احمد زیدآبادی:
برخی شخصیتها در زمان حیاتشان محبوبند، اما پس از مرگ نامحبوب میشوند. عدهای هم به عکس، در طول حیات خود نامحبوبند و پس از مرگ محبوب میشوند. زندهیاد مهندس مهدی بازرگان، از جمله شخصیتهایی است که در کوران تحولات داغ پس از انقلاب سال ۵۷، در بین جوانان آن روز چندان محبوب نبود، اما امروزه پس از گذشت بیش از ۱۰ سال از وفاتش، در بین نسل جوان چهرهای محبوب به شمار میرود. این همان چیزی است که به آن «قضاوت تاریخ» میگویند. هر چند که پارهای فلاسفه جدید به چیزی به نام قضاوت تاریخ باور ندارند و اصولا هر چیزی تحت این عنوان را مهمل میدانند، اما اگر داوری انسانها نسبت به یک موضوع خاص را پس از گذشت مدت زمانی که ابعاد پنهان آن موضوع ظاهر و پیامدهای درازمدتش برملا شود، «قضاوت تاریخ» تعریف کنیم، در این صورت، این عبارت نه فقط مهمل نیست، بلکه نتیجه داوری از افقی بلندتر و متکی بر انباشت تجربههای به دست آمده از گذر زمان است. به هر حال، قضاوت تاریخ درباره مهندس بازرگان مثبت است، چرا که او بهرغم دلخوری نسل اول انقلاب از وی، در نزد نسل کنونی چهرهای محبوب است.
مسلما محبوبیت نه موضوعی است ثابت و پایدار و نه قابل اندازهگیری دقیق و نه علامت حقانیت دارنده آن، اما نبض زمان را میتوان براساس آن سنجید و اندیشه غالب بر افکار جامعه را دریافت. این البته بدان معنا نیست که محبوبیت اجتماعی به کلی فاقد هر نوع ارزش ذاتی است؛ آن هم به این علت که با تغییر طبع جامعه و علایق و سلایق مردم، شخصیتهای بزرگ، سیکل عموما معیوب محبوب – نامحبوب را تا زمانی که آثاری از آنها باقی است، طی میکنند. اما بحث ما در اینجا، تحلیل مفهوم محبوبیت و میزان ارزش ذاتی آن نیست، بلکه هدف از این نوشتار صرفا این است که نشان دهد به موازات طی طریق مرحوم بازرگان از نامحبوبی تا محبوبیت، جامعه ایرانی دستخوش چه تغییر مزاجی شده است. مقاله و مقالات
هر تحلیلی از انقلاب ایران داشته باشیم، در این نکته نمیتوان تردید کرد که روح حاکم بر آن، همان روح حاکم بر جنبشهای چپگرای ضدامپریالیستی جهان سومی در نیمه دوم قرن بیست بود. در جنبشهای مذکور، در هم شکستن بنیانهای نظام سیاسی و اجتماعی حاکم - که تصور میشد کاملا طبقاتی و در خدمت امپریالیسم جهانی است- هدف اصلی بود. در کنار این هدف اصلی، درگیری ستیزهجویانه با امپریالیسم که مظهرش آمریکا تلقی میشد، ضرورت پیدا میکرد و در سایه این دو هدف، دموکراسی به معنایی که همه شهروندان از هر طبقه و پایگاهی یک رای داشته باشند، و مدارا بخصوص نسبت به طبقاتی که استثمارگر و چپاولگر معرفی میشدند، نهتنها محلی از اعراب نداشت، که نقطه ضعفی غیرقابل چشمپوشی قلمداد میشد. در واقع در فضایی که خشونت انقلابی و ستیزهجویی طبقاتی در بین جوانان حسن شمرده میشد، مرحوم بازرگان با مشی گام به گامش، با روحیه لیبرال و مصالحهجویش و با اعتقاد عمیقش به همزیستی با قدرتهای غربی، محبوب نبود که جای خود، بلکه جادهصافکن امپریالیسم نیز شمرده میشد.
مسلما بسیاری از آنها که زندهیاد بازرگان را جادهصافکن امپریالیسم مینامیدند، غرض شخصی نداشتند و از روی صداقت چنین میپنداشتند. آنها در فضای فکری و سیاسی مسلط بر ذهن همه انقلابیهای جهان سوم سیر میکردند، فضایی که بسیاری از روشنفکران چپگرای اروپایی و آمریکایی نیز آن را به منظور نجات نوع انسان، تولید و بازتولید میکردند.
مهندس بازرگان در برابر این فضای سنگین و پرقدرت نه مرعوب بود و نه منفعل. او به اندازه قدرت و توان خود، خلاف جریان آب شنا کرد و از متهم شدن به سازشکاری نهراسید.
