزه به او میباشد.
    در ضمن حجتالاسلام آمریکایی جناب حضرت آیت العظمی فیلسوف و علامه دهر محسن کدیور را شایسته این مقام و نیز دریافت جایزه نوبل صلح میداند.

  15. عباس رجایی گفت:
    جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ در ۵:۰۶ ب.ظ

    واقعا” لذت بردم از نگارش این مقاله

    انشاالله موفق باشید به امید پیروزی جنبش سبز در ایران وسرنگونی کاخ ظلم….

  16. ناشناس گفت:
    جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ در ۵:۳۸ ب.ظ

    از نظر بنده اقای خامنه ای به جز اینکه ولایت بر اهل قبور واین دنیا را دارا می باشنند جای خدا نیز نشسته اند
    که در باره ی مر دگان نیز اظهار نظر نیز می کنند :انشا الله خداوند اطلاعات دنیوی را کفاره ی ایشان قرار دهد.(این مطلب ذر نامه ی تسلیت اقای خاامنه ای به آیت الله منتظری بود)آخر یکی نیست به ایشان بگو ید که مگر خدا از شما نظر خواست که اظهار نظر می کنید …………….

  17. سرهنگ پاسدار براتی گفت:
    یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸ در ۷:۴۶ ق.ظ

    محل دفن مرحوم آیت الله العظمی منتظری در جنب مقبره فرزند شهیدش در حرم حضرت معصومه در قم به توصیه خلیفه یزید بن معاویه و بخاطر ترس از مردمان متفکر صورت گرفت. (تابناک، ۱ دی ۱۳۸۸) این توصیه و پیام تسلیت وی از سوی منصوبین یزید و قاتلین به عنوان برخورد بزرگوارانه و کریمانه خلیفه بزرگ یزید با مخالفان خود دانسته شده است (موحدی کرمانی، نماینده سابق ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کیهان، ۱ دی ۱۳۸۸). چند سال قبل نیز اعلام شد که پیکر مرحوم دکتر یدالله سحابی علیرغم وصیت آن مرحوم تنها بعد از اجازه مخصوص از یزید و پدرش معاویه در صحن امامزاده عبدالله شهرری دفن شد.

  18. ناشناس گفت:
    یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸ در ۲:۵۵ ب.ظ

    از نظر بنده اقای خامنه ای به جز اینکه ولایت بر اهل قبور واین دنیا را دارا می باشنند بر خداوند نیز ولایت دارند و خدا باید مطیع او باشد و گرنه باید گفت خدا کافر است و باید خدا را ملهد دانست.

  19. سعید گفت:
    سه شنبه ۱۵ دی ۱۳۸۸ در ۷:۵۶ ب.ظ

    خامنه ای این جلاد یکدست باید بداند که بزودی مردم ایران باید لطف کنندواجازه دهند پیکرشوم ونحسش درخاک این سرزمین دفن شود.اما درمورد اقای کدیورباید بگویم این اندیشمنددر هر کجای این کره خاک،عزت واحترام دارد ولی ولی فقیه بیچاره جایی غیر از سوراخ موش ندارد

  20. شریف گفت:
    چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۸ در ۳:۱۵ ب.ظ

    اگر این آقا خیلی اهل حق و حقیقت بود به دامن آمریکا و انگلیس پناه نمی برد که دستانشان نه تنها به خون مسلمین و که خون بشریت آلوده است. تصور کنید در یک لحظه بیش از ۱۰۰ هزار نفر در هیروشیما پودر می شوند و جنایات ابوغریب و گوانتانما که هنوز تازه است و حمایت از حکومتهایی که در عمرشان یک انتخابات برگزار نکردند مانند عربستان و اردن و …. واقعا این سید بزرگوار چه می گوید؟ شیطان خوب استادی برای شماست.

  21. emad گفت:
    چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۸ در ۶:۲۴ ب.ظ

    ۱-این آدما(سعید . براتی . ناشناس و ….)شیطونم درس میدن.
    ۲-درضمن اگه سواد داشتید معنای ان شاالله رو متوجه میشدید(اگر خدا بخواهد)
    ۳-جایزه صلح نوبل به آدمایی مثل کارتر و شیمون پرز داده شده.حقا که لیاقت خودخودخودشماست.
    ۴-درآخر آقای براتی.کافر همه را به کیش خود پندارد.چشمات یزیدی میبینن.
    ۵- آدما معمولا ادعای چیزیرو میکنن که ندارن.برای شما هم مصداقش میشه روشن فکری.

  22. احمد گفت:
    چهارشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۲ ب.ظ

    حضرت آیت الله خامنه ای به همه ما یک درس بزرگ را آموختند : میتوان لباس پیامبر را پوشید و نام علی داشت ، و از روش معاویه استفاده کرد . آفرین بر بزرگی اندیشه این ابر مرد تاریخ .
    وجمله ای هم به همه کوالان منگویم : ای کاش شما هم در راهپیمایی ما ولایت مداران شرکت میکردید و از دستگاه های دولتی دستمزد ولایت مداری را دریافت میکردید . من این ارتباط با اینترنت را مدیون شرکت در این رویداد بزرگ ولایت مدارانه هستم که توانستم یک کارت اینترنت به همراه دوتا ساندیس مزد بگیرم.

  23. عبدالرضا ویسی پور گفت:
    پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ق.ظ

    اولا اگر جناب عالی با رعلمی دارید بیاید در حوره این بحثها را از لحاظ علمی مطرح کنیم با فحش و ناسزا و بی ادبی و کج دهنی نمی توان مشتی از اراجیف را بخورد مردم داد درست است سرعت انتقال باطل در بین جامعه سریع است اما شما که خود را مجاهد می دانید این را بدانید بحث ولایت مطلقه بحث فقهی و استدلالی است نه سیاسی لذا جای این بحث در حوزه است نه متینگهای سیاسی التقاطی که کف زدن آنها به جهت بی دینی است و ب یاعتقادی است .

