اکبر گنجی :
اخبار ۲۰.۳۰ سیمای جمهوری اسلامی ایران، که واقعا سیمای واقعی جمهوری اسلامی را به نمایش میگذارد، اقدام به پخش گوشههایی از گفتوگوی من با BBC کرده است۱ تا به خیال خود، مومنان را تحریک کند. در این خصوص چند نکته را یادآور میشوم.
۱- بهتر است ناقدان محترم اصل گفتوگو با برنامهی «به عبارت دیگر» BBC را ببینند۲. گمان ندارم زمامداران جمهوری اسلامی نگران ایمان مردم و دین اسلام باشند. آن چه برای آنان مهم است، فقط و فقط حفظ و دوام قدرت سلطه گرانه بر مردم ایران زمین است. قدرتی که معلول سرکوب مداوم مردم و استفادهی ابزاری از باورهای اسلامی دینداران است.
۲- قرآن محمدی
در برنامهی «به عبارات دیگر»، دو پرسش به ظاهر تحریک کننده از من پرسیده شد. اولی دربارهی قرآن بود. اگر به اصل گفتوگو نگریسته شود، پاسخ من روشن و دقیق بود. به همین دلیل سیمای واقعی ولایت مطلقهی فقیه، بخش مهمی از پاسخ را حذف کرد. پاسخ این بود، در سنت مسلمین دو خدا وجود دارد:
اولی، خدای فقیهان و متکلمان (خصوصاً اشاعره) است. این خدا، خدای متشخص انسانوار پادشاه جهان است. به تعبیر دیگر فقها خدایی به صورت پادشاهان دنیوی درست کردهاند.
این خدا، همان کارهایی را انجام میدهد که پادشاهان دارای قدرت مطلقه انجام میدادهاند. دوست و دشمن دارد،پیام رسانانی دارد، عصبانی و خشمگین می شود،پارتی بازی میکند، از مردم قرض میگیرد و به آنها بهره میدهد، تنبیه و مجازات (حکم ارتداد، حکم محاربه، حکم شراب خواری، حکم سرقت،حکم سنگسار و…) میکند، دلش به رحم میآید، فریب کار است، تیرانداز است، قاتل است، به درد سلطه و سرکوب میخورد.
دومی؛ خدای عارفان و فیلسوفان مسلمان است. آنان از لیس کمثله شیء آغاز میکنند. مدعای آنان این است:
اگر خداوند از هیچ جهتی از جهات شبیه هیچ موجودی از موجودات نیست، شبیه انسانها و پادشاهان هم نیست. به تعبیر مولوی، صورت بخشی به امر بیصورت (خداوند)، کار آدمیان است.
خداوند صورت بیصورت است. به همین دلیل امام محمد غزالی (متوفی ۵۰۵ هجری) به صراحت تمام گفته است: «اصولاً جمیع الفاظ زبان وقتی در حق خداوند به کار میروند، مجازی و استعاری میشوند۳.»
خدای فیلسوفان مسلمان که از جمیع جهات و حیثیات واجب الوجود بالذات است، تحریک پذیر نیست، برای آن که حرکت از خصوصیات موجودات امکانی است که قوای خود را به فعلیت میرسانند.
در سنت عارفانه و فیلسوفانه ی مسلمین، هیچ موجودی غیر از خداوند وجود ندارد. برای این که فرض وجود موجودی غیر از خداوند، با بی نهایت بودن خداوند تعارض دارد.
خداوند «مطلق وجود» است، نه «وجود مطلق». اگر براهین اثبات صانع (خصوصاً برهان صدیقین صدرا با تمامی روایت های آن) خدایی را اثبات کنند، آن خدا، خدای غیر متشخص یا فراشخصی است. خدای ابن عربی و مولوی و ملاصدرا، چنین خدایی است. علامه ی طباطبایی در فلسفه ی خود از چنین خدایی دفاع میکرد.
من در پاسخ به پرسش برنامهی «به عبارت دیگر» گفتم چنین خدایی را قبول دارم و به همان معنایی که مولوی و ابن عربی و ملاصدرا مسلمان هستند، مسلمان هستم.
ملاصدرا را صدرالمتألهین به شمار آوردهاند، اما در عین حال فقها هر سهی این بزرگان را تکفیر کردهاند.
سیمای حقیقی ولی فقیه این سخنان را حذف کرد تا بتواند علی خامنهای را نمایندهی زمینی پادشاه آسمانها قلمداد کند.
۳- امام زمان
مهمترین پرسش «به عبارت دیگر» دربارهی امام زمان بود. سلسله مقالات «قرآن محمدی» و «امام زمان به چه کار فقها میآید؟» محدود به دو شرط بود:
۱-۳- سخنان ما ارتباطی با ایمان گرایان ندارد. ایمان گرایان نیازی به اثبات عقلی باورهای هستی شناسانهی خود ندارند. سخنان ما ناظر به آن دسته از عقل گرایان مسلمان است که ادعا میکنند تمامی اعتقادات را میتوانند با براهین عقلی اثبات کنند.
۲-۳- معرفت، باور صادق موجه (true justified belief)است. کلیه ی باورهای اعتقادی مسلمین، ممکن است صادق باشند. ما به صدق و کذب آن مدعیات کاری نداریم. دایره ی بحث ما محدود به دلایل صدق مدعیات است.
به تعبیر دیگر ممکن است باوری صادق باشد، اما نتوان با دلایل عقلی آن را اثبات کرد. ابوعلی سینا بر این باور بود که در عین صادق بودن زندگی پس از مرگ، با دلایل عقلی نمیتوان معاد را اثبات کرد. وی در این زمینه ایمانگرا بود. میگفت: پیامبر صادق از حیات پس از مرگ خبر داده است.
۳-۳- ادعای «قرآن محمدی» این بود و هست که هیچ دلیل عقلی ای برای اثبات صدق مهم ترین باورهای اعتقادی مسلمین وجود ندارد، همین وبس.
اگر این سخن کفر آمیز است، بوعلی سینا به جهت نامدلل فرض کردن معاد، کافر است. دربارهی وجود امام زمان،مدعای ما به شرح زیر بود و هست:
۱-۳-۳- شیعیان از زمان رحلت امام یازدهم تاکنون حتی یک دلیل عقلی برای اثبات صدق وجود امام دوازدهم ارائه نکرده و نمیتوانند اقامه کنند.
اگر چنین دلیلی وجود داشت یا میتوانست وجود داشته باشد، به جای تکفیر این و آن،آن دلایل عرضه میشد.
روحانیت شیعه ۱۲ قرن است که به نام امام زمان از شیعیان وجوهات دریافت میکند، اما با خیال آسوده آن وجوهات مصرف می شود بدون آن که اندکی وقت صرف اقامه برهان برای اثبات صدق موجود مقدسی شود که به نام او از دسترنج مردم مالیات میگیرند.
۲-۳-۳- بحث های تاریخی درباره ی وجود فرزند امام یازدهم، بحث هایی است که به اثبات وجود امام زمان منجر نمیشود. برای این منظور کافی است به کتاب محققانهی استاد ارجمند حسین مدرسی طباطبایی «تشیع در فرایند تکامل» رجوع شود. مقاله و مقالات
۳-۳-۳- حتی اگر کسی وجود امام دوازدهم را انکار کند، و ائمهی شیعیان را «علمای ابرار» به شمار آورد، نه دارای علم غیب و معصوم و واسطهی فیض، مدعایی الحادی و ارتدادی ارائه نکرده است.
اولا: یک میلیارد مسلمان سنی مذهب وجود دارد که چنین باوری دارند. ثانیا: آیت الله خمینی باور به خداوند و نبوت پیامبر گرامی اسلام را تنها شرط مسلمانی به شمار میآورد، نه چیزی دیگر. ثالثا: مستندات تاریخی نشان میدهد که خود ائمه و شیعیان اولیه چنین باوری داشتند، یعنی ائمه را علمای ابرار به شمار میآوردند، نه دارای علم غیب، معصوم و واسطهی فیض.
۴-۳-۳- چرا فقها تا این میزان بر سر امام زمان حساس هستند؟ دلیل آن روشن است. آنان قرنهاست با استناد به وجود چنین موجود مقدسی از مردم وجوهات دریافت میکنند و طی ۳۱ سال اخیر، به نام او بر مردم حکومت میکنند و به نام او زندان و شکنجه و اعدام میکنند.
مگر پرسنل وزارت اطلاعات را «سربازان گمنام امام زمان» نمینامند؟ مگر همان سربازان گمنام امام زمان فروهر و همسرش را با کارد سلاخی نکردند؟ مگر علی خامنهای را جانشین امام زمان قلمداد نمیکنند؟ مگر علی خامنهای بر گنبد اما زمان بیرق خشونت بر نیفراخته است؟
بحث امام زمان بسیار مهم است. برای آن که با «قدرت» و «ثروت» ارتباط دارد. صدها کتاب نافی خدا در ایران منتشر می شود و حساسیتی برنمی انگیزد. اما امام زمان موضوع دیگری است. سلسله مقالات «امام زمان به چه کار فقها میآید؟» به طور مبسوط به این موضوع پرداخته و نشان داده است که خود ائمه و شیعیان اولیه چه تصوری از آنان داشتهاند.
۴- نتیجه
«قرآن محمدی» و «امام زمان به چه کار فقها میآید؟» نظرات شخصی من است و هیچ ارتباطی با آیتالله صانعی، میر حسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی، کلیهی عزیزانی که در زندانها اسیر مدعی جانشینی امام زمان هستند، اصلاح طلبان، امضا کنندگان بیانیهی پنج نفره و غیره؛ ندارد.
سهل است بسیاری از آنان به شدت با این آراء مخالف هستند. در زمان انتشار آن مقالات با افراد مختلفی وارد گفتوگوی مکتوب در این زمینه شدم و همچنان به روی نقد ناقدان گشوده هستم.
در خصوص ضرورت یا عدم ضرورت این مباحث، دو دیدگاه متعارض وجود دارد. اولی، پروژهی گذار به دموکراسی هیچ نیازی به پروژه ی نواندیشی دینی ندارد. دومی، در یک جامعهی دینی، با حکومت مدعی دینی بودن، اصلاح دینی (نواندیشی دینی)، یکی از ارکانگذار به نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر است.
مطابق رویکرد اول، نواندیشی دینی از نظر سیاسی- اجتماعی (نه الهیاتی) بیفایده و وقت تلف کردن است. اما مطابق رویکرد دوم، نواندیشی دینی از نظر سیاسی- اجتماعی، ضروری و یکی از پیش شرطهای گذار به دموکراسی در جامعهای چون جامعهی ایران است.
پانوشت:
۱- رجوع شود به اینجا.
۲- رجوع شود به اینجا.
۳- امام محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج ۴، ربع منجیات، کتاب التوحید و التوکل،ص ۲۵۵- ۲۵۴.

سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۲:۴۸ ب.ظ
اقای گنجی ممنونم ازتون……..سحر نزدیکه ایشالا…امیدوارم ببینمتون
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۴:۳۷ ب.ظ
با سلام
امیدواریم همیشه زنده و پایدار باشید. بسیار از مقالات و روشنگریهای حضرت عالی بهره میبریم. همواره سخنرانیهای شما را و همچنین مقالات شما را تعقیب میکنیم. بسیار سنجیده پر محتوی و مناسب با احوال جامعه است. از شما میخواهم هرگز از سخنان نیشدار دیگران که میدانم کم هم نیست غمی به دل راه ندهاید. راه شما درست است این را من نمیگویم. چه بسیارند کسانی در ایران که شما انها را دموکرات کرده اید. پر توان باشید و باز هم بنویسید و بگویید و فریاد کنید . ما مردم ایران شما را میستاییم. کلام و قلمتان پر توان باد. منتظر اثار دیگری از شما هستیم.
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۵:۲۵ ب.ظ
شما و امثال شما سوفسطاییهای احمقی هستید که حتی نتونستید حق اجداد تونو ادا کنید تن سوفسطاییهای قدیم تو گور لرزید دیگه هم خفه شو انقد چرت پرت نگو وقتی چیزی بلد نیستی.الانم برو بخواب از وقت خوابت گذشته زیادی داری هذیون میگی سرخوش جان!
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۹:۱۱ ب.ظ
متاسفم برای کسانی که فقط زبان فحش وفطرت قاتل دارند
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۲ ب.ظ
خبر فوری
پشیمانی از امضای نامه و ابراز شرمندگی
طبق آخرین اطلاع رسیده عطاءالدوله مهاجرانی رهبر حزب میمونها با شلغم الدوله گنجی پشة وزوز کن که چند روز قبل اطلاعیه ای مشترک صادر نموده اند، اختلاف افتاده است و عطاء الدوله به خاطر سخنان موهن این موجود کثافتخوار از اینکه نامش کنار نام او آمده، ابراز شرمندگی کرده است. لذا جبهه سبز هنوز تشکیل نشده دچار انشقاق شده است.
اخبار رسانه ها:
عطالله مهاجرانی وزیر ارشاد در دوره نخست ریاستجمهوری محمد خاتمی در میزگردی با حضور برخی کارشناسان سیاسی که در یکی از رادیوهای بیگانه برگزار شد، به شدت از موضع اخیر اکبر گنجی انتقاد کرد.
به گزارش ایرنا ،عطالله مهاجرانی در واکنش به سخنان اخیر اکبرگنجی علیه اعتقادات اصیل تشیع گفت: این سخنان بیارزش، نیاز به پاسخ ندارد.
وی افزود: توهین به ائمه شیعه(ص) و امام زمان(عج) که از سوی اکبر گنجی انجام گرفته، من را نسبت به امضای نامه ۵ تن از روشنفکران خارج از کشور، دچار تردید کرده، چرا که به هیچ وجه علاقهای ندارم اسمم در کنار چنین اندیشهای قرار بگیرد و از این بابت شرمندهام.
خبر فوری فوری فوری
پشیمانی از پشیمانی
طبق آخرین اخبار رسیده عطاء الدوله باز هم پشیمان شده و از پشیمانی خود ابراز پشیمانی نموده و بیان داشته است از اینکه با پشه ای وزوز کن بنام شلغم الدوله گنجی اعلامیه ای را امضا نموده را تکذیب نموده و بیان داشته نه تنها از همنشینی و امضا مشترک با او پشیمان نیستم بلکه شادمان هم میباشم. او بیان داشته آنچه گنجی گفته، عقاید شخصی بوده و عقاید شخصی را به سیاست چه کار؟ و اصلا عقاید شخصی او چه ربطی به امضای یک اطلاعیه سیاسی دارد؟! او نام این جریان را تساهل و تسامح گذاشته است. او در عین حال بیان داشته است به گفته امام:« دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست» و این با تساهل و تسامح نیز کاملا هماهنگ است.
در ضمن مشاور مذهبی عطاء الدوله که شخصی بنام محسن کُودو است و یکی از امضا کنندگان نامه ۵ نفری است و در معرفی او خواص بیان داشته اند که خری است که کلی کتاب بردوش دارد، بیان نموده است که این نوع اسلام همان اسلام ناب آمریکایی است. و ما افتخار میکنیم که پیرو این نوع قرائت از اسلام هستیم و پنج گاو و خر و شتر و میمون وخوک اگر اطلاعیه ای مشترک را با هم امضا نمایند ربطی به عقاید شخصی آنها ندارد و بسیار هم کار قابل قبول و توجیه شده ای است. او اخیرا با طرح شعار زیر این اسلام مترقی و دموکراتیک و تسامحی و تساهلی را با عبارتی کوتاه به جهانیان معرفی نموده است: قولوا اوباما، او با ماست، تفلحوا !
اخبار رسانه ها:
مهاجرانی ابراز شرمندگی نسبت به اظهارات سخیف اکبر گنجی درباره امام زمان(عج) را تکذیب کرد.
روز گذشته اخباری مبنی بر اینکه مهاجرانی اظهارات سخیف گنجی را محکوم کرده و از اینکه نام خود را در کنار وی پای بیانیه ۵ نفره گذاشته، ابراز شرمندگی کرده در بسیاری از رسانهها منتشر شد؛ اما شبکه ضد انقلابی «جرس» که توسط تیم مهاجرانی و کدیور از خارج کشور مدیریت می شود در واکنش به خبر یاد شده نوشت: «سیدعطاءالله مهاجرانی خبر منتشره درباره وی در فیس بوک و برخی سایتهای خبری مبنی بر شرکت در میزگرد یک رسانه خارجی و اعلام نظر درباره سخنان گنجی را تکذیب کرد.