برخی از دوستان، این ویژگی مهندس بازرگان را خلاف «سیاستمداری» میدانند و بر این باورند که آن مرحوم نیز مانند بسیاری دیگر از شخصیتهای آن روز جامعه که اصولا هیچ نوع تمایل واقعی به موضعگیریهای طبقاتی و انقلابی نداشتند، اما برای حفظ موقعیت خود در آن روند خروشان، اظهار انقلابی بودن میکردند، میبایست حتی در ظاهر هم که شده، با موج آن روزگار همراه شود و پس از افتادن آبها از آسیاب، جامعه را به راهی ببرد که درست میدانست.
حتی اگر چنین تاکتیکهایی لازمه سیاستمداری فرض شود، بازرگان از کجا باید میدانست که آبها از آسیاب، قبل از آنکه از نگاه او فاجعهای رخ دهد، میافتد و اوضاع به روال طبیعی باز میگردد؟ البته شاید بتوان گفت که زندهیاد بازرگان در پارهای موارد بیش از حد لازم سرسخت و در موارد نادری لجوج بود و اصرار بر برخی نظراتش را به بهای نادیده گرفتن توصیه دوستان قدیمش همچون زندهیاد آیتالله طالقانی نیز ادامه میداد، ولی باید به یاد داشت که او تنها از موضع یک سیاستمدار با تحولات سیاسی و اجتماعی برخورد نمیکرد و رویکردی بیشتر روشنفکرانه داشت.
رسالت روشنفکری مهندس بازرگان ایجاب میکرد که از همراهی با موج طغیانگری که آن را مخرب میپنداشت، پرهیز کند و در عوض خلاف مسیر آن را با سماجت تمام بپیماید.
در واقع، همین سماجت و سرسختی- که برخی آن را نمیپسندند- سبب محبوبیت مرحوم بازرگان در عصر حاضر شده است. در ایران چنین توهمپراکنی شده است که لیبرال جماعت، مردمانی سست عنصرند و در برابر فشارها چندان بر مواضع خود پای نمیفشرند. بازرگان ابطال عینی این توهم بود؛ چرا که ضمن اصرار بر دیدگاههای لیبرالیستی خود، از در افتادن با موج و تحمل آسیبهای آن بیم نداشت.
به هر حال، در زمانهای که تذبذب مزاج، شاخصه میانهروی و اعتدال و لیبرالمنشی تصور میشود، مهندس بازرگان با پافشاری و مبارزه بر سر اصول ملایمتجوی خود، به صورت الگویی محبوب برای نسل کنونی در آمده است.

شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۲۲ ب.ظ
خودتان هم میدانید لیبرال یعنی سست عنصر. با این تیتری که زده اید
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۱۹ ب.ظ
تو ایرانی وطن دوست اونقدر احمقی که به خودت اجازه میدی در رابطه با بزرگمردی چون مهندس بازرگان اینجوری صحبت کنی !!!!
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۱ ب.ظ
اوباما، او با ماست.
نامه اعتراضیه حزب دموکراتیک خران
بدینوسیله اعلام میگردد که حزب دموکراتیک خران از این به بعد مجبور است از جبهه سبز اصلاحات خارج شود.
با توجه به تشکیل جبهه سبز اصلاحات متشکل از احزاب زیر:
حزب میمونها
حزب دموکراتیک خران
حزب سگان عو عو کن
حزب خوکان
حزب شتران
در یک ماه قبل با هدف سرنگونی نظام دینی در ایران و تشکیل یک نظام سکولار آمریکا دوست، و با توجه به اینکه رهبران پنجگانه این جبهه که نه با روشهای دموکراتیک بلکه خود خوانده رهبری این جبهه را بر عهده گرفته بودند و هر کدام نیز به جای تصمیم گیری شورایی و دموکراتیک، شروع به ایجاد سروصدا و عوعو و عرعر و اعلام وجود نموده بودند و موجب ایجاد اختلاف دراین جبهه را فراهم آوردند.
با توجه به اینکه حجت الاسلام آمریکایی محسن کدیور نظرات اکبر گنجی را قبول نداشته و عطا مهاجرانی نیرشروع به لگد پراکنی به این عضو مشهور حزب خران نموده است و این حجت ال( اسلام آمریکایی) فراموش کرده که خود خری است که چند کتاب بر توبره پشت خود دارد و به جای تشکر از جوایز و گرانتها و عالاف و علوفی که حزب در اختیار او قرار داده، ناشکری کرده و نظرات این متفکر حزب را زیر سوال برده، لذا این حزب تهدید میکند که اگر از این به بعد اعتراضی از ایشان که هنوز فرهنگ فاناتیک خود را فراموش نکرده و نیز اعتراضی از جفت همشیره اشان که مشهور به همدم النساء میباشد،مشاهده شد، این حزب ضمن افشاگری در مورد ماهیت واقعی ایشان، از جبهه سبز اصلاحات خارج خواهد شد.
