بانک مقالات فارسی

مقالات سیاسی

  • لیبرال اما سرسخت/به مناسبت سیزدهمین سالگرد مهندس بازرگان
  • زنده باد آرامش
  • سیمای حقیقی علی خامنه‌ای
  • نقاط ضعف و قدرت مناظره ها
  • دروغ می گویند، پناهنده نشده ام
  • جایگاه اخلاقی خشونت در جنبش مسالمت آمیز
  • جنبش سبز به کجا می‌خواهد برود؟
  • چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود
  • فرصت مغتنم
  • از شما بعید بود
  • دو اصلاح جزیی در پیشنهاد آقای علی مطهری
  • بازگشت به عصر وقف برای اداره حوزه
  • پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر
  • در سوگ استاد
  • تابلوهای جا به جا شده

RSS چهل گیس

  • مشکلی هست! خوراک در دسترس نیست. دوباره تلاش کنید.

آمار سایت مقالات فارسی

  • خانه
  • درباره سایت مقال
طالقانی و منتظری؛ آنها دو تن بودند در سوگ استاد
دی ۱۸

جنبش سبز به کجا می‌خواهد برود؟

اکبر گنجی نظر دهید

اکبر گنجی:

اشاره: جنبش سبز طی هفت‌ماه اخیر دست‌آوردهای خوبی داشته است؛ این جنبش تجلیِ بخشی از نارضایتی نهفته در جامعه‌ی ایران است. این جنبش از طریق هویت‌سازی، افراد را با یک‌دیگر پیوند داده است.

این جنبش ازطریق نماد سبزش، نگاه بسیاری را در سراسر جهان به خود معطوف کرده است. این جنبش از طریق حضور در مجامع عمومی خود را تثبیت کرده است. این جنبش نشان داد که می‌توان بدون دخالت خارجی و استمداد از بیگانگان، گذار به رژیم دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر را ممکن ساخت.

حفظ تمامیت ارضی ایران یکی از مهم‌ترین اصول جنبش سبز است. تقلب بزرگ انتخاباتی مردم را به خیابان‌ها کشاند. «رأی من چه شد» شعاری دوسویه بود: اعتراض به رییس جمهور تقلبی از یک سو، و مطالبه‌ی انتخابات آزاد از سوی دیگر. به همین جهت اعتراض اولیه معطوف به مقابله‌ی با محمود احمدی‌نژاد بود.

حمایت بی‌دریغ آیت‌الله علی خامنه‌ای از محمود احمدی‌نژاد و صدور فرمان سرکوب مردم از سوی او، نزاع با احمدی‌نژاد را به نزاع و رویارویی سبزها با علی خامنه‌ای تبدیل کرد. علی خامنه‌ای بیش‌ترین نقش را در تعویض محل نزاع بازی کرد.

در عین اذعان به این دست‌آوردها، جنبش دموکرسی‌خواهی بدون چشم‌اندازی از آینده و روشن‌کردن ترجیحات و مطالبات، گرفتار روزمره‌گی خواهد شد. چرخش‌های ۱۸۰ درجه‌ای از یک سو به سوی دیگر، راهبر به مقصود نیست. یک روز مسأله این بود که با عمل وداع کرده بودیم. از هر نوع حرکت جمعی مردمی، به دلیل عدم کنترل و روشن‌نبودن پی‌آمدها، می‌هراسیدیم.

اما امروز مسأله این است که چهره‌های شاخص جنبش سبز و بسیاری از روشن‌فکران خود را به عمل جمعی پوپولیستی (تظاهرات اعتراضی خیابانی) سپرده‌اند. خیابان به‌عنوان خیابان هدف نیست، اما گویی برای گروهی خود خیابان به هدف تبدیل شده است. بدون بسیج اجتماعی نمی‌توان به موازنه‌ی قوای دولت و جامعه دست یافت. اما بدون تعیین استراتژی، تاکتیک‌ها، شعارها و اهداف، کار جنبش دشوار خواهد شد.

این نکته معلوم است که هرنوع برنامه‌ای، گروهی را ناراضی خواهد کرد. آنان که اهداف، شعارها، تاکتیک‌ها را نپسندند به دلیل تفاوت نظر در خصوص راه‌بردها و شعارها، چهره‌های شاخص جنبش سبز را به خودی و غیرخودی کردن متهم خواهند کرد.

اما مگر می‌شود جنبش اجتماعی آزادی‌خواهی برای گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر را بدون برنامه پیش برد؟ همان‌طور که همه‌ی افراد و گروه‌ها حق دارند در این خصوص نظرورزی کنند، چهره‌های شاخص این جنبش هم حق دارند نظرات خود را بیان نمایند.

ممکن است نظرات چهره‌های شاخص جنبش به مذاق برخی خوش نیاید، یا ممکن است اظهار برخی مواضع باعث جداشدن برخی از هم‌راهی شود، این واقعیات را نمی‌توان توجیه کافی برای فقدان برنامه و روشن‌نبودن نقشه‌ی راه قلمداد کرد.

برنامه‌، طرحی انتزاعی نیست که بتوان مستقل از واقعیت بدان اندیشید. برنامه، در چارچوب شرایط مشخص تدوین می‌شود. اگر چه تاریخ و جامعه را انسان‌ها آفریده‌اند، اما همان تاریخی که انسان‌ها آفریده‌اند، ساختارهایی ایجاد کرده است که هر نوع کنشی در محدوده‌های آن صورت می‌گیرد.

اگر دموکراسی محصول موازنه‌ی قوا بین دولت و جامعه است، که هست، بنابراین فهم دقیق موازنه‌ی قوا بین دولت و مخالفان، بخش مهمی از طراحی راه‌برد و مطالبات است. هدف یادداشت حاضر، برجسته‌سازی برخی واقعیاتی است که چهره‌های شاخص جنبش سبز در برساختن استراتژی، تاکتیک‌ها و شعارها باید به بدان‌ها توجه کنند.

یکم - استقلال مالی دولت از جامعه: درآمدهای نفتی چنین امکانی برای رژیم فراهم آورده است. در چهار سال گذشته (۱۳۸۴ - ۱۳۸۷) ۲۸۰ میلیارد دلار درآمد نفتی کشور بوده است. این ظرفیت عظیم را به هیچ وجه نباید نادیده گرفت.

دوم- سازمان سرکوب: سلطان سازمان‌های نظامی و امنیتی و اطلاعاتی (سپاه پاسداران، بسیج، نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات) در اختیار دارد که «می تواند» از آن‌ها برای سرکوب جنبش استفاده کند. استقلال مالی به دولت امکان داده است که سازمان سرکوب را به‌شدت گسترش دهد.

سوم – اراده‌ی ماندن: اراده‌ی ماندن در قدرت در علی خامنه‌ای بسیار بالاست. علل متعددی در این وضعیت دخیل است. یکی از آن علل به قرار زیر است: با توجه به وابستگی شاه به دولت‌های غربی، برای او و نیروهای سرکوب‌گرش این «امکان» وجود داشت که به کشورهای زیادی بگریزند، اما این امکان برای علی خامنه‌ای و مریدان‌اش وجود ندارد.

چهارم - انحصار رسانه‌ای: علی خامنه‌ای در شرایطی که جنبش سبز را از هر رسانه‌ای محروم کرده است، تمامی رسانه‌ها (صدا و سیما، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها، و …) را به انحصار خود در آورده است. این وضعیتِ کاملاً نابرابر امکان فراخی برای کنترل افکار عمومی در اختیار رژیم قرار داده است.

در عین حال باید به این پرسش هم پاسخ گفت: چه کسی در جامعه هژمونی دارد؟ رژیم یا مخالفان؟ می‌دانیم که شایعه در جامعه‌ی ایران یکی از قوی‌ترین رسانه‌هاست که نباید در تحلیل شرایط کشور نادیده گرفته شود. از سوی دیگر، سایت‌های اینترنتی، تلویزیون‌های ماهواره‌ای و رادیوهای غیرایرانی وجود دارد که تا حد امکان اطلاع‌رسانی می‌کنند.

پنجم- استفاده‌ی ابزاری از دین: آیت‌الله خمینی و کل دستگاه روحانیت، رژیم شاه را رژیمی ضددین قلمداد می‌کردند. درست است که دین‌گریزی یکی از پی‌آمدهای سه‌دهه حکومت دینی در ایران بوده است، اما نباید فراموش کرد که اکثریت مردم ایران هم‌چنان دیندارند.

به همین دلیل دستگاه تبلیغاتی/ایده‌ئولوژیک سلطان (روحانیت درباری، منابر نماز جمعه، منابر مساجد، رادیو و تلویزیون، روزنامه‌های دولتی، خبرگزاری‌های دولتی، و …) کوشش کرده و می‌کنند تا جنبش سبز را جنبشی ضددینی قلمداد کنند.

این جنبش، جنبشی دینی (به دنبال مطالبات دینی- مذهبی و رویارویی با بی‌دینان) نیست، بل‌که جنبشی دموکراتیک (به دنبال مطالبات دموکراتیک و با مشارکت فاعلان و بازی‌گران متفاوت) است. اما پشتی‌بانی و مشارکت مراجع تقلید (آیت‌الله منتظری، آیت‌الله صانعی، آیت‌الله موسوی اردبیلی، آیت‌الله بیات) از آن، روحانی‌بودن برخی از چهره‌های شاخص (مهدی کروبی، محمد خاتمی) آن، و متدین‌بودن میرحسین موسوی و بسیاری از زندانیان، تبدیل شکاف بسیار ضعیف دین‌داران – بی‌دینان به شکاف اصلی را بسیار دشوار کرده است.

همه‌ی فاعلان جنبش سبز باید به ‌دقت تمام توجه داشته باشند که سخنانی بر زبان نرانند که شکاف دین‌داران- بی‌دینان را جای‌گزین شکاف اصلی دیکتاتوری- دموکراسی سازد.

نکته‌ی دیگری را هم نباید نادیده گرفت. هیچ‌کس خدا نیست. هیچ‌کس مسوول دین نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند دیگری را دین‌دار یا بی‌دین بخواند. تاریخ دین بهترین شاهد مدعای ماست: بی‌دین خواندن ابن‌عربی، ملاصدرا، بوعلی سینا، مولوی، حلاج و ده‌ها عارف و فیلسوف دیگر در جهان اسلام حاکی از آن است که نباید به این‌گونه مدعیات عنایت کرد.

همین اتفاق در تاریخ مسیحیت و دین یهود هم روی داده است. «پشمینه‌پوشان تندخو» و «ریاکار» که در خلوت کاری می‌کنند و در محراب و منبر کاری دیگر، خود را علم‌دار دین‌داری و بی‌دینی قلمداد می‌کنند. پاسخ حافظ به آن‌ها صریح بود: «آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت».

ششم – استفاده‌ی ابزاری از احساسات ملی‌گرایانه: رژیم شاه رژیمی آمریکایی به شمار می‌رفت، اما رژیم جمهوری اسلامی، رژیمی ضدآمریکایی به شمار می‌رود. در نزاع بر سر مسأله‌ی هسته‌ای، جهان غرب به رهبری آمریکا سیاست دوگانه (و دبل استانداردی) در رابطه‌ی با ایران و دیگر کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه در پیش گرفته است.

در حالی که برخی از کشورهای همسایه و منطقه (اسرائیل، هند، پاکستان، قزاقستان، روسیه) دارای بمب اتمی هستند، جهان غرب به دنبال آن است که ایران غنی‌سازی اورانیوم در داخل کشور را تعطیل سازد. رژیم با علم‌کردن این سیاست دوگانه‌ی غیر قابل دفاع، تبلیغات خود را به این جهت سوق داده است که غربیان مخالف استفاده‌ی علمی- پزشکی ایران از انرژی هسته‌ای هستند. بدین ترتیب رژیم می‌تواند با افزایش تنش با جهان غرب، اجماعی حول خود پدید آورد.

تکنولوژی هسته‌ای حق مردم ایران است. اما سلطان با تبدیل مسأله‌ی هسته‌ای به مسأله‌ی اصلی، به دنبال آن است که توجه‌ی ایرانیان و جهانیان را از نقض حقوق اساسی مردم ایران منحرف سازد. شعار «جمهوری ایرانی»، از این منظر، نوعی واکنش به سوء‌استفاده‌ی دولت از احساسات ملی‌گرایانه‌ی ایرانیان می‌تواند به شمار رود.

هفتم - ترس و یأس: علی خامنه‌ای و مریدان منفعت‌برش،از طریق ارعاب می‌کوشند بر جنبش سبز فائق شوند. زندان و شکنجه و کشتار مهم‌ترین شیوه‌ی آنان در رویارویی با جنبش سبز است. آن‌ها به هیچ‌وجه به جنبش سبز مجوز برگزاری یک تجمع قانونی را نمی‌دهند.

از سوی دیگر، با تکرار دائمی این سخن که ۱۳ میلیون رأی‌دهنده‌ی به مهندس موسوی به‌شدت ریزش کرده و به دویست/سیصد و حداکثر چند هزار نفر تقلیل یافته‌اند، می‌کوشند تا عاملان و فاعلان جنبش سبز را ناامید سازند.