وی گفت: در روزهای گذشته در هیچ میزگردی شرکت نداشته و در این رابطه سخنی نگفته است. مهاجرانی تاکید کرد که مواضع آقای گنجی درباره قرآن مجید و مهدویت مواضع شخصی ایشان است. وی افزود قبلا مخالفت خود را با چنان مواضعی، طی نقدهایی که منتشر کرده اعلام داشته است.»
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۲ ب.ظ
پشه وزوز کنی بنام شلغم الدوله گنجی
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ب.ظ
پشه وزوز کنی به نام شلغم الدوله گنجی
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۱ ب.ظ
اعلامیه مهم پنج تن از سران جبهة سبز
پنج تن از رهبران خارج نشین جبهه سبز که خود را اتاق فکر جنبش سبز (Think tank) نامیده اند، متشکل از رهبران« حزب دموکراتیک خران» و « حزب دموکراتیک گاوان» و «حزب دموکراتیک خوکان» و « حزب دموکراتیک میمونها » و «حزب دموکراتیک سگان»، طی اطلاعیه ای مشترک خواستهای حداکثری خود را اعلام نموده اند.
دکتر عبدالکارل پوپروش
جبهة سبز از ۵ حزب تشکیل شده است۰
این جانب رهبر حزب سگان آن هستم. ولم کنند زبان را نفس زنان بیرون می آورم. نکنند هم می آورم! چه خوب ایرانیان در حق من گفته اند: مه نور افشاند، سگ عوعو کند.
این اطلاعیه به دنبال حضور امّت خدا جو متشکل از مجموعه ای از « سلطنت طلبان خدا جو» و « فرزندان ساواکیهای خدا جو» و« منافقین خداجو و وابستگان آنها» و « مارکسیستهای خدا جو» و « اراذل و اوباش خدا جو» و « رقاصان و خوانندگان خدا جو» و «الواط و لُمپَنهای خداجو» و« بهائیهای خداجو» و« فرزندان قاچاقچیهای کشته شدة خداجو» ، در روز عاشورا جهت انقلاب مخملین در خیابانهای تهران و سرکوب آنان توسط تعدادی موجود متعصب ضد خر و ضد گاو و ضد میمون و ضد خوک و دشمن سگ که متأسفانه موجب فرار مفتضحانه اعضای این احزاب شد، تشکیل شده است.
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۵ ب.ظ
با سلام
امیدواریم همیشه زیر سایه اوباما زنده و پایدار باشید. بسیار از مقالات و روشنگریهای حضرت عالی بهره میبریم. همواره سخنرانیهای شما را و همچنین مقالات شما را تعقیب میکنیم. بسیار سنجیده پر محتوی و مناسب با احوال سازمان سیا است. از شما میخواهم هرگز از سخنان نیشدار دیگران که میدانم کم هم نیست غمی به دل راه ندهاید. راه شما درست است این را من نمیگویم. چه بسیارند کسانی در سازمان سیا که شما انها را دموکرات کرده اید. پر توان باشید و باز هم بنویسید و بگویید و فریاد کنید در ضمن وزوز شما بعضی مواقع آزار دهن ده است. . مردم اراذل و اوباش ایران نیز شما را میستایند. کلام و قلمتان در خدمت به منافقین و گوگوش و اشرف پهلوی پر توان باد. منتظر اثار دیگری از شما هستیم تا به شما بخندیم
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۶ ب.ظ
سوسک بوگندو
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۸ ب.ظ
بابا تو دیگه کی هستی فکر کردم فقط قلمت اسهال گرفته، حالا فهمیدم نه، فکر و عقلت اسهال گرفته
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۹ ب.ظ
وزوزک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۰ ب.ظ
تو سوراخ زیر دمب شیطان بزرگ قایم شدی و رجز میخونی!؟
شلغم؟!؟
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۱ ب.ظ
زباله! همین
سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۴ ب.ظ
جایگاهت همان جاست. کنار اشرف و شاپور غلامرضا و گوگوش و بهروز وثوقی و… اراذل اوباش دور و بر شاه. دیدی خودت به زباله دان تاریخ ریخته شدی؟! مثل صدام مثل رجوی مثل شعبان بی مخ. وعده خدا به منافقین بی کله حق است.
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۲ ق.ظ
ببین خداوند بعضی هارو تا چه حد خوار و ذلیل می کند که حتی تو سایت خودشم طرفدار نداره وهرچه پیام براش ارسال میشه همش الا یکی دو تا از انسانهای احمق ،فحش و ناسزاهایی که در خور خود حروم زاده مرتد(اکبرگنجی) است،بیچاره حروم زاده مادر به خطا ،یه دلسوزم نداری
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۷ ق.ظ
کاش نظر دهندگان معترض کمی با ادب واصول اخلاق آشنا بودند.
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۷ ق.ظ
منتظر باش آقای گنجی حروم زاده ،ظهورفرج منجی عالم بشریت نزدیک است ،خودت رو برای عذابی سخت آماده کن ،جرا که امسال سال فرج است چون مردم ایران می خواهند ان شا الله،اللهم عجل لولیک الفرج
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ در ۴:۰۲ ب.ظ
واقعا برای کسایی که نمیتونن درجواب صحبت های اقای گنجی دلیل و منطق بیارن و فقط بلدن فحاشی کنن متاسفم هر چند انتظاری بیش از این هم از انها نیست
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ در ۶:۲۳ ب.ظ
بابا دس بردار اکبر آقا
چقدر خودت و به … می زنی
آخه یعنی سر عمر تو ادعا داری که نخبه ایی(البته دور از جونه نخبه ها)
من پیشنهاد میکنم بری سراغ یه کار که لابد به ریخت و قیافت بیاد
این کار کاره تو نیست
راستی کم چرت و پرت بگو بابا
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۴ ب.ظ
من معتقدم که این آقایانکه دارن حکومت میکنند، در یک توهم خیلی بزرگ هستند…برای من فقط و فقط خدا مهم هستش و فقط به اون اعتقاد دارم،کافیه نگاهی به حل المسائل فقها بیاندازین تا ببینید چقدر دین و مسائلش سطحی و غیر عقلانی و بشری هست… خدا انسانها رو دوست داره،حتی اونایی که توهم دارن،….
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۶ ب.ظ
آخه تخصیری نداره . حیونی مخش گوزیده
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۶ ق.ظ
سست عنصری مثل تو باید هم از این حرفهابزند. وای به حال آدمهایی که تو تو اتاق فکرشون باشی.
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۷ ق.ظ
آن روز که در کنفرانس برلین رفتی آخرین تیر را به هویت خود زدی.کلفت و نوکری آمریکا مبارک باد!!!
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۹ ق.ظ
ببی شخصیتهای فراری مثل تو کدیور و مهاجرانی و سروش وعبدالعلی بازرگان باید رهبر جنبش سبز هم باشند تا همه بدانند که جنبش سبز یعنی چه
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۰ ق.ظ
سحر نزدیک است و خورشید آن هم گنجی!!!!!!!!!!
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۱ ق.ظ
قورباقه اینقدر قورقور نکن! اربابات هم خسته شدند دیگه چه برسه به ما!!!!!!!!!
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۲ ق.ظ
موسی چومبه از تو با شرافت تر بود!
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۳ ق.ظ
پیاده نظام سازمان سیا!
تو زباله دانی آمریکا ولگردی کردن موجب خروج همین حرفها از دهان میشود.
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۴ ق.ظ
جواب جاهلان سکوت است اینقدر خون خودتان را کثیف نکنید.
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۶ ق.ظ
آدم که زوارش در رفت باید هم دهانش بی چفت و بند شود.
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ق.ظ
واحد خر یابی جنبش سبز دعوت میکند
جنبش سبز برای آخرین چهار شنبه سال دعوت میکند
در این مراسم با آتش زدن آشغالدونیهای تهران و موتور سیکلت یک مشت حزب اللهی مستضعف بدبخت پابرهنه با پرش از روی آن همراه با لگد پراکنی و جفتک انداختن شعارهای زیر داده خواهد شد:
سبزی تو از من . سبزی من از تو
در ضمن توبره های یونجه و افسارهایی با پرچم آمریکا نیز در این مراسم میان شرکت کنندگان توزیع خواهد شد.
روسری برای فرار نیز آماده شده است.
لطفا برای برابری میان زن و مرد ریشها و ریشه ! را از بیخ تراشیده و ماتیک و سرخاب نیز همراه بیاورید
حزب خران دموکرات - واحد اطلاع رسانی_ واحد خر رنگ کنی
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۸ ق.ظ
افراد را از الفاظی که در گفتارشان بکار میبرند میتوان شناخت
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۴۰ ب.ظ
لعنت خدا بر این انسان پست
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۴۲ ب.ظ
خداوند ان شاء الله ریشه این اکبر گنجی ملعون رو از رو زمین بکنه
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۰۲ ب.ظ
این دوستان!که این الفاظ رکیک رو بکار می بردن از خبرگزاری فارس هجرت کردند اینجا؟
آخه مرد مومن آقای گنجی داره من این کتاب را برای مومنینی که دغدغه عقلی و فلسفی اثبات دارند
مطرح کردم و از این زاویه باید نگاه کرد شما حتی نمی خواهید فکر کنید که مشکلی
نیست هر چی رو دوست دارید بپرستید و بهش ایمان داشته باشید/
اگر بت ها را شکسته باشی کار خاصی نکرده ای وقتی خوی بت پرستی را در درونت از بین برده باشی
کار مهمی کرده ای
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۵۲ ب.ظ
دریا با دهن سگ کثیف نمیشه.دریای وجود آقای گنجی اونقدر بزرگ هست که این فحش ها تاثیری روش ندارند.مخالفانه ملت ایران مثل سردمدارانشون بی ادب و فحاشن.
زنده باد گنجی
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۹ ب.ظ
واقعا” با حرف سبز موافقم!
اصلا” یه دونشون محض رضای خدا دلیل نیاورده! تو حالیت نیست بخواب…….
هر چند کوچیکتر از اونم که که ۱۱ سال دنبال کردن نوشته هاتون بتونه بزرگم کنه اما می خوام اگه وقت کردین به این صفحه نگاهی بندازید بدونید اطمینان ما به شما خیلی بیشتره که اینا سر سوزنی بتونن تکونتون بدن!
پایدار باشید!
پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۹ ب.ظ
وای چقدر بسییجی اینجاست
یاوران خامنه ای جنایت پیشه
و یا خرهای به ظاهر مومن
اگه هم امام زمانی وجود داشته باشه حالش از وجود این به ظاهر طرفداراش بهم میخوره
البته این بنده شیطان ها هم پول میگیرن که همین چیزارو بنویسن
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۲ ق.ظ
چقدر هویجیییییییی
البته همه اینا یه نفرن با نامهای متفاوت
خر خودتی بسیجی قاتل
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۲ ق.ظ
تا جایی که من یادمه از مطالعات تاریخی که اونا هم چاپ شده در ایران و تحت نظارت مقام معظم سروری حتی حضرت علی هم به خونخوارترین دشمنانش اجازه صحبت و نقد داد و هیچ وقت مثل الان ما قرون وسطیی کسی رو به خاطر عقایدش به چهار میخ نکشید.اگه قراره امام زمانی که میاد مثل علی خامنه ای جلاد و خونخوار باشه چه بهتر که همین مادر به خطا رو ببره پیش خودش.
زنده باد گنجی
مرگ بر دیکتاتور
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۵ ق.ظ
یا امام زمانا اگه وجود داری تورو به جدت قسم ما رو از شر این دیکتاتورهای کوتوله نجات بده.به ولله اگه هستی و ظهور نکنی این مادر به خطای الدنگ میگه امام زمان من بودم غیرت الاهی پنهانم کرده بود………….
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۰۵ ق.ظ
چه مید انیم؟!
چه میخواهیم؟!
میدانیم که:
*( از غیبت صغرا تا کنون بیش از هزار سال میگذرد در این مدت،احکام اسلام نباید زمین بماند و اجرا نشود…قوانینی که پیغمبر اسلام (ع) در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجرای آن ۲۳ سال زحمت طاقت فرسا کشید، فقط برای مدت محدودی نبوده؟! خدا اجرای احکامش را محدود نکرده به دویست سال تا پس از غیبت صغرا اسلام دیگرهمه چیزش را رها کند!)
*(اقامه حدود که نوعی تصرف در حوزه عمومی است،به دست امام و در صورت فقدان وی بر عهده نماینده ایشان است.بنابراین در دوران غیبت امام معصوم،فقط نماینده و نایب امام است که میتواند چنین اقداماتی را صورت دهد بدین ترتیب حتی اگرحکومت وقت شخص صلاحیت داری را هم بر این منصب بگمارد او در واقع به نمایندگی از سوی امام دارای چنین حقی شده است.)
*(بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و انتشار قانون اساسی،عالمان دینی بر درج اصل ولایت فقیه در متن قانون اساسی تاکید کردند.زیرا اگر مسآله اتکای حکومت به نظام امامت و ولایت فقیه در آن روشن نبود حکومت طاغوتی و ظالمانه میشد.)
*(نظارت فقیه و ولایت فقیه، دیکتاتوری بوجود نمی آورد، کاری که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمیدهد.کارهایی که بخواهد دولت یا رئیس جمهور یا کس دیگر بر خلاف مسیر ملت و بر خلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل میکند،جلوگیری میکند.)
*(ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد.ولایت فقیه را خدای تبارک و تعالی،درست کرده است و همان ولایت رسول الله است.هر کسی که صلاحیت های لازم را دارد،از طرف دین و شریعت به این منصب گمارده میشود و عمل خبرگان صرفآ برای شناسایی و تشخیص است.)
*( از آنجا که در اصل ۱۱۰ قانون اساسی مواردی را به عنوان اختیارات ولی فقیه آورده اند
و باعث بر انگیختگی این توهم میشود که حوزه اختیارات ولایت،محدود است وگرنه جایی برای ذکر واژه اختیارات نیست.لذا امکان دارد کسانی از این اصل، مفهوم نفی غیر{یعنی ولی فقیه اختیارات دیگری ندارد} را استنباط کنند بنابراین اصل ۵۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،ولایت را ولایت مطلقه مینامد)
*(مفهوم اصل ولایت فقیه اینست که اگر در زمانی ولی فقیه یک جا بخواهد مستقیمآ دخالت بکند بتواند.همین کاری را که امام خمینی میکردند،یعنی یکدفعه میگفتند این وزیر را بگذارید ،این پول را بردارید یا این پول را بگذارید،به شخص رئیس جمهور(نخست وزیر)اجازه میدادند تابدون توافق مجلس مثلآ فلان کار را بکند یا نکند.
این “مطلق” یعنی محدود به چند تا اختیار نیست یعنی میتواند در هرجا بیاید و بگوید این کار بشود یا نشود)
*(آن چیزی که گره های کور این نظام را در طول این سی سال باز کرده است ولایت مطلقه امر بوده نه چیز دیگر.بدیهی است که اگر ذره ای خدشه دار شود دچار گره کوری خواهیم شد.)
*(با این تفاسیر،ولایت مطلقه هم مستند به ادله شرعی است و هم در متن قانون اساسی آمده است.بر این اساس، مقام رهبری و ولی فقیه میتواند در جایی که مصلحت بالاتر اقتضا میکند و در موارد خاص،به پشتوانه شرع و قانون ازاختیارات خود در صدور حکم حکومتی استفاده کند و دستور خاصی را صادر کند.)
*(با وجود این در حالت عادی،قوانین،بر طبق روال جاری میشوند و مادامی که مشکل خاصی در میان نباشد،دلیلی هم برای دخالت و اعمال نفوذ نیست.اما در هر کشوری گاه وضعیت هایی ویژه پیش می آید که دخالت مرکز و قدرت بالاتر را که مسئولیت حفظ نظم و امنیت عمومی را بر عهده دارد،می طلبد.این همان اختیارات استثنایی است که معمولآ برای سران دولت ها در نظر گرفته میشود.)
*( جمع بین ولایت و جمهوریت،همراه نمودن دو عنصر نا سازگار با یکدیگرنیست!