از اول هم ما گفتیم به این جماعت اصلاح طلب عمامه به سر نمی شود اعتماد کرد، اما بعضیها سر ما کلاه گذاشتند.به اعضای ما که در روز عاشورا در خیابانهای تهران به رقاصی و قرطی گری و سوت و کف زدن پرداخته بودند، گفته اند «امّت خدا جو» و «عزادار حسینی» . آخه خرهای خدا! وقتی با ما همنشین میشوید این اصطلاحات دیگه چیه؟! ما هم ظاهرا مغز خر خورده ایم! که به شما اعتماد کردیم.
واحد خریابی و خر رنگ کنی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷ ب.ظ
جناب علی آقا
در مقابل دشمن سرسخت بودن مهم است نه در برابر مردم بیچاره ایستادن و در مقابل امام صف بستن و رزمندگان مدافع کشور را سست کردن و هر لحظه بر علیه دفاع مقدس توطئه کردن و اطلاعیه دادن و دشمن را شاد کردن اما یک نامه جدی بر علیه آمریکا و جنایات آن ندادن. خدا مرحوم بازرگان را بیامرزد. اما در کنار او چه کسانی بودند؟!امیر انتظام. مقدم مراغه ای . تیمسار مدنی و….
اینها خیلی محکم عنصر هستند؟!
بنی صدر خیلی محکم عنصر بود. قطب زاده خیلی محکم عنصر بود؟!
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۵۹ ق.ظ
سلام
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۳۸ ب.ظ
قابل توجه شاگردان دکتر سروش
خداوند برای پایان تاریخ یک آشغالدونی بنام آمریکا آفریده است که همه جهانخواران و ظالمین وستمگران و فریبکاران و منافقان و بی حیثیت ها و عاشقان آمریکا و بی هویتها و ….را در آنجا جمع میکند و سپس به زباله دان بزرگ تاریخ آنها را پرتاب میکند.
شاگردان دکتر سروش بشتابید! بشتابید!
در حال حاضر این افراد از شاگردان او به آنجا رفته اند:
محسن کدیور
محسن سازگارا
محسن مخملباف
علی افشاری
عطری
حقیقت جو
باطبی
منوچ محمدی
ملوس…
و ……
طبق دستور نیچه بزرگ مرد تاریخ بشر برای زندگی در زیر سوراخ دم خر دجال بشتابید.
زندگی در آنجا با عزت تر از زندگی در جهان سوم فلک زده است.
بشتابید.
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۳۹ ب.ظ
لغتنامه لیبرال دموکراسی پوپری
حقوق بشر : غزه
آزادی یعنی زندگی در جنگل و بی بند و باری جنسی اما حجاب ممنوع، گلدسته مسجد هم ممنوع!
دموکراسی یعنی افغانستان
جمع آوری سلاح کشتار جمعی یعنی حمله به عراق
کمک به زلزله زدگان: لشکر کشی به هائیتی
جلو گیری از گسترش غنی سازی یعنی انحصار داشتن سلاح اتمی
جامعه ایدآل یعنی آمریکا
کمک های بشر دوستانه یعنی زمینه چینی برای تسلط بر ملل مستضعف
صلح یعنی پذیرش سلطه
بشر دوستی یعنی ویتنام و فلسطین
پذیرش حق حاکمیت ملتهایعنی بیرون کردن ملت فلسطین از سرزمین خود
سازمان ملل یعنی حق تسلط بی چون چرای چند قدرت بر جهان با داشتن حق وتو
مقاومت در برابر ظالمان یعنی به آتش کشیدن جهان و ساختن جهنم
هولو کاست دروغی به بزرگی بیرون کردن یک ملت از سرزمین خود
جایزه صلح نوبل یعنی جایزه به توجیه گران ظلم و ستم و سکوت کنندگان در برابر ظلم و ستم ابرقدرتها و زمینه چینان تسلط و گسترش سلطه ابر قدرتها
شعبان جعفری : یعنی اکبر گنجی شاگرد سروش را برای کودتای مخملی جلو انداختن تا با اهانت و تکذیب ارزشها و توهین مقدسات راه را برای شما باز کند.
سروش یعنی توجیه گر لیبرال دموکراسی پوپری و جامعه باز آمریکایی و توجیه گر جنایات آمریکا و همپیمانانش در جهان
ولایت یعنی مخالف با فریبکاران عاشق آمریکا و عاشقان سینه چاک لیبرال دموکراسی جهانخوار و دیکتاتور.