  24. عبدالرضا ویسی پور حوزه قم گفت:
    پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۱ ق.ظ

    بنده اعلام مناظره علمی با شما می کنم

  25. مرتضی گفت:
    پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۸ در ۷:۴۳ ب.ظ

    همان گونه که جناب آقای ویسی پور گفتند اگر ادعایی دارید بهتر است علمی و مستند و مودبانه سخن بگویید.
    حتماً می دانید تحقیر ، هیاهو، به کار بردن الفاظ توهین آمیز، مطرح کردن مطالب بی ربط که ذهن مخاطب پراکنده شود، تفسیر و تاویل های غیر واقع همه از ترفندهای مغالطه است که شما - جناب کدیور - تا حد توان از آن بهره بردند.

  26. مسلمان گفت:
    شنبه ۱۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱ ب.ظ

    خواهشا
    هر انچیز که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر انچیز که برای خود نمی پسندید برای دیگران هم نپسندید
    چه اینوریها وچه اونوریها : لطفا چشمان خود را باز کنید و افکارتان را به خدا بسپارید تا قران شما را راهنمایی کند چراکه در قران در همه موارد سخن گفته شده است اعم از ازادی - ولایت-وووووووووو
    پس بهتر است بجای اینکه برادر با برادر بجنگد هموطن هموطن را له کند به کتاب خدا رجوع کنید تا هر کس به مقدار درک و فهمش خداوند او را ارشاد خواهد کرد
    (علی حق وحق علی)

  27. ایراندخت گفت:
    یکشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۸ در ۹:۰۱ ب.ظ

    اقای شریف! چرا راه دور میری. توی همین کشور به اسم دین چه جنایت هایی که نمی شه. اعدامای دست جمعی رژیم که یادتونه. اگه توی هیروشیما و … ادمای زیادی کشته شدن به دست هیچ مسلمونی انجام نشد. اما اینجا چی؟؟؟؟ به اسم اسلام و دین هر جنایتی رو با اجازه آقاتون انجام می دن و فکر می کنن که ولایت جائرشون پایداره.

  28. ناشناس گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۲ ب.ظ

    فوری فوری
    توجه! توجه!.

    آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

    با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن تشکیلات طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند در اولویّت قرار دارند.
    واحد خریابی حزب دموکراتیک خران

  29. ناشناس گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۳ ب.ظ

    فوری فوری
    توجه! توجه!.

    آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

    با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن تشکیلات طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال (اسلام آمریکایی، در اولویّت قرار دارند.
    واحد خریابی حزب دموکراتیک خران

  30. ناشناس گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۴ ب.ظ

    فوری فوری
    توجه! توجه!.

    آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

    با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن تشکیلات طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال ( اسلام آمریکایی) محسن کدیور در اولویّت قرار دارند.
    واحد خریابی حزب دموکراتیک خران

  31. ناشناس گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ب.ظ

    فوری فوری
    توجه! توجه!.

    آگهی آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

    با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن تشکیلات طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال ( اسلام آمریکایی) محسن کدیور در اولویّت قرار دارند.
    واحد خریابی حزب دموکراتیک خران

  32. ناشناس گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۶ ب.ظ

    طبق اطلاع رسیده ، به دنبال دعوت دو نفر از اراذل و اوباش خارج نشین و از نزدیکان شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ به نامهای محسن مخملباف و محسن سازگارا که طبق دستور نیچه پیامبر اراذل و اوباش جهان در مقعد شیطان بزرگ زندگی کرده و سرشان را از زیر دمب او بیرون آورده و نام آن را زندگی نهاده اند و مسئولیت تبلیغات جنبش سبز اراذل و اوباش ایرانی را به عهده دارند، چند میلیون ایرانی در روز پنجشنبه دهم دی ماه ۱۳۸۸ در خیابانهای تهران تجمع نموده و طبق دستور ایندو به لگد پراکنی و عر و تیز و جفتک انداختن و سطل آشغال آتش زدن مشغول شده اند. این جریان انقدر وسیع بوده است که خاک پایتخت ایران به توبره شده و با خاک یکسان شده است.
    طبق آخرین اخبار انقلاب مخملین در حال پیروزی بوده و ایندو خود را آماده میکنند که با هواپیمای ارفرانس همراه با هخا، در میان استقبال تاریخی اراذل و اوباش ایرانی در روز ۱۲ بهمن وارد ایران شده و پس از حضور در بهشت اراذل و اوباش در محل شهر نو سابق و سخنرانی تاریخی در آنجا طی ده روز حکومت ایرانی به رهبری آریوبرزن ابن اوباما، تشکیل دهند .
    اخبار تکمیلی به زودی در اختیار قرار خواهد گرفت.

    خری که چند کتاب بر او بار است به مکه هم برود باز خر است همچو خر عیسی.
    از طایفه خران باربر صد چون تو مفسر شود، باز خر است که خر است.

    طایفه خران هر چه گویند و هر چه کنند باز خر باشند و خر سواری بنام آمریکا میخواهند. چند کیلو یونجه کالیفرنیا میخواهند. بوش هم رفت اما اوباما را میخواهند
    جنبش سبز علوفه خواری، پالان نرم آمریکایی میخواهند.
    افسار طلایی از سازمان سیا میخواهند.