گاه چنین توهم میشود که ولایت فقیه در واقع حاکمیت فقیه است بر افرادی که محجورند
و درک صحیحی ازسرنوشت خویش ندارند و باید امور آنان را دیگری به سامان کند.بنابراین نمیتوان دامنه ولایت را تا حکومت بر همه مردم که غالبآ رشید و عاقل و صاحب تدبیرند کشید.این توهم از آنجا ناشی میشود که برخی گمان کرده اند که ولایت از مقوله سرپرستی افراد صغیر و مجنون است.در این نوع ولایت،زمام امور کسانی که قوه درک و تشخیص کافی ندارد،در دست ولی آن قرار میگیرد. “حال آنکه ولایت در اینجا به معنای است،نه سرپرستی گروهی خاص از مردم.”)
*(هیچ اجتماعی،از ولایت به این معنا (حکومت) بی نیاز نیست.لذا در جامعه ای که متشکل از افراد دیندار است،حکومت آن ، مبتنی بر حاکمیت و مرجعیت دینی خواهد بود از این رو، فردی آشنا به دین ،در رآس امور جامعه قرار خواهد گرفت.
این شیوه حکومتی به معنای نادیده گرفتن عقل و تدبیر شهروندان و افراد آن جامعه نیست.لازم به ذکر است که اجرای احکام و حدود الهی وظیفه ای است که خداوند بر عهده حاکم نهاده و بدین منظور به فرد صاحب صلاحیت این ولایت داده شده است.)
*(بنابراین حکومت اسلامی از یک طرف خواست و اراده خداوند است.و از طرف دیگر ،این خود مردمند که به این حاکمیت و ولایت تن داده ،آنرا پذیرا میشوند.
جمع میان ولایت و جمهوریت دقیقآ در همین نقطه است،یعنی آنجا که مردم ولایت را آگاهانه پذیرا میشوند ،همان گونه که دین و دیانت را از سر هوشیاری و اعتقاد
می پذیرند.)
*(محدوده اصلی ولایت مطلقه،قانون اسلام و اهداف دین است و نباید پنداشت که اراده مطلقه با پذیرش احکام دین سازگار نیست.مطلق بودن حکومت و ولایت اسلامی ، امری است نسبی، به این معنا که در حوزه اختیارات حکومتی، در چارچوب دین و مصالح مردم، حکومت محدودیتی ندارد.بنابراین نمی تواند بر خلاف مصالح مردم قدم بردارد.اینجاست که گوهر ولایت فقیه از شیوه استبداد ، فرسنگ ها فاصله میگیرد،زیرا که در حکومت های استبدادی، نه به مصالح مردم توجهی میشود و نه احکام خدا در کانون تصمیمات حکومتی حضور می یابد پس باید گفت ولایت فقیه، ولایت فقه و شریعت است،نه ولایت شخصی از میان فقها)
*(منظور از رعایت مصالح،مصالح جامعه است،یعنی هرجا حوزه عمومی و مصالح معطوف به آن،مقتضی اقدامی بود، ولی فقیه عمل میکند.به گفته بنیانگذار جمهوری اسلامی ، مصلحت نظام از امور مهمه ای است که گاهی غفلت از آن موجب شکست اسلام عزیز میگردد.بنابراین حکومت میتواند هر امری را چه عبادی و چه غیر عبادی،که جریان آن مخالف مصالح اسلام است ،از آن، مادامی که چنین است، جلوگیری کند.حکومت حتی میتواند از حج که از فرایض مهم الهی است در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی است،موقتآ جلوگیری کند.)
*(ولایت فقهی یا ولایت علمی:
ولایت و حکومت فقیهان و آشنایان به دین ، هیچ گاه به معنای انزوای علومٍ،فنون،تجربه های بشری و تدبیر عقلانی نیست.طبیعی است که در جامعه،گردش امور به تخصص های مختلف نیاز دارد و مدیریت بالای جامعه در هر حکومتی –دینی یا غیر دینی-به هیچ وجه بی نیاز از اینگونه تخصص ها و تدابیر تجربی-عقلانی نیست.
بنابر این مدیریت مدیر اسلام شناس در رآس هرم جامعه(مدیریت فقیه) به این معنی نیست که تمام تصمیمات نظام مستقیمآ برگرفته از فقه و بدون تکیه بر تجربیات و سایر علوم بشری است. در حکومت دینی نه میتوان به صرف فقه و احکام جزئی دین بسنده کرد، و نه می توان به دستورات دینی بی توجهی نمود.مدیریت ولایت مطلقه فقیه هم مبتنی بر علم و دستاورد های علمی است و هم تحت اشراف دیدگاه های مکتب اسلام است؛به بهانه مدیریت فقهی نمیتوان راهکارهای علمی را کنار زد و بلعکس.)
بنابراین میخواهیم که:
*(برای دست یابی به آینده ای روشن ، خود را به دانش هسته ای ایمن گردانیم زیرا که انرژی هسته ای حق مسلم هر ذی حیاتی است برای ادامه حیاتش)
*(همواره در سایه سار ولایت قرار گرفته تا در آسایش زندگی کنیم و به آینده خوش بین باشیم)
*(از هرگونه نفاق بپرهیزیم تا راه بیابان را به روی بدخواهان باز نمائیم نه راه هجوم وانتظاع دشمنان را)
*(از جهت گیریها و تصمیمات مقرضانه بپرهیزیم زیرا که به منفعت کشور عزیزمان نخواهد بود.از آغالیدن وتضریب گروهی به گروهی دیگر خودداری کنیم که به والله جزء ضرر ، حاصلی ندارد و فقط آینده ملت به بازی گرفته خواهد شد.)
*(محبت مردم به مسئولین ادامه داشته باشد زیرا باعث میشود که آنان بیشتر، در پی رضایت عموم مردم باشند.)
بر اساس دانسته ها و خواسته ها ؛ در اوضاع کنونی،ما میتوانیم تک به تک نظرات خود را- چه موافق و چه مخالف- از راه مربوط به خود بیان کنیم.علی ای حال ریاست قوه مجریه مشخص شده،ممکن است که با رآی من نباشد ولی ممکن با رآی همسایه، دوست ودیگران بوده باشد.اگر بگوئیم موسوی پس آنان که میگویند احمدی نژاد
چه؟.اگر بگوئیم احمدی نژاد پس آنان که میگویند موسوی چه؟ این یکی از گره های کوری است که کشور ما دچار شده.فارغ از اینکه حق با کدام طرف باشد(قانون مشخص میکند)،بین آقایان احمدی نژاد،موسوی،کروبی،خاتمی،رفسنجانی وحتی خود من هیچ تفاوتی نیست.یقینآ شخص رئیس جمهور هرکه که باشد هدفش یکی است و آن پیشرفت مردم و ملت است.فقط روش ها متفاوت است.آیا اگر آقای احمدی نژاد و موسوی جایشان را عوض کنند همه مشکلات دنیا درست میشود؟!!ملت ما دیگر به هم دروغ نمیگویند؟به هم محبت میکنند؟دست یکدیگر را در مشکلات میگیرند؟غیبت نمیکنند؟واسه همدیگه نمیزنن؟آمریکا انرژی هسته ای رو دو دستی تقدیم میکنه؟فقیر و غنی یکسان میشه؟
مشکل ملت ما در ابتدا خودمان هستیم و بس ، پس وظیفه ما:- ابتدا در صدد اصلاح خود باشیم تا جامعه ما اصلاح شود.-دوم اینکه: هر جنبشی اعم از دانشجویی یا مردمی یا …. به نفع جامعه ایران نیست ،فقط دشمنان را به خواست خود نزدیک میکند .
- و سوم این که بگذاریم این گره کور به دست مقام ولی فقیه باز شود .
خدا آن ملتی را سروری داد
که تقدیرش به دست خویش بنوشت
I
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۹ ب.ظ
صدها چراغ دارد و بیراهه می رود
بگذار تا بیفتد و ببیند سزای خویش
مقاله گزاره های غیرعقلانی در اسلام و قران مال شماست که پاسخش هم داده شد…
والسلام علی من اتبع الهدی
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۴۳ ب.ظ
خیلی بد بختی. آنقدر بدبختی که حتی ارزش دلسوزی هم نداری. اگر راست می گی الان وجود خودتو برای من اثبات عقلی کن.
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۳۶ ب.ظ
سلامی پارسی به همه پارسیان سلامی به هرچی دل سبزه
واقعاً جای تاسف هست که عزیزانی حرف های رکیک می زنن واقعا درد آور هست
ولی تا آنجا که من فهمیدم هر جایی آدما کم میارن یا فوهش وتوهین میکنن یا خودشون را به عالم غیب متصل می کنن و میگن ما از همه بهتربم.
من واقعا از اینکه این مطالب رو می خونم خوسحالم و از مدیریت سایت کمال تشکر را دارم.
ارعزیزانی که واقعا نظر به جا میدن ممنونم.
به امید اینکه ایران ما ایرانی پایدار و با پرچم ۲هزار ساله یا بهتره بگم چندهزار ساله شیروخورشید بربام ایران و سر دز همه خانه ها بدرخشد.
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۳۳ ب.ظ
شعارهای پیشنهادی حزب دموکراتیک خران برای راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
شعار اوّل
ما خریم خر سوار میخوایم.
بوش که رفت اوباما رو میخوایم.
استقلال چیه، یونجه های کالیفرنیا رو میخوایم.
جفتک پرانی و عرعر کردن آزاد رو میخوایم
صد جفتک میزنیم، چون گرین کارت آمریکا رو میخوایم.
شعار دوم
مرگ بر استقلال، مرگ بر ازادی، مرگ بر جمهوری اسلامی!
شعار سوم
کاسه لیسیم کاسه لیس
نوکر سفارت انگلیس
شعار چهارم
نه ایران ، نه اسلام
درود بر آمریکا
واحد خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۴۰ ب.ظ
جناب ساشا
عزیز
چرا خودت را با اتصال به این موجود بی حیثیت خراب میکنی؟! مگر خودت را کسی نمیدانی؟
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۱۵ ب.ظ
جناب آقای ایرانی:
سلام دوست عزیز گرامی انسان به خودی خود کسی نییست من خودم را مثال می زنم .خودم را به اداب و سنن ایرانم گره می زنم نه به عرب حالا اگر شخصی خواسته باشد از صفر شروع کند که نمی توان.
در زمن نه من نه شما خودمون را به این موجود که از دید شما بی حیثت گره نمی زنیم بلکه از اطلاعات این شخص استفاده می کنیم حال اگر شما به نتیجه رسیدید چه بس در غیر این صورت مجبور نیستیم.
دوست عزیز که خود را ایرانی می خوانی نگاهی به گزشنه خود بینداز که چه بودیم حال چه هستی.
ایران یکتا پرست بوده نی بت پرست که حال خواسته باشیم به فرهنگ عرب چنگ بزنیم.
حال جای این مطلب را می دانم تا نامه عمر به یزدگرد را در اختیار شما بگزارم
لطفا این متن زیبا را به خوانید.
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۱۶ ب.ظ
نامه عمر به یزد گزد سوم ساسانی و پاسخ یزد گرد به آن
یک سند تاریخی
ایران ما - آنچه برای آگاهی هم وطننان ارجمند ایرانی در ذیل می آید متن ترجمه نامه عمر خلیفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجامید .
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.
با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.
الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب
از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )
پاسخ یزد گرد :
به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.
این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.
زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟
تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.
خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پیش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس … که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.
من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.
من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.
این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.
من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.
یزدگرد سوم ساسانی
ةمن که به ایرانی بودن خودم افتخار می کنم ، شما چه طور ؟
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۶ ب.ظ
خاک بر سر کچلت کنم بدبخت کاش تو همون زندون تو ایرون واجبی حلقت میکردیم تا اینقدر اراجیف نگی
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۹ ب.ظ
این حرفا همه سازاست درگوش خر گوش خربفروش دیگرگوش خر
اکبرگنجی عطاءالله مهاجرانی دکترسروش وشیخ ازادمنش استادکدیورافرادی نیستند که باتوهین عده ای خرمذهب بی ادب تخریب شوندانان اگرچواینان چشمشان به مال دنیا وپستهای دنیوی بود عالیرتبه ترین پستهای دولتی رارها نمی کردندتااینگونه مورداهانت مشتی خرف قرارگیرندانان بابزرگواریی که داشتندافسارشترخلافت رابردوشش انداختند ورهایش کردند وسالها مورد توهین وتعرض قرارگرفتندومیگیرندانان ازگناهی که کردند وان همراهی حکومت درزمانی خاص بودتوبه کردندواز ان فاصله گرفتند وبی گمان چشم به حکومت وحکومت داری ندارندمن نیز همفکروهمنظر ان بزرگوارانم ودرغم این توهینها با انان شریکم!
جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۲ ب.ظ
برای مسئولین سایت متاسفم که اجازه میدن یک بنده خدایی که بویی از ادب نبرده بیاد و پشت هم (نگاه به ساعت ارسال نظرها بندازید که نشان دهنده ی آن است که یک نفر به تنهایی با هزاران اسم که می تواند دال بر … باشد) هر چیزی را بگوید و اعتبار این سایت وزین را زیر سوال ببرد.
متاسفم
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۳۶ ق.ظ
سلام عزیزان از عزیزانی که واقعا یه ایران ما علاقه دارند خواهش می کنم متنی که در بالا قرار دادم منظورم نامه عمر به یزدگرد هست را حتما مطلعه کنید چون جوابیه یزدگرد واقعا زیباست
از همه شما عریران واقعا سپاس گزارم به ویژه مسئول سایت
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۹ ق.ظ
آقای اکبر گنجی
واقعا براتون متأسفم
شما خودتون قبلا از همین سربازان گمنام امام زمان بودید
شما قبلا پاسدار بودید و در این رژیم جنایتهای زیادی مرتکب شده اید.
الان که دستتون به آلاف و اولوف رژیم نرسید می خواهید توجه ما رو جلب کنید؟
خیـــــــــلـــــــــــــــــــی زرنگین
هم شما و هم خاتمی، هم اون موسوی
یکی نیست به اینا بگه پس کی می خواهید جواب جنایتهایی رو که در طول سالها انجام دادی بگید.
مطمئن باشید که اگر حکومت سکولار بر ایران حاکم بشه
دونه دونه تون رو محاکمه می کنن. درکنار خامنه ای و دار و دسته اش. شما از اونا گه تر هستید!!!
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۴ ب.ظ
خدمت مهرنوش اکبری:
عزیزی که قست داری نام ایران را توسط انوشبروان خراب کنی یا …
اگر گوشه را می نویسی گوشه دیگر را بنویس
اگر انوشسروان این کار را کرد در عوض ما کوروش را داریم که همه عالم بشری قبطه می خورند که ای کاش مال آنها بوذ . ما آدمهایی مثل داریوش داریم ما اقتدار ایران را از زمان کوروش کبیر در تاریخ در تخت جمشید داریم تخت جمشید یا بهتر است بگوئیم پاسارگاد نمونه ای از هنر و ذوق ایرانی هست اره عزیزان.
ما کوروش را به تار مویی ندهیم.
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۱۶ ب.ظ
ایران بزرگ است بدون بدیهایش
ایران بزرگ است بدون جنایتکاران
ایران بزرگ است بدون شاه و رضا شاه
ایران بزرگ است بدون منافقین و خائنین
ایران و ملت ایران بزرگ است بدون شاه عباس و نادر که به فرزندان خود هم رحم نمی کنند.
ایران بزرگ است با مولا علی و امام حسین
ایران بزرگ است با خمینی و مدرس و امیر کبیر و سعدی وحافظ و مولانا
ایران بزرگ است با بسیجیان که حسرت یک وجب جدا شدن خاک کشور را به دل جهانخواران گذاشتند.
ایران سرفراز است با ملت بزرگ عاشورائیش
لعنت به مزدوران و وطن فروشان
لعنت به آنانی که برای ابر قدرتها خوشرقصی میکنند.
لعنت به منافقین
لعنت به گنجی خبیث و کدیور پست و سروش بی دین لامذهب زبانباز و عبدالعلی بازرگان ومهاجرانی فراری
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۳۷ ب.ظ
بابا تو دیگه چه حالی داری که میای برنامه سیمای جمهوری اسلامی رو تحلیل می کنی. اگه کسی نمایشهای سیما رو جدی بگیره و باور کنه مطمئن باش که نمیاد مقاله تو رو بخونه.