اگر خلاف این است یک جمله از دکتر سروش در مخالفت با آمریکا و لیبرال دموکراسی بیاورید!!!
ولایت فقیه جلو دیکتاتوری را میگیرد و بدترین و وحشتناکترین دیکتاتوری دیکتاتوری لیبرال دموکراسی انگلیسی و آمریکایی است که شما مبلغ آن هستید.
یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۱۷ ب.ظ
«اوباما» او با ماست
آگهی مجدّد استخدام
توجّه ! توجّه!
فوری! فوری!
استخدام خران دو پا برای «گسترش دموکراسی» و «مبارزه با تروریسم» و «حمل نفت از خاورمیانه»
حزب دموکراتیک خران آمریکا با توجه به خرابکاری اعضای استخدامی این حزب و پیاده نظام بی مزد و منّت همراه آنان در روز عاشورای امسال و دسته گلهایی که به آب دادند و با لو رفتن اقدامات آنان در جعل اسناد تقلبی از جمله « عکس تقلبی» و « فیلمهای تقلبی» که هر خری می فهمید که با تقلب تهیه شده است از جمله ماشین بدون آرم نیروی انتظامی که یک سپر بزرگ تفنّنی هم در جلو یکی از آنها بود و در جایی که اصلا کسی کشته نشده بود از صحنه فرار فیلمبرداری شده بود و نیز اقدامات خرانه آنان در سوت و کف بی موقع و رقاصی و الواط گری بیجا که موجب ریزش شدید نیروهایی که با تلاش فراوان سرشان شیره مالیده بودیم، شدند، مجدداً و با حقوق مکفی و جوایز ارزنده، جهت عضویت در حزب خران شعبة ایران نیرو استخدام مینماید.
شرایط استخدام شوندگان
۱- به مبانی حزب یعنی « دموکراسی خرانه» و « باربری دموکراتیک» یعنی بار بری بی چون وچرا برای حزب خران انگلیس و آمریکا معتقد باشد.
۲- توان روحی برای آموزش اصول دموکراسی مانند « لگدپرانی دموکراتیک»، «عرو تیز دموکراتیک» و « آتش زدن دموکراتیک آشغال دونی» و « سنگ پرانی دموکراتیک» … و نیز توان جسمی برای اعمال آن در دمونستراسیونهای موسمی را داشته باشد. نمونه های از این اعمال در تصاویر زیر آورده میشود.
۳- توان « خدا جویی دموکراتیک» و « عزاداری دموکراتیک» داشته باشد.
۴- توان شرکت در طویله های تشکیلات اجتماعی و استعداد لازم برای آموزش اطاعت بی چون و چرا و بستن گوش و چشم و عقل را داشته باشد.
۵- توان باربری بخصوص حمل نفت سنگین از خاورمیانه به خارج از این منطقه را داشته باشد.
افراد زیر در اولویّت میباشند:
۱- خران دو پای عضو سازمانهای منافقین، فدائیان خلق، کوموله، سلطنت طلبان، شاگردان دکتر سروش، اعضای نهضت آزادی، احزاب مشاکلک و سازمان مجاحدین انقلاب و حزب سرکارگزاران و طرفداران گوگوش و شاگردان مرحوم طویله مکان شعبان جعفری مشهور به شعبان بی مخ که افتخار آور حزب خران جهان است، در اولویت میباشند.
۲- داوطلبانی که مانند افراد زیر توان رنگ کردن سایر افراد را داشته باشند. مانند افراد زیر:
محسن مهملباف : کارگردان آدم رنگ کن
دکتر عبدالکارل پوپروش: بافندة نظریه :« افتخار آمیز بودن چیزی به نام زندگی حتّی اگر در معدة یک خر بوده (بخصوص اگر خر دجال باشد) و تنها سر از سوراخ زیر دم او جهت تنفس بیرون آمده باشد.»
چغندر الدوله: همراه با رقاصه در بار شاه
بلعم باعورا، محسن کُودو: خری که کتابی چند بر او بار شده و از فعّالین حقوق خران دوپا، بخصوص حقوق خر دجّال میباشد و در این مسیر برندة جایزة افسار طلایی و گرانت تحقیقاتی شده است.
عطاء السلطنه مهاجرانی فی پناه ملکه، مفسّر تحریف گر و همدم النساء
۳- داوطلبانی که توان لگد پرانی و پرتاب سنگ و کلوخ داشته باشند و در بلند عر عر کردن بتوانند دست دیگران را از پشت ببندند.
۴- داوطلبانی که با زیور آلات خرانه به سبک زیر تزئین شده باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام قرار خواهند گرفت.
۵- داوطلبانی که برای حمل بار گاری در اختیار داشته باشند
حقوق و مزایا
به افراد استخدام شده ماهیانه هزار توبره جو و دو جفت نعل فولادی و یک افسار مخملین و یک پالان، یا معادل ارزش آن دلار آمریکایی پرداخت خواهد شد.