  33. ناشناس گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

    طبق اطلاع رسیده ، به دنبال دعوت دو نفر از اراذل و اوباش خارج نشین و از نزدیکان شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ به نامهای محسن مخملباف و محسن سازگارا که طبق دستور نیچه پیامبر اراذل و اوباش جهان در مقعد شیطان بزرگ زندگی کرده و سرشان را از زیر دمب او بیرون آورده و نام آن را زندگی نهاده اند و مسئولیت تبلیغات جنبش سبز اراذل و اوباش ایرانی را به عهده دارند، چند میلیون ایرانی در روز پنجشنبه دهم دی ماه ۱۳۸۸ در خیابانهای تهران تجمع نموده و طبق دستور ایندو به لگد پراکنی و عر و تیز و جفتک انداختن و سطل آشغال آتش زدن مشغول شده اند. این جریان انقدر وسیع بوده است که خاک پایتخت ایران به توبره شده و با خاک یکسان شده است.
    طبق آخرین اخبار انقلاب مخملین در حال پیروزی بوده و ایندو خود را آماده میکنند که با هواپیمای ارفرانس همراه با هخا، در میان استقبال تاریخی اراذل و اوباش ایرانی در روز ۱۲ بهمن وارد ایران شده و پس از حضور در بهشت اراذل و اوباش در محل شهر نو سابق و سخنرانی تاریخی در آنجا طی ده روز حکومت ایرانی به رهبری آریوبرزن ابن اوباما، تشکیل دهند .
    اخبار تکمیلی به زودی در اختیار قرار خواهد گرفت.

    خری که چند کتاب بر او بار است به مکه هم برود باز خر است همچو خر عیسی.
    از طایفه خران باربر صد چون تو مفسر شود، باز خر است که خر است.

    طایفه خران کتاب بر دوش هر چه گویند و هر چه کنند باز خر باشند و خر سواری بنام آمریکا میخواهند. چند کیلو یونجه کالیفرنیا میخواهند. بوش هم رفت اما اوباما را میخواهند
    جنبش سبز علوفه خواری، پالان نرم آمریکایی میخواهند.
    افسار طلایی از سازمان سیا میخواهند.

  34. کمال گفت:
    سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱ ب.ظ

    تو سوراخ زیر دمب آمریکا شیطان بزرگ رفته ای و رجز میخونی؟؟؟!!! و اسمش را زندگی گذاشته ای؟

  35. اکبر گفت:
    سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    خبر فوری
    پشیمانی از امضای نامه و ابراز شرمندگی
    طبق آخرین اطلاع رسیده عطاءالدوله مهاجرانی رهبر حزب میمونها با شلغم الدوله گنجی پشة وزوز کن که چند روز قبل اطلاعیه ای مشترک صادر نموده اند، اختلاف افتاده است و عطاء الدوله به خاطر سخنان موهن این موجود کثافتخوار از اینکه نامش کنار نام او آمده، ابراز شرمندگی کرده است. لذا جبهه سبز هنوز تشکیل نشده دچار انشقاق شده است.

    اخبار رسانه ها:
    عطالله مهاجرانی وزیر ارشاد در دوره نخست ریاست‌جمهوری محمد خاتمی در میزگردی با حضور برخی کارشناسان سیاسی که در یکی از رادیوهای بیگانه برگزار شد، به شدت از موضع اخیر اکبر گنجی انتقاد کرد.
    به گزارش ایرنا ،عطالله مهاجرانی در واکنش به سخنان اخیر اکبرگنجی علیه اعتقادات اصیل تشیع گفت: این سخنان بی‌ارزش، نیاز به پاسخ ندارد.
    وی افزود: توهین به ائمه شیعه(ص) و امام زمان(عج) که از سوی اکبر گنجی انجام گرفته، من را نسبت به امضای نامه ۵ تن از روشنفکران خارج از کشور، دچار تردید کرده، چرا که به هیچ وجه علاقه‌ای ندارم اسمم در کنار چنین اندیشه‌ای قرار بگیرد و از این بابت شرمنده‌ام.

    خبر فوری فوری فوری
    پشیمانی از پشیمانی
    طبق آخرین اخبار رسیده عطاء الدوله باز هم پشیمان شده و از پشیمانی خود ابراز پشیمانی نموده و بیان داشته است از اینکه با پشه ای وزوز کن بنام شلغم الدوله گنجی اعلامیه ای را امضا نموده را تکذیب نموده و بیان داشته نه تنها از همنشینی و امضا مشترک با او پشیمان نیستم بلکه شادمان هم میباشم. او بیان داشته آنچه گنجی گفته، عقاید شخصی بوده و عقاید شخصی را به سیاست چه کار؟ و اصلا عقاید شخصی او چه ربطی به امضای یک اطلاعیه سیاسی دارد؟! او نام این جریان را تساهل و تسامح گذاشته است. او در عین حال بیان داشته است به گفته امام:« دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست» و این با تساهل و تسامح نیز کاملا هماهنگ است.
    در ضمن مشاور مذهبی عطاء الدوله که شخصی بنام محسن کُودو است و یکی از امضا کنندگان نامه ۵ نفری است و در معرفی او خواص بیان داشته اند که خری است که کلی کتاب بردوش دارد، بیان نموده است که این نوع اسلام همان اسلام ناب آمریکایی است. و ما افتخار میکنیم که پیرو این نوع قرائت از اسلام هستیم و پنج گاو و خر و شتر و میمون وخوک اگر اطلاعیه ای مشترک را با هم امضا نمایند ربطی به عقاید شخصی آنها ندارد و بسیار هم کار قابل قبول و توجیه شده ای است. او اخیرا با طرح شعار زیر این اسلام مترقی و دموکراتیک و تسامحی و تساهلی را با عبارتی کوتاه به جهانیان معرفی نموده است: قولوا اوباما، او با ماست، تفلحوا !

    اخبار رسانه ها:
    مهاجرانی ابراز شرمندگی نسبت به اظهارات سخیف اکبر گنجی درباره امام زمان(عج) را تکذیب کرد.