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۰ ب.ظ
اوباما، او با ماست.
نامه اعتراضیه حزب دموکراتیک خران
بدینوسیله اعلام میگردد که حزب دموکراتیک خران از این به بعد مجبور است از جبهه سبز اصلاحات خارج شود.
با توجه به تشکیل جبهه سبز اصلاحات متشکل از احزاب زیر:
حزب میمونها
حزب دموکراتیک خران
حزب سگان عو عو کن
حزب خوکان
حزب شتران
در یک ماه قبل با هدف سرنگونی نظام دینی در ایران و تشکیل یک نظام سکولار آمریکا دوست، و با توجه به اینکه رهبران پنجگانه این جبهه که نه با روشهای دموکراتیک بلکه خود خوانده رهبری این جبهه را بر عهده گرفته بودند و هر کدام نیز به جای تصمیم گیری شورایی و دموکراتیک، شروع به ایجاد سروصدا و عوعو و عرعر و اعلام وجود نموده بودند و موجب ایجاد اختلاف دراین جبهه را فراهم آوردند.
با توجه به اینکه حجت الاسلام آمریکایی محسن کدیور نظرات اکبر گنجی را قبول نداشته و عطا مهاجرانی نیرشروع به لگد پراکنی به این عضو مشهور حزب خران نموده است و این حجت ال( اسلام آمریکایی) فراموش کرده که خود خری است که چند کتاب بر توبره پشت خود دارد و به جای تشکر از جوایز و گرانتها و عالاف و علوفی که حزب در اختیار او قرار داده، ناشکری کرده و نظرات این متفکر حزب را زیر سوال برده، لذا این حزب تهدید میکند که اگر از این به بعد اعتراضی از ایشان که هنوز فرهنگ فاناتیک خود را فراموش نکرده و نیز اعتراضی از جفت همشیره اشان که مشهور به همدم النساء میباشد،مشاهده شد، این حزب ضمن افشاگری در مورد ماهیت واقعی ایشان، از جبهه سبز اصلاحات خارج خواهد شد.
از اول هم ما گفتیم به این جماعت اصلاح طلب عمامه به سر نمی شود اعتماد کرد، اما بعضیها سر ما کلاه گذاشتند.به اعضای ما که در روز عاشورا در خیابانهای تهران به رقاصی و قرطی گری و سوت و کف زدن پرداخته بودند، گفته اند «امّت خدا جو» و «عزادار حسینی» . آخه خرهای خدا! وقتی با ما همنشین میشوید این اصطلاحات دیگه چیه؟! ما هم ظاهرا مغز خر خورده ایم! که به شما اعتماد کردیم.
واحد خریابی و خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۷ ب.ظ
شعارهای پیشنهادی حزب دموکراتیک خران برای راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
خواهشمندیم همراه با لگد پراکنی وموتور سیکلت فقیر فقرای بیچاره دیکتاتور را آتش زدن و همراه با آتش زدن زباله دانیها این شعارها سر داده شود:
شعار اوّل
ما خریم خر سوار میخوایم.
بوش که رفت اوباما رو میخوایم.
استقلال چیه، یونجه های کالیفرنیا رو میخوایم.
جفتک پرانی و عرعر کردن آزاد رو میخوایم
صد جفتک میزنیم، چون گرین کارت آمریکا رو میخوایم.
شعار دوم
مرگ بر استقلال، مرگ بر ازادی، مرگ بر جمهوری اسلامی!
شعار سوم
کاسه لیسیم کاسه لیس
نوکر سفارت انگلیس
شعار چهارم
نه ایران ، نه اسلام
درود بر آمریکا
شعارپنجم
نه استقلال نه آزادی، حکومت ایرانی آمریکایی
واحد خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۸ ب.ظ
آگهی رپرتاژ استخدامی مجدد سازمان انتلیجنت سرویس و سازمان سیا
با توجه به افتضاحی که اعضای حزب خران ایران در روز عاشورا بوجود آوردند و با توجه به ریزش شدید نیروها و خالی شدن طویله های تشکیلات اجتماعی برای تداوم« انقلاب سبز شاه و ملت» در ایران به تعدادی خر دوپا جهت انجام اعمال دموکراتیک در راهپیمایی ۲۲ بهمن نیاز فوری میباشد. خرانی که کتاب بر دوش دارند همانند حجت ال ( اسلام آمریکایی) محسن کدیور و شلغم الدوله اکبر گنجی و افرادی چون سه یار خبیث دیگر آنان عبدالکارل پوپروش، عبدالقلقلی بازرگان و عطاءالسطنه مهاجرانی رهبران خارج نشین جنبش سبز و هر خر دو پایی که تمرین اعمال دموکراسی نموده و میتواند به خوبی لگد پرانی و عرعر کند و با توجه به نزدیک بودن چهار شنبه سوری بتواند زباله دانی آتش بزند، در اولویّت قرار دارند.
واحد خریابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۲ ب.ظ
یکصد و پنجاه ساله ملت ایران گرفتار این جماعت منورالفکر وابسته و خودباخته و مرتبط با بیگانه است. این بدبخت بی هویت هم یکیش. چرا اینقدر خودتان را ناراحت میکنید. باطل با ترکش از میان میرود. عزیزان اینقدر شور نزنید. صد تا بزرگتر از اینها بودند و نخواستن با حقیقت کنار بیایند . در تاریخ چه اثری از آنها باقی است؟!
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱ ب.ظ
من فکر می کنم آقای گنجی به هدفی که می خواسته رسیده زیرا تمام کسانی که باید اینجا را بخوانند می خوانند ماه که از اولش هم همین گونه می اندیشیدیم
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۴۹ ق.ظ
من بهیچ وجه حرفای گنجی رو قبول ندارم
اما کاش بجای مرتد خواندن وفحاشی علمای محترم حوزه ودانشگاهها در این زمینه ادله کافی برای ما جوانان ارائه بدهند وذهن ما را روشن کنند.البته من خودم شدیدا حرفای گنجی در مورد قران وامام زمان را مردود میدانم اما دلیل کافی ندارم
ممنونم اگر علما ادله خود را ارائه دهند
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۵۷ ق.ظ
برادر گرامی ناشناس
دلیل رد مطالب او هزار بار در کتب مختلف آمده یک ذره زحمت بکشید میتوانید به دست آورید ویا از یک عالم بپرسید. اما نکته این است که گنجی با گوگوش، زن کثیف مطرب رقاص وقتی مینشیند، بعد هم ادعای دین و نظر دادن در مورد دین میکند، در ماهیت او چه شک و تردیدی است؟!
او یک آدمی است که در مورد همه چیز بی مطالعه نظر میدهد. هدف دوستانش هم که او را جلو می اندازند این است که حرمت مقدسات را به وسیله او بشکنند تا آبروی خودشان نرود و این آدم بی حیثیت هم این نقش را قبول کرده است.
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۰۰ ق.ظ
این آدم بی حیثیت و بی سواد و وراج است . نه دین دارد نه وطن و نه عقل . همین وهمین. وقت خود را تلف نکنید.
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۰۲ ق.ظ
سوسک، شخصیتش بهتر از این فرصت طلب است.
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۴۰ ب.ظ
لغتنامه لیبرال دموکراسی پوپری
حقوق بشر : غزه
آزادی یعنی زندگی در جنگل و بی بند و باری جنسی اما حجاب ممنوع، گلدسته مسجد هم ممنوع!
دموکراسی یعنی افغانستان
جمع آوری سلاح کشتار جمعی یعنی حمله به عراق
کمک به زلزله زدگان: لشکر کشی به هائیتی
جلو گیری از گسترش غنی سازی یعنی انحصار داشتن سلاح اتمی
جامعه ایدآل یعنی آمریکا
کمک های بشر دوستانه یعنی زمینه چینی برای تسلط بر ملل مستضعف
صلح یعنی پذیرش سلطه
بشر دوستی یعنی ویتنام و فلسطین
پذیرش حق حاکمیت ملتهایعنی بیرون کردن ملت فلسطین از سرزمین خود
سازمان ملل یعنی حق تسلط بی چون چرای چند قدرت بر جهان با داشتن حق وتو
مقاومت در برابر ظالمان یعنی به آتش کشیدن جهان و ساختن جهنم
هولو کاست دروغی به بزرگی بیرون کردن یک ملت از سرزمین خود
جایزه صلح نوبل یعنی جایزه به توجیه گران ظلم و ستم و سکوت کنندگان در برابر ظلم و ستم ابرقدرتها و زمینه چینان تسلط و گسترش سلطه ابر قدرتها
شعبان جعفری : یعنی اکبر گنجی شاگرد سروش را برای کودتای مخملی جلو انداختن تا با اهانت و تکذیب ارزشها و توهین مقدسات راه را برای شما باز کند.
سروش یعنی توجیه گر لیبرال دموکراسی پوپری و جامعه باز آمریکایی و توجیه گر جنایات آمریکا و همپیمانانش در جهان
ولایت یعنی مخالف با فریبکاران عاشق آمریکا و عاشقان سینه چاک لیبرال دموکراسی جهانخوار و دیکتاتور.
اگر خلاف این است یک جمله از دکتر سروش در مخالفت با آمریکا و لیبرال دموکراسی بیاورید!!!
ولایت فقیه جلو دیکتاتوری را میگیرد و بدترین و وحشتناکترین دیکتاتوری دیکتاتوری لیبرال دموکراسی انگلیسی و آمریکایی است که شما مبلغ آن هستید.
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۴۶ ب.ظ
اکبر گنجی شعبان بی مخ جبهه اصلاحات!
نقش او همین است.
این بدبخت دنبال این است کودتایی بر پا شود و به این هم تاجبخش بگویند و یک زور خانه هم کنار پارک شهر به او بدهند.
شعبان بی مخ بازوش کلفت بود و این قورباغه هم زبان درازیش کلفت است.
نه سواد دارد ونه معلومات. فکر کرده مردم یابو هستند اینها را بر سر کار بیاورند.
ببین انها یی که با این اطلاعیه مشترک میدهند چقدر ساقط هستند که حاضرند نامشان کنار این بیاید .
وجنبشی که به این گونه افراد نیاز داشته باشد ببین چه جنبشی هست.
و ماهیتش چیست.
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۴۱ ب.ظ
خدمت عزیزانی که فکر میکنن روحانیون ما جواب سوالات را می دهند و داده اند.همان جور که می دانید ما در هیج جا ندیدیم جواب سوالات را بدهند. بلکه در هر زمان و هر جا با مشکلی روبرو شده اند که نتوانستند جواب بدهند دست به عالم غیب زدند و خواستند خود رت تبرئه کنند عزیزان.
شما کجا جوابی دیده اید که شما را قانع کنند فقط خواستند خود را تبرئه کنند.
عزیزان شما می تونید بگید کجا جواب را گرفته اید؟
عزیزان شما را اهورامزدا خدای باستان و همان خدای یگانه که بعداً به نام الله تغییر نام داد و وارد ایران شد می سپارم
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۴۳ ب.ظ
برادر عزیزی که از قول ” واحد خر رنگ کنی حزب دمکرات . . . ” مینویسی ، سلام علیکم . آیا داستان آن شخص را شنیده ای که به امام باقر ( ع ) جسارت کرد و امام در کمال آرامش و مهربانی برای او توضیح داد و خلاصه باعث به راه آمدن آن فرد گمراه شد . نمونه غربی این برخورد انسانی را در داستان بینوایان ویکتور هوگو آنجا که کشیش آن برخورد انسانی را با ژان والژان مینماید و همین مقدمه ی به راه آمدن ژان والژان می شود . می خواهم رفتار مولا را هم با شخصی که در جریان مبارزه تن به تن آب دهان به روی مبارک او انداخت یاد آوری کنم “( در نیآمیختن وظیفه شرعی با احساسات شخصی ). آیا اگر با بهترین روشها با مخالفینمان برخورد کنیم ( آنچنان که اولیاء خدا داشته اند ) نتیجه بهتری ندارد ؟ همه ما مسلمانیم و هیچ دو نفری را نمی توان یافت که افکارشان و تجربیاتشان دقیقاً مثل هم باشد . پس چه بهتر که ما دست روی اشتراکاتمان که همانا اصول دین اسلام است بگذاریم و با هم به جدل نپردازیم و به افرادی که نظرشان با ما متفاوت است احترام بگذاریم . خداوند همه ما را به راه راست هدایت کناد .
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۳۳ ب.ظ
امید وارم تلاش های چون شما عزیزانی روزی به نتیجه برسد….پاینده اندیشه.انسان .اندیشه
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۵۵ ب.ظ
این بابا بلد نیست آب دماغشو جمع کنه داره از چی و کی حرف میزنه امیداورم توبه کنی ـ هرچند توبه تو مرگه ؟ روی مارو کم کرد
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۱۵ ب.ظ
من یک فرد مذهبی و معتقد به ظواهر دینی هستم. با صحبت های آقای کنجی موافق نیستم و استدلال های آقای مهاجرانی و پایا را در نقد و رد استدلالهای ایشان می پسندم ولی برای برخی از افراد که برای فروکش نماندن خشمشان به بد و بیراه گویی روی می آورند متاسفم. ثبت این فحاشی ها در نظرات دوستان حاوی دو مطلب کلیدی است:
۱- خالی بودن دست این دین داران ظاهری حتی از یک استدلال عقلی
۲- ظرفیت بالای آقای گنجی و این سایت در انعکاس نظر ایشان
بین این دو دسته از مدعین، قطعا دومی را ترجیح می دهم.
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۳۳ ب.ظ
محمد آقای عزیز
مثل اینکه متوجه نشده ای ایشان مثل سلمان رشدی در شبکه بی بی سی چه مزخرفاتی را در رابطه با امام زمان گفته؟!
ظاهرا اهانت و زیر سوال بردن مقدسات در منظر جنابعالی بد نیست.
یک بنده خدایی آمده با طنز ماهیت این افراد لا ابالی و فرصت طلب را نشان داده و شما تازه به یاد ادب و اخلاق افتاده اید؟!
این آقا همان نیست که عالیجناب سرخپوش را بر علیبه اقای رفسنجانی نوشت؟
این همان نیست که گفت امام به موزه تاریخ باید سپرده شود؟
این همان نیست که به رزمندگان و مدافعین کشور و انقلاب هرچه خواست گفت؟
ادب چیز خوبی است اما وقتی افرادی با دشمنان میسازند و هر چه دلشسان خواست تهمت میزنند و همه را به سخره میگیرند مظلوم هم باید ساکت بنشیند و هیچ نگوید؟!
لا یحب الله السوء بالجهر الا من ظلم. خدا به بدی صدا را بلند کردن را دوست ندارد مگر برای مظلوم
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۳ ب.ظ
«اوباما» او با ماست
آگهی مجدّد استخدام
توجّه ! توجّه!
فوری! فوری!
استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
شرایط استخدام شوندگان
۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد.
۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
افراد زیر در اولویّت میباشند:
۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند.:
محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
چغندر الدوله: همراه با رقاصه در بار شاه
بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
حقوق و مزایا
به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.
یونیتد استیت آو آمریکا
واشنگتن دی سی
کاخ سفید
دفتر مرکزی حزب خران
« واحد خر یابی»
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۴۵ ق.ظ
ما خران از فرط دانش خر شدیم
وارد یک عالم دیگر شدیم
هر که راحت خواست باید خر شود
تا به وادی سعادت در شود
واشنگتن دی سی
۳۰ ژانویه - ۲۰۱۰
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۰ ق.ظ
مومن مسجد ندیده در روایات هست هر کسیکه در باره ظهور تاریخ تعیین کند دروغگو است
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۵۳ ب.ظ
سلام حرفهای گنجی را قبول ندارم ولی باید به اون با منطق جواب داد .در ضمن امام زمان در مدت غیبت کبرا نائب ندارد که حکومت کنه .زنذه باد اصلاحات سبز .زنده باد دموکراسی
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۲۱ ب.ظ
تو هم مثل جنبش سبزیها پیاده پیاده هستی.
سروش که آن باشد ، شاگردش هم گنجی و تو هم شاگرد شاگردش!
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۲۳ ب.ظ
نه بابا جناب فرهاد
این آقای شوذب از دست رفته حداقل
آدم عاقلی است .
گفته گنجی را قبول ندارم. این شاگرد او ن نیست . فقط سرش شیره مالیده اند.