هشتم - استراتژی و تاکتیک: از نظر منطقی، خوب (درست) و بد (نادرست) استراتژی و تاکتیک، محصور به چهار رابطه است: ۱- استراتژی خوب، تاکتیک خوب. ۲- استراتژی خوب، تاکتیک بد. ۳- استراتژی بد، تاکتیک خوب. ۴- استراتژی بد، تاکتیک بد. مقاله و مقالات

توجه به این روابط بسیار مهم است. به‌عنوان نمونه، دفاع از آیت‌الله خمینی، الگوقراردادن آرا و افکار او به‌عنوان مقتدای جنبش سبز (سیدمحمد خاتمی: «بزرگ‌ترین متفکر اصلاح‌طلب امام خمینی است»)، استراتژیک است یا تاکتیکی؟ سنگرگرفتن در پشت آیت‌الله خمینی پی‌آمدهایی دارد که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

وقتی چهره‌های شاخص جنبش سبز خود را پیروان واقعی آیت‌الله خمینی معرفی می‌کنند و زمام‌داران کنونی را مخالفان آیت‌الله خمینی قلمداد می‌کنند، خود و جنبش سبز را وارد گفتمانی می‌کنند که رهایی از آن بسیار دشوار است. به تعبیر دیگر، نزاع بر سر شکاف اصلی (دیکتاتوری و دموکراسی)، به نزاع مدافعان و مخالفان آیت‌الله خمینی فروکاسته می‌شود.

اینان به این سخن آیت‌الله خمینی استناد می‌جویند که «میزان رأی ملت است»۱، آنان هم به این سخن آیت‌الله خمینی استناد می‌جویند که «پشتی‌بان ولایت فقیه باشید تا کشور آسیبی نبیند». آنان سخنان بی‌شماری از آیت‌الله خمینی، خصوصاً دوران پس از انقلاب، نقل خواهند کرد تا نشان دهند چهره‌های شاخص جنبش سبز دروغ می‌گویند که پیرو خط امامند.

چهره‌های شاخص جنبش سبز که در شرایط سرکوب‌گرانه‌ی داخل کشور در حال مبارزه‌اند، و می‌دانند که رژیم به دنبال کوچک‌ترین بهانه برای حذف و نابودی آن‌هاست، شاید چاره‌ای جز توسل به آیت‌الله خمینی نداشته باشند. اما، داستان پاره‌کردن عکس آیت‌الله خمینی، نشان‌دادن آن از سیمای جمهوری اسلامی، هیاهو به راه انداختن پیرامون آن و برپایی تظاهرات سراسری در کل کشور، محدودیت‌های این گفتمان را نشان داد.

وقایع اخیر نشان داد که در این‌جا با استراتژی و تاکتیک بد مواجه شده‌ایم. تجربه‌ی مبارزات آیت‌الله منتظری بهترین شاهد مدعای ماست. ایشان هیچ‌گاه خود را در چنبره‌ی گفتمان آیت‌الله خمینی زندانی نکرد. نه‌تنها آیت‌الله خمینی را الگوی آزادی‌خواهی معرفی نکرد، بل‌که در برابر فرامین ناقض حقوق بشر او ایستاد.

جای‌گاه بی‌نظیر آیت‌الله منتظری در میان دموکراسی‌خواهان و مدافعان حقوق بشر نشان‌دهنده‌ی آن است که آن‌چه مهم است، تسخیر دولت نیست، مهم دفاع از حقوق اساسی مردم، ایستادن در برابر خودکامگی و قدرت‌مندکردن مردم از طریق سازمان‌یابی است. این آن‌چیزی است که اگر همه‌ی نخبگان بدان تن دهند، مردم و جامعه را قدرت‌مند خواهد کرد.

انتخاب گفتمان حسینی- یزیدی، استراتژی بسیار خطرناکی است. امام حسین مهم‌ترین نماد مبارزه‌ی خونین تاریخ شیعیان است. شیعیان هرگاه خواسته‌اند با حکومتی در عمل درگیر شوند و آن را به زیر کشند (سرنگون سازند)، به این منبع عظیم ظلم‌ستیزی و عدالت‌طلبی پناه برده‌اند. این گفتمان در ایجاد انقلاب ۱۳۵۷ نقش اساسی داشت.

علی شریعتی می‌گفت همه‌ی روزها عاشورا و همه‌ی زمین‌ها کربلا است. آنان که رفتند (شهید شدند)، کاری حسینی کردند، آنان که زنده ماندند، باید کاری زینب‌وار انجام دهند، وگرنه یزیدی‌اند. تجربه‌ی انقلاب ۵۷، پی‌آمدهای خواسته و ناخواسته‌ی آن گفتمان را روشن کرده است.

سفید (حسینی‌ها) و سیاه (یزیدی‌ها) کردن طرفین نزاع و استناد به عاشورا، چه راهی جز کشته‌شدن حسینی‌ها یا کشتن یزیدیان به روی جنبش سبز می‌گشاید؟ وداع با روش‌های مسالمت‌آمیز و توسل به روش‌های خشونت‌آمیز، یکی از پی‌آمدهای این گفتمان است.

رژیم با هدف آفریدن توجیه سرکوب به این گفتمان توسل می‌جوید. استناد جنبش سبز به این گفتمان برای رسیدن به چه مقصودی است؟ دموکراسی محصول مبارزات مسالمت‌آمیز، قدرت‌مندکردن مردم، میزهای مذاکره و بده‌بستان است. رهبری جنبش دموکراسی‌خواهی باید بتواند با رهبری نظام سرکوب‌گر وارد گفت‌وگو، به‌منظور گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی، شود.

گفتمان حسینی- یزیدی، راه گفت‌وگو را مسدود می‌سازد. عاملان و بازی‌گران جنبش سبز باید به این فکر کنند: آیا با یزید می‌توان مذاکره کرد؟ اگر پاسخ منفی است، آیا بدون میز مذاکره، گذار مسالمت‌آمیز ممکن است؟ اگر پاسخ منفی است، گفتمان حسینی- یزیدی را باید کنار نهاد.

نهم - رادیکالیسم در روش، رادیکالیسم در اهداف: سلطان و مریدان‌اش جنبش سبز را جنبشی ساختارشکن و یک نوع انقلاب رنگی قلمداد کرده‌اند. به تعبیر دیگر، سلطان و نیروهای سرکوب‌گرش شرکت در انتخابات و رأی‌دادن به کاندیدای دیگر را براندازی نرم و کودتای مخملی معرفی می‌کنند.

برخی افراد و گروه‌ها وقتی با این نوع تبلیغات رژیم روبه‌رو می‌شوند، به‌سرعت این تلقی از جنبش سبز را انکار و طرد می‌کنند. برای راه‌بردی روشن در این زمینه، دو نوع عقلانیت را باید از یک‌دیگر تفکیک کرد:

عقلانیت نظری: به معنای تناسب دلیل و مدعا.

عقلانیت عملی: به معنای تناسب روش‌ها و اهداف.

اگر جنبش سبز به دنبال دموکراتیزه‌کردن جامعه و قلمروی سیاسی است، که هست، دنبال‌کردن چنین هدفی در ساختار سیاسی خودکامه‌ی کنونی، هدفی رادیکال به شمار می‌آید. به تعبیر دیگر، گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر خواستی رادیکال محسوب می‌شود.

چنین رادیکالیسمی اخلاقی و موجه است. اما عقلانیت عملی حکم می‌کند که از روش‌ها و وسایلی استفاده شود که جنبش سبز را به این هدف برساند، نه استفاده از روش‌ها و وسایلی که ما را از هدف دور سازد.

روش‌های رادیکال (انقلابی: خشونت‌آمیز) به‌هیچ‌وجه به نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر منتهی نخواهد شد. روش‌های مسالمت‌آمیز، روش‌هایی است که متناسب به این هدف رادیکال (درخواست دموکراسی و حقوق بشر)اند. یکی از دست‌آوردهای جنبش سبز، پیروزی اخلاقی بر رژیم است.

دموکراسی‌خواهی و دفاع از حقوق بشر به‌عنوان اهداف، و توسل به روش‌های مسالمت‌آمیز برای رسیدن به اهداف، دلیل این پیروزی اخلاقی بوده است. فوران و سلطه‌ی احساسات، یکی از ارکان روش‌های انقلابی است.

جنبش دموکراسی‌خواهی، جنبشی عقلانی است که به‌ هیچ بهانه‌ای احساسات را جای‌گزین عقلانیت نمی‌کند. چهره‌های شاخص جنبش و روشن‌فکران، اگر به دنبال دموکراتیزه‌کردن ساختار سیاسی و کل جامعه هستند، باید به صراحت تمام، همه‌روزه، روش‌های خشونت‌بار را نقد و نفی کنند. با نفرت، کینه، انتقام، و خشونت نمی‌توان دموکراسی برساخت.

به‌کارگیری خشونت جامعه‌ی ما را وارد دور باطل خشونت می‌سازد، خشونت را افزایش می‌دهد و توسل به خشونت رژیم را موجه می‌کند.

عصبانیت مردم از خودکامگی و سرکوب عریان زمام‌داران سیاسی قابل فهم و هم‌دلی است، اما توسل به خشونت به هیچ بهانه‌ای قابل توجیه نیست. آتش‌زدن پاسگاه، پرتاب کوکتل‌مولوتف به ون‌های نیروی انتظامی، به‌آتش‌کشیدن موتورها و حمله به نیروهای نظامی و انتظامی کار چه کسانی است؟ بخشی از سازمان سرکوب رژیم؟ برخی از گروه‌ها و سازمان‌های شبه‌توتالیتر؟ یا جنبش سبز؟

برای من باورکردنی نیست که آن چندمیلیون انسان شریف و باهوشی که شعار می‌دادند: «رأی من چه شد؟»، چنان اقداماتی کرده باشند. روز عاشورا آنان چندنفر را به شهادت رساندند. نحوه‌ی به‌شهادت‌رساندن برخی از شهداء به شیوه‌ی ترور بوده است.

نه‌تنها نباید به خشونت توسل جست، بل‌که باید به‌گونه‌ای عمل کرد که دولت نتواند از سازمان سرکوب علیه مردم استفاده کند. در آلمان شرقی سابق، در شهر لایپزیک، مردم معترض هر هفته جلوی کلیسای شهر جمع می‌شدند و دعا می‌خواندند. در برخی از شهرهای اروپای شرقی سابق، صدها هزار تن از مردم بدون آن‌که شعاری سر دهند، شمع‌به‌دست سیاهی شب را به روز تبدیل کردند. این‌گونه بود که رژیم‌های توتالیتر نتوانستند از سازمان سرکوب استفاده کنند.

دهم - ساختار و کارگزار: یکی از مهم‌ترین مسایل علوم اجتماعی تجربی، مسأله‌ی ساختار (structure) و عاملان (agency) است. ساختارگرایان، عاملان و بازی‌گران را عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی ساختارهای اجتماعی به شمار می‌آورند. در مقابل، فردگرایی روش‌شناختی، ساختارها را به فاعلان فرو‌می‌کاهد.

به تعبیر دقیق‌تر، از نظر وجود شناختی (ontological)، چیزی جز افراد در جهان خارج وجود ندارد. ساخت اجتماعی موجودیتی مستقل از تک‌تک افراد ندارد۲.

مسأله‌ای که در طراحی راه‌برد بدان توجه باید کرد به شرح زیر است: بر مبنای ساختارگرایی، سخن‌گفتن از احمدی‌نژاد و دیگر رهبران، داروی درمان بیماری سرطانی «ساختار استبدادی» نخواهد بود. اما بر مبنای فردگرایی روش‌شناختی، هرگونه تحلیل اجتماعی در نهایت باید به عاملان (افراد) تحویل شود.

بر این مبنا، حتی اگر رژیم جمهوری اسلامی رژیمی سلطانی به شمار نیاید، باز هم علی خامنه‌ای قدرت‌مندترین شخصیت رژیم است. اگر بخواهیم از تشبیهی برای فهم موضوع استفاده کنیم، می‌توان گفت: «علی خامنه‌ای قلب و مغز رژیم است». از این رو علم‌کردن احمدی‌نژاد و کوبیدن او اگر تاکتیکی برای عدم رویارویی مستقیم با علی خامنه‌ای باشد، تاکتیکی قابل فهم است، نه قابل توجیه (justified).

اما اگر چنین نباشد، با مشکل فهم و درک توزیع قدرت در نظام سیاسی ایران مواجه خواهیم بود. چهره‌های شاخص جنبش سبز تمام کوشش خود را مصروف آن کرده‌اند تا جنبش را به مقابله‌ی با آیت‌الله علی خامنه‌ای نکشانند، اما این خود رهبر بود و هست که مطالبات را به خود معطوف داشت و شعارها را علیه خود کرد.

