بانک مقالات فارسی

مقالات سیاسی

  • لیبرال اما سرسخت/به مناسبت سیزدهمین سالگرد مهندس بازرگان
  • زنده باد آرامش
  • سیمای حقیقی علی خامنه‌ای
  • نقاط ضعف و قدرت مناظره ها
  • دروغ می گویند، پناهنده نشده ام
  • جایگاه اخلاقی خشونت در جنبش مسالمت آمیز
  • جنبش سبز به کجا می‌خواهد برود؟
  • چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود
  • فرصت مغتنم
  • از شما بعید بود
  • دو اصلاح جزیی در پیشنهاد آقای علی مطهری
  • بازگشت به عصر وقف برای اداره حوزه
  • پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر
  • در سوگ استاد
  • تابلوهای جا به جا شده

RSS چهل گیس

  • مشکلی هست! خوراک در دسترس نیست. دوباره تلاش کنید.

آمار سایت مقالات فارسی

  • خانه
  • درباره سایت مقال
طالقانی و منتظری؛ آنها دو تن بودند در سوگ استاد
دی ۱۳

دو اصلاح جزیی در پیشنهاد آقای علی مطهری

عباس عبدی نظر دهید

عباس عبدی:

بسیاری از افراد طی شش ماه گذشته بارها از من پرسیده اند که چرا درباره رخدادهای اخیر که یکی از مهم ترین اتفاقات سیاسی در ۳۰ سال گذشته است، سکوت اختیار کرده ام. این پرسش بحقی بود، به ویژه وقتی از بنده پرسیده می شود زیرا وقتی من در شرایط معمول در هر هفته، متوسط دو یا سه یادداشت و مصاحبه داشته ام، به طور عادی انتظار می رفت در بیان تحلیل و نظرات خودم درباره این رویداد مهم، حتی بیش از گذشته بنویسم. ضمن اینکه درباره موضوع منتهی به این رویدادها، یعنی انتخابات نیز مطالب متعدد نوشته بودم و طبیعی و قابل انتظار بود که حداقل به همان نسبت هم درباره اتفاقات بعد از آن بنویسم. اما چرا چنین نکردم؟ البته بسیاری از دوستان نظرات و تحلیل مرا درباره انتخابات و رخدادهای بعد از آن می دانند که تمامی این مشکلات را از یک سو از نحوه تحلیل و ورود غلط و تناقض آمیز عده یی از دوستان به انتخابات و از سوی دیگر در تحلیل و پیش بینی و واکنش غلط طرف مقابل از اتفاقات پس از انتخابات ناشی می دانم به نحوی که عمق بحران را متوجه نبودند و به همین دلیل نظراتی از جمله پیشنهاد من در روزهای اول بحران، جدی گرفته نشد. اما به صورت آشکار فقط در چند نوشته محدود، به این رویدادها به صورت کاملاً کمرنگ و حاشیه یی اشاره کرده بودم. در هر حال در این باره تاکنون سکوت کرده ام، چرا که در فضای احساسی و غلیان خشم و نفرت و عشق کور، گفتن تحلیل منطقی نه تنها شنونده یی از سوی هر دو جهت ماجرا نخواهد داشت، بلکه چه بسا نتایج منفی هم برجا بگذارد. با این حال رویدادهای عاشورا وضعیت جامعه را وارد چنان مرحله حساسی کرده است که اگر راه حلی ارائه شود احتمالاً کسانی از هر دو طرف پیدا شوند که با شجاعت از یکدندگی سیاسی که ویژگی رفتار ضدسیاسی است، دست بردارند و گامی

فرا پیش نهند. چند روز گذشته در حال بالا و پایین کردن مطالب در ذهنم برای نوشتن یادداشت یا نامه یی بودم که امروز مطلب آقای علی مطهری را در روزنامه اعتماد و پیشنهادهای هفت گانه ایشان را خواندم و به این نتیجه رسیدم که به جای ارائه تحلیلی جدید همین پیشنهاد را دستمایه قرار دهم و در جهت تکمیل یا اصلاح آن گامی بردارم.