به کسانی که در انجام وظایف تاریخی حزب خران که اعمّ آن « گسترش دموکراسی» و « مبارزه با تروریسم» در خاورمیانه و « خالی کردن چاههای نفت » این منطقه است، توفیق بیشتری داشته باشند، جوایز زیر بر اساس نوع خدمتی که انجام داده اند، اعطا خواهد شد:
۱- جایزه نوبل: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند معترضین نسبت به حمل نفت از منطقه خاورمیانه را ساکت و ما را در سرکوب تروریسم کور این افراد یاری و تداوم حمل این مادة گرانبها تر از جان را تضمین نمایند.
۲- جایزه اسکار : این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند ک تعداد قابل توجهی از مردم جهان را فیلم کرده و آنان را به عضویت حزب خران در آورند.
۳- جایزه نعل طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند به هر صورت مرام دموکراتیک حزب را در جهان گسترش دهند.
۴- جایزه افسار طلایی: این جایزه به کسانی اعطا خواهد شد که توانسته باشند در ساخت نظریه برای سست کردن مخالفین و دعوت آنان به آرامش توفیق به دست آورند.
یونیتد استیت آو آمریکا
واشنگتن دی سی
کاخ سفید
دفتر مرکزی حزب خران
« واحد خر یابی»
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۹:۳۲ ق.ظ
خیلی تاسف انگیزه که بعد از ۳۰ سال تازه بعضی ها ارزش مهندس بازرگان رو میفهمند.
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۵۳ ب.ظ
خدا او رابیامرزد. اخلاق شخصی خوبی داشت. اما به دلیل تفکراتش که در نوجوانی در فرانسه و به دست معلمین آنجا درش درست شده بود، نتوانست با امام و ملت قهرمان ایران همراهی کند و شد حامی صدام و مخالف دفاع مقدس!!!! و بسیاری از یارانش اسنادشان از لانه جاسوسی در آمد. امیر انتظام. مقدم مراغه ای و…
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۵۵ ب.ظ
اوباما، او با ماست
گوگوروش ( گوگوش + سروش)
فلسفه زیستن در قرن بیست و یکم!!
زیستن مسالمت آمیز در سوراخ زیر دمب شیطان بزرگ و سر را فقط بیرون آوردن برای تنفس در آن فضای عفن و اسمش را زندگی و نوبت عاشقی گذاشتن و آنجا را جامعه باز نامیدن و ایده آل ترین جامعه بشر توصیف کردن به تقلید از افکار نیچه و کارل پوپر
شاگردان مکتب او که به همان محل فرار کرده اند:
حجت ال( اسلام آمریکایی) محسن کدیور
اکبر گنجی
محسن مخملباف
عطا مهاجرانی
عباس عبدی
محسن سازگارا
علیرضا علوی تبار
گوگوش
اشرف پهلوی
رضا شاه دوم
مسعود بهنود
و یک طویله تشکیلات اجتماعی پر از خر
برای انجام اصلاحات بنیادی در زندگی سیاسی به واحد تشکیلات اجتماعی این حزب بپیوندید
واحد خر رنگ کنی و خریابی حزب دموکراتیک خران
پنجشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۸:۴۴ ب.ظ
بنام خدا
جناب سروش
شما آرزوی نابودی جمهوری اسلامی را به گورخواهید برد. خون شهدا مانع کار شماست
ناله جانبازان شیمیایی و آه مظلومان سردشت و حلبچه و دل شکسته مادران فرزند فدا کرده و اراده میلیونها انسان عاشق سالار شهیدان، مخالفان جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السّوء
شما در دوران دفاع مقدس که هشت سال طول کشید ، جبهه که نرفتید، هیچ، جبهه رفتن، پیشکش! حتی یک سخن در تأیید فداکاری مردم نگفتید.
شاگردان شما نیز پیرو شما بودند. در محفل کیان شما چند نفر بودند که در این دوران فداکاری کردند؟! اگر لباس مقدس سپاه را نیز بر تن کرده بودند، یکبار برای فداکاری اقدام نکردند. شاگرد و همفکر شما جناب محسن کدیور به بهانه نبوغ بی مثال و بی مانندش حیف دید به جبهه برود و نشست خواند و خواند و خواند و شد یک عالم باسواد اما بی احساس و بی تعقل و دور از واقعیات و در خدمت نیات شوم جهانخواران و اینک نیز در سایه آنان چون جنابعالی دارد زیست میکند.
آقای گنجی، طشت رسوائیش از آسمان هفتم به زیر افتاده و رسوای عام و خاص است.