نتیجه: جنبش سبز به استراتژی روشن محتاج است. پی‌آمدهای خواسته و ناخواسته‌ی جنبش سبز، گریبان همه را خواهد گرفت. روش‌های خشونت‌بار چاره‌ی بیچارگی ما نیستند. درد ما، درد استبداد و خودکامگی است. مسأله‌ی ایران، مسأله‌ی چند فرد یا گروهی از افراد نیست.

مسأله‌ی ما، استبداد نهادینه‌شده در همه‌ی زوایای زندگی است. استبداد، دوره‌ای استثنایی در تاریخ ما نبوده است. تاریخ ما، تاریخ استبداد و خودکامگی است. با تغییر صورت مسأله، به حل مسأله نزدیک نخواهیم شد. مسأله‌ی اصلی، مسأله‌ی گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر است.

باید به این مسأله فکر کرد. باید برای این مسأله چاره‌اندیشی کرد. اگر دیر بجنبیم، رودهایی که جاری شده‌اند، به سیلی ویران‌گر تبدیل خواهند شد که همه را با خود خواهد برد. حداقل کاری که می‌توان و باید کرد این است که خواست‌ها و مطالبات دموکراتیک (به‌عنوان مثال: انتخابات آزاد، حق تجمعات مسالمت‌آمیز، آزادی کلیه‌ی زندانیان سیاسی - عقیدتی، آزادی مطبوعات و رفع توقیف از کلیه‌ی مطبوعات توقیف‌شده، آزادی احزاب، انتخاب روسای دانشگاه‌ها به انتخاب دانشگاهیان، عفو عمومی به تصویب مجلس، تشکیل کمیته‌ی حقیقت‌یاب ملی درباره‌ی انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد، استعفای محمود احمدی‌نژاد و برگزاری انتخابات مجدد و …) مرحله‌ی کنونی جنبش را مدون کنیم.

این مطالبات را به تائید جمع هر چه بزرگ‌تری از چهره‌های ملی، موثر ، نظریه‌پرداز و مقبول برسانیم و بدین ترتیب اجماعی ملی پیرامون مطالبات مشخص و مدون برسازیم. اگر وضعیتی خطرناک و ناخواسته پیش آید، همه‌ی ما اخلاقاً در پیدایش آن وضعیت مسوول خواهیم بود. آنان که دستی در آتش دارند،به‌جای بنزین‌پاشیدن بر آتش، باید آتش را خاموش سازند.

مگر می‌شود از رژیم بنیادگرای سرکوب‌گر دفاع کرد؟ مگر می‌شود برای تثبیت و دوام این رژیم کار کرد؟ آیا کسانی که سال‌ها در زندان‌های این رژیم حبس و شکنجه شده‌اند، اینک به عاملان بقای این رژیم مبدل شده‌اند؟ مسأله این نیست، مسأله انتقال تجربه‌ی نسل انقلاب ۱۳۵۷ است. آن تجربه چه بود؟

آرنت، پوپر، ارول، جیلاس، گیدنز و دیگران در خصوص این تجربه سخنان نیکویی بیان کرد‌ه‌اند. ارول می‌گفت «همه‌ی انقلاب‌ها شکست هستند. اما همه‌ی شکست‌ها یک گونه نیستند». میلوان جیلاس گفته است «انقلاب همواره یک تراژدی در زندگی بشری است، دوست ندارم آن را رویایی جلوه دهم. انقلاب [شوروی، یوگسلاوی] هم اهریمنی بود. … نمی‌توانم بفهمم که جنایات خونین و رنج‌های بزرگ را چگونه می‌توان انسانی خواند»۳.
آنتونی گیدنز هم نوشته است «انقلاب‌ها به نام آزادی صورت می‌گیرند، اما اغلب به دنبال آن‌ها یک دوره‌ی سرکوب شدید اجتماعی به وجود می‌آید. … به دنبال انقلاب‌ها دوره‌های حبس و اعدام‌های گسترده‌ی خودسرانه و سانسور شدید آمده است. اصطلاح «وحشت انقلابی» که اولین‌بار برای توصیف پی‌آمد انقلاب سال ۱۷۸۹ فرانسه به کار رفت به‌معنای استفاده‌ی منظم از خشونت برای تحمیل اطاعت نسبت به مقامات حاکم جدید است»۴.

آرنت نوشته است «باید به این حقیقت غم‌انگیز توجه کرد که بیش‌تر وقایعی که انقلاب نام گرفته‌اند نه‌تنها از ایجاد «اساس آزادی» بل‌که از تضمین حقوق و آزادی‌های مدنی و تأمین نعمت «حکومت محدود» بر پایه‌ی قانون اساسی نیز عاجز بوده‌اند»۵.

پانوشت‌ها:

۱. سیدمحمد خاتمی پس از ماجرای پاره‌کردن عکس آیت‌الله خمینی گفته است:

«ما اسلام واقعی را در بینش و روش امام می‌‌بینیم که جمهوری اسلامی را مطرح می‌‌کند یعنی دموکراسی را پذیرفته است اما به نقص‌هایی که دموکراسی دارد و جامعه‌شناسان و فیلسوفان غرب هم آن‌ها را مطرح کرده‌اند یعنی فقدان عنصر معنوی و الهی در درون جوامع، توجه کرده و جمهوری اسلامی یعنی آن ارزش‌ها هم به دموکراسی اضافه شود. … امام خمینی مظهرآزادگی و آزادی ملت ایران است؛ کدام کلام بالاتر از این برای مردم‌‌سالاری است که میزان رای مردم است؟ امام خمینی که شوخی نکرده‌اند! میزان رای مردم است یعنی چی؟ … اصلاحات می‌گوید این انقلاب، قانون اساسی و معیارهای دینی و امام را قبول داریم و معتقدیم در بسیاری از موارد؛ در این معیارها انحراف به وجود آمده است و باید اصلاح شود. … اصلاحات بیش از برگزاری درست انتخابات و عمل به قانون اساسی چیز بیش‌تری نمی‌خواهد. … مرزهای ما با آن‌هایی که ضددینند، با متحجران، حتی با کسانی ‌که می‌گویند دین نباید در حیات سیاسی دخالت کند، [روشن است].» به این‌جا رجوع شود

۲. کارل پوپر در این خصوص گفته است:

«همه‌ی پدیده‌های اجتماعی، و خصوصاً کارکرد همه‌ی نهادهای اجتماعی را باید همیشه ناشی از تصمیمات، اعمال، و نگرش‌ها، و غیره‌ی افراد بشری دانست. … ما هرگز نباید به توضیحی برحسب به‌اصطلاح «اجتماعات» بسنده کنیم و خرسند شویم» (کارل پوپر، جامعه‌ی باز و دشمنان آن، ص ۹۸).

مطابق‌ تقریر هویت‌شناسانه‌ی‌ فردگرایی‌:

«هویات‌ اجتماعی‌، چیزی‌ نیستند به‌‌جز مجموعه‌هایی‌ از افراد که‌ نسبت‌های‌ گوناگون‌ با هم‌ دارند. دانشگاه‌ چیزی‌ نیست‌ جز افرادی‌ که‌ فعالیت‌ دانشگاهی می‌‌کنند، یعنی‌: استادان‌، دانشجویان‌، امنا، رؤسا و سرایداران‌. این‌ تقریر از آموزه‌، تقریری‌ است‌ در باب‌ ترکیب‌ خارجی‌ پدیده‌ی‌ اجتماعی‌ و مفادش‌ این‌ است‌ که‌ هر پدیده‌ی‌ اجتماعی‌ مولَّف‌ است‌ از افراد و افعال‌شان. ‌… همه‌ی‌ هویات‌ اجتماعی‌، اعم‌ از دولت‌، نظام‌ اقتصادی‌، معاهدات‌، نظام‌ حقوقی‌، دین‌، سنن‌ هنری‌، جنگ‌، اعتصاب‌، نظامات‌ تجاری‌ و انقلابات‌، همه‌ قائم‌ به‌ مجموعه‌ای‌ از افراد و افعالند. ساختارها و نهادهای ‌ اجتماعی‌، نظام‌ هنجارها و اشکال‌ مختلف‌ روابط‌ اجتماعی‌، همه‌ متشکل‌ از آدمیانی‌ هستند که‌ به‌ کارهای‌ معنی‌دار و آگاهانه‌ مختلف‌ مشتغلند» (دانیل لیتیل، تبیین در علوم اجتماعی ، ترجمه‌ی عبدالکریم سروش، انتشارات صراط ، صص ۳۱۲ - ۳۱۳).

از سوی دیگر، در جبهه‌ی مقابل، فوکو در تاریخ و جنسیت نوشته است:

«ما باید بکوشیم کشف کنیم که چگونه سوژه‌ها به‌تدریج به‌نحوی پیش‌رونده، واقعی، و به‌شکلی مادی از طریق کثیری از ارگانیسم‌ها، نیروها، انرژی‌ها، مواد، تمناها، اندیشه‌ها، و غیره ساخته می‌شوند». (ص ۹۷).

مارکسیسم ساختارگرا هم فاعل‌بودن آدمیان را انکار می‌کند. از نظر آن‌ها، ساختارهای زیربنایی اجتماعی کنش‌های آدمیان را تعیین می‌کنند. در این دیدگاه انسان‌ها به عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی ساختارهای اجتماعی تبدیل می‌شوند. به گفته‌ی یان کرایب، مارکسیسم ساختارگرا، اقتصاد را چوب بیلیاردی می‌داند که با آن توپ بیلیارد سطوح سیاسی و ایده‌ئولوژیک به حرکت درمی‌آید. آلتوسر می‌گفت «اقتصاد در تحلیل نهایی تعیین‌کننده است».

۳. سه دیدگاه درباره‌ی اصلاحات در شوروی، چین و یوگسلاوی، مصاحبه با میلوان جیلاس، آندره ساخارف، ولیو بینیان، گردآوری و ترجمه‌ی هرمز همایون‌پور، انتشارات آگاه، صص ۵۹ – ۶۰.

۴. آنتونی گیدنز، جامعه‌شناسی، نشر نی، ص ۶۶۶.

۵. هانا آرنت، انقلاب، ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند، انتشارات خوارزمی، ص ۳۱۳.

سایر مقالات اکبر گنجی >>

ارسال به بالاترين

۵۹ پاسخ به “جنبش سبز به کجا می‌خواهد برود؟”

  1. هادی گفت:
    یکشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۸ در ۲:۱۷ ب.ظ

    جنبش سبز یک جنبش مدنی مسالمت آمیز برای برقراری دموکراسی در ایران عزیز است
    پاینده باد ایران! زنده باد آزادی!

  2. زهره گفت:
    دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۸ در ۲:۲۲ ب.ظ

    گذر از دیکتاتوری به دمکراسی یک شبه بدست نمیاید ای کاش همه مبارزه منفی را درک میکردند

  3. وای بر جنبش سبز اموی گفت:
    دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۸ در ۷:۵۸ ب.ظ

    آنکه تخم بدی را می فشاند ، بدون شک همه محصول آن را درو می کند

  4. وای بر جنبش سبز اموی گفت:
    دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۸ در ۸:۱۳ ب.ظ

    جزئیات تازه از ترور “علی موسوی ”

    این چند نفر که سوار بر یک خودروی شاسی بلند بوده اند، همانند پروژه قتل ندا آقاسلطان، پس از شناسایی علی موسوی در اطراف منزلش که در یک منطقه خلوت بوده، او را هدف گلوله خود قرار داده اند. گلوله شلیک شده از…
    [جزئیات تازه از ترور ]

    فارس: مهاجمان پس از تیراندازی، برای ممانعت از شناسایی خود توسط مردم، بلافاصله از منطقه متواری می‌شوند. در این میان چند نفر از حاضرین در آن منطقه نیز که قصد انتقال او به بیمارستان را داشته‌اند پس از آنکه خواهر زاده موسوی خود را معرفی می‌کند، او را در حوالی یک پارک در خیابان شادمان رها می‌کنند.

    شبکه ایران نوشت؛ در حالی که موضوع کشته‌شدن خواهرزاده میرحسین موسوی در روز عاشورا همچون پروژه مشکوک قتل ندا آقا سلطان در روزهای آغازین آشوب ها، دستمایه هجمه های تبلیغاتی رسانه های ضد ایرانی علیه کشورمان قرار گرفته است، یک مقام آگاه از پروژه فتنه گران پرده برداشت.
    این مقام مطلع گفت: برخلاف ادعای آشوبگران مبنی بر کشته‌شدن علی موسوی در جریان تظاهرات و درگیری با ماموران، خواهر زاده موسوی در محیطی خارج از اغتشاشات و با فاصله زیاد از درگیری ها و در جریان یک برنامه کاملا مشکوک به قتل رسیده است.
    به گفته وی همزمان با تلاش اغتشاشگران برای ایجاد ناآرامی در تهران و حمله به هیات های مذهبی، چند نفر از افرادی که تاکنون هویت اصلی آنان مشخص نشده، اقدام به تعقیب و هدف قراردادن خواهر زاده موسوی می کنند.
    این مقام آگاه افزود: این چند نفر که سوار بر یک خودروی شاسی بلند بوده اند، همانند پروژه قتل ندا آقاسلطان، پس از شناسایی علی موسوی در اطراف منزلش که در یک منطقه خلوت بوده، او را هدف گلوله خود قرار داده اند. گلوله شلیک شده از یک سلاح مخصوص ترور خارج شده که پس از شلیک از فاصله چندین متری به کتف خواهر زاده موسوی برخورد می کند.

