محمد باقر قالیباف:
عاشورا یک واقعه تاریخی صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان پیوسته و یک سرمشق دائمی برای تمامی انسانیت است.
امام حسین(ع) با این حرکت سراسر عقلایی و منطقی توأمان با شور و شعور که کاملا روشن و مبرهن بود، یک نسخه شفابخش را برای تمامی عرصههای انسانی از خود باقی گذاشت. این نسخه فقط آرمانگرایی یا صرف شهید شدن نبود، بلکه ترکیبی از عناصری همچون منطق و عقل، حماسه و عزت و عنصر عاطفه بود.
این همان نهضتی است که نهتنها برای مسلمانان بلکه برای غیرمسلمانان آزادیخواه نیز سرمشق و الگوست. مهاتما گاندی رهبر بزرگ هند نیز عاشورای حسینی را سرمشق خود قرار داد و میگوید: «من زندگی امام حسین(ع) آن شهید بزرگ دین اسلام را بهدقت خواندهام و توجه کافی به صفحات کربلا کردهام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز باشد، باید از سرمشقی چون امام حسین(ع) پیروی کند.» مقاله و مقالات
و یا ادوارد براون (مستشرق معروف انگلیسی) میگوید: «آیا قلبی پیدا میشود که وقتی درباره کربلا سخن میشنود، آغشته به حزن و الم نگردد؟ حتی غیرمسلمانان نیز نمیتوانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت، انکار کنند.»
فداکاری و ایثار، صبر و استقامت، شهادت و شجاعت، تعهد و مسئولیت، صداقت و وفاداری، قاطعیت در راه هدف، دفاع از حریم امامت، پاسداری از دین و ارزشها، تولی و تبری، ستیز با ستم و ستمگران، امر به نیکیها، پرهیز از زشتیها، انس با قرآن، ترویج فرهنگ نماز، پرهیز از سستی و تنبلی در برابر تجاوز به ارزشها، توجه به معنویات حتی در سختترین لحظات، نفی نژادپرستی، تسلیم در برابر خدا و… قطرات قلیل از دریای اندیشناک فرهنگ عاشوراست.
البته همین درسها کافی است که یک ملت را از ذلت به عزت برساند و همین درسها میتواند جبهه کفر و فتنه را شکست دهد. همانگونه که ملت ایران با الهام از همین درسهای عزتبخش، استبداد و استعمار را به زانو درآورد و باز همین درسها بود که نقش خود را در دفاع مقدس بهخوبی به نمایش گذاشت.
در برهه فعلی، ما باید با تأسی به این درسها و برکات برشمرده از فرهنگ عاشورا، این حماسه مقدس را برای تداوم هویتسازی، هنجارآفرینی و ایجاد حرکتهای اجتماعی سازنده و پیشرو بهکار بندیم و این گوهر و اصالت فرهنگ عاشورا را بهطور بایسته و شایسته محفوظ نماییم.
تکیه بر عاشورا تنها از بُعد شورانگیزانه و بیاعتنایی به هوشمندی و پویایی و شعور آگاهانه نهفته در این رخداد و بعد هم اصرار غیرعقلایی صرف بر این شورانگیزی موجب میشود برای جبران ضعف دانش به پیرایهبندی و آلایشسازی حقیقت عاشورا دست زد.
عاقلانه نیست انتظار داشت پیام این فرهنگ ژرف تمام و کمال با جاهلیت فحوای ارزشی به نسلهای بعدی انتقال یابد و از منظر دیگر اسطورهها خود توان هویتسازی دارند، اما تبدیل حماسه مقدس عاشورا به یک اسطوره موجب کاستن از ارزشهای استعلایی آن میشود.
بار فرهنگسازی حماسه عاشورا بسیار غنیتر از هویتسازی اسطورههاست، از سوی دیگر اسطورهها توان اندکی برای هنجارآفرینی و نهضتسازی دارند.حکمت فرهنگ عاشورا بیانگر آن است که آرمانگرایی و واقعگرایی بهشکلی کارساز و جهتبخش توأمان با یکدیگر بوده است و ورود امام حسین(ع) در صحنه عمل (واقعگرایی) بهدلیل رویکرد ایشان به مجموعهای از اهداف والای الهی (آرمانها) است و باید بیان کنیم انقلاب اسلامی محل گره خوردن آرمانگرایی و واقعگرایی است.