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۱۵ ب.ظ
یک دقیقه این حکومت ایران را فراموش کن و به این فکر کن که تصویری که از اسلام و مسلمان در ذهن خودت ساخته ای تصویری سخت عجیب و غریب است و از تو فقط یک مضحکه ساخته است . متاسفانه تو از آن نوع آدم ها هستی که هر بار باید سرش محکم به یک سنگ بخورد تا معنی حرکات اغراق آمیز و عقاید افراطی خود را درک کند.
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ب.ظ
قابل توجه ناشناس محترم
با سلام
به جناب گنجی و اساتید و حامیان و طرفدارانش بفرمایید حسرت تکرار شکست مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت ( که بزرگان مکتب دشمن دوستی و ملت و دین ستیزی این دو نهضت را قربانی و بر باد دادند و در یکی رضا خان و در دیگری محمد رضا خان را بر سر کار آوردند و در یکی بایک کودتا انگلیس را بر کشور مسلط کردند و در دیگری آمریکا را با کودتای دیگری بر سر کار آوردند) را بر دلشان خواهیم گذاشت.
به آنان بفرمایید که ایران برای همیشه از دست شما بیرون آمده است. قرار ما در قدس که تا پای جان در برابر شما ایستاده ایم تا آزادی آن.و شما را از قبله اول مسلمین بیرون خواهیم کرد.و انشاءالله این امر به زودی اتفاق خواهد افتاد
خیبر خیبر یا صهیون، جیش محمد قادمون.
بیاد بیاور ای صهیونیست خیبر را ، خیبر را که سپاه محمد(ص) دارد می آید!
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۹ ق.ظ
آقای گنجی در مقاله جنبش سبز به کجا می خواهد برود در تاریخ ۱۷ دی ۸۸ : ” همهی فاعلان جنبش سبز باید به دقت تمام توجه داشته باشند که سخنانی بر زبان نرانند که شکاف دینداران- بیدینان را جایگزین شکاف اصلی دیکتاتوری- دموکراسی سازد”
فکر می کنم ایشان حداقل باید این مطلب خود را یک بار دیگر مرور کنند.
البته خوشحال ترخواهیم شد اگر ایشان بزرگواری نموده و به جای توجیه مطالبی که گفته اند و به جای یاد آوری چند باره این که صدا و سیمای جمهوری اسلامی چقدر چیز بدی است؛ برای مدتی سکوت پیشه نمایند.
همین
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۱۵ ق.ظ
جناب ناشناس
مشکل نه دیکتاتوری است ونه دموکراسی!
ایشان( گنجی و کدیور و سروش و سازگارا و مخملباف و….) ظاهرا از دیکتاتوری فرار کرده و به زیر سایه دموکراسی رفته اند!
آنان که مدعی گسترش دموکراسی در جهان هستند در دهسال گذشته در حق ملت عراق و افغانستان و غزه چه کردند؟!
آنان با شعار گسترش دموکراسی بدترین جنایات و بدترین دیکتاتوری را در حق ملتها انجام داده اند. و این فراریان محترم متأسفانه توجیه گر نظام آمریکا با عنوان «جامعه باز» هستند!
مگر حماس با رأی مردم فلسطین بر سر کار نیامد ؟! پس چرا یک ملت را به خاطر اینکه به دولتی رأی داده و آن را بر گزیده سه سال است محاصره کرده و با سلاحهای ممنوعه اورا مورد هدف قرار داده اند!؟
سازمان ملل هم که این جنایات را تأیید کرده است.
والله مشکل بین دیکتاتوری و دموکراسی نیست!
اگر مشکل این است چرا به رأی یک ملت تمکین ننمودند و صدها هزار انسان شریف از معتمدین محل تا مسئولین دولتی را متهم به تقلب کردند؟!
مشکل بین دینداری واقعی و دینداری منافقانه است!
مشکل بین مستکبرین و مستضعفین است
مشکل بین نفاق و ایمان است.
مشکل بین استقلال و وابستگی است.
مشکل بین آزادی از قید ابرقدرتها و بندگی ابرقدرتها است
مشکلی بین صداقت وشارلاتان بازی است.
مشکل بین یک ملت با ایمان و یک مشت مزدور منافق و بی دین در لباسهای گوناگون است.
مشکل بین یک رهبری دینی و یک رهبری در سایه آمریکاست.
همان مشکلی که اول انقلاب هم بین امام و بنی صدر و منافقین بود.
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۵۰ ق.ظ
جناب ناشناس
آقای گنجی مشکلش این است که عادت نموده است که سکوت نکند. حتی جایی که هیچ در مورد مطلبی اطلاع ندارد.
ایشان نه در حوزه درس خوانده و نه در دانشگاه. فقط مدتی پیش یک آقایی در یک محفلی شرکت کرده. و شده علامه دهر! و لذا در هر موضوعی هم وارد میشود. در زمینه جامعه شناسی ، روانشناسی و سیاست وکلام و فقه و عرفان. نخود هر آشی هم میشود.
از موضوعاتی چون جنگ گرفته ایشان متخصص است تا مسائل دینی و سیاسی و سیاست خارجی و تاریخی و….
یک چیزی شبیه شعبان جعفری.
شعبان جعفری جبهه اصلاحات!
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۵۶ ب.ظ
اکبر وزوزک باز وزوز کردی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۳:۲۸ ب.ظ
شما بسیجیا چقدر پول می گیرین که اینقدر احساس مسئولیت می کنین که هر روز باید بیاین اینجا و فحشهایی که از مغز بیماتون تراوش می کنه رو بنویسید.( از کوزه همان برون تراود که دروست) شما کتک زدن و فحش نوشتن بلدید نه بیشتر. ما هم اهل عقل و درایت و ادب.
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۳۴ ب.ظ
اکبرگنجی عطاءالله مهاجرانی دکترسروش وشیخ ازادمنش استادکدیور
in afrad khar maghz hastand.az khod ekhtiyar nadarand.daraye ghodrate ejbar hastand.(((((((((khar ham tahte ekhtiyare sahebash ast)))))))))) SBZ
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۵۰ ب.ظ
dj و آنکه خود را بسیجی خائن به ملت نامیده و همین نشان این است که حواسش پرت است.
نه خودتان پول میگیرید دیگران را هم متهم میکنید.
نه خودتان اختیار ندارید دیگران را هم به بی اختیاری متهم میکنید.
تا شما هستید آنها هم هستند.
حتی خجالت کشیده ای نام یکی شان را بیاوری. چون خودت هم میدانی که چه گندی بالا آورده. این چهارتا با او ن پنجمی وقتی کنار هم مینشینند و پنجمی هم کنار گوگوش، مکتبی بنام گوگو روش درست میشه که بنده خدایی هم در پای همین مقالات آن را شرح داده و چه درست هم شرح داده.
خودتان هم دچار عذاب وجدان هستید.نمی توانید نام گنجی را ببرید. از بس گندش در آمده. بقیه هم دارد گندشان در می آید.
چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۲۸ ق.ظ
حق با این بسیجی خائن به ملت است . گنجی خودش آدم بدبختی است همین که افتاده است به ورطه کفرگویی و انکار همه ی مقدسات نشانه ی این است که خدا محکم او را زده است .ضربه ظاهرا توی مخش خورده است . هیچ چیز بدتر از ان نیست که موجودی که قصد فضولی در همه ی عرصه ها را دارد ، ضربه ای هم توی مخش بخورد.
چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۱۸ ب.ظ
چرا نظرات رو برای این فردی که با چند تا اسم مختلف و با یه ادبیات نظر می ده، نمی بندید!
چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۲۴ ب.ظ
انسان به دارا بودنِ اختیارِ توسط این افرادی که با این ادبیاتِ خاص و این نوع ِ خاص از تفکر و اندیشه درباره ی آقای گنجی و یا باور و اندیشه ی هرکسِ دیگه ای اینجوری نظر می دن، شک می کنه!
واقعا این آقا یا آقایون تا حالا فکر کردن توی زندگیشون کدوم قدمشون رو از سر اختیار و اندیشه ی خودشون برداشتن.. یا توی پایگاه ها استخوان رو بهشون نشون می دن و پرت می کنند و اونها هم خرسند و راضی استخوان به دهان، همه سعادت ها رو داشته ی خودشون می بینن و ذوق می کنن؟؟؟
چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۵ ب.ظ
حالا که فعلا استخوان را به امثال تو داده اند تا هر هذیان و مزخرفی را در قالب مقاله به مردم عرضه کنید و به اعتقادات یک ملت توهین کنید .
چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷ ب.ظ
در اینجا کسی توهین به مفدسات یک ملت نکرده پس اگر این نظر شخصی را توهین فرض کنیم عزیزی که پشت تریبون به این همه انسان توهین می کند و مردم را بزغاله و گوسفند می خواند را چه باید گفت یا در زمان اول انقلاب جناب آقای خلخالی که واقعا جای تاسف دارد که راه می افتد و قصد خراب کردن تخت جمشید می کند را می توان آدم فهمیده و دانا دانست بیایید و چشمان خود را به روی حقیقت باز کنیم
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۱۵ ق.ظ
درود
به احترام شما آقای گنجی کلاه از سر بر می داریم
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۳۶ ق.ظ
برای کدام جنبه از وجودش کلاهت را برمی داری ؟ برای انکار قرآن یا انکار پیغمبری پیامبر یا انکار امام زمان . تو هم مثل گنجی کلاهت روی یک محفظه ای خالی و پوک قرار دارد . بنابراین چه برش داری، چه بگذاری سرجایش باشد زیاد فرقی نمی کند.
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۴۰ ق.ظ
جناب آقا رضا
با درود فراوان
با توجه به همسانی فکری شما با مرام حزب ما، واحد خریابی حزب حاضر است شما را با هزار توبره جو در ماه و یا معادل آن دلار آمریکایی به عضویت حزب در آورد.
خواهشمند هستیم که به دفترحزب در مقابل سفارت انگلیس مراجعه فرمایید.
جناب آقای ساشا
با درود فراوان
صد عرعر دوستانه را نثار شما می نماییم
با توجه به دروغهایی که در مورد آقای خلخالی فرموده اید، واحد خر رنگ کنی حزب شما را فردی مناسب برای استخدام در این واحد تشخیص داد. لذا این واحد حاضر است شما را نیز با شرایط آقا رضا برای رنگ کردن دیگران به استخدام خود در آورد!
به استخدام در آورد.
جناب آقای ارتافرورد
با صد درو و صد عرعرمحبت آمیز که نثار شما مینمائیم
خدا پدرت را بیامرزد!
تو دیگه چرا!؟
بابا جان
ما هم اینگونه که تو از این عضو محترم ما( اکبر گنجی) دفاع فرموده ای، تا کنون دفاع نکرده ایم.
بابا نظر و فکر و اندیشه کجا بود. خر و اندیشه؟! مثل اینکه خیلی پرتی!! خر فقط فکر یونجه هست و اگر نبود فکر جو. یک پالان هم به او بدهند که موقع باربری راحت بار ببره خدا رو هم شکر میکنه.
اونقدر ایشون وراجی کرده اند که همه فهمیده اند که فکر و مِکری در میان نیست.
مرد محترم مگر حیثیت نداری که از این دفاع میکنی!؟
اگر باز هم مشکلی باقی مانده و شک و مکی هنوزباقی مانده به واحد خریابی حزب مراجعه نمایید!!!!
واحد خر یابی و خر رنگ کنی و حزب دمکراتیک خران شعبه ایران
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۴۹ ق.ظ
فوری فوری
خبر مهم
در طویله خران ، خران به هم پریده اند و لگد پراکنی کرده اند
طبق خبر های رسیده، بین رهبران جبهه سبز و حزب دموکراتیک خران کتاب بر دوش اختلاف افتاده و آنان شروع به لگد زدن و گاز گرفتن یکدیگر نموده اند . لذا واحد خر یابی و خر رنگ کنی حزب به آقایان رهبران حزب که با شانتاژ و بدون طی مراحل دموکراتیک و خود خوانده به رهبری حزب و جنبش رسیده اند تذکر کتبی و شفاهی میدهد که در صورت ادامه این اختلافات امور این واحد مختل و دیگر نمی توان هیچ خری را رنگ کرد و به عضویت حزب در آورد! لذا در صورت تداوم این وضع ما دست به افشاگری زده و سوابق سوء آنان در خریت و باربرداری و چگونگی گرفتن جوایز و گرانت های تحقیقاتی و ارتباط نا مشروعشان در طویله های تشکیلاتی و تورهای فرهنگی در فرنگ و دوره های آموزشی در ینگه دنیا که موجب ابتلای آنان به ایدز مزمن و نفوذ دشمنان در سلسله دفاعی عقل و درک آنان و گرفتاری به مرض نابودی سیستم دفاعی عقلی و درکی آنان شده را رسوا خواهیم نمود.
پس هر چه زودتر ای …. دست از اختلاف بر دارید!
آبرو که نداشتیم.
شما هم بی آبرویی میکنید.
واحد خر رنگ کنی و خر یابی حزب دموکراتیک خران
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۵۵ ق.ظ
این آقای “واحد خریابی و خر رنگ کنی و حزب دمکراتیک ..” هم آینه ی کفر شماست . [...] بیشه ی مازندران را………. نگیرد جز [...] مازندرانی
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۴۶ ب.ظ
بنام خدا
جناب سروش
شما آرزوی نابودی جمهوری اسلامی را به گورخواهید برد. خون شهدا مانع کار شماست
ناله جانبازان شیمیایی و آه مظلومان سردشت و حلبچه و دل شکسته مادران فرزند فدا کرده و اراده میلیونها انسان عاشق سالار شهیدان، مخالفان جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السّوء
شما در دوران دفاع مقدس که هشت سال طول کشید ، جبهه که نرفتید، هیچ، جبهه رفتن، پیشکش! حتی یک سخن در تأیید فداکاری مردم نگفتید.
شاگردان شما نیز پیرو شما بودند. در محفل کیان شما چند نفر بودند که در این دوران فداکاری کردند؟! اگر لباس مقدس سپاه را نیز بر تن کرده بودند، یکبار برای فداکاری اقدام نکردند. شاگرد و همفکر شما جناب محسن کدیور به بهانه نبوغ بی مثال و بی مانندش حیف دید به جبهه برود و نشست خواند و خواند و خواند و شد یک عالم باسواد اما بی احساس و بی تعقل و دور از واقعیات و در خدمت نیات شوم جهانخواران و اینک نیز در سایه آنان چون جنابعالی دارد زیست میکند.
آقای گنجی، طشت رسوائیش از آسمان هفتم به زیر افتاده و رسوای عام و خاص است.
آقای سازگارا پادو بی حیثیت شبکه صدای آمریکا شده است.
آقای مخملباف، افتضاحش اظهر من الشمس گردیده.
و اگر از بقیه شاگردان و تربیت شدگان افکار جنابعالی سخن بگویم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود
جنابعالی زیر پوشش یک اصطلاح بی پایه، یعنی«استبداد دینی»، که آنگونه که در منبع اصلی( کتاب مرحوم نائینی) هست و مقصود نویسنده دانشمند آن از این اصطلاح علمای درباری میباشند، آمده ای مردم مسلمان را رنگ می فرمائی؟!
جنابعالی فرموده ای که جشن زوال استبداد دینی را خواهی گرفت. اما خود میدانی که در نظام جمهوری اسلامی، استبدادی در میان نیست. بلکه مشکل چیز دیگری است. مشکل این است که جنابعالی و دوستانت در مقابل حق نمی خواهید سر فرود آورید.
همان قضیه ای که در تاریخ بوده است.
پیامبران نیز با معاندان همین مشکل را داشتند.
یک مژده به شما بدهم!
ما مستضعفین به زودی جشن خواهیم گرفت!
جشن زوال نفاق
جشن زوال اسرائیل
جشن زوال آنان که به خاورمیانه آمده اند برای پیاده کردن دموکراسی و تا حال چند صد هزار مسلمان را به خاک و خون کشیده اند و جنابعالی سر سوزنی عکس العمل نشان نداده اید.
یک بار یک نامه، بر علیه آنان صادر نفرموده اید.
یک بار یک نامه و یک اطلاعیه بر علیه ظلم آشکار آنان ننوشته اید.
یک بار در یک راهپیمایی بر علیه آنان شرکت نکرده اید.