    وی خاطرنشان کرد: مهاجمان پس از تیراندازی، برای ممانعت از شناسایی خود توسط مردم، بلافاصله از منطقه متواری می شوند. در این میان چند نفر از حاضرین در آن منطقه نیز که قصد انتقال او به بیمارستان را داشته اند پس از آنکه خواهر زاده موسوی خود را معرفی می کند، او را در حوالی یک پارک در خیابان شادمان رها می کنند.
    این منبع آگاه گفت: نتیجه تحقیقات به عمل آمده از افرادی که علی موسوی را در همان محل ترک کردند، نشان داد که آنان به دلیل ترس از متهم شدن در این واقعه مشکوک، از انتقال او به بیمارستان امتناع ورزیده اند.
    به گفته این منبع مطلع خواهر زاده موسوی با وجود خونریزی در کتف خود، چندین ساعت در این پارک زنده می ماند اما پس از آن و در حال انتقال به بیمارستان سینا از دنیا می رود.
    وی همچنین به پیگیری های ماموران امنیتی برای دستیابی به خودروی شاسی بلند مهاجمان و عوامل این قتل مشکوک اشاره کرد و گفت:ماموران پس از بررسی های مختلف اطلاعاتی، مالک این خودرو را شناسایی کردند که پس از آن و با احضار مالک جزئیات تازه تری از این ترور آشکار شده است.
    بنابر این گزارش، مالک خودروی مذکور در جلسه بازپرسی عنوان کرده است که ماشین او چند روز پیش از این واقعه به زور ربایش شده و او تاکنون موفق به پیداکردن آن نشده بود.
    با این حال از آنجا که مالک خودرو این موضوع را در همان زمان مورد ادعا به مسوولین انتظامی اطلاع نداده بوده ، از سوی مامورین به عنوان متهم بازداشت شده است و هم اکنون در زندان به سر می برد.
    این مقام آگاه سلاح مورد استفاده مهاجمان به علی موسوی را غیرسازمانی و مخصوص تیم های ترور اعلام کرد.
    همچنین خبرنگار شبکه ایران مطلع شد که نتیجه تحقیقات مذکور درباره ترور علی موسوی در جلسه ای که مامورین امنیتی کشور با میرحسین موسوی داشته اند به اطلاع او رسانده شده که وی نیز پس از اطلاع از جزئیات این پروژه ترور به شدت نگران و متاثر شده است.
    پیش از این نیز مسئولان نیروی انتظامی از عدم استفاده پلیس از سلاح گرم در روز عاشورا خبر داده بودند.
    http://www.rasekhoon.ne

  5. علی گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۰ ب.ظ

    چرت ننویسید عالمان بد عمل

  6. یسیبل گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۸ ب.ظ

    طبق اطلاع رسیده ، به دنبال دعوت دو نفر از اراذل و اوباش خارج نشین و از نزدیکان شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ به نامهای محسن مخملباف و محسن سازگارا که طبق دستور نیچه پیامبر اراذل و اوباش جهان در مقعد شیطان بزرگ زندگی کرده و سرشان را از زیر دمب او بیرون آورده و نام آن را زندگی نهاده اند و مسئولیت تبلیغات جنبش سبز اراذل و اوباش ایرانی را به عهده دارند، چند میلیون ایرانی در روز پنجشنبه دهم دی ماه ۱۳۸۸ در خیابانهای تهران تجمع نموده و طبق دستور ایندو به لگد پراکنی و عر و تیز و جفتک انداختن و سطل آشغال آتش زدن مشغول شده اند. این جریان انقدر وسیع بوده است که خاک پایتخت ایران به توبره شده و با خاک یکسان شده است.
    طبق آخرین اخبار انقلاب مخملین در حال پیروزی بوده و ایندو خود را آماده میکنند که با هواپیمای ارفرانس همراه با هخا، در میان استقبال تاریخی اراذل و اوباش ایرانی در روز ۱۲ بهمن وارد ایران شده و پس از حضور در بهشت اراذل و اوباش در محل شهر نو سابق و سخنرانی تاریخی در آنجا طی ده روز حکومت ایرانی به رهبری آریوبرزن ابن اوباما، تشکیل دهند .
    اخبار تکمیلی به زودی در اختیار قرار خواهد گرفت.

    خری که چند کتاب بر او بار است به مکه هم برود باز خر است همچو خر عیسی.
    از طایفه خران باربر صد چون تو مفسر شود، باز خر است که خر است.

    طایفه خران هر چه گویند و هر چه کنند باز خر باشند و خر سواری بنام آمریکا میخواهند. چند کیلو یونجه کالیفرنیا میخواهند. بوش هم رفت اما اوباما را میخواهند
    جنبش سبز علوفه خواری، پالان نرم آمریکایی میخواهند.
    افسار طلایی از سازمان سیا میخواهند.

  7. یسیبل گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۸ ب.ظ

    فوری فوری
    توجه! توجه!.

    آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

    با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن تشکیلات طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال ( اسلام آمریکایی) محسن کدیور در اولویّت قرار دارند.
    واحد خریابی حزب دموکراتیک خران

  8. پوپروش گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۸ ب.ظ

    فوری فوری
    توجه! توجه!.

    آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

    با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن تشکیلات طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال ( اسلام آمریکایی) محسن کدیور در اولویّت قرار دارند.
    واحد خریابی حزب دموکراتیک خران

  9. پوپروش گفت:
    جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۸ ب.ظ

    فوری فوری
    توجه! توجه!.

    آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا

    با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن تشکیلات طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال ( اسلام آمریکایی) محسن کدیور در اولویّت قرار دارند.
    واحد خریابی حزب دموکراتیک خران

  10. کورش کبیر گفت:
    شنبه ۲۶ دی ۱۳۸۸ در ۴:۲۷ ب.ظ

    جنبش سبز به یک احیا نیازمند است.باید منتظر اتفاقی جدید و اشخاص جدیدی بود تا با استراژی جدید اهداف و ساختارها را کاملا برنامه ریزی شده اجرا کند.باید حزبی قانونی تشکیل داد

  11. کریم گفت:
    یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۸ در ۴:۵۱ ب.ظ

    داش اکبر آدم از اسب به پایین افتاد خیالی نیست چه کنیم که منافق شدی از اصل افتادی

  12. آنا گفت:
    یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۸ در ۵:۰۴ ب.ظ

    منم حرف کریم رو قبول دارم اگه خدا ، حرف خدا ، حجت خدا رو قبول نداشته باشیم باید توی وجود خودت که حرمزاده ایی اکبر گنجی شک کنی بی غیرت

  13. سعید گفت:
    یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۸ در ۵:۰۹ ب.ظ

    من حرف علی رو قبول دارم ولی نه با اینجوری
    باید می گفت
    عملیان بد نظر

  14. مصطفی گفت:
    سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۳:۰۶ ب.ظ

    سلام ÷÷÷÷÷ بچه ها تو رو خدا بزرگ شین..چشماتونو باز کنید..این همه ظلم و ببینید..شخص مهم نیست

  15. بهمن گفت:
    سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    خبر فوری
    پشیمانی از امضای نامه و ابراز شرمندگی
    طبق آخرین اطلاع رسیده عطاءالدوله مهاجرانی رهبر حزب میمونها با شلغم الدوله گنجی پشة وزوز کن که چند روز قبل اطلاعیه ای مشترک صادر نموده اند، اختلاف افتاده است و عطاء الدوله به خاطر سخنان موهن این موجود کثافتخوار از اینکه نامش کنار نام او آمده، ابراز شرمندگی کرده است. لذا جبهه سبز هنوز تشکیل نشده دچار انشقاق شده است.

    اخبار رسانه ها:
    عطالله مهاجرانی وزیر ارشاد در دوره نخست ریاست‌جمهوری محمد خاتمی در میزگردی با حضور برخی کارشناسان سیاسی که در یکی از رادیوهای بیگانه برگزار شد، به شدت از موضع اخیر اکبر گنجی انتقاد کرد.
    به گزارش ایرنا ،عطالله مهاجرانی در واکنش به سخنان اخیر اکبرگنجی علیه اعتقادات اصیل تشیع گفت: این سخنان بی‌ارزش، نیاز به پاسخ ندارد.
    وی افزود: توهین به ائمه شیعه(ص) و امام زمان(عج) که از سوی اکبر گنجی انجام گرفته، من را نسبت به امضای نامه ۵ تن از روشنفکران خارج از کشور، دچار تردید کرده، چرا که به هیچ وجه علاقه‌ای ندارم اسمم در کنار چنین اندیشه‌ای قرار بگیرد و از این بابت شرمنده‌ام.

    خبر فوری فوری فوری
    پشیمانی از پشیمانی
    طبق آخرین اخبار رسیده عطاء الدوله باز هم پشیمان شده و از پشیمانی خود ابراز پشیمانی نموده و بیان داشته است از اینکه با پشه ای وزوز کن بنام شلغم الدوله گنجی اعلامیه ای را امضا نموده را تکذیب نموده و بیان داشته نه تنها از همنشینی و امضا مشترک با او پشیمان نیستم بلکه شادمان هم میباشم. او بیان داشته آنچه گنجی گفته، عقاید شخصی بوده و عقاید شخصی را به سیاست چه کار؟ و اصلا عقاید شخصی او چه ربطی به امضای یک اطلاعیه سیاسی دارد؟! او نام این جریان را تساهل و تسامح گذاشته است. او در عین حال بیان داشته است به گفته امام:« دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست» و این با تساهل و تسامح نیز کاملا هماهنگ است.
    در ضمن مشاور مذهبی عطاء الدوله که شخصی بنام محسن کُودو است و یکی از امضا کنندگان نامه ۵ نفری است و در معرفی او خواص بیان داشته اند که خری است که کلی کتاب بردوش دارد، بیان نموده است که این نوع اسلام همان اسلام ناب آمریکایی است. و ما افتخار میکنیم که پیرو این نوع قرائت از اسلام هستیم و پنج گاو و خر و شتر و میمون وخوک اگر اطلاعیه ای مشترک را با هم امضا نمایند ربطی به عقاید شخصی آنها ندارد و بسیار هم کار قابل قبول و توجیه شده ای است. او اخیرا با طرح شعار زیر این اسلام مترقی و دموکراتیک و تسامحی و تساهلی را با عبارتی کوتاه به جهانیان معرفی نموده است: قولوا اوباما، او با ماست، تفلحوا !

    اخبار رسانه ها:
    مهاجرانی ابراز شرمندگی نسبت به اظهارات سخیف اکبر گنجی درباره امام زمان(عج) را تکذیب کرد.

    روز گذشته اخباری مبنی بر اینکه مهاجرانی اظهارات سخیف گنجی را محکوم کرده و از اینکه نام خود را در کنار وی پای بیانیه ۵ نفره گذاشته، ابراز شرمندگی کرده در بسیاری از رسانه‌ها منتشر شد؛ اما شبکه ضد انقلابی «جرس» که توسط تیم مهاجرانی و کدیور از خارج کشور مدیریت می شود در واکنش به خبر یاد شده نوشت: «سیدعطاءالله مهاجرانی خبر منتشره درباره وی در فیس بوک و برخی سایتهای خبری مبنی بر شرکت در میزگرد یک رسانه خارجی و اعلام نظر درباره سخنان گنجی را تکذیب کرد.
    وی گفت: در روزهای گذشته در هیچ میزگردی شرکت نداشته و در این رابطه سخنی نگفته است. مهاجرانی تاکید کرد که مواضع آقای گنجی درباره قرآن مجید و مهدویت مواضع شخصی ایشان است. وی افزود قبلا مخالفت خود را با چنان مواضعی، طی نقدهایی که منتشر کرده اعلام داشته است.»

  16. بهمن گفت:
    سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۸ ب.ظ

    خبر فوری
    پشیمانی از امضای نامه و ابراز شرمندگی
    طبق آخرین اطلاع رسیده عطاءالدوله مهاجرانی رهبر حزب میمونها با شلغم الدوله گنجی پشة وزوز کن که چند روز قبل اطلاعیه ای مشترک صادر نموده اند، اختلاف افتاده است و عطاء الدوله به خاطر سخنان موهن این موجود کثافتخوار از اینکه نامش کنار نام او آمده، ابراز شرمندگی کرده است. لذا جبهه سبز هنوز تشکیل نشده دچار انشقاق شده است.