تصور می کنم کل پیشنهادهای ایشان خوب و راهگشاست، اما دو پیشنهاد ابتدایی شان نیازمند اصلاحی جزیی است، زیرا این دو پیشنهاد بیش از اینکه ماهیتی سیاسی داشته باشد، ماهیتی اخلاقی و قضایی دارد. برای امور سیاسی باید راه حل ها هم سیاسی باشد و راه حل های دیگر معمولاً مخل مقصود است. اینکه از یک سیاستمدار بخواهیم بیاید و رسماً عذرخواهی کند، نکته پسندیده یی است، اما واقعیت ماجرا این است که وقوع چنین اتفاقی در ایران کنونی تقریباً تعلیق به محال است، زیرا موضوع فقط به سیاستمداری که اقرار به اشتباه کند، محدود نمی شود، مساله واکنش جامعه و مردم نیز اهمیت دارد. مقاله و مقالات

به علاوه شاید افراد مورد خطاب به غلط بودن رفتارها و ادعاهای گذشته خود عقیده نداشته باشند لذا نمی توان درخواست اصلاح عقیده دیگران را کرد اما درخواست تغییر رفتار امری شدنی و پسندیده است. بنابراین تصور می کنم می توان این دو بند را به این نحو اصلاح کرد که معترضان با پذیرفتن امر واقع و فارغ از اینکه در گذشته به مساله چگونه نگاه می کرده اند، مطالبات انتخاباتی خود را کنار بگذارند، و این پرونده مختومه شود. در دعاوی حقوقی و کیفری هم این شیوه وجود دارد. ممکن است شما خود را از کسی طلبکار بدانید و از او شکایت کنید، اما به دلایل متعددی شکایت و ادعای خود را پس بگیرید. مثلاً هزینه پیگیری را بیشتر از منافع آن بدانید، اما این به معنای آن نیست که ضرورتاً اعلان کنید اصلاً از ابتدا طلبی نداشته اید، زیرا چنین اقراری برای شما تبعات حقوقی دارد و فرد مقابل می تواند علیه شما شکایت کند که از ابتدا به دروغ شکایت کرده بودید، ضمن اینکه شما واقعاً هم چنین تصوری ندارید. اما اگر به هر دلیل شکایت خود را پس بگیرید، اختلاف به لحاظ حقوقی فیصله یافته تلقی می شود و پس از آن نیز حق ادعای مجدد ندارد.

البته در بند دوم پیشنهاد آقای مطهری، حق رسیدگی جزایی به قوت خود باقی است اما اصرار به اینکه فردی در صدا و سیما حاضر شود و رفتار گذشته خود را در مناظره تلویزیونی خطا بنامد و عذرخواهی کند، خواسته یی است که با واقعیات ایران و به طور مشخص فرد مورد نظر تطابق ندارد و اقدام به چنین کاری به معنای پذیرش مسوولیت کلیه تبعات به وجودآمده از آن مناظره هم خواهد بود. بنابراین و به طور خلاصه می توان نکات مطرح شده از سوی آقای مطهری را مبنای یک تحول قرار داد؛ با این اصلاح که معترضان وضعیت حقوقی جدید را بپذیرند و ادعاهای قبلی خود را پس بگیرند، هیچ الزامی هم به اجرای بند ۲ نیست، مگر آنکه کسی رسماً شکایت کند که در این صورت باید عادلانه و بی طرفانه به آن شکایت رسیدگی شود که من معتقدم این کار هم نشود بهتر است، ولی حق افراد را نمی توان زایل کرد.

اما اجرای پیشنهاد ایشان مستلزم وجود تعامل و گفت وگو میان طرفین منازعه است که متاسفانه چنین رابطه و گفت وگویی وجود ندارد، بنابراین پیشنهاد تکمیلی بنده این است که هر یک از دو طرف منازعه بندهای مربوط به خود را زودتر اجرا کند و حتی انجام آن را منوط به اجرای طرف مقابل نکند که در این صورت پیش دستی کرده است و به نظر من برنده اصلی بازی خواهد بود.

امید به جمع و جور شدن یک بحران عظیم در این حد و اندازه با یک نوشته چندصد کلمه یی امری ممتنع است، اما طرح موضوع در همین حد هم می تواند راهگشای خروج از وضعیت بحرانی کنونی باشد؛ بحرانی که به نظر من بیش از هر چیز موجودیت کشور را در بلندمدت تهدید می کند.