آقای سازگارا پادو بی حیثیت شبکه صدای آمریکا شده است.
آقای مخملباف، افتضاحش اظهر من الشمس گردیده.
و اگر از بقیه شاگردان و تربیت شدگان افکار جنابعالی سخن بگویم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود
جنابعالی زیر پوشش یک اصطلاح بی پایه، یعنی«استبداد دینی»، که آنگونه که در منبع اصلی( کتاب مرحوم نائینی) هست و مقصود نویسنده دانشمند آن از این اصطلاح علمای درباری میباشند، آمده ای مردم مسلمان را رنگ می فرمائی؟!
جنابعالی فرموده ای که جشن زوال استبداد دینی را خواهی گرفت. اما خود میدانی که در نظام جمهوری اسلامی، استبدادی در میان نیست. بلکه مشکل چیز دیگری است. مشکل این است که جنابعالی و دوستانت در مقابل حق نمی خواهید سر فرود آورید.
همان قضیه ای که در تاریخ بوده است.
پیامبران نیز با معاندان همین مشکل را داشتند.
یک مژده به شما بدهم!
ما مستضعفین به زودی جشن خواهیم گرفت!
جشن زوال نفاق
جشن زوال اسرائیل
جشن زوال آنان که به خاورمیانه آمده اند برای پیاده کردن دموکراسی و تا حال چند صد هزار مسلمان را به خاک و خون کشیده اند و جنابعالی سر سوزنی عکس العمل نشان نداده اید.
یک بار یک نامه، بر علیه آنان صادر نفرموده اید.
یک بار یک نامه و یک اطلاعیه بر علیه ظلم آشکار آنان ننوشته اید.
یک بار در یک راهپیمایی بر علیه آنان شرکت نکرده اید.
یک بار وجدان مبارکتان بر علیه کشتار زنان و مردان و کودکان و مظلومان مسلمان فریاد نزده است.
حیف نام انسان که به جنابعالی بدهند و شاگردان نامحترم شما که این روز ها همگی فراری فرنگ هستید و زیر سایه جنایتکاران بینالملل و جهانخواران نفت آشام زندگی میفرمایید و بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی نامه مینویسید و اطلاعیه صادر میفرمایید و داد و بیداد و قال و قیل به راه می اندازید و نظام مردمی ما را متهم به استبداد میفرمایید.
یک بار در زندگیتان بر علیه حق وتو سخن نگفته اید.
هزار تئوری در تأیید جامعه باز و جامعه ایده آلتان که همان جامعه آمریکاست صادر فرموده اید، اما دریغ از یک بار فریاد و همراهی با مستضعفین مسلمان و مستضعفین جهان!
فرموده اید که آماده جشن زوال استبداد دینی شده اید.
اولا: حیف از وجدان خفته شما که ما را با فریبکاری به استبداد متهم میکنید. همان اتهامی که حضرت مولا را بدان متهم مینمودند!
ثانیا: شتر در خواب بیند پنبه دانه. گهی لف لف خورد گه دانه دانه
دوستان شما که فعلا در حال آماده شدن برای چادر سر کردن و آرایش زنانه کردن و فرار به همان جایی که جنابعالی پناهنده شده اید هستند. جشن پیشکشتان!
مکتب شما، که همان مکتب دنیا خواهی و دنیا پرستی وخود محوری و خود خواهی است، البته با لعابی از شعر و حدیث و تفسیر من در آوردی، در حال زوال است.
منتظر باشید.
شما و جامعه باز ایده آل استادتان پوپر، مثل جامعه ضد دین و کمونیستی بسته شوروی در حال فروپاشی است و ما مسلمانان مظلوم جشن زوال آن را خواهیم گرفت و بر ویرانه های آن به شادی خواهیم پرداخت، ولو کره المشرکون.
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۰۶ ق.ظ
سلام
ای کاش یاد می گرفتیم بدون فحش دادن سخن همدیگه رو بشنویم و با دلیل ومنطق آنان را رد یا تایید کنیم
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ در ۷:۴۵ ب.ظ
بنام خدا
جناب سروش
شما آرزوی نابودی جمهوری اسلامی را به گورخواهید برد. خون شهدا مانع کار شماست
ناله جانبازان شیمیایی و آه مظلومان سردشت و حلبچه و دل شکسته مادران فرزند فدا کرده و اراده میلیونها انسان عاشق سالار شهیدان، مخالفان جمهوری اسلامی را نشانه رفته است. امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السّوء
شما در دوران دفاع مقدس که هشت سال طول کشید ، جبهه که نرفتید، هیچ، جبهه رفتن، پیشکش! حتی یک سخن در تأیید فداکاری مردم نگفتید.