یک بار وجدان مبارکتان بر علیه کشتار زنان و مردان و کودکان و مظلومان مسلمان فریاد نزده است.
حیف نام انسان که به جنابعالی بدهند و شاگردان نامحترم شما که این روز ها همگی فراری فرنگ هستید و زیر سایه جنایتکاران بینالملل و جهانخواران نفت آشام زندگی میفرمایید و بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی نامه مینویسید و اطلاعیه صادر میفرمایید و داد و بیداد و قال و قیل به راه می اندازید و نظام مردمی ما را متهم به استبداد میفرمایید.
یک بار در زندگیتان بر علیه حق وتو سخن نگفته اید.
هزار تئوری در تأیید جامعه باز و جامعه ایده آلتان که همان جامعه آمریکاست صادر فرموده اید، اما دریغ از یک بار فریاد و همراهی با مستضعفین مسلمان و مستضعفین جهان!
فرموده اید که آماده جشن زوال استبداد دینی شده اید.
اولا: حیف از وجدان خفته شما که ما را با فریبکاری به استبداد متهم میکنید. همان اتهامی که حضرت مولا را بدان متهم مینمودند!
ثانیا: شتر در خواب بیند پنبه دانه. گهی لف لف خورد گه دانه دانه
دوستان شما که فعلا در حال آماده شدن برای چادر سر کردن و آرایش زنانه کردن و فرار به همان جایی که جنابعالی پناهنده شده اید هستند. جشن پیشکشتان!
مکتب شما، که همان مکتب دنیا خواهی و دنیا پرستی وخود محوری و خود خواهی است، البته با لعابی از شعر و حدیث و تفسیر من در آوردی، در حال زوال است.
منتظر باشید.
شما و جامعه باز ایده آل استادتان پوپر، مثل جامعه ضد دین و کمونیستی بسته شوروی در حال فروپاشی است و ما مسلمانان مظلوم جشن زوال آن را خواهیم گرفت و بر ویرانه های آن به شادی خواهیم پرداخت، ولو کره المشرکون.
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۵۵ ب.ظ
دز
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۱ ب.ظ
گنجی بشین یه دل سیر اخراجی ها رو نگاه کن بعدش با اون چند تا اخراجی دیگه با کرگدنی ببخشید با کار گردانی مخلباف یه اخراجی های دیگه درست کنید .
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۷ ق.ظ
MOTEASEFAM BARAY SHOAMA AGHAY GANJI ANAN KE MAHDI MOOD RA RAD MIKONAND DIN NADARAND. PAYAMBAR RA KE MISHENASED
IN SHOKHAN AZ HAZRAT MOHAMMAD AST.
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۸ ب.ظ
شعارهای پیشنهادی پنج رهبر حزب دموکراتیک خران و جنبش سبز، برای راهپیمایی ۲۲ بهمن ۱۳۸۸
خواهشمندیم همراه با لگد پراکنی وموتور سیکلت فقیر فقرای بیچاره دیکتاتور را آتش زدن و همراه با آتش زدن زباله دانیها این شعارها سر داده شود:
شعار اوّل
ما خریم خر سوار میخوایم.
بوش که رفت اوباما رو میخوایم.
استقلال چیه، یونجه های کالیفرنیا رو میخوایم.
جفتک پرانی و عرعر کردن آزاد رو میخوایم
صد جفتک میزنیم، چون گرین کارت آمریکا رو میخوایم.
شعار دوم
مرگ بر استقلال، مرگ بر ازادی، زنده باد جمهوری آمریکایی
شعار سوم
کاسه لیسیم کاسه لیس
نوکر سفارت انگلیس
شعار چهارم
نه ایران ، نه اسلام
درود بر آمریکا
شعارپنجم
نه استقلال نه آزادی، حکومت ایرانی آمریکایی
شعار ششم
نه جمهوری نه اسلامی
کودتای مخملی آمریکایی
شعار هفتم
آی ما خریم، آی ما خریم
بهر آمریکا، ما نوکریم، ما نوکریم!
واحد خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۳ ب.ظ
شعار برگزیده بهاییها و ساواکیها و ساواکیزاده ها و شیطان پرستان و سلطنت طلبان و شعبان جعفریها و اکبر گنجیها و کدیور و سروش و مهاجرانی ها و سازگارا و مخملبافها و عبدالعلی بازرگانها برای روز ۲۲ بهمن امسال:
آی ما خریم، آی ما خریم
بهر آمریکا، ما نوکریم، ما نوکریم!
آی ما خریم خر سوار میخوایم
بوش که رفت اوباما رو میخوایم.
استقلال چیه، یونجه های کالیفرنیا رو میخوایم.
جفتک پرانی و عرعر کردن آزاد رو میخوایم
صد جفتک میزنیم، چون گرین کارت آمریکا رو میخوایم.
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۳۰ ب.ظ
اکبر جان !
چه زیبا گفت اشتفان تسوایگ:
” … اما از پیچیدگی های ذات آدمیزاده ی خاکی یکی هم این است که نظریه پردازانی که وجود خود را یکسره وقف آرمانی می کنند، دیگر برای هیچ نظری، حتی اگر انسانیترین نظرها هم باشد، کمترین احساسی ندارند. یک سویه اندیشی در نظر، به بیدادگری در عمل کشیده می شود.”
اگرچه با تو در بسیاری موارد هم عقیده نیستم، اما پاس می دارم صبرت را به هنگام رنج هایی که استبدادپیشگان بر هر دگراندیشی روا می دارند، بر تو روا داشتند…
امروز به اصلاح گرانی چون “سباستین کاستلیو” نیار داریم تا بار دیگر به کمک شیوه هایی انسانی، مقابل استبداد دینی کالونیان بایستند.
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۴۳ ب.ظ
جناب علیرضای نظر دهنده
کاش یک سخن از خودت میگیفتی. آنوقت صد احترام داشتی و صد توجه به سویت نگاه میکرد! چون از خودت حرفی زده بودی و احترام دیگران را به همین دلیل جذب میکردی.
امّا ظاهرا اصلا در فضای فرهنگ خودی نیستی. معلوم است یا جسمت یا روحت در دنیای کلیسایی و یا مقابل آن اومانیسم فراری از کلیسا پرورش یافته است.
مثل بسیاری از روشنفکران خودباخته ایرانی که مرحوم جلال آل احمد آنان را غربزده نامید.
اشکال بسیاری از دشمنان ایرانی نمای ملت ایران نیز همین بوده و هست.
شما هم با این مطلب که بیان نموده اید همین را نشان داده اید.
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۴۴ ق.ظ
البته از کسی که مشغول گذراندن اوقات زندگی خود با مطرب ها و ارازل اوباشی همانند گوگوش است انتظاری بیش از این نیست . آقای گگگگگگگگگگگگگگگگگگگنجی البته تفکر مهدویت در اسلام آمریکایی و اسلام عیاشی گری جایی ندارد . ما از کسانی که مزدور و جیره خوار خونخواران این ملت اند انتظار بیش از این نداریم . مرگ بر مزدور آمریکایی
یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۴۱ ب.ظ
رزائل اخلاقی و حرام خواری،موجب کاهش سلول های خاکستری مغز می شود و رفته رفته انسان به جایگاهی پست از چارپایان تنزل می کند تا جایی که… اول میل به همجنس پیدا می کند و در نهایت همسر اسب والاغ و سگ می شود ( البته زن ایشان نه مرد ایشان )آقای گنجی و امثالهم بهتر است در خصوص جایز بودن ازدواج با حیوان مقالاتی را به رشته ی تحریر درآورند شاید اربابان به او اجازه دهند مثل سگ آنان را ارضا کند…
دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۴ ب.ظ
هم ننگ و هم مرگ بر ولایت فقیه
زنده باز آزادی ، زنده با ندای آزادی، زنده باد دموکراسی، زنده باد اکبر گنجی
دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۱۸ ب.ظ
به کسی که اسمش ” به کسانی که توهین می کنند” است
مرگ بر خائن و نوکر بیگانه . مرگ بر وطن فروش . مرگ بر کافر بی وطن و بی همه چیز . وهمچنین مرگ بر کسی که کفر آدم ها را از درونشان در آورده است .
دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۳ ب.ظ
سلام. آقای اکبر گنجی گفته های شما تنها با یک ذهن باز می توان مورد نقد قرار داد..من سالهاست به این مسائل دارم فکر می کنم و آخر هم به همین نتیجه رسیدم که این باورهای دینی به مرور زمان و بر اثر آمیخته شدن با سیاست به اصل باورهای دینی اضافه شده است…برای تمام کسانی که جز فحش و بدگویی چیزی ندارند بگویند متأسفم، چون این انسانها با چنان ذهن بسته ای با این مسائل برخورد می کنند و چنان کم جرأت هستند که تنها فکر می کنند با امام زمان خواهند توانست به خوبی زندگی کنند و اگه اینو ازشون بگیرند دیگه هیچی ندارند که پشتش قائم بشن ولی غافلند از اینکه بنگرند به کسانی که ادعای دینداری و جانشینی امام زمان دارند و نحوۀ زندگی آن ها..وقتی پسر خامنه ای به نام مجتبی خامنه ای یک سره زده تو کاره اقتصادی و سرمایه گذاری تو آفریقای جنوبی و پدرش که جانشین امام زمانه شماست چشمش رو به روی همۀ رانت خواری ها و جنایت هایی که اطرافیانش انجام میدن بسته باید با امام زمان و ادعای جانشینی سر این مردم گرم کنه و خودشون به قدرت و دنیا بچسبن…واقعآ برای این انسانهای متحجر متأسفم که چرا یه کم به دوروبرشوننگاه نمیکنن که چرا آدمایی که از دین و امام زمان و قرآن و… دم میزنند اگه این چیزا وجود داره و راست میگن پس چرا خودشون به این دنیا و رانت خواری و مقام و پول چسبیدن و هیچ جوری هم حتی با کشتن آدما حاضر نیستن کنار بکشن…۷۰۰ تا برج سازای دبی سردارای سپاه خامنه ای و امام زمانند.ثروت مسئولین ایرانی تو بانکای خارجی به اندازه ۱۵ سال بودجه این مملکت میشه حالا شما هم هی دنبال امام زمان باشید..امیدوارم شما که فحش میدید هم جزو اینا باشید وگرنه خیلی بدبختید….در آخر ممنونم آقای گنجی و درود بر شما و تمام آزادی خواهان ایران زمین…به امید آزادی- مردم سالاری واقعی وپیشرفت ایران زمین..
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ق.ظ
درود
لازمه گذار به دموکراسی نواندیشی دینی است .
در قبال تمسخر سخنان ارجمند آقای گنجی باید پاسخ عقلی داده شود نه حکم ارتداد که همین احکام هستند که اسلام را سلاخه می کند .
دیگر زمانه آن نیست که با حدیث و روایت بشود چیزی را اثبات کرد پس جای عقل و منطق کجاست ؟
ایران سربلند ایرانی سرفراز
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۳۲ ق.ظ
درود
دیگر زمانه آن نیست که بشود با حدیث و روایت چیزی رو اثابت کرد پس جای عقل و منطق و شعور انسانی که هدیه خداوندیست چه می شود ؟
بجای پاسخ به سخنان ارجمند گنجی نباید صورت مسئله رو پاک کرد ..
ایران سربلند ایرانی سرفراز
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۳۲ ق.ظ
سلامی به سبزی همه لاله زارهای ایران خدمت شما عزیزان چه خوش گفت ایرج میرزا که ایرج شیرین سخنم.
حال در اینجا کمی از اشعار ایرح را می آورم که در خور همین آدمهای به ظاهر مسلمان .
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست چراکه هرچه کند حیله در حجاب کند
چونیست ظاهر قرآن به وفق خواهش او رود به باطن و تفسر ناصواب کند
.
.
.
زمن مترس که خانم ترا خطاب کنم از او بترس که همشیره ات خطاب کند
به امید روزهای سرسبز
سخن را روی با صاحبدلان است نه با هر بی دل بی خانمان است
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۲۶ ق.ظ
جناب ساشا!
با شعر و وصله پینه کردن یک زمان با زمان دیگر نمی توان مسائل سیاسی را تفسیر و توجیه کرد.
دعوا سر این چیزها نیست!
دعوا سر ایمان و نفاق است.
دعوا میان طرفداران استقلال وآزادی واقعی (که ملت ایران آن را در تشکیل نظام جمهوری اسلامی دیده است) و طرفداران وابستگی و بندگی است که ملت ایران آن را در چهره آمریکا و اذناب و ولیده های داخلی اش آن را دیده است و چه نیکو آن را تشخیص داده است.
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۳۲ ق.ظ
جناب بهزاد jj
دموکراسی که مبلغ و پیشتازش آمریکا باشد، روشنفکر دینی اش هم میشود کدیور و سروش و گنجی و سازگارا و مخملباف!
آمریکا با شعار گسترش دموکراسی به خاورمیانه آمده است.
شما و کدیور و سروش ومخملباف و کدیور و مهاجرانی نیز پیاده نظام او هستید که مأموریتتان این است که موانع دموکراسی آمریکایی را از میان بردارید. و نظام اسلامی ملت ایران مانع دیکتاتوری اربابان شما زیر پوشش گسترش دموکراسی است.
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۳ ق.ظ
نیمه نگاهی به تمامی درج شدهها انداختم فکر کردم اگر بزرگان اندیشه و خرد ایرانی مانند زردشت-کوروش -داریوش -رودکی -فردوسی -حافظ -سعدی -ناصر خسرو-صائب تبریزی -مولانا-شمس-رازی بوعلی- -ووووووووووووووو کلیه عارفان و شاعران اگر زنده بودند نادانی ما ملت را مورد ستایش قرار میدانند ومیگفتنند ما تمامی حرفها را شما گفتیم ای نادانها
اگر روی کره زمین از یک ملتی اینقدر اهل خرد و اندیشه ظهور کرده بود الان به تمام گیتی دست یافته بود ای بیخردان و ای بی هنران کجایید شما
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۰۳ ب.ظ
جناب باردگار خسروان نظر دهنده
ما اینک در نیویورک و واشنگتن و کالیفرنیا در سایه خسروان جدید جهان در حال زیست در زیر سایه آنهاهستیم.
- اگر خواهان دموکراسی و کشف سلاحهای کشتار جمعی و مبارزه با تروریسم هستید و اگر میخواهید از حقوق بشر طرفداری نمایید و اگر هنری برای خر کردن مردم جهان دارید و میخواهید مثل آقایان محترم خران دو پا محسن سازگارا و محسن مخملباف و دکتر عبدالکریم سروش و اکبر گنجی و عبدالعلی بازرگان و عطا مهاجرانی در صدای آمریکا و یا صدای انگلیس(بی بی سی) برای گسترش امورفوق فعالیت نمایید و یا اگر فرمایش دیگری دارید به آدرس زیر مراجعه نمایید:
واشنگتن دی سی.
وایت هوس
دفتر مستر اوباما
پرزیدنت محترم یونایتد او استیت
واحد خریابی و خر رنگ کنی حزب خران - شعبه ایران
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۱۷ ب.ظ
درود بر اکبر جوون
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۴۳ ب.ظ
سلام عزیزی که جواب من را دادی:
زمان تکرار می شود و این آدمها هستند که از گذشته درس می گیرند آری این درد مردم ما از گذشته تا به امروز هست که سر ما را به عنوان دین زیر برف کرده اند و خود از سیری دارن می ترکند.ما از گذشته دور با این جماعت شیخ-ملا-آخوند مشکل داریم.
خیلی معزرت مب خوام اصلا قصدم با این شعر بی ادبی نیست
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را ——- که مار هفت سر دارد و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند ——- ز مار و عقرب گزنده تر درار
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر ——-اقل دویست نفر روضه خوان خر دارد
دویست دیگر جن گیر و شاعر و رمال ——- دویست واعظ از روضه خوان بتر دارد
به امید ایران سبز و پاینده و جاودان
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۰۳ ب.ظ
مرگ بر تو اکبر ننگ بر تو من طرفدار این نظام نیستم اما دین دارم و از تو بی دین و کافر مثل سگ بدم میاد . در سایه رهبری هستیم و خواهیم بود ….