سایر مقالات عباس عبدی>>

ارسال به بالاترين

۳ پاسخ به “دو اصلاح جزیی در پیشنهاد آقای علی مطهری”

  1. واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۶ ق.ظ

    ۸/ واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۵ ق.ظ

    گوگوروش
    فلسفه زیستن در قرن بیست و یکم!!
    شاگردان مکتب:
    حجت ال( اسلام آمریکایی) محسن کدیور
    اکبر گنجی
    محسن مخملباف
    عطا مهاجرانی
    عباس عبدی
    و یک طویله پر از خر
    واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران

    نظر دهید

  2. واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷ ق.ظ

    گوگوروش
    فلسفه زیستن در قرن بیست و یکم!!
    شاگردان مکتب:
    حجت ال( اسلام آمریکایی) محسن کدیور
    اکبر گنجی
    محسن مخملباف
    عطا مهاجرانی
    عباس عبدی
    و یک طویله پر از خر
    واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران

  3. علویان گفت:
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۱۹ ب.ظ

    بنام خدا
    جناب سروش
    شما آرزوی نابودی جمهوری اسلامی را به گورخواهید برد. خون شهدا مانع کار شماست
    ناله جانبازان شیمیایی و آه مظلومان سردشت و حلبچه و دل شکسته مادران فرزند فدا کرده و اراده میلیونها انسان عاشق سالار شهیدان، مخالفان جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السّوء
    شما در دوران دفاع مقدس که هشت سال طول کشید ، جبهه که نرفتید، هیچ، جبهه رفتن، پیشکش! حتی یک سخن در تأیید فداکاری مردم نگفتید.
    شاگردان شما نیز پیرو شما بودند. در محفل کیان شما چند نفر بودند که در این دوران فداکاری کردند؟! اگر لباس مقدس سپاه را نیز بر تن کرده بودند، یکبار برای فداکاری اقدام نکردند. شاگرد و همفکر شما جناب محسن کدیور به بهانه نبوغ بی مثال و بی مانندش حیف دید به جبهه برود و نشست خواند و خواند و خواند و شد یک عالم باسواد اما بی احساس و بی تعقل و دور از واقعیات و در خدمت نیات شوم جهانخواران و اینک نیز در سایه آنان چون جنابعالی دارد زیست میکند.
    آقای گنجی، طشت رسوائیش از آسمان هفتم به زیر افتاده و رسوای عام و خاص است.
    آقای سازگارا پادو بی حیثیت شبکه صدای آمریکا شده است.
    آقای مخملباف، افتضاحش اظهر من الشمس گردیده.
    و اگر از بقیه شاگردان و تربیت شدگان افکار جنابعالی سخن بگویم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود
    جنابعالی زیر پوشش یک اصطلاح بی پایه، یعنی«استبداد دینی»، که آنگونه که در منبع اصلی( کتاب مرحوم نائینی) هست و مقصود نویسنده دانشمند آن از این اصطلاح علمای درباری میباشند، آمده ای مردم مسلمان را رنگ می فرمائی؟!
    جنابعالی فرموده ای که جشن زوال استبداد دینی را خواهی گرفت. اما خود میدانی که در نظام جمهوری اسلامی، استبدادی در میان نیست. بلکه مشکل چیز دیگری است. مشکل این است که جنابعالی و دوستانت در مقابل حق نمی خواهید سر فرود آورید.
    همان قضیه ای که در تاریخ بوده است.
    پیامبران نیز با معاندان همین مشکل را داشتند.
    یک مژده به شما بدهم!
    ما مستضعفین به زودی جشن خواهیم گرفت!
    جشن زوال نفاق
    جشن زوال اسرائیل
    جشن زوال آنان که به خاورمیانه آمده اند برای پیاده کردن دموکراسی و تا حال چند صد هزار مسلمان را به خاک و خون کشیده اند و جنابعالی سر سوزنی عکس العمل نشان نداده اید.
    یک بار یک نامه، بر علیه آنان صادر نفرموده اید.
    یک بار یک نامه و یک اطلاعیه بر علیه ظلم آشکار آنان ننوشته اید.
    یک بار در یک راهپیمایی بر علیه آنان شرکت نکرده اید.
    یک بار وجدان مبارکتان بر علیه کشتار زنان و مردان و کودکان و مظلومان مسلمان فریاد نزده است.
    حیف نام انسان که به جنابعالی بدهند و شاگردان نامحترم شما که این روز ها همگی فراری فرنگ هستید و زیر سایه جنایتکاران بین‌الملل و جهانخواران نفت آشام زندگی میفرمایید و بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی نامه مینویسید و اطلاعیه صادر میفرمایید و داد و بیداد و قال و قیل به راه می اندازید و نظام مردمی ما را متهم به استبداد میفرمایید.
    یک بار در زندگیتان بر علیه حق وتو اربابان قدرت و استبداد جهانی سخن نگفته اید.
    هزار تئوری در تأیید جامعه باز و جامعه ایده آلتان که همان جامعه آمریکاست صادر فرموده اید، اما دریغ از یک بار فریاد و همراهی با مستضعفین مسلمان و مستضعفین جهان و همراهی با مردم مظلوم فلسطین بخصوص مردم در محاصرة غزه!
    فرموده اید که آماده جشن زوال استبداد دینی شده اید.
    اولا: حیف از انتظار حق جویی از وجدان خفته شما. شما که ما را با فریبکاری و شارلاتان بازی به استبداد متهم میکنید. همان اتهامی که حضرت مولا را بدان متهم مینمودند!
    ثانیا: شتر در خواب بیند پنبه دانه. گهی لف لف خورد گه دانه دانه
    دوستان شما که فعلا در حال آماده شدن برای چادر سر کردن و آرایش زنانه کردن و فرار به همان جایی که جنابعالی پناهنده شده اید هستند. جشن پیشکشتان!
    مکتب شما، که همان مکتب دنیا خواهی و دنیا پرستی وخود محوری و خود خواهی است، البته با لعابی از شعر و حدیث و تفسیر من در آوردی، در حال زوال است.
    منتظر باشید.
    شما و جامعه باز ایده آل استادتان پوپر، مثل جامعه ضد دین و کمونیستی بسته شوروی در حال فروپاشی است و ما مسلمانان مظلوم جشن زوال آن را خواهیم گرفت و بر ویرانه های آن به شادی خواهیم پرداخت، ولو کره المشرکون.