شاگردان شما نیز پیرو شما بودند. در محفل کیان شما چند نفر بودند که در این دوران فداکاری کردند؟! اگر لباس مقدس سپاه را نیز بر تن کرده بودند، یکبار برای فداکاری اقدام نکردند. شاگرد و همفکر شما جناب محسن کدیور به بهانه نبوغ بی مثال و بی مانندش حیف دید به جبهه برود و نشست خواند و خواند و خواند و شد یک عالم باسواد اما بی احساس و بی تعقل و دور از واقعیات و در خدمت نیات شوم جهانخواران و اینک نیز در سایه آنان چون جنابعالی دارد زیست میکند.
آقای گنجی، طشت رسوائیش از آسمان هفتم به زیر افتاده و رسوای عام و خاص است.
آقای سازگارا پادو بی حیثیت شبکه صدای آمریکا شده است.
آقای مخملباف، افتضاحش اظهر من الشمس گردیده.
و اگر از بقیه شاگردان و تربیت شدگان افکار جنابعالی سخن بگویم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود
جنابعالی زیر پوشش یک اصطلاح بی پایه، یعنی«استبداد دینی»، که آنگونه که در منبع اصلی( کتاب مرحوم نائینی) هست و مقصود نویسنده دانشمند آن از این اصطلاح علمای درباری میباشند، آمده ای مردم مسلمان را رنگ می فرمائی؟!
جنابعالی فرموده ای که جشن زوال استبداد دینی را خواهی گرفت. اما خود میدانی که در نظام جمهوری اسلامی، استبدادی در میان نیست. بلکه مشکل چیز دیگری است. مشکل این است که جنابعالی و دوستانت در مقابل حق نمی خواهید سر فرود آورید.
همان قضیه ای که در تاریخ بوده است.
پیامبران نیز با معاندان همین مشکل را داشتند.
یک مژده به شما بدهم!
ما مستضعفین به زودی جشن خواهیم گرفت!
جشن زوال نفاق
جشن زوال اسرائیل
جشن زوال آنان که به خاورمیانه آمده اند برای پیاده کردن دموکراسی و تا حال چند صد هزار مسلمان را به خاک و خون کشیده اند و جنابعالی سر سوزنی عکس العمل نشان نداده اید.
یک بار یک نامه، بر علیه آنان صادر نفرموده اید.
یک بار یک نامه و یک اطلاعیه بر علیه ظلم آشکار آنان ننوشته اید.
یک بار در یک راهپیمایی بر علیه آنان شرکت نکرده اید.
یک بار وجدان مبارکتان بر علیه کشتار زنان و مردان و کودکان و مظلومان مسلمان فریاد نزده است.
حیف نام انسان که به جنابعالی بدهند و شاگردان نامحترم شما که این روز ها همگی فراری فرنگ هستید و زیر سایه جنایتکاران بینالملل و جهانخواران نفت آشام زندگی میفرمایید و بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی نامه مینویسید و اطلاعیه صادر میفرمایید و داد و بیداد و قال و قیل به راه می اندازید و نظام مردمی ما را متهم به استبداد میفرمایید.
یک بار در زندگیتان بر علیه حق وتو اربابان قدرت و استبداد جهانی سخن نگفته اید.
هزار تئوری در تأیید جامعه باز و جامعه ایده آلتان که همان جامعه آمریکاست صادر فرموده اید، اما دریغ از یک بار فریاد و همراهی با مستضعفین مسلمان و مستضعفین جهان و همراهی با مردم مظلوم فلسطین بخصوص مردم در محاصرة غزه!
فرموده اید که آماده جشن زوال استبداد دینی شده اید.
اولا: حیف از انتظار حق جویی از وجدان خفته شما. شما که ما را با فریبکاری و شارلاتان بازی به استبداد متهم میکنید. همان اتهامی که حضرت مولا را بدان متهم مینمودند!
ثانیا: شتر در خواب بیند پنبه دانه. گهی لف لف خورد گه دانه دانه
دوستان شما که فعلا در حال آماده شدن برای چادر سر کردن و آرایش زنانه کردن و فرار به همان جایی که جنابعالی پناهنده شده اید هستند. جشن پیشکشتان!
مکتب شما، که همان مکتب دنیا خواهی و دنیا پرستی وخود محوری و خود خواهی است، البته با لعابی از شعر و حدیث و تفسیر من در آوردی، در حال زوال است.
منتظر باشید.
شما و جامعه باز ایده آل استادتان پوپر، مثل جامعه ضد دین و کمونیستی بسته شوروی در حال فروپاشی است و ما مسلمانان مظلوم جشن زوال آن را خواهیم گرفت و بر ویرانه های آن به شادی خواهیم پرداخت، ولو کره المشرکون.
شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸ در ۱:۴۰ ق.ظ
درود یه شما
هنوز هم افراد زیادی هستند که بازرگان و بازرگان ها را درک نمی کنند
به شهر گناباد خوش آمدید.هر کاری داشتید می توانید روی کمک مردان سبز کویر حساب کنید…
دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۴۳ ب.ظ
بازرگان و بنی صدر فقط میخواستند جلوی استبداد خمینی رو بگیرن
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۳ ق.ظ
هی فلانی!برای کی مینویسید سازدرگوش خر مینوازید؟خیلی مانده تا ما بفهمیم چه برسرمان امده!!!!!!!
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۲:۴۲ ب.ظ
جناب ناشناس
بر سر شما نمی دانم چه آمده!
ملت ایران از ذلت وخواری نجات یافته و دشمنانش با ذلت و خواری به ابرقدرتهای جهانخوار پناهنده شده اند. حال جزء کدام دسته ای؟
اگر جزء ملتی که به سعادت رسیده ای .
اگر جزؤ اراذل و اوباش شاهی که معلوم است :ة آنان با ذلت وخواری فراری شده اند و ته مانده هایشان هم ناراحت و گیج و منگ هستند و در آرزوی نظام شاهنشاهی وابسته به آمریکا و نوکری آنان و گرفتن، جیره و مواجب و مزد و حقوق ، آه حسرت میکشند.
بازرگان و بنی صدر هم باید خود را اصلاح میکردند و نکردند و بر سرشان آمد آنچه آمد. یکی مرد ودوستانش هم به او پشت کردند و دیگری با لباس زنانه فرار نمود.
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۶ ب.ظ
لیبرال ،امّا سرسخت، مثل این جمله است: ماست امّا سفت و سخت!
چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۹ ب.ظ
شاید هم مثل این جمله، شل اما سفت
شاید هم مثل این جمله، سیاه اما سفید
شاید هم مثل این جمله غربی اما ایرانی
شاید هم مثل این جمله : ملی گرا، اما آمریکا دوست!
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۳:۳۴ ب.ظ
به نظر من ظاهرا این سایت رو فیلتر نکردنتا بچه های با ادب حزب الهی بیان نظرات زیبا، منطقی و قشنگشون رو بیان کنند با تشکر از ادب همشون مخصوصا منطقشون.
خدواند به ما صبر زیاد و به آنها شعور زیاد عطا فرماید
پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۴:۱۴ ب.ظ
اگر میبینید بعضی از دوستان بی ادبی وبی احترامی میکنند این باز خورد جایی لست که بزرگ شده اند و نشان گر ادب و تربیت کسانی است که انها را این چنین با ادب بزرگ کرده اند . به نظرم همه متوجه شدند که انها کجا و توسط چه کسانی تربیت شده اند.
جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۰ ق.ظ
سامان جان
حتما نظرات گنجی را خوانده ای و نیز نظرات دوستانش را.
لطفا نظرات خود را در آن رابطه نیز بیان دار تا همه بدانند جنابعالی نگران کدام ادب هستید!!
واحد خر رنگ کنی و خر یابی حزب دموکراتیک خران شعبه ایران
شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۲ ق.ظ
من تمام نظر های داده شده را خواندم حالا فهمیدم که این اخوند ها هرقدر بالای شما مردم ایران ظلم کند کم است و خوب است که هر روز شما ایرانی ها را این رژیم اعدام کنند شما ایرانی ها لیاقت یک رژیم خوب را ندارید و هر چه بالای شما زیادتر ظلم شود خوب تر است چون شما هیچ وقت ادم نمی شوید شما انسان های خوب کشور تان را نمی شناسید قدر شان را نمی دانید
شما های که اینجا نظر دادید معلوم است که از طبقه تحصیل کرده ایران هستید وقتی شما چنین حرفهای می زنید چنین زشت می نوسید خوب از بی سوادان شما که گیله نیست
شما مردم ایران لیاقت هیچ چیز را ندارید جز ظلم و ستم
مرگ بر شما ایرانی های بی لیاقت
خداوند خامنه ای را عمرش را طولانی کند تا بالای شما بی لیاقت های کثیف زیاد تر ظلم کند
سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ در ۳:۳۹ ق.ظ
با سامان مواقم و برای خودم متاسفم…درود بر بزرگ مرد تاریخ ایران مهندس بازرگان
چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۹ در ۴:۱۳ ق.ظ
تا زمانی که مسلمان های گوسفند نفهمند که از کجا میخورند، آش همین آش هست و کاسه هم همین کاسه. زیاد ناراحت نباشید گوسفند نیازمند چوپان است. علی گدا هم چوپان شما ها.
چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۹ در ۴:۱۶ ق.ظ
تا ابله در جهان است آخوند در نمی ماند !!!