    روز گذشته اخباری مبنی بر اینکه مهاجرانی اظهارات سخیف گنجی را محکوم کرده و از اینکه نام خود را در کنار وی پای بیانیه ۵ نفره گذاشته، ابراز شرمندگی کرده در بسیاری از رسانه‌ها منتشر شد؛ اما شبکه ضد انقلابی «جرس» که توسط تیم مهاجرانی و کدیور از خارج کشور مدیریت می شود در واکنش به خبر یاد شده نوشت: «سیدعطاءالله مهاجرانی خبر منتشره درباره وی در فیس بوک و برخی سایتهای خبری مبنی بر شرکت در میزگرد یک رسانه خارجی و اعلام نظر درباره سخنان گنجی را تکذیب کرد.
    وی گفت: در روزهای گذشته در هیچ میزگردی شرکت نداشته و در این رابطه سخنی نگفته است. مهاجرانی تاکید کرد که مواضع آقای گنجی درباره قرآن مجید و مهدویت مواضع شخصی ایشان است. وی افزود قبلا مخالفت خود را با چنان مواضعی، طی نقدهایی که منتشر کرده اعلام داشته است.»

  36. کمال وند گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۹ ق.ظ

    چقدر خوب امام افرادی مثل تو را رسوا کرد. اسلام آمریکایی . رفته ای تو سوراخ زیر دمب شیطان بزرگ و سرت را از آنجا بیرون آورده ای واز بوی متعفن آنجا تنفس میکنی و میخواهی با جمهوری اسلامی و با اسلام مبارزه کنی.یک عمامه هم گذاشته ای سرت تا خرها را خرتر کنی. بی شرافت.

  37. زمانیان گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۱ ق.ظ

    کارتر هم شده بود مفسر قران و سادا هم میگیفت ما در اسلام ولایت فقیه نداریم. یک متر پارچه پیچیدی دور سرت وچند کتاب هم گذاشته ای توی خورجین روی شانه ات و فکر کردی میتوانی مردم مسلمان و انقلابی ایران را فریب بدهی؟!. منافق پلید.

  38. زمانیان گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۳ ق.ظ

    کارتر هم شده بود مفسر قران و سادات هم میگفت ما در اسلام ولایت فقیه نداریم. یک متر پارچه پیچیدی دور سرت وچند کتاب هم گذاشته ای توی خورجین روی شانه ات و فکر کردی میتوانی مردم مسلمان و انقلابی ایران را میتوانی فریب بدهی؟!. منافق پلید. ولیده ابرقدرتها.سرباز اسلام آمریکایی. حیوان انسان نما. کالانعام بل هم اضل.

  39. واحد خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۴ ق.ظ

    اوباما، او با ماست
    فوری! فوری!
    توجه! توجه!.

    آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

    با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا جهت انجام اعمال دموکراتیک در راهپیمایی ۲۲ بهمن نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال ( اسلام آمریکایی) محسن کدیور و شلغم الدوله اکبر گنجی و افرادی چون سه یار خبیث دیگر آنان عبدالکارل پوپروش، عبدالقلقلی بازرگان و عطاءالسطنه مهاجرانی رهبران خارج نشین جنبش سبز و هر خر دو پایی که تمرین اعمال دموکراسی نموده و میتواند به خوبی لگد پرانی و عرعر کند و با توجه به نزدیک بودن چهار شنبه سوری بتواند زباله دانی آتش بزند، در اولویّت قرار دارند.
    واحد خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران

  40. واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۶ ق.ظ

    گوگوروش ( گوگوش + سروش)
    فلسفه زیستن در قرن بیست و یکم!!
    شاگردان مکتب:
    حجت ال( اسلام آمریکایی) محسن کدیور
    اکبر گنجی
    محسن مخملباف
    عطا مهاجرانی
    عباس عبدی
    علیرضا علوی تبار
    و یک طویله پر از خر
    به واحد تشکیلات اجتماعی این حزب بپیوندید
    واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران

  41. واحد خر رنگ کنی گفت:
    جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۵۲ ب.ظ

    شعارهای پیشنهادی حزب دموکراتیک خران برای راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
    خواهشمندیم همراه با لگد پراکنی وموتور سیکلت فقیر فقرای بیچاره دیکتاتور را آتش زدن و همراه با آتش زدن زباله دانیها این شعارها سر داده شود:
    شعار اوّل
    ما خریم خر سوار میخوایم.
    بوش که رفت اوباما رو میخوایم.
    استقلال چیه، یونجه های کالیفرنیا رو میخوایم.
    جفتک پرانی و عرعر کردن آزاد رو میخوایم
    صد جفتک میزنیم، چون گرین کارت آمریکا رو میخوایم.
    شعار دوم
    مرگ بر استقلال، مرگ بر ازادی، مرگ بر جمهوری اسلامی!
    شعار سوم
    کاسه لیسیم کاسه لیس
    نوکر سفارت انگلیس
    شعار چهارم
    نه ایران ، نه اسلام
    درود بر آمریکا
    نه استقلال نه آزادی، حکومت ایرانی آمریکایی
    واحد خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران

  42. علی گفت:
    جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۵۵ ب.ظ

    خداوند وقتی اراده کند کسی را رسوا نماید او را با نیکان در می اندازد.
    ظاهرا جناب کدیور خدا در مورد تو نیز همین اراده را نموده است!