    اخبار رسانه ها:
    عطالله مهاجرانی وزیر ارشاد در دوره نخست ریاست‌جمهوری محمد خاتمی در میزگردی با حضور برخی کارشناسان سیاسی که در یکی از رادیوهای بیگانه برگزار شد، به شدت از موضع اخیر اکبر گنجی انتقاد کرد.
    به گزارش ایرنا ،عطالله مهاجرانی در واکنش به سخنان اخیر اکبرگنجی علیه اعتقادات اصیل تشیع گفت: این سخنان بی‌ارزش، نیاز به پاسخ ندارد.
    وی افزود: توهین به ائمه شیعه(ص) و امام زمان(عج) که از سوی اکبر گنجی انجام گرفته، من را نسبت به امضای نامه ۵ تن از روشنفکران خارج از کشور، دچار تردید کرده، چرا که به هیچ وجه علاقه‌ای ندارم اسمم در کنار چنین اندیشه‌ای قرار بگیرد و از این بابت شرمنده‌ام.

    خبر فوری فوری فوری
    پشیمانی از پشیمانی
    طبق آخرین اخبار رسیده عطاء الدوله باز هم پشیمان شده و از پشیمانی خود ابراز پشیمانی نموده و بیان داشته است از اینکه با پشه ای وزوز کن بنام شلغم الدوله گنجی اعلامیه ای را امضا نموده را تکذیب نموده و بیان داشته نه تنها از همنشینی و امضا مشترک با او پشیمان نیستم بلکه شادمان هم میباشم. او بیان داشته آنچه گنجی گفته، عقاید شخصی بوده و عقاید شخصی را به سیاست چه کار؟ و اصلا عقاید شخصی او چه ربطی به امضای یک اطلاعیه سیاسی دارد؟! او نام این جریان را تساهل و تسامح گذاشته است. او در عین حال بیان داشته است به گفته امام:« دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست» و این با تساهل و تسامح نیز کاملا هماهنگ است.
    در ضمن مشاور مذهبی عطاء الدوله که شخصی بنام محسن کُودو است و یکی از امضا کنندگان نامه ۵ نفری است و در معرفی او خواص بیان داشته اند که خری است که کلی کتاب بردوش دارد، بیان نموده است که این نوع اسلام همان اسلام ناب آمریکایی است. و ما افتخار میکنیم که پیرو این نوع قرائت از اسلام هستیم و پنج گاو و خر و شتر و میمون وخوک اگر اطلاعیه ای مشترک را با هم امضا نمایند ربطی به عقاید شخصی آنها ندارد و بسیار هم کار قابل قبول و توجیه شده ای است. او اخیرا با طرح شعار زیر این اسلام مترقی و دموکراتیک و تسامحی و تساهلی را با عبارتی کوتاه به جهانیان معرفی نموده است: قولوا اوباما، او با ماست، تفلحوا !

    اخبار رسانه ها:
    مهاجرانی ابراز شرمندگی نسبت به اظهارات سخیف اکبر گنجی درباره امام زمان(عج) را تکذیب کرد.

    روز گذشته اخباری مبنی بر اینکه مهاجرانی اظهارات سخیف گنجی را محکوم کرده و از اینکه نام خود را در کنار وی پای بیانیه ۵ نفره گذاشته، ابراز شرمندگی کرده در بسیاری از رسانه‌ها منتشر شد؛ اما شبکه ضد انقلابی «جرس» که توسط تیم مهاجرانی و کدیور از خارج کشور مدیریت می شود در واکنش به خبر یاد شده نوشت: «سیدعطاءالله مهاجرانی خبر منتشره درباره وی در فیس بوک و برخی سایتهای خبری مبنی بر شرکت در میزگرد یک رسانه خارجی و اعلام نظر درباره سخنان گنجی را تکذیب کرد.
    وی گفت: در روزهای گذشته در هیچ میزگردی شرکت نداشته و در این رابطه سخنی نگفته است. مهاجرانی تاکید کرد که مواضع آقای گنجی درباره قرآن مجید و مهدویت مواضع شخصی ایشان است. وی افزود قبلا مخالفت خود را با چنان مواضعی، طی نقدهایی که منتشر کرده اعلام داشته است.»بیلیبل

  17. اکبر گفت:
    سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۶ ب.ظ

    خبر فوری
    پشیمانی از امضای نامه و ابراز شرمندگی
    طبق آخرین اطلاع رسیده عطاءالدوله مهاجرانی رهبر حزب میمونها با شلغم الدوله گنجی پشة وزوز کن که چند روز قبل اطلاعیه ای مشترک صادر نموده اند، اختلاف افتاده است و عطاء الدوله به خاطر سخنان موهن این موجود کثافتخوار از اینکه نامش کنار نام او آمده، ابراز شرمندگی کرده است. لذا جبهه سبز هنوز تشکیل نشده دچار انشقاق شده است.

    اخبار رسانه ها:
    عطالله مهاجرانی وزیر ارشاد در دوره نخست ریاست‌جمهوری محمد خاتمی در میزگردی با حضور برخی کارشناسان سیاسی که در یکی از رادیوهای بیگانه برگزار شد، به شدت از موضع اخیر اکبر گنجی انتقاد کرد.
    به گزارش ایرنا ،عطالله مهاجرانی در واکنش به سخنان اخیر اکبرگنجی علیه اعتقادات اصیل تشیع گفت: این سخنان بی‌ارزش، نیاز به پاسخ ندارد.
    وی افزود: توهین به ائمه شیعه(ص) و امام زمان(عج) که از سوی اکبر گنجی انجام گرفته، من را نسبت به امضای نامه ۵ تن از روشنفکران خارج از کشور، دچار تردید کرده، چرا که به هیچ وجه علاقه‌ای ندارم اسمم در کنار چنین اندیشه‌ای قرار بگیرد و از این بابت شرمنده‌ام.

    خبر فوری فوری فوری
    پشیمانی از پشیمانی
    طبق آخرین اخبار رسیده عطاء الدوله باز هم پشیمان شده و از پشیمانی خود ابراز پشیمانی نموده و بیان داشته است از اینکه با پشه ای وزوز کن بنام شلغم الدوله گنجی اعلامیه ای را امضا نموده را تکذیب نموده و بیان داشته نه تنها از همنشینی و امضا مشترک با او پشیمان نیستم بلکه شادمان هم میباشم. او بیان داشته آنچه گنجی گفته، عقاید شخصی بوده و عقاید شخصی را به سیاست چه کار؟ و اصلا عقاید شخصی او چه ربطی به امضای یک اطلاعیه سیاسی دارد؟! او نام این جریان را تساهل و تسامح گذاشته است. او در عین حال بیان داشته است به گفته امام:« دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست» و این با تساهل و تسامح نیز کاملا هماهنگ است.
    در ضمن مشاور مذهبی عطاء الدوله که شخصی بنام محسن کُودو است و یکی از امضا کنندگان نامه ۵ نفری است و در معرفی او خواص بیان داشته اند که خری است که کلی کتاب بردوش دارد، بیان نموده است که این نوع اسلام همان اسلام ناب آمریکایی است. و ما افتخار میکنیم که پیرو این نوع قرائت از اسلام هستیم و پنج گاو و خر و شتر و میمون وخوک اگر اطلاعیه ای مشترک را با هم امضا نمایند ربطی به عقاید شخصی آنها ندارد و بسیار هم کار قابل قبول و توجیه شده ای است. او اخیرا با طرح شعار زیر این اسلام مترقی و دموکراتیک و تسامحی و تساهلی را با عبارتی کوتاه به جهانیان معرفی نموده است: قولوا اوباما، او با ماست، تفلحوا !

    اخبار رسانه ها:
    مهاجرانی ابراز شرمندگی نسبت به اظهارات سخیف اکبر گنجی درباره امام زمان(عج) را تکذیب کرد.

    روز گذشته اخباری مبنی بر اینکه مهاجرانی اظهارات سخیف گنجی را محکوم کرده و از اینکه نام خود را در کنار وی پای بیانیه ۵ نفره گذاشته، ابراز شرمندگی کرده در بسیاری از رسانه‌ها منتشر شد؛ اما شبکه ضد انقلابی «جرس» که توسط تیم مهاجرانی و کدیور از خارج کشور مدیریت می شود در واکنش به خبر یاد شده نوشت: «سیدعطاءالله مهاجرانی خبر منتشره درباره وی در فیس بوک و برخی سایتهای خبری مبنی بر شرکت در میزگرد یک رسانه خارجی و اعلام نظر درباره سخنان گنجی را تکذیب کرد.
    وی گفت: در روزهای گذشته در هیچ میزگردی شرکت نداشته و در این رابطه سخنی نگفته است. مهاجرانی تاکید کرد که مواضع آقای گنجی درباره قرآن مجید و مهدویت مواضع شخصی ایشان است. وی افزود قبلا مخالفت خود را با چنان مواضعی، طی نقدهایی که منتشر کرده اعلام داشته است.»

  18. مرتضی هوشمند گفت:
    چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۳ ب.ظ

    خیتی خری اکبر

  19. یک ایرانی در وطن گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۵۳ ب.ظ

    آقای گنجی درود بر تو که در رژیم جهل و جور و فساد ۵ سال زندان را
    با شعبان بی مخ های ذوب در ولایت وقیح که معلو نیست از کجای اسلام در آوردند
    مواجه شدی اما کم نیاوردی
    خسته نشو ما ازت انرژی می گیریم
    قرآن محمدی و امام زمان به چه کار فقها می آید را خواندم خوب بود زدی به هدف!

  20. واحد خر رنگ کنی گفت:
    جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۰۳ ب.ظ

    گوگوروش ( گوگوش + سروش)
    فلسفه زیستن در قرن بیست و یکم!!
    شاگردان مکتب:
    حجت ال( اسلام آمریکایی) محسن کدیور
    اکبر گنجی
    محسن مخملباف
    عطا مهاجرانی
    عباس عبدی
    علیرضا علوی تبار
    و یک طویله پر از خر
    به واحد تشکیلات اجتماعی این حزب بپیوندید
    واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران

  21. واحد خر رنگ کنی حزب خران ایران گفت:
    جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۰۷ ب.ظ

    # یک ایرانی در وطن گفت:
    پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۵۳ ب.ظ

    آقای گنجی درود بر تو که در رژیم جهل و جور و فساد ۵ سال زندان را
    با شعبان بی مخ های ذوب در ولایت وقیح که معلو نیست از کجای اسلام در آوردند
    مواجه شدی اما کم نیاوردی
    خسته نشو ما ازت انرژی می گیریم
    قرآن محمدی و امام زمان به چه کار فقها می آید را خواندم خوب بود زدی به هدف!

    واحد خر رنگ کنی حزب خران از نویسنده مطالب فوق دعوت مینماید که با حقوق ماهیانه هزار توبره یونجه به عضویت این حزب در آید.
    در صورت احساس خطر روسری و چادر جهت فرار در اختیار او قرار خواهد گرفت.
    گرین کارت برای زندگی در طویله ای که در نیویورک برای ایرانیان فراری در حال ساخته شدن است نیز به او اعطا خواهد شد.

  22. واحد تبلیغات و خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۲۲ ب.ظ

    شعارهای پیشنهادی حزب دموکراتیک خران برای راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
    خواهشمندیم همراه با لگد پراکنی وموتور سیکلت فقیر فقرای بیچاره دیکتاتور را آتش زدن و همراه با آتش زدن زباله دانیها این شعارها سر داده شود:
    شعار اوّل
    ما خریم خر سوار میخوایم.
    بوش که رفت اوباما رو میخوایم.
    استقلال چیه، یونجه های کالیفرنیا رو میخوایم.
    جفتک پرانی و عرعر کردن آزاد رو میخوایم
    صد جفتک میزنیم، چون گرین کارت آمریکا رو میخوایم.
    شعار دوم
    مرگ بر استقلال، مرگ بر ازادی، مرگ بر جمهوری اسلامی!
    شعار سوم
    کاسه لیسیم کاسه لیس
    نوکر سفارت انگلیس
    شعار چهارم
    نه ایران ، نه اسلام
    درود بر آمریکا
    شعارپنجم
    نه استقلال نه آزادی، حکومت ایرانی آمریکایی
    واحد خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران

  23. یک ایرانی گفت:
    جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۲۳ ب.ظ

    کسی که خر شد، دائم خر تر شود
    بار بردار آمریکا و انگلیس شود

  24. یک ایرانی گفت:
    جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۲۵ ب.ظ

    گوگوش و کدیور و گنجی و سازگارا و مخملباف همه شاگردان سروش خیالباف

  25. دفتر مرکزی حزب خران « واحد خر یابی» گفت:
    یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۳۶ ب.ظ

    «اوباما» او با ماست
    آگهی مجدّد استخدام
    توجّه ! توجّه!
    فوری! فوری!

    استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
    حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
    شرایط استخدام شوندگان
    ۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
    ۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
    ۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
    ۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
    ۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
    افراد زیر در اولویّت میباشند:
    ۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
    ۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
    محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
    دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
    چغندر الدوله: همراه با رقاصه در بار شاه
    بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
    عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
    ۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
    ۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
    ۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
    حقوق و مزایا
    به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
    به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
    ۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
    ۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
    ۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
    ۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.