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۰۵ ب.ظ
ساشا هم که شعر ایرج میرزا رو گفته … تعداد اندکی از شعر های ایرج واقعا زیباست
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۰۵ ب.ظ
حالا این را هم تحویل بگیر :
ز ایران وز ترک وز تازیان نژادی پدید آید اندر میان
نه ایران و نه ترک و تازی بود سخن ها به کردار بازی بود
کل مطالب این صفحه از مقاله ی نوشته شده و کامنت ها همه سخن هایی است به کردار بازی . به خصوص مطالب خود نویسنده . کاش آدم توی زندان بمیرد و مجبور نباشد که بدون سواد مقاله بنویسد.
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۴۱ ب.ظ
سایت فیلتر خواهد شد
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۲۷ ب.ظ
موضوع امام زمان ربطی به حکومت نداره .وامام ما حی و حاضر است.اللهم عجل لولیک الفرج
همه دعا ها الکیه پس.دعای ندبه رو برید بخونید.اگه بازم باور ندارید در خود قرآن ((بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین))
اگه قران رو قبول ندارید که هیچی نمیشه به شما فهماند.و اگر میخواهید بفهمید باید تقوا پیشه کنیم و همچمنین شما.
تا برامون حق و باطل فهمانده شود.
اگه هم هدایت برامون مهم نیست پس در گمراهی بمانید تا صبح قیامت.
سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۴۴ ب.ظ
اولا متاسفم برای اون کاربری که عامدا یا سهوا با الفاظ رکیک داره آب به آسیاب آقای گنجی می ریزه . چون دین ما دین عقل و منطق است واگر کسی بگوید دلیلی برای اثبات قرآن وجود ندارد همین دلیل برنسنجیده وخام بودن قائل آن است یک دلیل بر اثبات قرآن که کفایت می کند استدلال و مبارزه طلبی خود قرآن است که چهارده قرن است مخالفان و منکرینی مثل گنجی را دعوت کرده به آوردن تنها یک آیه مثل آیات قرآن وتا کنون کسی پاسخی به این مبارزه طلبی نداده است . ودلایل فراوان دیگری وجود دارد که در این مقوله نمی گنجد و سفارش می کنم آقایان ندانسته های خود را دلیل بر نبودن آنها ندانند و قبل از نظریه پردازی بیشتر مطالعه بفرمایند.
سخنی با آقای sasha:
آقای sashaهمه ما به تاریخ خود افتخار می کنیم مخصوصا اینکه به قول شما از همان ابتدا یکتا پرست بوده ایم اما این نباید باعث تحجر ما شود که اگر اعتقاد بهتر و کاملتری را دیدیم چشم بسته آن را رد کنیم
ما در دین خود درس آزادگی می آ موزیم درس فداکاری می آموزیم درس شجاعت مهربانی و…همه ما از عربهای جاهل آن زمان و این زمان متنفریم ولی به ائمه خود افتخار می کنیم . زندگی بی ولای علی را گمراهی می دانیم . بی عشق حسین حیاتمان ممات است عاشق مالک و عمار و ابوذر و سلمان هستیم و از این عشقمان درس ها می گیریم . در ضمن با اینکه نمی خواهم نامه عمر به یزدگرد و جواب آن را بی دلیل رد کنم ولی متن نامه ها خیلی به بیان امروزی نزدیک بود تا بیان باستانی .
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷ ق.ظ
سلامی گرم حدمت شما آقای کیوان
اولا از اینکه اهل منطق هستید و ثالثا مثل بقیه عزیزان به فحاشی نمی پردازیذ.
خدمت شما عرض کنم اگه می گویید کسی آیه ای مثل قرآن نیاورده درست است به خاطر اینکه شما مثل آن آیه نمی توانید بیاورید تنها به یک دلیل چون اگه مثل آن بیاورید می شود کپی و خود همان آیه به اصطلاح ما کپی برابز اصل می شود.
حتما شما در دوران تحصیل این را آموخته اید که برای اثبات یک چیز نمی توان با یک مثال آن را اثبات کرد ولی برای رد آن می شود.
پیشنهاد می کنم حتما مناظره آقای گنجی و نصرابوحامد را بخوانید
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۱۱ ق.ظ
دوستان گرامی اهانت به شخصیت ها در هر مقامی جایز و روا نیست چرا چون امکان نداردانسانی که به هر دلیلی یا با هر عقیده ای به دیگری توهین کند، از سلامت فکر و روان برخوردار باشد ، شما خوب به این نکته واقفید و مستحضرید در صورتی که ما با زبان و گفتگو نتوانیم با همدیگر گفتگو و مناظره کنیم یک اصل اساسی انسانی و بشری خود را زیر سوال برده ایم و وارد وادی و جامعه ای می شویم که در آن قوانین حیوانی و جنگل حکم فرماست .
نه به عنوان طرفدار هیچ جریانی خاص یا هیچ شخصیتی بلکه به عنوان کسی که از هر بوستانی و از هر انسانی درسها و نکته ها می اندوزم، به شما می گویم چگونه می توان شخصیتی همچون دکتر سروش رو با این همه آثار بسیار وزین همچون : اصناف دینداری ، صراط های مستقیم و بسیاری دیگر ، مثل اون آقا خر قلمداد کرد، چگونه می توان اکبر گنجی رو این گونه خطاب کرد ، کسی که پرده از قتل های زنجیره ای بر می داره و کجی ها و کاستی های جامعه رو با تمام وجود به چالش می کشه ، نه دوستان ما برای یک جامعه بالنده و رو به رشد مولفه و شاخصهایی داریم که از جلمله این شاخصها وجود انسانهای متفکر و حقیقت جویی است که همواره ناراستیهایی جامعه رو به چالش می کشند و نگران هستند. یک جامعه بالنده و رشد یافته یا در مسیر رشد و توسعه جامعه ای است که در آن شخصیت های انسانی ، گروه ها ، احزاب ، روزنامه ها ، هنرمندان ، اقلیت های قومی ،نژادی و مذهبی به طور آزادانه حق اظهار نظر و انتقاد دارند ، انتقاد به دولت به رهبر به رئیس جمهور به مجلس به همه مجریان حقیقی و حقوقی ، چگونه می توان ادعاکردهمه حقیقت در یک مذهب ، یک شخصیت یا یک مکتب جای دارد و بس و دیگران همه رو به تباهی و جهنمی اند. با چنین شاخصها و معیارهایی ب جامعه خودمان نگاه کنید ببینید ما در کجا موفق بوده ایم ، تمام اقلیت های قومی و مذهبی در ایران در اوج نارضایتی اند ، جوانان ناراضی اند ، بازنشسته گان ناراضی اند ، فقر و فحشا و اعتیاد بی داد می کند، کشوری که از نظر منابع یکی از غنی ترین کشورهای خاورمیانه بلکه آسیاست ، و بنابر محاسبه اقتصاد دانان برازنده هر ایرانی است که در رفاه کامل زندگی کند، فقر و نارضایتی در آن بی داد میکند و یکی از دلایل این رکود و عقب ماندگی ، تک قطبی بودن و تک صدایی بودن قدرت در جامعه ماست و همه در قدرت و تصیمیم گیری سهیم نیستند تا مشکلات جامعه را همگی با هم حل و فصل کنند ، در کشور ما تنها عده ای قلیل که وفا دار به رهبری و ولایت فقیه باشند خودی و محرمند و بقیه همه غیر خودی ، نامحرم و خطر ساز در نظر گرفته می شوند و این چیزی نیست جز دیکتاتوری ، توتالیتریسم.
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۲۳ ق.ظ
ای لعنت به روح خامنه ای سگ پدر که هر چی گهه از دهن اون میریزه
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۴۶ ق.ظ
جناب صمد خان
با توجه به خصوصیاتی که دارید هرچه زودتر به حزب خران واحد شعبان بی مخ مراجعه نمایید تا از شما برای عربده کشی وفحاشی و سواری دادن به سفارت انگلیس و باربری برای سربازان آمریکایی استفاده گردد.
تا افرادی چون جنابعالی وجود دارد، ما را غمی نیست.
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۵۱ ق.ظ
جناب« خطاب به همه»
این افرادی را که نام برده اید و کتابهایشان را بر شمرده اید، مگر نمیدانید که چقدر اهانت کننده به بزرگان بوده اند. حالا آمده اید به دیگران نصیحت میکنید.
زیر سایه آمریکا نشسته اند و بی ادبانه به همه چیز حتی معصومین اهانت میکنند و آنان را دروغگو خطاب میکنند و شما با مظلوم نمایی آنان میخواهید چه کنید.
آنان مظهر ذلت انسانی و مظهر تسلیم در برابر ابر قدرتها و مظهر پشت کردن به ملت خود هستند. فریب چهارتا کتاب آنها را نخورید.
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۵۴ ق.ظ
نظر دهنده بنام صمد
یا ساواکی زاده هستی، یا بهایی زاده، یا نان حرام خورده ای، یا بابات رباخور بوده، یا شکنجه گر ساواک بوده ،
یا خانوادگی نوکر سفارت انگلیس بوده اید. شاید هم در زباله دونی بزرگ شده ای و شاید به جای شیر به تو در کودکی لجن خورانده اند.
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۰۲ ق.ظ
جناب صمد
نمک شناس درست گفته است
هرچه زودتر به واحد خریابی حزب ما مراجعه نمایید.
ما شما را برای لگد پراکنی و عربده کشی به ماهی صد توبره جو و یونجه به استخدام در خواهیم آورد.
واحد خریابی و خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۲۰ ق.ظ
یا فراماسونر یا بهرحال احمق. قبول کنید که صفت احمق برای صمد یا حتی گنجی یک اهانت نیست . بلکه یک توصیف دقیق و بی بدیل است که با هیچ کلمه ی مودبانه تری نمی شود عوضش کرد . این ها اهانت نیست. گنجی طوری می نویسد که برای وصف دقیق حال او ناچاریم کلمات ناخوشایند به کار بریم. حتی واحد خریابی حزب…. هم مقصر نیست . قبول کن گنجی که مقالاتت آن قدر پوچ و فاقد منطق و خالی از علم است و لحن آن چنان مزورانه و عقده گشایانه است که افراد ناچار می شوند تو را سرجایت بنشانند . تو آدم علم نیستی . تو یک دیکتافون هستی . دیکتافون که می دانی چیست ؟ یک دستگاه است که یک رئیس نامه هایش را در آن می خواند و بعد منشی با صدای آن نامه ها را می نویسد . البته دیکتافون یک وسیله ی خیلی قدیمی است . از آن اختراعاتی که حالا دیگر به اسباب بازی تبدیل شده است . دیکتافون ها دیگر از دور خارج شده اند.
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۲ ب.ظ
ناشناس عزیز
بادرود و سلام بسیار
جدا درست گفته ای.
دستت درد نکند.
خدا که مظهر ادب و کمال است نیز به عالم بی عمل گفته است : مثلهم کمثل الحمار یحمل اسفارا مثل بلعم باعورا که نوکری ظالمین و ستمگران را کرد و در برابر حضرت موسی ایستاد و با وجودی که میدانست او پیامبر خداست،به علم خود عمل ننمود، مانند خری است که کتابی چند بر او بار شده است.
این اقا یا خانمی که حزب خران راه انداخته و افرادی چون گنجی را دست می اندازد، چه خوب فهمیده و اینان را چه خوب خر خطاب میکند.
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۰۸ ب.ظ
من به آقای گنجی می گویم برود یه مقدار فکر کند قرآن ونهج البلاغه را مطالعه نماید . در نهایت آقای گنجی چطور بعد چهر ذهه حالا متوجه این کارها شدی . معمولا افرادی که در حکومت پست ومقام خود را از دست می دهند وبه خارج فرار می کنند جهت خوش خدمتی به دیار فرهنگ چیزهایی تراوش می کنند . یا شما دچار شستشوی مغزیی شدید شده است . یا خودت را جوریی به آن راه می زنی . متاسفانه هرکدام از شماها که به خارج رفته اید وادیشه های میشل فکوو پوپر و… غیره را مطالعه کردید بی هویت شده اید . آق اکبر اروپایی که اکثر مسیحی هستند به احترام مذهب کشوری به نام واتیکان درست کردند ونخبگان مذهبی شان را در آن اسکان داده اند ؟ برو احایث وروایاتی که از پیامبر سینه به سینه به دست مسلمین رسده یک با ر دیگر مرور کن ! کجایی نکنه یک مرتبه دچار آلزایمر شده ای! خجالت زده نشو ماهی را هر وقت از آب بگیرند تازه است ! توبه کن ! به این فکر نکن چهر نفر غربی وملحد برای افکر شما چه چه وبه به می زنند . آخه اینه خودشان از جای دیگر عقده دارند. در هر حال به هویت اصلی خودت برگرد .که دچار عذاب الهی خواهی شد !
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۱۴ ب.ظ
من به آقای گنجی می گویم برود یه مقدار فکر کند قرآن ونهج البلاغه را مطالعه نمایید . در نهایت آقای گنجی چطور بعد چنددهه حالا متوجه این کارها شدی . معمولا افرادی که در حکومت پست ومقام خود را از دست می دهند وبه خارج فرار می کنند جهت خوش خدمتی به دیار فرهنگ چیزهایی تراوش می کنند . یا شما دچار شستشوی مغزیی شدید شده ای . یا خودت را جوریی به آن راه می زنی . متاسفانه هرکدام از شماها که به خارج رفته اید واندیشه های میشل فکوو پوپر و… غیره را مطالعه کردید بی هویت شده اید . آقا اکبر اروپایی ها که اکثر مسیحی هستند به احترام مذهب کشوری به نام واتیکان درست کردند ونخبگان مذهبی شان را در آن اسکان داده اند ؟ برو احایث وروایاتی که از پیامبر سینه به سینه به دست مسلمین رسیده یک با ر دیگر مرور کن ! کجایی؟! نکنه یک مرتبه دچار آلزایمر شده ای! خجالت زده نشو ماهی را هر وقت از آب بگیرند تازه است ! توبه کن ! به این فکر نکن چند نفر غربی وملحد برای افکارشما چه چه وبه به می زنند . آخه اینه خودشان از جای دیگر عقده دارند. در هر حال به هویت اصلی خودت برگرد .که دچار عذاب الهی خواهی شد !
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۳۳ ب.ظ
مم صمد نظر دهنده
ظاهرا آینه مقابل خود گذاشته ای و هر چه دیده ای توصیف نموده ای!!!
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۳۵ ب.ظ
جناب مظاهری
نه، ظاهرا نگاه گنجی و سروش و کدیور و شاگردان سروش کرده و هر چه دیده توصیف نموده است.
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۴۶ ب.ظ
دوست من بحث بر سر تنوع و تکثر عقاید هست ، بدون شک شما بهتر از هر کس دیگری نیک می دانید که دکتر سروش یک ملحد یا یک اسلام ستیز نیست ، بلک دقیقاً نقطه مقابل ان است اما چون شما گفته ها و عقاید ایشان را بر خلاف عقاید و تفکر خود می دانید لذا او را تکفیر و ذم می کنید و این در یک فضای دموکراسی و باز و آزاد که همه آزادند تا عقاید خود را بیان کنند ، محلی از اعراب نخواهد داشت . این نوع تفکر نهایتاً به دیکتاتوری خواهد انجامید چون شما وجود هیچ کس را که متفاوت از شما در باب دین فکر کند تاب نخواهید آورد. و اگر همه این گونه فکر کنند تصور کنید چه آشفته بازاری خواهد شد . آشتفه بازاری که هم اکنون در جامعه ایران شاهدآن هستیم فقط به خاطر اینکه یک نفر و یک عده قلیل می گویند همه حقیقت و حقانیت پیش ماست ، عده ای که میزان کفر و ایمان انسانها را در گرو پایبندی و عقیده به ولایت فقیه و تسلیم امر وی می دانند. و چنانچه کسی از آن تخطی کند با هر میزان علم و دانش و ایمان و تقوایی ، وی را کافر ، نوکر آمریکا و اسرائیل و از این قبیل می نامند. این را بدانید که اسلام نه با زورد بلکه با تسخیر قلوب انسانها رشد و گسترش پیدا کرد ، هیچ پیامبری از جمله نبی اکرم به زور مردم را تابع و مطیع خود نکردند بلکه با خلق و منش خود تبلیغ کردند « انک لعلی خلق عظیم»
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۳۷ ب.ظ
آقای گنجی رفته ای فرنگ وجاخوش کرده ای و این جرات را پیدا کرده ای که هرچه دلت می خواهد به این اسلام ونظام می گویی این را بدان پرچم امام حسین (ع) وامام زمان ۱۴۰۰سال است خاموش نشده که شماها بخواهید آن را خاموش نمایید . من یک بچه مسلمانم ۴۰ساله ام آزادی واستقلال را جمهوری اسلامی به من داد. آقای گنجی می دانی که در نظام شاهنشاهی فقط بچه خانها و کدخدایان و آنهایی که چاکری ارباب شاه را می کردند می توانستند به دانشسر ا ودانشگاه واستخدام بشوند .! قدر این آزادی در مملکت را بدان . قدر امام خمینی (ره) که روح خود باوری وبازگشت به ارزشهای اسلامی را در جامعه زنده نمود بدان . شما کجا بودید که امام در مقابل لایحه کاپیتالیسیون اعتراض کرد وگفت ملت ایران هرگز زیر بار وننگ این لایحه آمریکایی نخواهد رفت . تا مرجعیت شیعه هست این نظام انشاء اله آسیب نخواهد دید. دشمن از این تفرقه وتشتت سوئ استفاده می نماید .زیاد دل خوش به آمریکا نداشته باش .آمریکا به مانند آمپراطوری روم باستان و شوروی سابق تا سال ۲۰۱۵فرو خواهد پاشید
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۴۲ ب.ظ
امروز جنگی که در دنیا ست جنگ فقیر وغنی است جنگ شمال وجنوب است . جنگ تفکر اسلام آمریکایی وجنگ اسلام ناب محمدی (ص) است .