  43. آقامیری گفت:
    شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۲ ب.ظ

    خوارج به حضرت علی(ع) میگفتند کافر و تو به عزیز ملت ایران میگوئی جائر. خداوند به زودی ترا هم رسوا خواهد کرد که به کجا وابسته بودی و در دستگاه آقای منتظری نفوذ کردی و چون با عزل ایشان به اهداف خود نرسیدی و عمر خود را بر باد رفته دیدی، دست خود را رو کردی و به همه اصول نظام اسلامی هجوم آوردی.
    سخنان جنابعالی مثل عمل کسی است که از مهتاب بدش می آمد و آب دهان به سوی او پرتاب میکرد و بر صورت خودش میپاشید.
    هر که با آل علی در افتاد ور افتاد.
    اگر نمی فهمی به زودی شاهد خواهی بود!

  44. محمودزاده گفت:
    شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۳ ب.ظ

    چراغی را که ایزد بر فروزد.
    هر آنکس پف کند ریش و ریشه اش بسوزد

  45. ناظری گفت:
    شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ب.ظ

    تو وقتی همنشین اکبر گنجی هستی و او هم همنشین گوگوش، دیگه چرا در امور دین فضولی میکنی؟!
    دستت رو شده.
    فضول را بردند به جهنم گفت هیزمش تر است.

  46. سمیعی گفت:
    یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۰۴ ق.ظ

    بلعم باعورا
    تو رفتی زیر سایه آمریکا و در حمایت آنان حرف پراکنی میکنی؟!

  47. دفتر مرکزی حزب خران « واحد خر یابی» گفت:
    یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۳۷ ب.ظ

    «اوباما» او با ماست
    آگهی مجدّد استخدام
    توجّه ! توجّه!
    فوری! فوری!

    استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
    حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
    شرایط استخدام شوندگان
    ۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
    ۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
    ۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
    ۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
    ۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
    افراد زیر در اولویّت میباشند:
    ۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
    ۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
    محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
    دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
    چغندر الدوله: همراه با رقاصه در بار شاه
    بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
    عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
    ۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
    ۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
    ۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
    حقوق و مزایا
    به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
    به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
    ۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
    ۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
    ۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
    ۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.

    یونیتد استیت آو آمریکا
    واشنگتن دی سی
    کاخ سفید
    دفتر مرکزی حزب خران
    « واحد خر یابی»

  48. امانیان گفت:
    سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۳۲ ق.ظ

    روحانی شیعه که در سایه آمریکا زیست کند بهتر از این نمی شود.
    امام میگفت شیطان بزرگ در این انقلاب آمریکاست و ام الفساد قرن آمریکاست و حالا این آقا رفته زیر سایه شیطان بزرگ و ام الفساد قرن تا با کمک آنان و سایر خوش خیالان انقلاب مخملی سکولاری به پا کند و ایشان نیز به عنوان رهبر یم انقلاب اسلامی آمریکایی در یک ۱۲ بهمن دیگر با استقبال میلیونی ملت دموکرات! ایران به کشور باز گردد.
    شتر در خواب بیند پنبه دانه
    گهی لف لف خورد گه دانه دانه!
    چند سال برنامه ریزی کرده بودید برای این کودتای نرم!
    هباء منثورا!!!
    بر باد رفت که رفت.
    جمهوری اسلامی یکبار پاکسازی شد! در دوره اما
    اما از چه کسی؟!
    از بنی صدر، از نهضت آزادی، از منافقین و از افرادی چون کدیور و استادش که با همه خلوصی که بر خلاف این عمامه به سر منافق و نفوذی داشت، تحت تأثیر نفوذیهایی چون سید مهدی هاشمی و محسن کدیور، بازیچه دست آمریکا و منافقین گردید.

  49. اکبرزاده نیا گفت:
    سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۳۳ ق.ظ

    مشکل نه دیکتاتوری است ونه دموکراسی!
    ایشان( گنجی و کدیور و سروش و سازگارا و مخملباف و….) ظاهرا از دیکتاتوری فرار کرده و به زیر سایه دموکراسی رفته اند!
    آنان که مدعی گسترش دموکراسی در جهان هستند در دهسال گذشته در حق ملت عراق و افغانستان و غزه چه کردند؟!
    آنان با شعار گسترش دموکراسی بدترین جنایات و بدترین دیکتاتوری را در حق ملتها انجام داده اند. و این فراریان محترم متأسفانه توجیه گر نظام آمریکا با عنوان «جامعه باز» هستند!
    مگر حماس با رأی مردم فلسطین بر سر کار نیامد ؟! پس چرا یک ملت را به خاطر اینکه به دولتی رأی داده و آن را بر گزیده سه سال است محاصره کرده و با سلاحهای ممنوعه اورا مورد هدف قرار داده اند!؟
    سازمان ملل هم که این جنایات را تأیید کرده است.
    والله مشکل بین دیکتاتوری و دموکراسی نیست!
    اگر مشکل این است چرا به رأی یک ملت تمکین ننمودند و صدها هزار انسان شریف از معتمدین محل تا مسئولین دولتی را متهم به تقلب کردند؟!
    مشکل بین دینداری واقعی و دینداری منافقانه است!
    مشکل بین مستکبرین و مستضعفین است
    مشکل بین نفاق و ایمان است.
    مشکل بین استقلال و وابستگی است.
    مشکل بین آزادی از قید ابرقدرتها و بندگی ابرقدرتها است
    مشکلی بین صداقت وشارلاتان بازی است.
    مشکل بین یک ملت با ایمان و یک مشت مزدور منافق و بی دین در لباسهای گوناگون است.
    مشکل بین یک رهبری دینی و یک رهبری در سایه آمریکاست.
    همان مشکلی که اول انقلاب هم بین امام و بنی صدر و منافقین بود.

  50. مرادی گفت:
    سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۱ ق.ظ

    معماردوم جمهوری اسلامی با آوردن ولایت فقیه استثمار واستبداد را برای مردم به ارمغان اورد .
    روحش شاد .