رویکرد واقعگرایی و آرمانگرایی در این انقلاب حاصل تلاشی عالمانه توسط حضرت امام خمینی(ره) برای الگوپذیری از حادثه درسآموز عاشوراست و اکنون وظیفه داریم با حفاظت از این موازنه براساس رویکرد عقلانی مبتنی بر ایمان دینی و خرد تمدنی، کارآمدی دین را بهمنصه ظهور برسانیم و بهنظر میرسد که اکثر نزاعها و بداخلاقیهای جاری و ساری در عرصههای مختلف بهویژه مسائل سیاسی بهدلیل بیتوجهی به این موازنه و قربانی کردن یک رویکرد بهنفع دیگری و یا عدم بهکارگیری عنصر عقلانیت باشد.
ایام محرم، فرصت مغتنمی است برای همگی ما اعم از مسئولان و مردم بهمنظور ملاحظه و محاسبه رفتار و عملکردمان تا ببینیم به چه میزان در صراط آرمانها و اهداف حقیقی جمهوری اسلامی گام برداشتهایم و باید بپذیریم چنانچه بخواهیم انقلاب را در مسیر تحقق اهداف و آرمانهای امام راحل و نیل به تمدن بزرگ اسلامی – ایرانی قرار دهیم و نام این انقلاب بزرگ را در تاریخ جاودانسازیم، نیازمند حرکتی آگاهانه هستیم.
این حرکت آگاهانه در وهله نخست نیازمند بازشناسی دقیق شرایط امروز جامعه و بهتبع آن برنامهریزی علمی مبتنی بر ایمان دینی و خرد تمدنی و در مرحله بعد حرکت پرشور توأمان با شعور و بیمنت در جهت اجرای این اهداف است تا به یاری خداوند بهطور عملی التزام خود را به فرهنگ عاشورا اثبات کرده باشیم.

یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۳:۰۹ ب.ظ
تعدادی خر دو پا برای شعار دادن و لگد انداختن و موتور مستضعفین آتش زدن و زباله دانی آتش زدن و شیشه بانک شکستن و مغازه های مردم پائین شهری را تخریب کردن استخدام میشود.
افراد بهایی، کمونیست سابق، خویشاوندان اعدامیها، بچه منافقها و سفارت انگلیس زاده ها ، سلطنت طلبان طرفدار رضا شاه دوم و ساواکیها و ساواکی زاده ها و ربا خواران و رانت خواران و قرتیهای و شیطان پرستان در اولویت میباشند.
به واحد خریابی و خر رنگ کنی این سازمان در مقابل سفارت انگلیس مراجعه شود
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۱۲ ب.ظ
بنام خدا
جناب سروش
شما آرزوی نابودی جمهوری اسلامی را به گورخواهید برد. خون شهدا مانع کار شماست
ناله جانبازان شیمیایی و آه مظلومان سردشت و حلبچه و دل شکسته مادران فرزند فدا کرده و اراده میلیونها انسان عاشق سالار شهیدان، مخالفان جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السّوء
شما در دوران دفاع مقدس که هشت سال طول کشید ، جبهه که نرفتید، هیچ، جبهه رفتن، پیشکش! حتی یک سخن در تأیید فداکاری مردم نگفتید.
شاگردان شما نیز پیرو شما بودند. در محفل کیان شما چند نفر بودند که در این دوران فداکاری کردند؟! اگر لباس مقدس سپاه را نیز بر تن کرده بودند، یکبار برای فداکاری اقدام نکردند. شاگرد و همفکر شما جناب محسن کدیور به بهانه نبوغ بی مثال و بی مانندش حیف دید به جبهه برود و نشست خواند و خواند و خواند و شد یک عالم باسواد اما بی احساس و بی تعقل و دور از واقعیات و در خدمت نیات شوم جهانخواران و اینک نیز در سایه آنان چون جنابعالی دارد زیست میکند.