    یونیتد استیت آو آمریکا
    واشنگتن دی سی
    کاخ سفید
    دفتر مرکزی حزب خران
    « واحد خر یابی»

  26. ناشناس گفت:
    سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۵۴ ق.ظ

    جنبش سبز با وجود افرادی چون جنابعالی و کسی که بهتر است به او لقب عالیجناب سبز پوش داد میخواهد به جهنم برود. جهنم وابستگی و ذلت در برابر ابر قدرتها

  27. مرادی گفت:
    سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۲۱ ب.ظ

    شعار۲۲بهمن :
    نه شاه می خوایم ؛ نه ملا ، لعنت برآیت اله
    انرژی هسته ای ازگرانی خسته ایم
    نه راست گرا نه جپ گرا مجلس فقط ملی گرا
    جنایت عاشورا به دست شیخ وملا

  28. اصغر گفت:
    سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۰۱ ب.ظ

    مرادی !
    نان حرام خوردن همینه.
    یا بابات ساواکیه یا رقاص یا قرتی یا رانت خوار یارشوه گیر یا قاچاقچی یا هروئین فروش . و یا شاید خودت چنین هستی!
    شاید هم بهایی باشی! با ازادی ازدواج با محارم که قبول دارند. و تو هم بچه یکی از اونها
    در ضمن ملی گرا هم نیستی. آمریکا گرایی

  29. اصغر گفت:
    سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۰۲ ب.ظ

    مرادی !
    نان حرام خوردن همینه.
    یا بابات ساواکیه یا رقاص یا قرتی یا رانت خوار یارشوه گیر یا قاچاقچی یا هروئین فروش . و یا شاید خودت چنین هستی!
    شاید هم بهایی باشی! با ازادی ازدواج با محارم که قبول دارند. و تو هم بچه یکی از اونها
    در ضمن ملی گرا هم نیستی. آمریکا گرایی.
    ماهیت خودتان را نشان دادید.

  30. منیژه گفت:
    سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۰۳ ب.ظ

    اون ورپریده بی دین دیگه چی میگه.

  31. واحد خر یابی و خر رنگ کنی و حزب دمکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۴۹ ق.ظ

    فوری فوری
    خبر مهم
    در طویله خران ، خران به هم پریده اند و لگد پراکنی کرده اند
    طبق خبر های رسیده، بین رهبران جبهه سبز و حزب دموکراتیک خران کتاب بر دوش اختلاف افتاده و آنان شروع به لگد زدن و گاز گرفتن یکدیگر نموده اند . لذا واحد خر یابی و خر رنگ کنی حزب به آقایان رهبران حزب که با شانتاژ و بدون طی مراحل دموکراتیک و خود خوانده به رهبری حزب و جنبش رسیده اند تذکر کتبی و شفاهی میدهد که در صورت ادامه این اختلافات امور این واحد مختل و دیگر نمی توان هیچ خری را رنگ کرد و به عضویت حزب در آورد! لذا در صورت تداوم این وضع ما دست به افشاگری زده و سوابق سوء آنان در خریت و باربرداری و چگونگی گرفتن جوایز و گرانت های تحقیقاتی و ارتباط نا مشروعشان در طویله های تشکیلاتی و تورهای فرهنگی در فرنگ و دوره های آموزشی در ینگه دنیا که موجب ابتلای آنان به ایدز مزمن و نفوذ دشمنان در سلسله دفاعی عقل و درک آنان و گرفتاری به مرض نابودی سیستم دفاعی عقلی و درکی آنان شده را رسوا خواهیم نمود.
    پس هر چه زودتر ای …. دست از اختلاف بر دارید!
    آبرو که نداشتیم.
    شما هم بی آبرویی میکنید.
    واحد خر رنگ کنی و خر یابی حزب دموکراتیک خران

  32. احد دیالانی گفت:
    پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۱۱ ب.ظ

    بنام خدا
    جناب سروش
    شما آرزوی نابودی جمهوری اسلامی را به گورخواهید برد. خون شهدا مانع کار شماست
    ناله جانبازان شیمیایی و آه مظلومان سردشت و حلبچه و دل شکسته مادران فرزند فدا کرده و اراده میلیونها انسان عاشق سالار شهیدان، مخالفان جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السّوء
    شما در دوران دفاع مقدس که هشت سال طول کشید ، جبهه که نرفتید، هیچ، جبهه رفتن، پیشکش! حتی یک سخن در تأیید فداکاری مردم نگفتید.
    شاگردان شما نیز پیرو شما بودند. در محفل کیان شما چند نفر بودند که در این دوران فداکاری کردند؟! اگر لباس مقدس سپاه را نیز بر تن کرده بودند، یکبار برای فداکاری اقدام نکردند. شاگرد و همفکر شما جناب محسن کدیور به بهانه نبوغ بی مثال و بی مانندش حیف دید به جبهه برود و نشست خواند و خواند و خواند و شد یک عالم باسواد اما بی احساس و بی تعقل و دور از واقعیات و در خدمت نیات شوم جهانخواران و اینک نیز در سایه آنان چون جنابعالی دارد زیست میکند.
    آقای گنجی، طشت رسوائیش از آسمان هفتم به زیر افتاده و رسوای عام و خاص است.
    آقای سازگارا پادو بی حیثیت شبکه صدای آمریکا شده است.
    آقای مخملباف، افتضاحش اظهر من الشمس گردیده.
    و اگر از بقیه شاگردان و تربیت شدگان افکار جنابعالی سخن بگویم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود
    جنابعالی زیر پوشش یک اصطلاح بی پایه، یعنی«استبداد دینی»، که آنگونه که در منبع اصلی( کتاب مرحوم نائینی) هست و مقصود نویسنده دانشمند آن از این اصطلاح علمای درباری میباشند، آمده ای مردم مسلمان را رنگ می فرمائی؟!
    جنابعالی فرموده ای که جشن زوال استبداد دینی را خواهی گرفت. اما خود میدانی که در نظام جمهوری اسلامی، استبدادی در میان نیست. بلکه مشکل چیز دیگری است. مشکل این است که جنابعالی و دوستانت در مقابل حق نمی خواهید سر فرود آورید.
    همان قضیه ای که در تاریخ بوده است.
    پیامبران نیز با معاندان همین مشکل را داشتند.
    یک مژده به شما بدهم!
    ما مستضعفین به زودی جشن خواهیم گرفت!
    جشن زوال نفاق
    جشن زوال اسرائیل
    جشن زوال آنان که به خاورمیانه آمده اند برای پیاده کردن دموکراسی و تا حال چند صد هزار مسلمان را به خاک و خون کشیده اند و جنابعالی سر سوزنی عکس العمل نشان نداده اید.
    یک بار یک نامه، بر علیه آنان صادر نفرموده اید.
    یک بار یک نامه و یک اطلاعیه بر علیه ظلم آشکار آنان ننوشته اید.
    یک بار در یک راهپیمایی بر علیه آنان شرکت نکرده اید.
    یک بار وجدان مبارکتان بر علیه کشتار زنان و مردان و کودکان و مظلومان مسلمان فریاد نزده است.
    حیف نام انسان که به جنابعالی بدهند و شاگردان نامحترم شما که این روز ها همگی فراری فرنگ هستید و زیر سایه جنایتکاران بین‌الملل و جهانخواران نفت آشام زندگی میفرمایید و بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی نامه مینویسید و اطلاعیه صادر میفرمایید و داد و بیداد و قال و قیل به راه می اندازید و نظام مردمی ما را متهم به استبداد میفرمایید.
    یک بار در زندگیتان بر علیه حق وتو اربابان قدرت و استبداد جهانی سخن نگفته اید.
    هزار تئوری در تأیید جامعه باز و جامعه ایده آلتان که همان جامعه آمریکاست صادر فرموده اید، اما دریغ از یک بار فریاد و همراهی با مستضعفین مسلمان و مستضعفین جهان و همراهی با مردم مظلوم فلسطین بخصوص مردم در محاصرة غزه!
    فرموده اید که آماده جشن زوال استبداد دینی شده اید.
    اولا: حیف از انتظار حق جویی از وجدان خفته شما. شما که ما را با فریبکاری و شارلاتان بازی به استبداد متهم میکنید. همان اتهامی که حضرت مولا را بدان متهم مینمودند!
    ثانیا: شتر در خواب بیند پنبه دانه. گهی لف لف خورد گه دانه دانه
    دوستان شما که فعلا در حال آماده شدن برای چادر سر کردن و آرایش زنانه کردن و فرار به همان جایی که جنابعالی پناهنده شده اید هستند. جشن پیشکشتان!
    مکتب شما، که همان مکتب دنیا خواهی و دنیا پرستی وخود محوری و خود خواهی است، البته با لعابی از شعر و حدیث و تفسیر من در آوردی، در حال زوال است.
    منتظر باشید.
    شما و جامعه باز ایده آل استادتان پوپر، مثل جامعه ضد دین و کمونیستی بسته شوروی در حال فروپاشی است و ما مسلمانان مظلوم جشن زوال آن را خواهیم گرفت و بر ویرانه های آن به شادی خواهیم پرداخت، ولو کره المشرکون.

  33. واحد خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران گفت:
    جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۴ ب.ظ

    شعار برگزیده بهاییها و ساواکیها و ساواکیزاده ها و شیطان پرستان و سلطنت طلبان و شعبان جعفریها و اکبر گنجیها و کدیور و سروش و مهاجرانی ها و سازگارا و مخملبافها و عبدالعلی بازرگانها برای روز ۲۲ بهمن امسال:

    آی ما خریم، آی ما خریم
    بهر آمریکا، ما نوکریم، ما نوکریم!
    آی ما خریم خر سوار میخوایم
    بوش که رفت اوباما رو میخوایم.
    استقلال چیه، یونجه های کالیفرنیا رو میخوایم.
    جفتک پرانی و عرعر کردن آزاد رو میخوایم
    صد جفتک میزنیم، چون گرین کارت آمریکا رو میخوایم.

  34. فرهاد از تهران گفت:
    دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۰۹ ق.ظ

    سلام خدا و پیامبران عظیماالشأنش بر سروش و گنجی و کدیور و همه کسانی که شمشیر خود را بر علیه رژیم جور و جهل و فساد ولایت فقیه از غلاف بیرون کشیده اند و لحظه ای را تألل نمی کنند .
    جناب گنجی ، عالم ربانی تو از سلاله پاکانی که این گونه فرزند زمانه خویشتنی و حق بندگی را این گونه ادا می کنی تا در برابر مردم و ملت جان به لب رسیده ایرن فردای آزادی سربلند باشی

  35. کرمانشاه گفت:
    دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۲۰ ق.ظ

    سلام بر استاد ارجمندم دکتر اکبر گنجی ، نگرانی شما را از احتمال به بی راهه رفتن راه سبز آزادی با گوش جان درک و فهم کردم ، ایران چه خواهد شدبا متفکران متعهدو ظلم ستیزی همچون شما
    به امید دیدار

  36. به کسانی که توهین می کنند گفت:
    دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ق.ظ

    عزیزان جواب منطق را با منطق و استدلال باید دادن نه با اهانت به صاحب قلم . منی که دارم همه نظرات رو می خونم حتی یک نفر از این توهین کنندگان دگم اندیش مطلبی درست و حسابی غیر از کلمات رکیک و زشت چیز دیگری بلد نبودند ، البته و صد البته که در نظام بسته و خفقان آور ولایت فقیه شماها هیچ وقت هدایت را از ضلالت باز نخواهید شناخت.

  37. جمعیت دفاع از عدالت گفت:
    دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۵۰ ب.ظ

    گنجی آدم بی هویتی است ودچار از خود بیگانگی شده است زیرا به دیار فرنگ رفته از اول هم آدم بی ریشه ای بوده است . وی آدمی است که نان به نرخ روز می خورد وجرم وی از سلملن رشدی مرتد خیلی سنگین تر است . ایشان در اروپا شستشوی مغزی شده است . جنبش سبز دیگر پایگاهی در میان مردم ایران ندارد چون در رهبران فرنگ نشین آن در دامن غرب پرورش یافته اند . مردم ایران دیگر آگاه شدند گول شما غربیها در حیله ونیرنگتان را نخواهند خورد . دیدید انقلاب مخملی که در اکراین راه اندازی کرده اید چهد سرنوشتی پیدا کرد ×!ما تا روح امام حسین در بدنمام زنده است شکست نمی خوریم . اسلام بعد از ۱۵۰۰سال روبروز گسترده تر وپیشرفته تر می شود . شما فکر می کنید مردم ایران مردم دوره مشروطه هستند .کور خواندهایدمرد ایران خیلی رهبر وامامشان را دوست دارند . بسیجیها همانهایی بودند که دنیای غرب را در جنگ ۸ساله به زانو در آورده اند. کجایید ای بی خبران از اوضاع ایران !با چارتا روشنفکر غرب زده نمی توان گفت اینها نماینده افکار عمومی هستند .اینها جیره خوار آمریکا وغربند پول می گیرند ویک چیزی تراوش می کنند .