  51. قابل توجه مرادی گفت:
    سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۲۸ ب.ظ

    مرادی
    سایر نظراتت را خواندم یا ساواکی زاده ای یا بهایی زاده و در هر دوش هم از خباثات زاده شده ای

  52. مرادی گفت:
    چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۱۱ ب.ظ

    قابل توجه نامشروعانی که حکم مشروعیت می دهند
    مطمئنم که حلال زاده ام
    ولی مثل تو حرام زاده صیغه زاده یک ساعتی نیستم وسر سفره قاتلانی که دستشان به خون ملت آلوده است بزرگ نشده ام
    از بوی نفت نشخوار شدی وباپول آن چون زنگی مست با احسنت گویان ارباب مفنگی ات به رقص آمدی …
    ادبیات سخن شما در سطح ابتدائی واکابر است ..وجواب ابلهان در روز ۲۲بهمن داده خواهد شد

  53. واحد خر یابی و خر رنگ کنی حزب خران شعبه ایران گفت:
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۲۶ ب.ظ

    مرادی جان
    با توجه به نظریاتی که داری، واحد خریابی حزب خران شما را با ماهی هزار توبره یونجه یا معادل آن دلار آمریکا به استخدام در می آورد.
    وظایف جنابعالی لگد پرانی و زباله دانی آتش زدن و شیشه شکستن و باربری برای انگلیس و آمریکا در روز ۲۲ بهمن است.
    ضمنا اون طرف که جوابت داده گفته یا ساواکی زاده ای و یا بهایی. این با حرامزاده فرق داره.
    واحد خر یابی و خر رنگ کنی حزب خران شعبه ایران

  54. علویان گفت:
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۴۱ ب.ظ

    بنام خدا
    جناب سروش
    شما آرزوی نابودی جمهوری اسلامی را به گورخواهید برد. خون شهدا مانع کار شماست
    ناله جانبازان شیمیایی و آه مظلومان سردشت و حلبچه و دل شکسته مادران فرزند فدا کرده و اراده میلیونها انسان عاشق سالار شهیدان، مخالفان جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السّوء
    شما در دوران دفاع مقدس که هشت سال طول کشید ، جبهه که نرفتید، هیچ، جبهه رفتن، پیشکش! حتی یک سخن در تأیید فداکاری مردم نگفتید.
    شاگردان شما نیز پیرو شما بودند. در محفل کیان شما چند نفر بودند که در این دوران فداکاری کردند؟! اگر لباس مقدس سپاه را نیز بر تن کرده بودند، یکبار برای فداکاری اقدام نکردند. شاگرد و همفکر شما جناب محسن کدیور به بهانه نبوغ بی مثال و بی مانندش حیف دید به جبهه برود و نشست خواند و خواند و خواند و شد یک عالم باسواد اما بی احساس و بی تعقل و دور از واقعیات و در خدمت نیات شوم جهانخواران و اینک نیز در سایه آنان چون جنابعالی دارد زیست میکند.
    آقای گنجی، طشت رسوائیش از آسمان هفتم به زیر افتاده و رسوای عام و خاص است.
    آقای سازگارا پادو بی حیثیت شبکه صدای آمریکا شده است.
    آقای مخملباف، افتضاحش اظهر من الشمس گردیده.
    و اگر از بقیه شاگردان و تربیت شدگان افکار جنابعالی سخن بگویم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود
    جنابعالی زیر پوشش یک اصطلاح بی پایه، یعنی«استبداد دینی»، که آنگونه که در منبع اصلی( کتاب مرحوم نائینی) هست و مقصود نویسنده دانشمند آن از این اصطلاح علمای درباری میباشند، آمده ای مردم مسلمان را رنگ می فرمائی؟!
    جنابعالی فرموده ای که جشن زوال استبداد دینی را خواهی گرفت. اما خود میدانی که در نظام جمهوری اسلامی، استبدادی در میان نیست. بلکه مشکل چیز دیگری است. مشکل این است که جنابعالی و دوستانت در مقابل حق نمی خواهید سر فرود آورید.
    همان قضیه ای که در تاریخ بوده است.
    پیامبران نیز با معاندان همین مشکل را داشتند.
    یک مژده به شما بدهم!
    ما مستضعفین به زودی جشن خواهیم گرفت!
    جشن زوال نفاق
    جشن زوال اسرائیل
    جشن زوال آنان که به خاورمیانه آمده اند برای پیاده کردن دموکراسی و تا حال چند صد هزار مسلمان را به خاک و خون کشیده اند و جنابعالی سر سوزنی عکس العمل نشان نداده اید.
    یک بار یک نامه، بر علیه آنان صادر نفرموده اید.
    یک بار یک نامه و یک اطلاعیه بر علیه ظلم آشکار آنان ننوشته اید.
    یک بار در یک راهپیمایی بر علیه آنان شرکت نکرده اید.
    یک بار وجدان مبارکتان بر علیه کشتار زنان و مردان و کودکان و مظلومان مسلمان فریاد نزده است.
    حیف نام انسان که به جنابعالی بدهند و شاگردان نامحترم شما که این روز ها همگی فراری فرنگ هستید و زیر سایه جنایتکاران بین‌الملل و جهانخواران نفت آشام زندگی میفرمایید و بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی نامه مینویسید و اطلاعیه صادر میفرمایید و داد و بیداد و قال و قیل به راه می اندازید و نظام مردمی ما را متهم به استبداد میفرمایید.
    یک بار در زندگیتان بر علیه حق وتو اربابان قدرت و استبداد جهانی سخن نگفته اید.
    هزار تئوری در تأیید جامعه باز و جامعه ایده آلتان که همان جامعه آمریکاست صادر فرموده اید، اما دریغ از یک بار فریاد و همراهی با مستضعفین مسلمان و مستضعفین جهان و همراهی با مردم مظلوم فلسطین بخصوص مردم در محاصرة غزه!
    فرموده اید که آماده جشن زوال استبداد دینی شده اید.
    اولا: حیف از انتظار حق جویی از وجدان خفته شما. شما که ما را با فریبکاری و شارلاتان بازی به استبداد متهم میکنید. همان اتهامی که حضرت مولا را بدان متهم مینمودند!
    ثانیا: شتر در خواب بیند پنبه دانه. گهی لف لف خورد گه دانه دانه
    دوستان شما که فعلا در حال آماده شدن برای چادر سر کردن و آرایش زنانه کردن و فرار به همان جایی که جنابعالی پناهنده شده اید هستند. جشن پیشکشتان!
    مکتب شما، که همان مکتب دنیا خواهی و دنیا پرستی وخود محوری و خود خواهی است، البته با لعابی از شعر و حدیث و تفسیر من در آوردی، در حال زوال است.
    منتظر باشید.
    شما و جامعه باز ایده آل استادتان پوپر، مثل جامعه ضد دین و کمونیستی بسته شوروی در حال فروپاشی است و ما مسلمانان مظلوم جشن زوال آن را خواهیم گرفت و بر ویرانه های آن به شادی خواهیم پرداخت، ولو کره المشرکون.