آقای گنجی، طشت رسوائیش از آسمان هفتم به زیر افتاده و رسوای عام و خاص است.
آقای سازگارا پادو بی حیثیت شبکه صدای آمریکا شده است.
آقای مخملباف، افتضاحش اظهر من الشمس گردیده.
و اگر از بقیه شاگردان و تربیت شدگان افکار جنابعالی سخن بگویم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود
جنابعالی زیر پوشش یک اصطلاح بی پایه، یعنی«استبداد دینی»، که آنگونه که در منبع اصلی( کتاب مرحوم نائینی) هست و مقصود نویسنده دانشمند آن از این اصطلاح علمای درباری میباشند، آمده ای مردم مسلمان را رنگ می فرمائی؟!
جنابعالی فرموده ای که جشن زوال استبداد دینی را خواهی گرفت. اما خود میدانی که در نظام جمهوری اسلامی، استبدادی در میان نیست. بلکه مشکل چیز دیگری است. مشکل این است که جنابعالی و دوستانت در مقابل حق نمی خواهید سر فرود آورید.
همان قضیه ای که در تاریخ بوده است.
پیامبران نیز با معاندان همین مشکل را داشتند.
یک مژده به شما بدهم!
ما مستضعفین به زودی جشن خواهیم گرفت!
جشن زوال نفاق
جشن زوال اسرائیل
جشن زوال آنان که به خاورمیانه آمده اند برای پیاده کردن دموکراسی و تا حال چند صد هزار مسلمان را به خاک و خون کشیده اند و جنابعالی سر سوزنی عکس العمل نشان نداده اید.
یک بار یک نامه، بر علیه آنان صادر نفرموده اید.
یک بار یک نامه و یک اطلاعیه بر علیه ظلم آشکار آنان ننوشته اید.
یک بار در یک راهپیمایی بر علیه آنان شرکت نکرده اید.
یک بار وجدان مبارکتان بر علیه کشتار زنان و مردان و کودکان و مظلومان مسلمان فریاد نزده است.
حیف نام انسان که به جنابعالی بدهند و شاگردان نامحترم شما که این روز ها همگی فراری فرنگ هستید و زیر سایه جنایتکاران بینالملل و جهانخواران نفت آشام زندگی میفرمایید و بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی نامه مینویسید و اطلاعیه صادر میفرمایید و داد و بیداد و قال و قیل به راه می اندازید و نظام مردمی ما را متهم به استبداد میفرمایید.
یک بار در زندگیتان بر علیه حق وتو اربابان قدرت و استبداد جهانی سخن نگفته اید.
هزار تئوری در تأیید جامعه باز و جامعه ایده آلتان که همان جامعه آمریکاست صادر فرموده اید، اما دریغ از یک بار فریاد و همراهی با مستضعفین مسلمان و مستضعفین جهان و همراهی با مردم مظلوم فلسطین بخصوص مردم در محاصرة غزه!
فرموده اید که آماده جشن زوال استبداد دینی شده اید.
اولا: حیف از انتظار حق جویی از وجدان خفته شما. شما که ما را با فریبکاری و شارلاتان بازی به استبداد متهم میکنید. همان اتهامی که حضرت مولا را بدان متهم مینمودند!
ثانیا: شتر در خواب بیند پنبه دانه. گهی لف لف خورد گه دانه دانه
دوستان شما که فعلا در حال آماده شدن برای چادر سر کردن و آرایش زنانه کردن و فرار به همان جایی که جنابعالی پناهنده شده اید هستند. جشن پیشکشتان!
مکتب شما، که همان مکتب دنیا خواهی و دنیا پرستی وخود محوری و خود خواهی است، البته با لعابی از شعر و حدیث و تفسیر من در آوردی، در حال زوال است.
منتظر باشید.
شما و جامعه باز ایده آل استادتان پوپر، مثل جامعه ضد دین و کمونیستی بسته شوروی در حال فروپاشی است و ما مسلمانان مظلوم جشن زوال آن را خواهیم گرفت و بر ویرانه های آن به شادی خواهیم پرداخت، ولو کره المشرکون.