  38. جمعیت دفاع از عدالت گفت:
    دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۰۶ ب.ظ

    شماها که اینقدر خودتان را طرفدار حقوق بشر می دانید چرا در اروپا یی که به قول خودتان مهد آزادی است جرات اعتراض ندارید !چرا ملتی را ۶۰ سال اسیر وزندانی کرده اند وآب وغذا را بر آنه قطع نموده اند اعتراض نمی کنید .؟ شما چرا وصیتنامه پطر کبیر را مطالعه نمی کنید که گفته بگذارید ملت ایران همیشه ضعیف وعقب مانده باشد ودر حالت احتضار باشد تا پیشرفت نکنند. چون اگر ایرانیها از لحاظ علمی پیشرفت کنند جهان را به شگفتی وا می دارند.اگر غربیها طرفدار دموکراسی هستند چرا نسبت به حکومتهای موروثی وعرب وغیر انتخابی مردم حوزه خلیج فارس واکنش نشان نمی دهند؟ این سیاست هویج وچماق غربیها تاریخ مصرفش تمان شده است ! ما عملکرد بد شما غربیها را در کودتای ۲۸مرداد وتوطئه های دیگرتان را فراموش نمی کنیم ؟شما اگر طرفدار آزادی بودید روز گارودی اندیشمند فرانسوی را زندان نمی کردید؟! زندان گواتناما وابوالغریب نشانه کدام آزادی است ؟!

  39. جمعیت ایثارگران گفت:
    دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۱۵ ب.ظ

    احمدینژاد روح خود باوری واعتماد به نفس را در ملت ایران زنده کرد .او با شعار ما می توانیم ثابت نمود که ملت ایران می تواند به قله های پیشرفت وتوسعه برسد.پرتاب ماهواره به فضا وتولید هزاران سانتریفیوژو پیشرفت خارق العاده در نانوتکنولوژی وانرژی هسته ای غرور ملت ایران را به جهانیان نشان داد.

  40. فدائیان رهبر گفت:
    دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۲۳ ب.ظ

    امام خمینی (ره) یگانه مردی بود که فرزندان ایشان جهت فدا شدن در راه آرمانهای او سر از پای نمی شناسند! تغییر انقلاب ایران یک وسوسه شیطانی است . مردم ایران چنان به آرمانهای امام خمینی وفادارند که در روز ۹دی ماه در کل کشور دهها میلیون نفر به خیابانها می ریزند و وفاداری خود را نسبت ایشان اعلام می کنند .آیا می دانید جمعیتی که در تهران جهت دفاع از ارزشهای انقلاب واسلام به خیابانها آمدند چهار میلیون نفر بوده اند !کجایید ؟

  41. فدائیان رهبر گفت:
    دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۲۷ ب.ظ

    هرر جنبشی هدفش خدایی نباشد به سر منزل وجود نمی رسد حتی تمام دنیا پشت سر آن باشد!

  42. خطاب به فدایی رهبر گفت:
    دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۵۵ ب.ظ

    جناب فدایی رهبر مگه میشه یک نفر آنهم یک پیر مرد بر ۷۰ میلیون آدم بی هیچ قید و شرطی حکمرانی کنه و ادعا کنه از طرف خدا منصوب شده و مجبور به پاسخگویی به هیچ کس و مقامی نباشه. در کشورهایی که در آنها سیستم دموکراسی مستقر است پارلمان و مجلس مستقل بوده و از اقتدار و قدرت قانونی برخوردار است اما در کشور ما ولایت فقیه محور و همه نهادهای دیگر حول آن شکل گرفته اند، مجلس ما مجلسی بی اراده ومتشکل از انسانهایی است ک هیج قدرتی از خود ندارندوبه هیچ وجه منتخب ملت نیستند بلکه دست چین و منتخب رهبرند و باید در راستای عده ای اقتدار گرا و باب میل آنها تصمیم بگیرد.
    مسائل داخلی آنقدر زیادند که به هیچ وجه بحث راجع به همه آنها در یک سخنرانی و یک مقاله نخواهد گنجید، نگاه کنید به حقوق اقلیت ها در ایران ، به حقوق زنان ، به بی کاری جوانان ، تفریح آنها ، به اعتیاد انهم در مدارس ،خوب نگاه کنیدبه حیف و میل بیت المال توسط سپاه پاسداران ، صادق محصولی ها ، و اوباش لباس شخصی و بسیج که از ین به بعد قصد دارند تا زیر لحاف مردم هم نفوذ کنند و سر از کار مردم در بیارن ، آره عزیز من، فدایی رهبر بودن به چه قیمتی ، اصلاً بر چه اساسی مگه میشه حقیقت همیشه پیش یک نفر یا یک مذهب یا یک عده ای خاص باشه.

  43. نمک شناس گفت:
    سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۴۴ ق.ظ

    جناب خطاب به فدایی رهبر
    در کشور ما اینگونه است!؟ خوب فرض حرف شما درست که درست هم نیست! در کدام کشور ایده آل شما جور دیگر است.
    آدم محترم!
    دیگر زمان این حرفهای مفت گذشته است. قریب به یک میلیون نفر را زیر پوشش گسنرش دموکراسی در همسایگی شما آمریکا و انگلیس کشته اند و شما دارید برای آنان رجز هم میخوانید و ما را متهم میکنید؟!
    در حقیقت جنابعالی یا انسان بی اطلاعی هستی و یا پیاده نظام همان جنایتکاران بین المللی! تا با این حرفها مانع اصلی مقاومت در برابر آنان را بدنام کنی تا آنان امکان پیشرفت در مقاصد خود را پیدا کنند.
    آدم حسابی!
    یک پزشک متخصص و استاد میتواند از جهت تخصص خود بر صد میلیون انسان حکم براند. و همه هم به صلاحیت او اذعان دارند و حالا تو آمده ای میگویی یکنفر چرا بر ۷۰ میلیون حکم براند؟!
    خوب معلوم است:
    ۱- ازجهت تخصص و صلاحیت
    ۲- از جهت اینکه مردم او را خواسته اند
    معلوم است از جهت سیستم منطقی دچار مشکل شده ای. یک کمی در اصلاح منطق خود کوشش کن!

  44. یاردگار خسروان گفت:
    سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۴ ق.ظ

    هموطنان گرامی تاریخ همانند یک موجود زنده متفکر شاهد و ناظر ودر حال نت
    برداری است و هم خوب را خواهد نوشت و هم زشتی را انرا هم بطور کامل و بی غلط و خوانا وکارش را خوب میدانند واز کسی هم دیکته پذیر نیست و در زمان خودش کارش را به انجام میرسانند به یاد مقاله اقای ذید ابادی که سخنی ونصیحتی ازاقای پور محمدی وزیرکشور اقای احمدی نژاد افتادم که فرموده بودند پوروسه دامکراسی طلبی در قرن حاضر دامنگیر تمتم کشور ها خواهد بدلیل اینکه شغلها -علایق-سلایق-استفاده از تلنولوژیها-حتی استراحت و تفریح کردن انسانها بصورت هم شکل گردیده - بنده بعنوان نسل اولی انقلاب خیلی دوست میداشتم بعنوان نسلی خوش نام در تاریخ ایران جایمان را به نسل بعدی بدهیم البته یاد اوری میکنم این سی سال انفلاب در تاریخمان بعنوان یکی از گذارهای سخت تاریخ بود که به نیکی از یاد خواهد شد

  45. جمعیت دفاع از عدالت گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۰۹ ب.ظ

    لطفا بروید ببینید در غرب که شما فکر می کنید مهد آزادی است ببینید که اگر کسی خلاف منافع آنه قدم بر دارد چگونه با او برخورد می کنند! شما یه چهر روز رفتی غرب وظواهر آنها را دیدی فکر کردی مدینه فاضله آنجاست !می دانم که مشکلات در کشور زیاد است . آیا می دانی در کشوری به نام کانادا چنان پارازیت بر روی اخبار تلوزیونی ما می اندازند تا ما ندانیم در دنیایی چه می گذرد . حتی آنها اجازه ندارند حودث خشونت بار نظامیان اسرائیلی را پخش کنند . این کجایش آزادی است ؟ آیا می دانی تمام ۴۴رئیس جمهور آمریکا متعهد به دغاع جانانه از اندیشه صهیونیستی یهود شدند ! آیا شما تمامی دکترینهای رئسای جمهور آمریکا را مطالعه کردی که فتح جهان جزء اندیشه ناب آنهاست . اگر غرب وآمریکا دنبال منافع نامشروع خود نباشند چرا به رژیمهای سلطنتی عربی حوزه خلیج فارس اعتراضی ندارند ؟

  46. جمعیت دفاع از عدالت گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۲۳ ب.ظ

    آقای نمک شناس هرچه باشم تاریخ ایران را مطالعه نمودم حداکثر ۱۰۰جلد و در این نظام دارای مسئولیت نیستم .اما این را بدان هیچ دوستی هرگز دشمن نخواهد شد وهیچ دشمنی به مانند آمریکائیها دوست ما نخواهند شد. سیاست زیر وبم زیادی دارد. در حال حاضر در روابط بین الملل بازی برای ما زمانی ارزش دارد که با حاصل جمع صفر باشد . افغانستان اشغال شد طی سی سال اخیر چه بلایی شرق وغرب بر سر آن آورده اند! عراق اشغال شد اگر هوشیاری مسلمانان وعلمای اسلامی نبود چه بر سر ش می آوردند.می دانی که بمب گذاریهای عراق کار خود غربیها است . اگر مستقیما این کار را انجام ندهند .اما خودشان اندیشه وهابیت وطالبان را جهت تفرقه میان مسلمانان گسترش دادند و تاریخ گواه است .در عین حال آنها مار در آستین پرورش دادند شده بلای جونشان.

  47. جمعیت دفاع از عدالت گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۳۷ ب.ظ

    هر کشور برای خود یک ساز وکار قانونی جهت اداره کشور دارد در همه کشورها نهادی بر قوانین نظارت می کند .مثلا در آمریکا دیوان عالی کشور : اگر شما فکر می کنید در آمریکا دیکتاتوری نیست چنانچه هست ! آیا وتوی مصوبات نمایندگان مجلس آمریکا توسط رئیس جمهور آنها تسلط اراده فرد بر جمع نیست ؟یک نفر در مقابل نماینگان ملت! آیا می دانی رئیس جمهور آمریکا را به نوعی مردم به صورت مستقیم انتخاب نمی کنند! آیا وتوی مصوبات شورای امنیت توسط پنج کشور دیکتاتور ی نیست ؟!این کجایش عدالت است؟بیائیم بدون توجه به دخالتهای غرب به سر کردگی آمریکا کشورمان را بسازیم . همانطریکه اگر بخواهیم می توانیم

  48. جناب نمک شناس گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۱۶ ب.ظ

    شما چرا سنگ فلسطین و اون مناطق رو به سینه می زنید کما اینکه منم اون رو محکوم می کنم و طرفدار امریکا و انگلیس هم نیستم ، اما دوست من مگه شماهمین ماجرای فلسطین رو در کشور خودمان نمی بینید با ماشین مردم زیر می گیرن مثل آب خوردن با گلوله مردم و جوانان رو نشونه می رن. چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است بنده فعلاً دغدغه وطن خودم رو دارم بعد به مسأله فلسطین می پردازم. من از شما سوال دارم به نظر شما چرا در کشور ما سالهاست باهمه پرسی و رفرماندوم راجع به قانوان اساسی و رهبری و اصلاً کل نظام مخالفت می شود؟ اگر این نظام پشتوانه مردمی دارد و مردم به قول شما کشته مرده نظام و رهبری اند چرا این همه هراس از یک همه پرسی ؟البته امیدوارم نگویید در سال ۵۷ ، ۹۸ درصد به قانوان اساسی و نظام راِی دادند چون بنده خواهم گفت این انقلاب مقدس بود اما عمر ۳۱ ساله این انقلاب و وضعیت بعد از آن تا به حال بیانگر این است که تمام آن معادله ها به هم خورده است و بدیهی است که مردم در آن زمان به ماحصل زحمت خود نه ۹۸ درصد بلکه ۱۰۰ درصد رأی خواهند داد . اما با گذشت سی ساله وضعیت به گونه ا ی شده است کل نظام با همه آنچه دارد و ندارد زیر سوال رفته است چرا ؟

  49. فدائیان اسلام ناب محمدی(ص) گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۱۶ ب.ظ

    چل میلیون رای دادند به نظام که اگر آرائ زیر ۱۸ سال را اضافه نماییم به هشتاد ویک درصد می رسد این خودش یک رفراندم است . جناب چرا آمریکا وکشورهای غربی در کشورشان رفراندم برگزار نمی کنند . پس آمریکایی که هر روز پول خود را هزینه جنگ عراق وافغانستان می کند . چرا شعار رفراندم را فقط به قورت ما می دهند .هر کشوری با اهداف آمریکا نزدیک نیست شعار آمریکائیها رفراندم است . شما هم چون اهداف نامشروعی دارید نمی توانید به آنها برسید شعار رفراندم می دهید . تاریخ غرب را مطالعه بنما ببین این رفراندمی که می گویند در کدامیک تاکنون برگزار شده است .اما در جمهوری اسلامی بر گزار شده است . این را بدان رفراندم هم بگذارند باز دین مبین اسلام نهضت امام حسین (ع) حرف اول ایرانیان خواهد بود چون تو در فضایی هستی که فکر می کنی مردم با اسلام قهرن فکر می کنی رفراندم مورد نظرت رای می آورد . شایعه پراکنی وجنگ روانی دردی دوا نمی کند .