  55. محسن گفت:
    شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ در ۳:۲۳ ق.ظ

    اگر لباس روحانی بر تن نداشتی از کلماتی استفاده می کردم که لایق وجودی ات باشد . البته نظر تو همانند اربابانت ( اوباما ، نتنیاهو و….) و همرزمانت ( گوگوش ، مخملباف ، گنجی و…) است ، و از اینان انتظاری بیش از این نیست . آقای ککککککککککککککدددددددییییییییییور چرا تا قبل از راه یابی جنابعالی به مجلس شورای اسلامی ولایت فقیه قابل قبول بود ولی حالا … آقای کدیور اینها همه ناشی از حرام خوری است . تو برادر زن همان مهاجرانی هستی که … آنوقت تو از حقوق بشر حرف میزنی ؟
    تو بهتر است به جای ارائه ی مقاله به … بپردازی .
    خامنه ای خمینی دیگر است ولایتش ولایت حیدر است

  56. علی گفت:
    یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۱۲ ب.ظ

    به لطف پروردگار، امت اسلامی خوب را از بد تمیز می دهند. آقا را از نوکر تمیز می دهند. دوست و دشمن را می شناسند و به آن درجه ی از معرفت رسیده اند که فریب امثال موسوی، کروبی، کدیور، گنجی، مهاجرانی و … را نخورند. تکلیف منتظری را هم امام راحل عزیزمان مشخص کرده اند. بهتر است آقای کدیور و دوستانش لباس مقدس روحانیت را از تن برون کنند، تیغی به صورت زده و کراوات ببندند…

  57. حسین گفت:
    سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۲۵ ق.ظ

    فقط آرزو میکنم حضرت مهدی و حضرت عیسى هر چه زودتر ظهور کنند …اولین جنگ ایشان با لباس شخصی ها و بسیجی هاو سپاه خواهد بود…. اونها هم از طرف اینها به ارتداد محکوم میشن…

  58. حمایتیان گفت:
    سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۱۳ ب.ظ

    حسین آقا
    باآن اسم زیبایی که بر تو گذاشته شده ، حیف این نظر که داده اید.
    آدم محترم، حضرت مهدی اول اوباما و سردمداران صهیونیسم را خواهد زد که اینقدر موجودات کثیفی هستند که امور را بر آدمهای خوبی مثل جناب عالی هم مشتبه میکنند! و به این وسیله بر جهان حکومت میرانند. میلیونها انسان را میکشند و پشت سر نقاب حقوق بشر پنهان میشوند.

  59. محب الامام گفت:
    سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۰ ب.ظ

    آقایَ!کدیور.شماکه به مشروطه خودرسیدید.مختصر هزینه ای هم به شما از سوی امریکا وسیا پرداخت می شود.لطف کنید استخوان های مرحوم منتظری را درگور نلرزانید وبه فکر ادامه زندگی پر افتخار خود در دار المومنین اعنی الایالات المتحده الامریکیه به دعا گویی مشغول وبه اقامت نماز جمه مفتخرباشید. چند صباح دیگر جناب اوباما وحضرت نتانیاهو نیز به شما اقتدا خواهند کرد.

  60. صمصامی گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۵۶ ب.ظ

    جناب کدیور
    فعلا که جمهوری اسلامی از جنابعالی و دوستان پاکسازی شده است.
    همگی به زیر سایه آمریکا فرار نموده اید و از آنجا و با کمک آنان دارید به جمهوری اسلامی و رهبران فد اکار آن میتازید.

  61. رضائیان تبریزی گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۲۳ ب.ظ

    جمهوری اسلامی هر از چند مدتی از ابن الوقتها و نفوذیها و منافقین پاکسازی شده است.
    از بنی صدرها و شریعتمداریهای عمامه به سر و منافقین و گروههای مارکسیست و جبهه ملی ها و نهضت آزادیها و ….
    چقدر مسخره است که پاکسازی شده ها از پاکسازی جمهوری اسلامی سخن میگویند.
    همین کافی است که مردم بفهمند جنابعالی از زیر سایه آمریکا دارید این حرف را میزنید و رفته اید خارج که از آنجا انقلاب مخملین را هدایت فرمایید!
    شما حیثیت که ندارید. فکر کرده اید بی حیثیتها نیز میتوانند با اهانت به با حیثیتها برای خود حیثیت بسازند!
    کور خوانده اید!
    ننگ وابستگی و فرار با رنگ و لعاب جملات زیبا پاک نمی شود.