نظر دهید

Powered by web abzar . آپلود عکس & by N.Design Studio , columnized by MangoOrange & phpkar.com

مقاله نویسان سیاسی

  • آرش نراقی
  • احمد زید آبادی
  • احمد قابل
  • احمد مظلومی
  • امید معماریان
  • اکبر اعلمی
  • اکبر گنجی
  • بی نظیر بوتو
  • جواد طباطبائی
  • حبیب اله پیمان
  • حسین باستانی
  • حسین بشیریه
  • حسین شریعتمداری
  • حمید رضا مسیبیان
  • داریوش آشوری
  • داوود هرمیداس باوند
  • رسول جعفریان
  • سعید حجاریان
  • سعید شیرکوند
  • شیرین عبادی
  • عباس امیرانتظام
  • عباس عبدی
  • عبدالله مومنی
  • عطاالله مهاجرانی
  • علی افشاری
  • علی شکوری راد
  • علیرضا علوی تبار
  • عمادالدین باقی
  • عيسي سحرخيز
  • فرید زکریا
  • محسن رضایی
  • محسن صفایی فراهانی
  • محسن کدیور
  • محمد ايماني
  • محمد باقر قالیباف
  • محمد رضا شیبانی
  • محمد قوچانی
  • محمدتقي مصباح يزدي
  • مرتضی کاظمیان
  • مسعود بهنود
  • مسیح علی نژاد
  • مصطفی تاج زاده
  • مهرانگيز کار
  • موسی غنی نژاد
  • يورگن هابرماس
  • کوروش زعیم

پیوندها

  • اخبار داغ هفت تیر
  • تالار گفتگو - حتما عضو شوید

آرشیو بانک مقالات سیاسی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • بهمن ۱۳۸۶
  • دی ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶

بانک مقالات سیاسی

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

بانک مقالات فارسی

مقاله حسین شریعتمداری سایت محمد قوچانی سایت اکبر گنجی مقالات سیاسی حسین شریعتمداری وبلاگ مسعود بهنود سایت عباس عبدی بانک مقالات سیاسی مقالات فارسی مقاله سایت مقال وبلاگ اکبر گنحی وبلاگ محمد قوچانی وبلاگ عباس عبدی دانلود مقاله pdf
سایت هفت تیر
تالار گفتگو هفت تیر