  50. رایحه سبز خدمت استان کهگیلویه وبویر احمد گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۲۸ ب.ظ

    آقای گنجی فقط این را می دانم تو یک مقاله نویس غیر حرفه ای هستی و بس ! عرصه سیمرغ نه جولان گه توست عرض خود می بری وزحمت ما می داری

  51. شعبیان گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۲ ب.ظ

    جناب« جناب نمک شناس گفت»
    فرضا رفراندوم برگزار شد. و مردم دوباره رآی دادند به جمهوری اسلامی. شما همانها نیستید که میگوئید تقلب شده است؟ آنجا هم میگوئید تقلب شده است.
    مردم ما ممخال است دست از اسلام و امامان معصوم بشویند و دنبال مکاتب بیگانه بروندو

  52. شعبیان گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۴ ب.ظ

    جناب« جناب نمک شناس گفت»
    فرضا رفراندوم برگزار شد. و مردم دوباره رآی دادند به جمهوری اسلامی. شما همانها نیستید که میگوئید تقلب شده است؟ آنجا هم میگوئید تقلب شده است.
    مردم ما ممخال است دست از اسلام و امامان معصوم بشویند و دنبال مکاتب بیگانه بروند
    در ضمن طراحان این فتنه ها همانها هستند که میخواهند جنایاتشان در فلسطین و عراق و افغانستان فراموش شود و شما نیز بازیچه دست آنان هستید.

  53. شعبیان گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۴ ب.ظ

    جناب« جناب نمک شناس گفت»
    فرضا رفراندوم برگزار شد. و مردم دوباره رآی دادند به جمهوری اسلامی. شما همانها نیستید که میگوئید تقلب شده است؟ آنجا هم میگوئید تقلب شده است.
    مردم ما محال است دست از اسلام و امامان معصوم بشویند و دنبال مکاتب بیگانه بروند
    در ضمن طراحان این فتنه ها همانها هستند که میخواهند جنایاتشان در فلسطین و عراق و افغانستان فراموش شود و شما نیز بازیچه دست آنان هستید.

  54. زریبافیان گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۵ ب.ظ

    جنبش سبز دارد به دامان آمریکا میرود.

  55. بندگانی گفت:
    چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

    بنام خدا
    جناب سروش
    شما آرزوی نابودی جمهوری اسلامی را به گورخواهید برد. خون شهدا مانع کار شماست
    ناله جانبازان شیمیایی و آه مظلومان سردشت و حلبچه و دل شکسته مادران فرزند فدا کرده و اراده میلیونها انسان عاشق سالار شهیدان، مخالفان جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السّوء
    شما در دوران دفاع مقدس که هشت سال طول کشید ، جبهه که نرفتید، هیچ، جبهه رفتن، پیشکش! حتی یک سخن در تأیید فداکاری مردم نگفتید.
    شاگردان شما نیز پیرو شما بودند. در محفل کیان شما چند نفر بودند که در این دوران فداکاری کردند؟! اگر لباس مقدس سپاه را نیز بر تن کرده بودند، یکبار برای فداکاری اقدام نکردند. شاگرد و همفکر شما جناب محسن کدیور به بهانه نبوغ بی مثال و بی مانندش حیف دید به جبهه برود و نشست خواند و خواند و خواند و شد یک عالم باسواد اما بی احساس و بی تعقل و دور از واقعیات و در خدمت نیات شوم جهانخواران و اینک نیز در سایه آنان چون جنابعالی دارد زیست میکند.
    آقای گنجی، طشت رسوائیش از آسمان هفتم به زیر افتاده و رسوای عام و خاص است.
    آقای سازگارا پادو بی حیثیت شبکه صدای آمریکا شده است.
    آقای مخملباف، افتضاحش اظهر من الشمس گردیده.
    و اگر از بقیه شاگردان و تربیت شدگان افکار جنابعالی سخن بگویم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود
    جنابعالی زیر پوشش یک اصطلاح بی پایه، یعنی«استبداد دینی»، که آنگونه که در منبع اصلی( کتاب مرحوم نائینی) هست و مقصود نویسنده دانشمند آن از این اصطلاح علمای درباری میباشند، آمده ای مردم مسلمان را رنگ می فرمائی؟!
    جنابعالی فرموده ای که جشن زوال استبداد دینی را خواهی گرفت. اما خود میدانی که در نظام جمهوری اسلامی، استبدادی در میان نیست. بلکه مشکل چیز دیگری است. مشکل این است که جنابعالی و دوستانت در مقابل حق نمی خواهید سر فرود آورید.
    همان قضیه ای که در تاریخ بوده است.
    پیامبران نیز با معاندان همین مشکل را داشتند.
    یک مژده به شما بدهم!
    ما مستضعفین به زودی جشن خواهیم گرفت!
    جشن زوال نفاق
    جشن زوال اسرائیل
    جشن زوال آنان که به خاورمیانه آمده اند برای پیاده کردن دموکراسی و تا حال چند صد هزار مسلمان را به خاک و خون کشیده اند و جنابعالی سر سوزنی عکس العمل نشان نداده اید.
    یک بار یک نامه، بر علیه آنان صادر نفرموده اید.
    یک بار یک نامه و یک اطلاعیه بر علیه ظلم آشکار آنان ننوشته اید.
    یک بار در یک راهپیمایی بر علیه آنان شرکت نکرده اید.
    یک بار وجدان مبارکتان بر علیه کشتار زنان و مردان و کودکان و مظلومان مسلمان فریاد نزده است.
    حیف نام انسان که به جنابعالی بدهند و شاگردان نامحترم شما که این روز ها همگی فراری فرنگ هستید و زیر سایه جنایتکاران بین‌الملل و جهانخواران نفت آشام زندگی میفرمایید و بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی نامه مینویسید و اطلاعیه صادر میفرمایید و داد و بیداد و قال و قیل به راه می اندازید و نظام مردمی ما را متهم به استبداد میفرمایید.
    یک بار در زندگیتان بر علیه حق وتو اربابان قدرت و استبداد جهانی سخن نگفته اید.
    هزار تئوری در تأیید جامعه باز و جامعه ایده آلتان که همان جامعه آمریکاست صادر فرموده اید، اما دریغ از یک بار فریاد و همراهی با مستضعفین مسلمان و مستضعفین جهان و همراهی با مردم مظلوم فلسطین بخصوص مردم در محاصرة غزه!
    فرموده اید که آماده جشن زوال استبداد دینی شده اید.
    اولا: حیف از انتظار حق جویی از وجدان خفته شما. شما که ما را با فریبکاری و شارلاتان بازی به استبداد متهم میکنید. همان اتهامی که حضرت مولا را بدان متهم مینمودند!
    ثانیا: شتر در خواب بیند پنبه دانه. گهی لف لف خورد گه دانه دانه
    دوستان شما که فعلا در حال آماده شدن برای چادر سر کردن و آرایش زنانه کردن و فرار به همان جایی که جنابعالی پناهنده شده اید هستند. جشن پیشکشتان!
    مکتب شما، که همان مکتب دنیا خواهی و دنیا پرستی وخود محوری و خود خواهی است، البته با لعابی از شعر و حدیث و تفسیر من در آوردی، در حال زوال است.
    منتظر باشید.
    شما و جامعه باز ایده آل استادتان پوپر، مثل جامعه ضد دین و کمونیستی بسته شوروی در حال فروپاشی است و ما مسلمانان مظلوم جشن زوال آن را خواهیم گرفت و بر ویرانه های آن به شادی خواهیم پرداخت، ولو کره المشرکون.

  56. فدائیان رهبر پاسخ دهند گفت:
    پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۵۸ ب.ظ

    شما فکر می کنید اگر به امید تغییر وضعیت کنونی نبود مردم تا این حد از انتخابات استقبال می کردند؟ نه دوستان بهتره بدونید چون این انتخابات اولین و آخرین حربه ای است که مردم در دست دارند و تمام راه های دیگرانتخاب در این کشور بر روی آنها بسته است به این امید آمدند بلکه به واسطه یک فضای بازتر و دموکراتیک تر به دموکراسی “که همه ملتهای جهان دیر یا زود از ناگزیر از آن خواهند بود ” گذر کنند. نه اینکه توده ملت ایران همگی معنای دموکراسی را کاملاً می دانند، بلکه آنها در برابر وضعیت کنونی ، و دستگاه سیاسی فعلی به هر آلترناتیو دیگری پناه می برند حال این جایگزین ، دموکراسی باشه ، جنبش سبز باشه یا هر چیز دیگری که در آن وعده آزادی و رفاه برای آنها داشته باشد .
    و در آخر باز هم می گویم و صد چندان که بدانید چنانچه حکومت و دولت فعلی تشخیص دهند و بدانند از پشتوانه مردمی آن طور که اعا می کنند برخوردارند ، تردید نکنید که این همه پرسی و رفراندوم رو تا یک هفته دیگر عملی خواهد کرد.

  57. جمال نیا گفت:
    جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

    جناب شماره ۵۶
    معلوم نیست این کشورهایی که به دموکراسی رفته اند کدام کشور هستند.
    حق وتو مال همانهایی است که ادعای دموکراسی دارند. و هرچه قتل و جنایت است توسط آنان دارد صورت میگیرد . بمب اتم را آنان بر ضد بیگناهان به کار برده اند و سه میلیون انسان را در ویتنام و صدها هزار نفر را در عراق و افغانستان کشته اند و از جنایتکارترین رژیم یعنی رژیم صهیونیستی حمایت کامل نموده اند با قیمت خون ملل جهان به نان و نوایی رسیده اند.
    ملت ایران برای تداوم انقلاب خوود در انتخابات شرکت نمود و برای صیانت از آن.
    لطفا تفسیر به رای ننمایید. همین

  58. سروش گفت:
    یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۸ ب.ظ

    دوستانی که جنبش سبز را به رسمیت نمی شناسند یا منافع مادی دارند یا جهل معنوی یا ترس دنیوی.

  59. خرد گرا گفت:
    یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۹ در ۱:۵۹ ب.ظ

    کسانی که فکر میکنند حرفهای آقای گنجی اشتباه ست ، خوب حرفهاش رو نقد کنند . کسی که کل جمله هاش خر الاغ … هست، می توان فهمید که توانایی جواب دادن رو نداره ، و شروع به این سبک حرف زدن میکنه ، مثل اونهایی که پیامبر را زناء زاده میخونن و امام علی رو قاتل بی وجدان ، و بعد فقط به این بزرگواران فحش میدن، اما هیچ استدلای و استنادی پشتش نیست. این دو گروه فرقی باهم ندارند.

نظر دهید

Powered by web abzar . آپلود عکس & by N.Design Studio , columnized by MangoOrange & phpkar.com

مقاله نویسان سیاسی

  • آرش نراقی
  • احمد زید آبادی
  • احمد قابل
  • احمد مظلومی
  • امید معماریان
  • اکبر اعلمی
  • اکبر گنجی
  • بی نظیر بوتو
  • جواد طباطبائی
  • حبیب اله پیمان
  • حسین باستانی
  • حسین بشیریه
  • حسین شریعتمداری
  • حمید رضا مسیبیان
  • داریوش آشوری
  • داوود هرمیداس باوند
  • رسول جعفریان
  • سعید حجاریان
  • سعید شیرکوند
  • شیرین عبادی
  • عباس امیرانتظام
  • عباس عبدی
  • عبدالله مومنی
  • عطاالله مهاجرانی
  • علی افشاری
  • علی شکوری راد
  • علیرضا علوی تبار
  • عمادالدین باقی
  • عيسي سحرخيز
  • فرید زکریا
  • محسن رضایی
  • محسن صفایی فراهانی
  • محسن کدیور
  • محمد ايماني
  • محمد باقر قالیباف
  • محمد رضا شیبانی
  • محمد قوچانی
  • محمدتقي مصباح يزدي
  • مرتضی کاظمیان
  • مسعود بهنود
  • مسیح علی نژاد
  • مصطفی تاج زاده
  • مهرانگيز کار
  • موسی غنی نژاد
  • يورگن هابرماس
  • کوروش زعیم

پیوندها

  • اخبار داغ هفت تیر
  • تالار گفتگو - حتما عضو شوید

آرشیو بانک مقالات سیاسی

  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • مهر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • بهمن ۱۳۸۶
  • دی ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶

بانک مقالات سیاسی

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

بانک مقالات فارسی

مقاله حسین شریعتمداری سایت محمد قوچانی سایت اکبر گنجی مقالات سیاسی حسین شریعتمداری وبلاگ مسعود بهنود سایت عباس عبدی بانک مقالات سیاسی مقالات فارسی مقاله سایت مقال وبلاگ اکبر گنحی وبلاگ محمد قوچانی وبلاگ عباس عبدی دانلود مقاله pdf
سایت هفت تیر
تالار گفتگو هفت تیر