  62. کشفیان نیریزی گفت:
    پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۰۶ ب.ظ

    جناب کدیور فعلا که جمهوری اسلامی از جنابعالی و دوستانت پاکسازی شده و شما با افتضاح مثل بنی صدر به آمریکا پناه برده اید.

  63. ALI گفت:
    پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۳۱ ب.ظ

    شما نیاز به کسانی دارید مانند سعیدی سیرجانی که شیاف پتاسیم به ما تحت او فرو کنید و خفه اش کنید .
    نیاز به کسانی مانند سعید امامی دارید که در اکلاهاما سیتی او را بزرگ کنید و بعد به جان روشن فکرانی مانند حجاریان که موسس وزارت اطلاعت است بیاندازید.قابل توجه کسانی که به مهاجرانی فحش میدهند ایه کتاب های اورا خوانده اید تنها کسی است که ایه های شیطانی را نقد کرده . بعد شما به خامنه ای و خمینی مینازید که فقط توانستند حکم به ارطداد سلمان رشدی بدهند.(به جای نوشتن کتاب).این اقایان کم کتاب ننوشته اند بروید بنشینید کتب های انها را بخوانید بعد اینجا به انها فحش دهید.به خصوص کتاب های اقای اکبر گنجی و کتاب نقدی برای تمام فصول.(ب جای خواندن روزنامه ی کیهان و سایت الف و…)

  64. حزب دموکراتیک خران گفت:
    جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

    جناب شماره ۶۳
    با توجه به اینکه جنابعالی هرّ را از برّ تشخیص نمیدهید، وحزب ما به دنبال کشف چنین اشخاصی میباشد لذا به دفتر حزب در مقابل سفارت انگلیس مراجعه نمایید.
    وقتی مهاجرانی با اکبر گنجی و سایر فراریان نامه مشتر امضا میکنند وبر علیه مردم مسلمان ایران توطئه میکنند، صد هزار کتاب قشنگ هم نوشته باشند.
    نه عالم بوند نه دانشمند
    چهارپایانی کتابهایی بر آنان چند

  65. حزب دموکراتیک خران گفت:
    جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۳ ق.ظ

    جناب شماره ۶۳
    با توجه به اینکه جنابعالی هرّ را از برّ تشخیص نمیدهید، وحزب ما به دنبال کشف چنین اشخاصی میباشد لذا به دفتر حزب در مقابل سفارت انگلیس مراجعه نمایید.
    وقتی مهاجرانی با اکبر گنجی و سایر فراریان نامه مشترک امضا میکنند و بر علیه مردم مسلمان ایران توطئه میکنند، صد هزار کتاب قشنگ هم نوشته باشند.
    نه عالم بُوَ ند نه دانشمند
    چهارپایانی کتابهایی بر آنان چند

  66. حسین بخشنده گفت:
    دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۹ در ۹:۱۴ ب.ظ

    آقای کدیور عزیز! به لگد پرانیهای خران و عوعو سگان توجه نکن! اینها یه مشت آدم تحریک شده دستگاه های اطلاعاتی رژیم اند که میخواهند فضا را با وجود کثیف شون به نحوی پرکنند و نشون بدن که ماهستیم.
    ملت ایران دیگه به این خرافه بازیها باوری ندارند شما راه خودتونو با همت ادامه بدید، انشاالله عمر اینا به آخر رسیده و مردم با جنبش سبز ایران همصدا اند و به زودی کار این آخندهای خرافی را میسازند.

  67. دانشجو گفت:
    شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ در ۶:۰۹ ب.ظ

    کدیور زنده باد آخند خر مرده باد

نظر دهید

Powered by web abzar . آپلود عکس & by N.Design Studio , columnized by MangoOrange & phpkar.com

مقاله نویسان سیاسی

  • آرش نراقی
  • احمد زید آبادی
  • احمد قابل
  • احمد مظلومی
  • امید معماریان
  • اکبر اعلمی
  • اکبر گنجی
  • بی نظیر بوتو
  • جواد طباطبائی
  • حبیب اله پیمان
  • حسین باستانی
  • حسین بشیریه
  • حسین شریعتمداری
  • حمید رضا مسیبیان
  • داریوش آشوری
  • داوود هرمیداس باوند
  • رسول جعفریان
  • سعید حجاریان
  • سعید شیرکوند
  • شیرین عبادی
  • عباس امیرانتظام
  • عباس عبدی
  • عبدالله مومنی
  • عطاالله مهاجرانی
  • علی افشاری
  • علی شکوری راد
  • علیرضا علوی تبار
  • عمادالدین باقی
  • عيسي سحرخيز
  • فرید زکریا
  • محسن رضایی
  • محسن صفایی فراهانی
  • محسن کدیور
  • محمد ايماني
  • محمد باقر قالیباف
  • محمد رضا شیبانی
  • محمد قوچانی
  • محمدتقي مصباح يزدي
  • مرتضی کاظمیان
  • مسعود بهنود
  • مسیح علی نژاد
  • مصطفی تاج زاده
  • مهرانگيز کار
  • موسی غنی نژاد
  • يورگن هابرماس
  • کوروش زعیم

پیوندها

  • اخبار داغ هفت تیر
  • تالار گفتگو - حتما عضو شوید

آرشیو بانک مقالات سیاسی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • بهمن ۱۳۸۶
  • دی ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶

بانک مقالات سیاسی

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

بانک مقالات فارسی

مقاله حسین شریعتمداری سایت محمد قوچانی سایت اکبر گنجی مقالات سیاسی حسین شریعتمداری وبلاگ مسعود بهنود سایت عباس عبدی بانک مقالات سیاسی مقالات فارسی مقاله سایت مقال وبلاگ اکبر گنحی وبلاگ محمد قوچانی وبلاگ عباس عبدی دانلود مقاله pdf
سایت هفت تیر
تالار گفتگو هفت تیر