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۵۹ ب.ظ
(آقای) گنچی اصلا کی هستی که در مورد اسلام صحبت می کنی تو اصلا چیزی حالیته اگه وجود داری بیا ایران حالیت کنیم , برات ثابت کنیم امام الزمانی وجود داره یا نه غربیها آزادی جنسی را با آزادی واقعه ای اشتباه گرفته اند اونا دارند زن را تحقیر می کنند اونا زن را به موجودی تبدیل کرده اند که حتی حق نداره بعد از ازدواج نام خودش حفظ کنه باید فامیلی شوهرش را انتخاب کنه تا مجرده باید برده پدر باشه و زمانی کهخونه ازدواج کرد بشه برده شوهر دارند غربی ها دارند از ذموکراسی و آزاذی صحبت می کنند در حالی که یک دانشجوی مسلمان حق ندارد در دانشگاه حجاب داشته باشد خنده دار است که به این ها آزاذی می گویند اکبر گنجی من یه دانشجو هستم از اسلام هم اطلاع کاملی ندارم اما حاظرم برات ثابت کنم مام الزمان وجود داره فرآن یک کتاب الهی است و…
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۴ ب.ظ
سلام بر همه–من کاری نه به امام زمان دارم نه به دین و …فقط با عقل جور در نمی آید که کسی که حودش رو جانشین امام زمان معرفی میکنه خیلی راحت با یک سخنرانی صدها آدم میکشه و پسراشون و دوروبریهاش همه یه مشت آدم کش و قاتل و دزدن–ببینید خامنه ای و دارودسته اش چطور پول این مردم رو بالا میکشن و پسرش مجتبی خامنه ای چطور چسبیده به مال دنیا و اقتصاد و سرمایه گذاری تو آفریقای جنوبی و ۲ میلیارد هزینه میکنه تا یه بچّه گیرش بیاد…حالا که جانشین امام زمان اینجوری آدم کشی هست و پول دوست خدا میدونه امام زمان دیگه چه دزدیه و آدم کشیه
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۴ ب.ظ
جناب افشین
در میان اینهمه خر که تا حالا ما استخدام کرده ایم خر دوپایی به خریت تو ندیدیم! هر چه زودتر و هرچه زودتر برای استفاده از استعداد عالی جنابعالی در خریت، به واحد خریابی حزب ما مراجعه نما.
ما حاضریم شما را با جیره و مواجب دوهزار توبره کاه به استخدام در آوریم و در راه گسترش دموکراسی و مرام حزب شما را به کار گیریم
واحد خر یابی حزب دموکراتیک خران - شعبه ایران
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۹ ب.ظ
شما چرا مزدور جیره خوار دشمن شدید؟قیمت فروش انسانیت چند است؟
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۴۱ ق.ظ
به هر حال واحد خریابی فکر می کنی کسی که جوانان مردم را بی گناه به زندان می اندازد قابلیت جانشینی امام زمان را دارد؟ امام زمان اگر بیاید با این مدعیان چه می کند ؟ توهم به علت علاقه ی مفرط به خران روزی با خران همنشین خواهی شد . شاید تو هم مثل این ها از آنور بام بیفتی و خر آمریکایی ها یا انگلیسی ها شوی. آخه این ها که از اولش این نبودند. اول راه اطلاعات و امنیت ایران است و آزار مردم آخرش کافری و انکار مسلمانی .
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۰۱ ب.ظ
جناب« ناشناس نظر دهنده»
متأسفانه همانگونه که بیان کرده ای همنشین خرانی چون گنجی و کدیور وسایر دوستانشان شده ایم که برای بیگانگان دارند باربری میکنند و افرادی چون جنابعالی را هم رنگ میکنند. و بعد هم بهت میخندند!!!
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۳۸ ب.ظ
گنجی نمی تواند من را رنگ کند چون من مسلمان هستم .او ریزتر از این حرف هاست که بتواند مسلمان ها را رنگ کند . او بضاعتش در این حد است که نامسلمان ها را رنگ کند و تو یک نا مسلمان هستی و به همین دلیل هم خدا بهت خلاقیت نوشتن حرف های جدید را نداده است . یک مطلب ملال آور درباره ی خریت را هزار بار تکرار می کنی درست مثل این گنجی احمق که یک مقاله ی بی ارزش احمقانه نوشته است و فکر می کند تخم دو زرده گذاشته و شما به هر کوی و برزنی که گذر می کنی می بینی این موجود غیر قابل تحمل مطالب سخیف تکراری اش را درج کرده کرده است و حاضر نیست یک کم مطالعه کند و مطالب جدید بنویسد . حرف های صدسال پیش سروش را نشخوار می کند . ملتفت شدی . مواظب خودت باش . گنجی راحت آدمی مثل تو را که فقط حرف های بی ارزش می کند رنگ می کند . همان طور که لابد خودش هم اول مثل تو بوده است.
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۳:۴۳ ب.ظ
دوستان ظاهرا آقای ( واحد خریابی) حقوق می گیره تا ادبش رو در تمام سایت هایی که مقاله از جناح مخالف است درج کنه چون من این نظر را جاهای مختلفی دیده ام نه یکی نه دو تا تا دلتون بخواد این یک حرمت سازمان یافته است فریب اینها را نخورید روز تا شب تو اینرنت می گردن و نظرات مزخفشون رو توی سایت های مختلف ثبت می کنند تا خودشون رو زیاد نشون بدن دلیل من هم برای این حرف این است که قبل از انتخابات این همه نظر از این بچه حزب الهی ها ندیده بودم پس به یک باره چه شده که همه جا پر شده از نظر اینها چرا قبلا این جوری نبود در ضمن ما با مراجعه به سایت های مختلف می توانید نظرهای زیادی که به صروت مشابه یعنی (کپی پست ) درج شده است را مشاهده کنید
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۰۴ ب.ظ
آقای دلیل این گونه نظرها….. به هر حال گنجی وقتی تخم حرف های بی ارزش می کارد باید انتظار داشته باشد که گفته های زشت و بد و بی ارزش درو کند.
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۵۶ ب.ظ
سلامی گزم به همه عزیزان دوست داشتنی ؟
تا حالا در این پیامهایی که گزاشتم تمام و کمال ادب را رعایت نموده و خواستم که بحثی با تمتم جوانب و به دور از توحین به کسی کرده باشم ولی انگار با یک عده که حرف از دین و مذهب امام و …. میزنند نمی شود این طور صحبت کرد.
این عزیزان که فکز می کنند از همه دانا تر هستند از همه نفهم تر هستند چون اصلا پای صحبتها نمی شینند و نمی واهند که بفهمند و خودرا عاقل می پندارند
جناب آقای واحد خررنگ کنی(که به امید خدا خود و خانواده گرام خود را رنگ کنی و نه مردم را)
شما این قدر فهم و شهور ندارید و نمی دانید که توهین به یک انسان حق و ناس هست و فقط حرف اضافی میزنی.
آخه شما که به قول خودتان و کسانی مثل شما که خود را عاقل می پندارید کجا این همه نفهمی را به شما آموخته اند.
به قول معروف که همه می دانند می گویند کافر همه را بدین کیش پندارد حال چون شما خر هستید ونفهم همه را مثل خود نبینید لطفاً
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۶:۱۲ ب.ظ
واجبی بی واجبی حرفاش قشنگه!
جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۷ ق.ظ
ساشا جان
ناراحت نشو!
معلوم است آدم خوبی هستی.
مطلب بدی هم کسی به شما نسبت نداده!
اینان نیز مخالفین ما نیستند. آقای گنجی عضو حزب ماست.
برای چی ناراحت میشی؟!
ما به اعضای حزب خودمان هم نمی شود، یک شوخی بکنیم.
شما به خود نگیرید.
خودتون را از این ولیده های ابرقدرتها جدا کنید.
واحد خر رنگ کنی و خر یابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۷ ق.ظ
جناب نظر دهنده ۱۵۲
حزب دموکراتیک خران وابسته به هیچ جا نبوده و از هیچ کس پول نمیگیرد.
در آمد این حزب از غارت نفتهای خاورمیانه و منابع سایر کشورها به دست می اید.
جیره و مواجب اعضا نیز از همین منابع تآمین میشود. لذا هر گونه دریافت مزد و حقوق از این و آن تکذیب میشود.
تا خرهایی مثل ملک عبدالله و ملک فهد و آل صباح و صدام و ملک حسن و ملک حسین و پینوشه و بنی صدر و منافقین و اکبر گنجی ومحسن کدیور و سروش و… هستند ما نیازی به دریافت کمک از کسی نداریم.
واحد خر رنگ کنی و خر یابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۲ ق.ظ
آدم چقدر میتونه عقده ای باشه و احساس حقارت کنه که بیاد با ۵۰ تا اسم نظر بده
داداش این کارا دیگه قدیمی شده
شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۹ ق.ظ
طبق وعده ای که در تاریخ (سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۴۱ ب.ظ) دادم، سایت فیلتر شد
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۱۷ ب.ظ
با اینکه با نظر آقای گنجی مخالفم ولی تنم لرزید از این همه بییمار روانی که در کشور حضور دارند_این را به وضوح در کامنت های تکراری بالا می توان لمس کرد
شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۷ ب.ظ
دوستان بیایید به جای تخریب حرف های منطقی و عادلانه را بگوییم تا مهر تاییدی باشد بر سخنانمان
شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹ در ۶:۴۲ ب.ظ
چرا نظرات نیرن
یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۲:۳۴ ب.ظ
به افرادی که فکر کیکنند روشن فکرن بگید زیاد چرت وپرت نکن
فقط جمهوری اسلامی ایران
سایت مزخرف تونو جمع کنید
سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۷ ق.ظ
سلام ضدانقلاب : واقعا برات متاسفم،زمان ورودت به سپاه ارزیاب پرونده استخدامی شما نوشته:گنجی انسان عجول،عصبی،وتند مزاجی است،لذا برای سپاه مناسب نیست،باید برقلم آن ارزیاب جوان بوسه زد،اگرخلوتی دربین حامیان تروریسم دولتی وجنایتکاران بین المللی پیدا کردی راههای توبه وبازگشت را بررسی کن،به شرف رفقای خودت مانند حجاریان،شمس الواعظین،تهرانی،…… فکرکن ! اگرچه درعمل سیاسی دچارخطا شدند،اما غیرت آنها اجازه نداد پا روی اعتقادات مردم شریف ایران وآبروی کشورشان بگذارند.راستی فراموش کردی ،زمانی که درزندان بودی خانواده ات ازمحل سهم امام که دفترآقای منتظری به شما پرداخت میکرد ارتزاق میکردند؟ برای جوانهایی که حقایق رانمیدانند اینقدر دروغ نگو!شاید همه پلهای پشت سررا برای بازگشت به ایران،تهران ،نازی آباد ومحله های پر ازشهیدش را خراب کردی !ولی باب توبه وبازگشت به خدا بازاست،پس تلاش کن وازسرسفره خونخواران بشریت بلندشو
سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۳:۰۳ ب.ظ
سلام بر شما
واقعا حرف هاتون درسته
من هم در همدان گروهی رو جمع کردم و به تبلیغ برای شما می پردازم.
موفق باشید
جمعه ۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۲:۳۲ ق.ظ
کسانی که اینقدر دم از حقوق انسان میزنند پس چرا موقعی که صدام جوانان بیگناهمان را میکشت حرفی نمیزدند معنی حقوق انسان را فهمیدیم!
دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ در ۳:۱۰ ب.ظ
دم گنجی گرم که ضد انقلابه نه ضد انسانیت
شنبه ۵ تیر ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۸ ق.ظ
اون روزی که مال مفت سپاه جمهوری اسلامی رو خوردی گزدنت کلفت شد رو یادته آقای گنجی…؟
وگر نه امثال پهلوی تف هم کف دستتون نمینداختن .
محمد رضا پهلوی تو و هفت جد و ابادتم آدم حساب نمیکرد حالا صدقه سر جمهوری اسلامی ادم شدین و بهش فحش میدین .
جمهوری اسلامی اگه برا هیچ کس نون نداشت برا تو که آب داشت…
سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ در ۶:۳۹ ق.ظ
والل حرفای آقای گنجی دربارة امام و امامت خیلی متین است، به راستی که این جور موارد رو نمیشه نه با عقل ثابت کرد و نه با شرع! و این جور حرفها برای سوء استفاده خمس خواران به میان آمده است ، اما من با این حرف گنجی موافق نیستم که خیلی از مسایلی که مربوط به دین است رو نمیشه با عقل به اثبات رساند مانند معاد رو! مگه موضوع معاد از زنده شدن زمین مرده و خشک به وسیلة باران به اثبات نمیرسه . مگه خواب و بیداری علامتی برای معاد نیست ، مگه سبز شدن طبیعت و درختان در بهار علامت معاد نیست!
مشکل ما اینه که خرافات در مذهب شیعه فراوان است و همین خرافات موجب شده که الان روی موارد اساسی هم ما نتونیم با جرئت وارد بشیم.
خلاصه کلام : کاری رو که گنجیهای امروز در پیش گرفته اند گامی خیلی خوب برای درهم شکستن بت ها و طواغیت ساختگی است که ما برامون تراشیده ایم و باید چنین مردانی باشند که این بت های مسخره رو بشکونن. خدا بهشون قوت بیشتر بده . در ضمن من با این ادبیات زدتشتی و ملیت پرستانة مخالفم ، ما انسانیم و باید زنده گی انسانی داشته باشیم . هر تعصبی جلو رسیدن به حقیقت رو میگیره . زنده باد اسلام راستین و اصیل .
سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ در ۲:۳۸ ب.ظ
را جع به اون نامة که دوست ما از خلیفة دوم اسلام به یزدگرد در وب ثبت کرده باید گفت که اصلا متن این دو نامه تفاوت فاحش اندیشه و تیپ و عقیده دو جریان را میرساند. در یک سمت تواضع و فروتنی و بت شکنی و سربلندی و تعالی است در طرف دیگر که یزدگرد باشد تکبر و افتخار پوشالی و میان تهی! این چه افتخاری است که ما باید به آن ببالیم وقتی در برابر الله آتش میپرستیم و به آن افتخار هم میکنیم! این ملت به جز افتخار واهی چیزی دیگری به چنته ندارد؟ خدا خیردهاد خلیفة دوم را که ما ایرانیان بدبخت را از آن همه خواری و نگون بختی نجات داد و از پرستش آتش و جهالت محض به اطاعت خدای لایزال و مسیر کمال هدایت مان کرد. اما خدا خیر ندهد این آخندهای صفوی پلید را که ایران اسلامی را با خنجر کثیف صفوی به گند به قول مرحوم احمد کسروی شیعه گری ملوث کردند و اسلام ناب ما را از ما ستانیدند. به امید بازگشت به اصل . یاالله.